تماس با ما
سایت های دیگر
اقتصادی
فرهنگی
سیاسی
نوید روز ،تربیون ازاد روشنفکران، در زمینه های آشتی ملی ،تفاهم

ادغام تشکیلاتی حزب واحد شورای شهر مسکو فدراتیف روسیه اعلام گردید

بتاریخ 20 ماه جون جلسه مشترک شورای شهر مسکو نهضت ف . د. ت  ا و حزب متحد ملی افغانستان در هوتل سیواستوپل شهر مسکو دایر گردید. در جلسه علاوه براعضای شورای های شهری هر دو حزب رفقا عبدالغنی غوربندی و زمان الدین آریانی روسای کیمته توحید و انسجام فدراتیف روسیه و عده از اعضای کمیته توحید و انسجام شورای فدراتیف روسیه اشتراک ورزیده بودند . در آغاز رفقا عبدالغنی غوربندی و زمان الدین آریانی طی صحبت مختصر ضرورت اتحاد نیروی های ملی و مترقی را بخاطر نیل به آرمان های والای مردم افغانستان توضیح و تشریح نمودند؛ متعاقباٌ رفقا هر یک عبدالرحیم تصمیم و کریم بلوچ در مورد صحبت نموده نظریات و پیشنهادات خویش را جهت بهبود پروسه ادغام تشکیلاتی به جلسه ارائه نمودند.

متعاقباٌ جلسه فیصله نمود که به تعداد 18 رفیق از هر دو جانب بطور مساوی عضویت کمیته توحید و انسجام شورای شهر مسکو معرفی و به اتفاق آرا پذیرفته شدند جلسه با صحبت اختتامیهء رفیق عوض عضو کمیته توحید و انسجام شورای سراسری حزب واحد جلسه را بررسی نموده و تاکید به عمل آورد تا با همبستگی و نظم دقیق در امر پروسه بعدی قدم بردارند و در تقویه کمیت و کیفیت حزب واحد توجع زیاد مبذول بدارند .

جلسه در فضای رفاقت و صمیمیت خاتمه یافت .

فهرست اعضای کمیته توحید و انسجام شورای شهر مسکو

1.       رفیق کریم بلوچ

2.       رفیق عبدالرحیم تصمیم

3.       رفیق نجف علی

4.       رفیق ربانی

5.       رفیق اجمل

6.       رفیق حفیط الله حبیبی

7.       رفیق ولید رزمان

8.       رفیق عبدالاول

9.       رفیق عبدالحلیم فردا

10.   رفیق  عبدالمنان

11.   رفیق بشیر احمد

12.   رفیق خداینور

13.   رفیق محترمه راضیه هوتکی

14.   رفیق غلام صفدر

15.   رفیق حبیب الله هدفمند

16.   رفیق ضیا کوهستانی

17.   رفیق جاندل زارع

18.   رفیق غلام حضرت

 

 


شورای فدراتیف روسیه حزب واحد ایجاد گردید

مطابق به احکام مندرج در طرزالعمل ادغام تشکیلاتی،به تاریخ اول ماه جون سال جاری 2010 میلادی شورا های حزب متحدملی و نهضت فراگیر دموکراسی وترقی افغانستان در فدراتیف روسیه مشترکا تشکیل جلسه داد.

کار جلسه با صحبت کوتاه رفیق محمد عوض اغاز و بعدا رشته سخن به رفیق زمان الدین آریانی سپرده شد.رفیق آریانی روی مسایل مهم و وظایف اساسی ای که در مقابل اعضای حزب واحد قرار دارد صحبت همه جانبه نموده و با احساسات عالی در حالی که اساسنامه حزب متحد ملی را بلند نموده بود چنی اظهار داشت:

رفقای عزیز! من این اساسنامه را مطالعه و کاملا حفظ نموده بودم ولی امروز ان رابرای همیشه بسته نموده و بعد از این خود را متعلق به حزب واحد اساسنامه واحد که در آینده نزدیک تسجیل خواهد شد می دانم.

سخنان رفیق آریانی مورد استقبال خاص حاضرین جلسه قرار گرفت.متعاقبا رفیق عبدالغنی غوربندی در مورد اهمیت اتحاد نیرو های ملی و مترقی و نقش شان در حل مسایل مبرم کشور صحبت نموده و وظایف اعضای حز ب واحد در فدراتیف روسیه را مشخص و در قسمتی از صحبت شان چنین گفتند:

تحقق پروسه وحدت میان نهضت فراگیر و حزب متحدملی به مثابه بزرگترین نیروی سیاسی، سازمانی و دموکراتیک درکشور که پاسخ شایسته و منطقی به خواست زمان است، موضوع آبستن و قوام پذیری یک نیروی جدید و بزرگ سیاسی را در حوزه فعالیت نیرو های ملی ودموکراتیک بشارت داده و امید های تازه و باور های عمیق مان را برای تحقق آرمان های بیکران خلق های افغانستان ،شهدای به خاک خفته و آرمان به دل ،معلولین و رزمنده گان که در چنین شرایط  در داخل کشور درفش آزادی ،خوشبختی و رفاه جامعه را دراهتزاز نگه داشته اند گشوده است.

بعدا رفقا هر یک حفیظ الله حبیبی،عبدالرحیم میزان،محمد حسین بابک،عبدالرحمیم تصمیم ،کریم بلوچ و عبدالحسین با ایراد بیانات شان از پروسه ادغام تشکیلاتی دو حزب برادر پشتیبانی همه جانبه شان را اعلام نمودند.

متعاقبا به اتفاق آراء رفقا هریک زمان الدین اریانی و عبدالغنی غوربندی به حیث روسای حزب واحد در فدرایتف روسیه برگزیده شدند.

در اخیر همه رفقا و یاران سابق در حالی که همدگر را به آغوش می کشیدند این موفقیت بزرگ را تبریک گفته و کار جلسه با صحبت اختتامیه رفیق محمد عوض و صرف نان شب به پایان رسید.

فهرست کمیته اجرائیه  توحید و انسجام شورای رهبری حزب واحد در فدراتیف روسیه

1-رفیق زمان الدین اریانی

2-رفیق عبدالغنی غوربندی

3-رفیق محمد ایوب منصور

4-رفیق محمد عوض

5-رفیق محمد حسین بابک

6رفیق حاجی عبدالسمیع اقبال

7-رفیق عبدالرسول افشار

8-رفیق راضیه هوتک

9-رفیق عزیز فروغ

10-رفیق محمد کریم بلوچ

11-رفیق عبدالرحیم تصمیم

12-رفیق حبیب الله هدفمند

13-رفیق عبدالحسین

14-رفیق داکتر فرید صالح زاده

15-رفیق غلام ربانی

16-رفیق جاندل زارع

17-رفیق عبدالاول

18-رفیق داکتر عزیز الرحمن

19-رفیق حفیظ الله حبیبی

20-رفیق نجیب الله رزمان

21-رفیق عبدالمنان

22-رفیق عبدالقدیر

23-رفیق عبدالرحیم میزان

24-رفیق صبغت الله.


اخذ مجوز فعالیت سیاسی

 

حزب متحد ملی افغانستان بمثابه بخش شورای رهبری کننده حزب واحد بتاریخ 6جون 2010 میلادی مجوز فعالیت سیاسی خویشرا مطابق قانون جدید ثبت وراجستر احزاب از وزارت عدلیه افغانستان بدست آورد .

درمحفلی که به همین مناسبت در دفتر شورای رهبری کننده حزب واحد ترتیب گردیده بود، رفقا هریک نورالحق علومی رئیس نوبتی شورای رهبری کننده حزب واحد ، داود راوش ، میاگل خالد ، انجینر عزیز ، انجینر بهادر ، دیدار ، سپاهی ، تعدادی اعضای رهبری  ، اعضا و مسوولین کمیسیون های مشورتی و انتخاباتی شورای رهبری کننده حزب واحد شرکت ورزیده بودند .

 

درآغاز محفل رفیق نورالحق علومی از نام شورای رهبری کننده حزب واحد ، اخذ مجوز فعالیت سیاسی حزب متحد ملی افغانستان را به اشتراک کننده محفل وازآن طریق برای اعضا و رهبری حزب واحد ، نیروهای ملی ، مترقی و دموکرات ،  مردم و روشنفکران کشور تبریک و تهنیت عرض داشتند.

رفیق علومی در ادامه صحبت شان ، ګفتند ".

 از آنجایکه هسته ساختار فکر وعمل حزب واحد  را منافع ملی و پايان دادن به بحران فاجعه انگيزکشور، تامين صلح و امنيت سراسری و حفظ استقلال و يکپارچگی ملی ، اعمار مجدد ميهن ، تامين همه جانبه حقوق بشر ، حاکميت قانون ، تامين دموکراسی و اعمار جامعه مدنی برشالودهً نظام دموکراتيک مطابق با خصوصيات ملی تشکيل ميدهد، وظیفه ما یعنی  وظیفه حزب واحد است تا

در جهت بیرون رفت وضعیت اسفناک سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی و نظامی  کشور ، بسوی وحدت ملی ، حاکمیت قانون ، رشد نهاد های جامعه مدنی ، اعمار مجدد کشور بربنیاد منافع مردم ، مصدر خدمت شده و جایگاۀ خاصی خویشرا دربین مردم ، جریان های سیاسی ،سازمان ها وحلقات در داخل و خارج کشور احرازنماید.

خوشبختانه  حزب واحد، برمبنای اصول طرح اساسناموی ، طرح اهداف مرامی و سیاست شفاف خویش توانسته است در مدت کوتاه فعالیت سیاسی اش ، بیزسیاسی واجتماعی  خودرا دربین مردم تقویت وتحکیم ببخشد .

در اخیر یکبار دیگر از تمام شما عزیزان تمنا مینمایم تا در جهت تسریع تدویر کنفرانس ها و کنگره حزب واحد خستگی ناپذیر کار خویشرا ادامه دهید ".

 

متعاقبا تعدادی از رفقا  پیرامون موضوع صحبت نموده ومحفل به موفقیت هرچه بیشتر حزب واحد در کارزار کمپاین انتخابات شورای ملی کشور خاتمه یافت.

 


بسم الله الرحمن الرحيم

د تسليت پېغام!


پښتانه وايي چې، سل دې ومره خو د سلو سر دي مه مره
ارواښاد اجمل بابا د ټولو پښتنو لوی او غښتلی سر وو.
افسوس: کومه ده هاغه ابۍ ، چې اوس دا رنګ اجمل وځېږوي
اجمل خټک د ژوند ټوله برخه د پښتنو يووالي ، خوداراديت او د پښتو ادب له پاره وقف کړي وه، د هغه مرام د پښتنې سياسي حاکميت جوړيدل وو. اجمل خټک به وېل ”په خپله خاوره خپل اختيار جنت دی ”
هيله: ټولو پښتنو مشرانو او د پاليسې جوړوونکو نه هيله کېږي ، چې د اجمل خټک په پل پل کېږدي، تر څو ټول پښتانه د يو غښتلي سياسي حاکميت او قانون خاوندان شي.ټول پښتون ملت د يو بېرغ لاندې راټول شي .
په روسېه کي د افغانستان د متحد ملي ګوند مشر تابه د اجمل خټک مړينه ټول افغان ملت او د هغه کورنۍ ته لويه ضايعه ګڼي او د زړه صبر ورته د لوی خدای نه غواړي. د ده په قبر دې تل د خدای جل جلاله د نور پېرزوينه وي.
انا لله وانا اليه راجعون
حاجي سميع اقبال
د افغانستان متحد ملي ګوند

شوراهای اروپائی نهضت فراگیر دموکراسی و ترقی افغانستان و

حزب متحد ملی افغانستان واحد گردید ند !



بتاسی از طرزالعمل ادغام تشکیلاتی مورخ 10 جدی سال 1388 مصوب هیات رهبری
حزب متحد ملی افغانستان و نهضت فراگیر دموکراسی و ترقی افغانستان ،
بتاریخ 6 فبروری سال 2010 میلادی شوراهای اروپائی نهضت فراگیر دموکرسی
وتر قی افغانستان وحزب متحد ملی افغانستان در شهر" ناخلی " کشور شاهی
هالند به اشتراک رفقا نورالحق علو می رئیس شورای رهبری کننده حزب واحد ،
نور احمد نور ، عبدالوکیل ونجم الدین کاویانی سابق اعضای هیا ت رهبری
ح،د، خ ، ا ( حزب وطن ) ، نماینده گان احزاب ، حلقات سیاسی و شخصیت
های مستقل سیاسی تحت ریاست رفقا داود رزمیار و میر عصمت الله سادات روسای
شورا های مربوطه تشکیل جلسه کردند .

کار جلسه حوالی یک بجه روز با صحبت کوتاه رفیق سادات آغاز گردید و مطابق
اجندا، رفقا داود رزمیار رئیس شورای اروپایی نهضت فراگیر دمو کراسی وترقی
افغانستان و میر عصمت الله سادات رئیس شورای اروپایی حزب متحد ملی
افغانستان به تفصیل پیرامون مسایل اجندای اساسی اجلاس " ادغام تشکیلاتی
شورا های اروپایی نهضت فراگیر دموکراسی وترقی افغانستان و حزب متحد ملی
افغانستان صحبت نمودند . ( متن های مکمل بیانات رفقا رزمیار وسادات به
زودی از طریق ویب سایت ها به نشر میرسند)

در اجلاس، بعد از استماع گزارشات روسای شوراهای اروپایی حزب متحد ملی
ونهضت فراگیر دموکراسی وترقی افغانستا ن، رفقا نور الحق علومی ، سرور
منگل، نجیب الله مسیر، عبد الرحیم کاروال، صد یق وفا ، روند ، انا هیتا
صفدر کارمل ، صالحه کا مه وال ، زبیر شیر زاد، جاوید جویا و نور احمد نور
به تر تیب سخنرانی نمودند. ( صحبت های رفقا در صورتیکه بشکل دیجیتال
بدسترس قرار گیرند ، از طریق ویب سایت ها نشر میگردند. )

متعا قبا،شوراهای اروپائی حزب متحد ملی و نهضت فراگیر دموکراسی وترقی
افغانستان با تصو یب رهنمود ادغام تشکیلاتی و مطابق به آن شورای واحد
رهبری کننده حزب واحد (متشکل از همه اعضای شوراهای اروپایی هردو حزب) و
کمیته ا جرائیه توحید و انسجام شورای اروپایی حزب واحد رابه کمیت(پنجاه
ودو تن عضو) تشکیل نموده که طبق رهنمود ادغام تشکیلاتی بطور موقت الی
برگزاری کنفرانسها و تاسیس شورای منتخب کار وفعالیت خواهند کرد . شورای
رهبری کننده وکمیته اجرائیه تو حید وانسجام اروپایی حزب واحد حمایت عام
وتام شانرا از فیصله ها ودساتیر مقامات رهبری کننده حزب واحد ابراز
داشته،از همکاری همه جانبه خویش به رفقا نورالحق علومی و شیر محمد بزر گر
روسای شورا ی رهبری کننده وکمیته اجرائیه مرکزی توحید و انسجام در تحقق
امر وحدت اطمینان دادند.

در اخیر ، مصوبه اجلاس توسط رفیق داوود کرنزی و فراخوان شورای واحد
رهبری کننده اروپائی حزب واحد توسط رفیق ابراهیم سکندری ارایه گردید که
به اتفاق آرا مورد تا ئید اشترا کنندگان اجلاس قرار گرفت. ( متون اسناد
اساسی اجلاس غرض اگاهی به نشر میرسند)

قابل تذ کر است که به آدرس اجلاس پیام رفیق سلطانعلی کشتمند مواصلت
ورزیده بود که توسط رفیق فیهم ادا قرائت گردید. (متن پیام )

کار رسمی اجلاس حوالی 6 بجه بعد از ظهر در فضای مملو از صمیمیت، احسا سات
، شادمانی وتجدید تعهد برای تکمیل پروسه وحدت با برگزاری کنگره واحد به
پایان رسید.

بعد از یک وقفه کوتاه، هنرمندان جوان و با استعداد کشور با اجرای برنامه
کنسرت وسرود های میهنی از اشتراک کننده گان اجلاس استقبال نمود ند.


http://www.watan-afg.com/new_page_522.htm






فراخوان وحدت

شورای اروپائی حزب واحد



یاران و همرزمانِ همیشه !

اینک پس از سالها جدایی، سالها تردید اما سالها تلاش مشترک و جستجوی
نیرومند تر شدن و مؤثر تر شدن، در ادامۀ همتِ بزرگ و اقدام تاریخی رهبری
ما در افغانستان برای واحد شدن، ما اعضای شورا های اروپایی نهضت فراگیر
دموکراسی و ترقی افغانستان و حزب متحد ملی افغانستان، صفوف خویش را واحد
میسازیم و سرنوشت خویش را برای روز های بد و روز های خوب پیوند میدهیم.

ما به چنین اقدام شجاعانه، مسؤولانه و وطندوستانه دست میزنیم، زیرا ایجاد
بدیل دموکراتیک و ملی نیرومند و ایجاد حزبی خدمتگزار برای مردم افغانستان
را ضرورت عاجل و تأخیر ناپذیر لحظۀ حاضر میدانیم.

ما برای حزب واحد رأی میدهیم زیرا معتقد هستیم که ستمدیده گان وطن ما، در
رویاروییِ هر روز و هر لحظه با نیرو های ظالم، محافظه کار و ارتجاعی و در
تلاش شباروزی برای دستیابی به حاکمیت ملی، به پناه، پشتیبان و همرزمان
مطمئن و آگاه، همین امروز، ضرورت دارند.

ما در کنار هم قرار میگیریم زیرا میدانیم که در مبارزۀ ملی دموکراتیک، در
نبرد برای تسخیر قلب های مردم افغانستان، برای حضورِ سازنده در جامعۀ
مدنی، برای تحمیل دستاورد های اجتماعی به نفع توده های زحمتکش کشور ما،
برای تنیدنِ رشته های همسویی و همبسته گی بین نیرو های پیشرَو و دموکرات
جامعۀ ما، باید و باید واحد و نیرومند باشیم.

وحدت ما وحدتِ آغوشِ باز و وحدت مؤسس است. وحدت ما میخواهد نه تنها وحدت
دو حزب ما، بلکه وحدت همۀ ما باشد، وحدتِ همه سازمان ها، حلقات و شخصیت
هایی که حاضرند برای وطن واحد ، دموکراسی، عدالت اجتماعی و ترقی کشور ما،
در کنار ما قرار گیرند.

وحدت ما وحدت خط کشیدن بر هویت ها و سلیقه های مختلف ، وحدت نفی تفاوت
های فکری نیست، وحدتِ ما گشایش است. زیرا ما معتقد هستیم که حزب
دموکراتیک و حزب غیر دموکراتیک با معیارِء بود یا نبودِ تفاوت نظریات و
مواضع و تحمل یا نفی این تفاوت نظریات و مواضع از هم تفکیک میشوند و
حزب آیندۀ ما قطعا یک حزب مبتنی بر دموکراسی و تحمل خواهد بود.

وحدت ما وحدت مؤسس است ؟ زیرا از نام تا سیاست ها و مواضع فکری و عملی
حزب آینده به مشورتِ فعالین ترقیخواهِ هموطن و حلقات و سازمان های کوچک و
بزرگ عدالت خواه و دادخواه گذاشته شده است. حزب واحد ما تا کنگره نه
رهبری از پیش تعیین شده خواهد داشت، نه نقش سازمانهای کوچک و شخصیت های
منفرد را در تعیین سیاست های خود انکار میکند، نه تعلق به یکی از دو حزب
مبتکرِ این مجمع عالی را معیار نقش شرکت کننده گان میداند و نه نیت آنرا
دارد که این مجمع عالی را به تنهایی سازماندهی کند و این حلقات و شخصیت
ها را در برابر عمل انجام شده قرار دهد.

ما آماده هستیم که کمیت بزرگترِ حزب خود را وسیله یی برای طرح های
انحصارگرانه، بزرگ منشانه و تحمیل مواضع خویش بر دیگران نسازیم.
باالمقابل، انتظار داریم که دیگران نیز از این کمیتِ ما مانعی روانی و
دلیلی برای ردِ هم سویی با ما نسازند. این امری طبیعی است که حزبی که
بیشترین امکانات را در وطن در اختیار دارد، ابتکار تدویر این مجمع عالی
را بدست گیرد. این حزب وظیفه دارد که نقش بزرگتری را در سازماندهی آن
ایفا کند. هر فورمول دیگری که در سازماندهی کنگرۀ واحد پذیرفته شود،
باالاخره به این حقیقت سادۀ زنده گی می انجامد و هر نهادی را در جای خودش
قرار میدهد.

ما وحدت خود را به این دلیل شجاعانه و ناشی از همت بزرگ یاران خود
میخوانیم که ترجیح دادیم بجای قرار داشتن در رهبری یک حزب با کمیت محدود،
فعالان و سربازان حزب بزرگ باشیم و در مسؤولیت هایی قرار گیریم که
همرزمان ما ، لایق آن تشخیص مان میدهند. وحدت ما غلبه بر نفس اماره
است.این وحدت ازانرو نیز شجاعانه است که ما موافقت کردیم که تفاوت نظریات
و مواضع سیاسی امری جاویدان در هر جنبش دموکراتیک است و ترجیح دادیم که
از تمامیت خواهی اجتناب کنیم، تفاوت ها را منبع غنا و بالنده گی حزب واحد
بسازیم. شجاعانه زیرا بر وسوسه های تکروی غلبه کردیم و تصمیم گرفتیم که
تا رسیدن به توافق در همه چیز انتظار نکشیم و به رسمِ بزرگ خانوادۀ ما ،
که سینه سپر کردن برای همرزمان است، باز گردیم.

به شما رفقا، شما دوستان خانوادۀ بزرگ مان خطاب میکنیم :

ما شما را به امر سازماندهی مشترک کنگرۀ واحد و نه شرکت ساده در کنگرۀ
واحد فرامیخوانیم. هیچ اختلافی در بین ما آنقدر با اهمیت نیست که نشستن
ما را در کنار هم یا حتی در برابر هم، زیر یک سقف مشترک منتفی سازد.
بیایید درستی اندیشه و سیاست هایتان را با محک پذیرش یا رد آن از جانب
اجراکننده گان اصلی این سیاست ها در وطن ما امتحان کنید. ما برای هر کدام
شما یک رأی در کنگرۀ واحد پیشنهاد میکنیم. خود نیز ازین بیشتر نداریم.

کنگرۀ واحد راه خود را خواهد پیمود، ولی بدون شما رفقای عزیز، خانوادۀ
جدید ما به هیچ وجه تکمیل نخواهد بود. جای فرد فرد شما در کاروان وحدت
خالی است. حضور فزیکی و معنوی شما در حزب واحدی که قرار است در نتیجۀ
تدویر کنگرۀ واحد پا به عرصۀ وجود بگذارد، تکیه گاه نیرومندی برای جنبش
ترقیخواهانۀ ما خواهد بود. از فرد فرد اعضای خانواده دیروز ما تقاضا
میشود که تا دیر نشده،در کنار سایر همرزمان و همرهان دیروز و امروز،این
فرزندان ترقیخواه وطن،قرار گیرند. این صدا نه از حد بیش است، نه از وقت
پیش. نه راه دیگر باقی مانده است ونه حتی فرصت بیشتر برای فکرکردن.

تپنده بادقلب وحدت!

در کنار هم، در کنگرۀ وحدت!

بیا نیه رفیق نورالحق علومی

بنام خداوند متعال

رفقای نهایت عزیز ،دوستان، خواهران وبرادران هموطن ودور از میهن!.

شما آگاهی دارید که بر اساس خواست و اراده جمعی اعضای نهضت فراگیردمو
کراسی وترقی افغانستان وحزب متحد ملی افغانستان و مساعی مستمر فعالین
ورهبری هردو حزب پروسه ادغام تشکیلاتی این دو سازمان سیاسی با تاسیس
شورای واحد رهبری کننده وکمیته اجرائیه مرکزی توحید وانسجام بتاریخ 27
جنوری 2010 در کابل عملا آغاز گردید.

واینک امروز با مسرت شاهد تاسیس شورای رهبری کننده حزب واحد در اروپا میباشیم.

اجازه دهید ازنام رهبری حزب واحد مان ، شورای رهبری کننده وکمیته
اجرائیه مرکزی توحید وانسجام ان، این رستاخیز سیاسی واین عید تولد دو
باره را به فرد فرد اعضا ، فعالین حزب واحد و نیروهای ملی- دموکرات، تحول
طلب وترقیخواه افغانستان تبریک وتهنیت بگویم.

دوستان عزیز،نشست امروزی شما یادآور آن روز های پر افتخاریست که مشترکا
بمثابه وارثین نهضت آزادیخواهی ، تجدد طلبی ، ملی ودموکراتیک درداخل کشور
در خدمت وطن و مردم خود قرار داشتیم ودر همچو مجالس راه های بهتر تحقق
ارمانهای بزرگ مان را بررسی میکردیم که در محراق آن سعادت انسان ، منافع
افغانستان واعمار جامعه رفاه همگانی مبتنی بر عدالت اجتماعی قرار داشت.

قربانی های زیادی درین راه داده شد. هزاران انسان آگاه، متعهد به ارزش
های انسانی ومنافع کشور شهید ، معیوب ویا نا مراد به جاویدان پیوستند.
روح آن همه شهدا ، رفتگان با نام وگمنام ما ، رهبران فقید دموکراتیک خلق
و وطن مرحوم نور محمد تره کی، روان شاد ببرک کارمل وشهید دکتور نجیب الله
شاد ویاد شان گرامی باد. این دین وتعهد ماست تا راه شانرا در اوضاع تحول
یافته با واقعبینی ، قلب گرم ومغز سرد ادامه دهیم.

ما به امید وفای تو گذشتیم زجان دوستان را مبر از یاد ،فراموش مکن

دوستان عزیز، هموطنان

وحدت نهضت ومتحد ملی بمثابه احزاب قانونی و شناخته شده امر تصادفی ، ژست
ومانور سیاسی نه بلکه تصمیم آگا هانه ، هدفمند ومسئوولانه رهبری نهضت
ومتحد ملی در برابر چالش هاییست که وطن ومردم زجر دیده ما با آن مواجه
میباشند. این چالش ها واقعی وبا لقوه اند. جنگ با گذشت هر روز ابعاد
وسیعتروویرانگر کسب میکند. تشدید فعالیت های خرابکارانه شبکه های
تروریستی بین المللی وجنایات سازمان یافته از یک طرف و خو د سری های خارج
از کنترول نیروهای خارجی موسوم به ائتلاف ضد تروریزم ، ادامه مداخلات
مستقیم همسایه های آ ز مند ازجانب دیگر موجودیت مارا بحیث یک ملت آزاد
ومستقل ودارای حاکمیت زیر سوال برده است. آنهایکه 9 سال پیش ظا هرا به
خاطر کمک به افغانها در مبارزه با تروریزم ، استقرار صلح ، نظام سازی ود
و لت سازی ، رشد وتقویه نهاد های دموکراتیک و تامین حقوق بشر به
افغانستان آمدند ، اکنون خود به یک چالش تبدیل شده اند . احتمال بازگشت
نیروهای ارتجاعی واستقرار نظام قرون وسطی به سبب اشتباهات جبران ناپذ یر
حاکمیت موجود وبازی بزرگ در اطراف افغانستان با توجه به تنشها یی منطقوی
افزایش یافته است. فساد به اوج خود رسیده بحران قدرت ، بحران حاکمیت
ومشروعیت نظام عمیقتر میشود . اکثریت مطلق مردم از بیکاری ، فقرو
وتنگدستی ومرض رنج میبرند.

در ست در چنین شرایط ، ما بحیث نیروها وانسانهای رسالتمند، نمیتوانیم در
برابر سرنوشت کشور ، نسلهای امروز وفردای مان بی تفاوت بمانیم. صرف
انتقاد از دیگران کافی نیست . لازم است تا نیروهای طرفدار صلح متعهد به
منافع ملی ، دموکراسی و ترقی اجتماعی راه های عملی تشریک مساعی و همکاری
را جستجو نموده ، در یک صف واحد در برابر چالش ها که حیات ملی مارا تهدید
میکنند قرار گیرند و بمثابه یک فاکتور نیرومند تغیر اوضاع عمل نموده ،
خود به الترناتیف دموکراتیک در کشور تبدیل شوند. به این مفهوم طوریکه
قبلا خاطر نشان نمودم، وحدت نهضت ومتحد ملی یک اقدام مسئوولانه وهدفمند
است. آنهایکه حزب را جدا از سیاست دولتی تصور میکنند ، در اشتباه
اند.حزب مکتب فلسفی وسیاسی نیست که صرف وفقط تولید اندیشه کند. حزب
بمثابه یک کل، وحدت اندیشه وعمل است

در عین حال،

ما به این با ور هستیم وتجربه نیز آنرا نه یکبار به اثبات رسانیده است که
، حلقات وگرو های کوچک ، احزاب و نیروهای بدون پایگاه محکم در بین مردم
وجامعه هرچند دارای عالیترین آرمان ها و آرزوها برای مردم ووطن باشند
،نمیتوانند بار بزرگ خد مت به مردم حتی در صورت دست یافتن به قدرت
دولتی را به شانه های خود حمل کنند . بنا برین نهضت فراگیر دموکراسی
وترقی افغانستان وحزب متحد ملی درجریان یک گفتمان سازنده سیاسی وگفت
وشنود های توام با حسن نیت به این نتیجه رسیدند که نمیتوان بیشتر ازاین
انتظار کشید تا همه همز مان به یک کانسنسوس( consensus )سیاسی برسند،
و این ممکن هم نیست. دو دهه وقت گرا نبها به مشاجرات بی ثمر وخسته کننده
که : " ما کی هستیم ، چه میخواهیم، گذشته ما چگونه بود وآینده ما چه
باشد، چپ هستیم ، راست هستیم وامثالهم " گذشت. هرچند، ما پرداختن به
این مسایل را که بشکل علمی طرح ، پیگیری و به انجام منطقی برسد، ضروری و
مفید میدانیم ، بلاخره کار وحدت عملی نیرویهای همفکر وهمسو را باید از
جایی آغاز کرد. فلسفه وجودی ،اهداف ومقاصد خود را بطور روشن بیان نمود ،
شعار های قابل درک برای مردم را پیش کشید، ظرفیت های خودرا بسیج کرد ،
متحدین خودرا تشخیص داد و متکی به نفس وبا جر ئت بطرف سیاست های بزرگ
رفت. پیچیدن در خود و عدم تحرک، بیشتر ازاین از نظر سیاسی هلاکتبار است.
سیاست بدون نتایج معین در دراز مدت باعث یاس ونا امیدی ودست کشیدن
فعالان سیاسی از مبارزه گردیده ، مردم به کارایی چنین سیاست باور
نمیکنند.

رفقای عزیز، از این حرفها نباید چنین استنباط کرد که فقط عطش قدرت نهضت
ومتحد ملی را به وحدت سازمانی رسانیده اند . نخییر، چنین تلقی به هیچ وجه
درست نیست. تصمیم در باره وحدت این دو حزب یک شبه اتخاذ نشده است و ما
هرگز از کنار مسایل وپرسشهای راجع به گذشته و امروز، مسایل فکری، مقاصد
واهداف مان برای درازمدت ، نگذشته ایم. چند سال است که کمیسیون های
تفاهم ما مصروف یافتن پاسخ ها به مسایل از این دست بوده اند .

قبل از همه، کمیسیون کار خود را از وحدت فکر آغاز کرد و خوشبختانه با
حوصله مندی ، پیگیری ،تحمل نظریات یکدیگر ودرک متقابل ، ما به یافتن پاسخ
های واقعبینانه ومنطقی به مسایل بسیار پیچیده و حساس اجتماعی و
سایکولوژیک نایل آمدیم.

ما در خطوط کلی دید گاه ها و مبانی فکری که بنیاد وحدت سازمانی ما را
تشکیل میدهد ،وهکذا در طرح برنامه حزب واحد تصویری روشن از خود ار ایه
کردیم. برخورد مان را به گذشته خویش، ایدیولوژی ، سیاست ومنا سبات اجتما
عی توضیح دادیم. اهداف نزدیک ودور را بطور روشن بیان کردیم.،

ارزیابیهای ما از آرایش وپوتنسیال نیروهای سیاسی افغانستان نشان میدهد که
باوصف شکست ها ی سیاسی وضا یعات غیر قابل جبرا ن در تند باد دودهه اخیر،
ظرفیت های قابل ملاحظه وجود دارد که با بسیج آن میتوان فعالانه به عرصه
سیاسی برگشت وبه ا یفا ی نقش برای نجات و آبادی وطن ، بهروزی ورفاه مردم
امید ورا بود.

ما همین اکنون با متحدین طبیعی خود – نیروهای ملی – دموکرات وترقیخواه
بصورت کل ، در شورای ملی که یکی ازشاخه های اساسی قو ای ثلاثه کشور است
جایگاه قابل محاسبه داریم. در سطوح مختلف قدرت واداره دولتی هرچند نامنظم
، پراگنده ، حضور پر رنگ داریم که درصورت موجودیت وحدت عمل وتشریک
مساعی میتوانیستیم و میتوانیم کار های بس مهم را بخاطر اصلاح وبهبود
اوضاع انجام دهیم، بالای سیاست های حکومت اثر بگذاریم . از تر یبیون
پارلمان ووسایل ارتباط جمعی صدا وپیام خودرا به گوش مردم وجهانیا ن
برسانیم. به هر حال،تا جای که به ما ارتباط میگیرد ، حین امضای طرز العمل
ادغام تشکیلاتی نهضت و متحد ملی ، یکجا با رفیق محترم شیر محمد بزرگر
وجمعی از یاران وهمفکران مان با یک صدا اعلام داشتیم که اد غام تشکیلاتی
این دو حزب - نهضت ومتحد ملی سر آغاز وحدت همه خانواده ای نیروهای تجدد
گرا ، دموکرات وترقیخواه و طرفدار عدالت اجتماعیست. ما بدون هیچ گونه
پیشرط و خود محوری آماده دیالو گ ومفاهمه جهت دستیابی به وحدت ساز مانی
و یا وحدت عمل با این نیرو ها هستیم. در اینجا لازم میدانم تا از نام
شورای واحد رهبری کننده حزب وا حد واز نام شما حضار محترم این اجلاس با
شکو ه از همه شخصیت های محترم ، حلقات ، گروه ها واحزاب که توسط نامه ها
وتماس های تیلفونی از وحدت تشکیلاتی وسازمانی متحد ملی ونهضت استقبال
کردند ، صمیمانه ابراز سپاس وقدر دانی نمایم و اطمینان دهم ، آنعده
ازاعضای خانواده مشترک دیروز مان که آ ماده اند به این پروسه بپیوند ند
وسرنوشت شانرا با حزب واحد رقم بزنند ، بدون کدام پروسیجر خاص وبدون توجه
به سابقه عضویت شان دریکی از احزاب – نهضت و متحد ملی با حقوق یکسان با
اعضای حزب واحد ثبت میگردند. آنها میتوانند در کار کنفرانس ها وکنگره حزب
واحد که قرار است تا ششماه دیگر برگزار شود , در تدوین وتصویب برنامه ،
اساسنامه و انتخاب مقامات رهبری کننده حزب وا حد از بالا تا پا یین از
طریق رای سری ومستقیم فعالانه شر کت ورزند. میخواستم خاطر نشان نمایم که
برنامه و اساسنامه حزب واحد هنوز در حد طرح ا ست . ما حتی نام حزب واحد
را از پیش تعیین نکردیم و مقامات رهبری کننده ان نیز موقتی اند. بنا
برین ما هیچ کس را در برابر عمل انجام شده قرار نداده ونمیدهیم.

دوستان محترم

طبعیست که وحدت ما همه را خوش وراضی نخواهد ساخت . ما انتظار واکنش ها
واحتمالا حملات از چپ وراست را داریم. اجازه بدهید به زبان ساده وبه
صراحت خا طر نشان سازم که ما حزب مردم زجر دیده افغانستان هستیم وهد ف ما
خدمت صادقانه به مردم وو طن آبایی مان افغانستان عزیز است. مبارزه بخاطر
رفاه مردم بدون هر گونه تبعیض وتمایز واعتلا ی کشور برای ما اولویت دارد.
ما هیچ برنامه وپلان پشت پرده ، وچیزی پوشیده از مردم نداریم. شفا فیت
وعلنیت اساس سیاست مرا تشکیل میدهد. در سند " خطوط کلی دید گا ها ومبانی
فکری" به صراحت بیا ن کردیم که " نهضت فراگیر ترقی ودموکراسی افغانستان
وحزب متحد ملی افغانستان در حالیکه خورا ادامه دهندگان مبارزات نهضت های
استقلال طلبانه ، ترقیخواهانه ود موکرا تیک کشور میدانند ، با ارزیابی
نقادانه موازین وشیوه های مبارزات سیاسی پا رینه می کو شند تا سیاست ها و
عملکرد های شانرا با واقعیت های مسلم زندگی اجتماعی ، تحولات در سطح جهان
، ضرورت زمان وروان جامعه ما عیار سازند." بنابرین حرف بر سر احیای حزب
دموکراتیک خلق افغانستان و یا حزب وطن نیست هرچند ما برخاسته از آ نیم.

" ما مخالف تحمیل یک ایدیولوژی خاص بر سیستم سیاسی ومناسبات اجتماعی
بوده، ازمجموع دانش بشریت بهره میجویم، به مبارزات مسالمت آمیز وقانونی
وحل تضاد های اجتماعی از طریق مسالمت آمیز اعتقاد داریم . به افراطیت چپ
وراست وتمام اشکال خشونت سیاسی مخالفیم.

عدالت اجتماعی وتامین رفاه عامه آرمان ماست. به دموکراسی ، حقوق وآزادی
های اساسی انسان باور داریم .

حال ، این راست است یاچپ و یا میانه ، مربوط به برداشت ها و قضاوت هر کس
است . ما داشتن نظریات خاص ، آزادی فکر واند یشه افراد را حتی در دررون
حزب واحد میپذیریم اما بمثابه یک حزب بطور کل همان هستیم که درطرح اسناد
بر ناموی ما تشریح وتسجیل شده است و کنگره حزب واحد آنرا تصویب خواهد
کرد. ما اهداف خویش را قربانی بازی با کلمات نخواهیم ساخت. بدون شک
زندگی در تغیر وتحول است و این تحولات لزوما اصلاحاتی را در برنامه
وسیاست های مان در آ تیه وارد مینماید. خوشبختانه در بین ما مغز های
متفکر فراوان اند . بگذار آنها پا به پای انکشافات در عرصه ملی و بین
المللی تولید اندیشه کنند وحزب شانرا در اتخاذ وپیشبرد سیاست های درست ،
منطقی ،واقعبینا نه وعملی یاری رسانند. خوشحال هستیم که تعدادی از بزرگان
مان در کنار ما حضور دارند و از مشوره های نیک و تجارب گرانبهای شان
مستفید میشویم.

دوستان عزیز،

تصمیم سیاسی در باره ادغام تشکیلاتی حزب متحد ملی افغانستان ونهضت فراگیر
دموکراسی وترقی افغانستان وتدوین اسناد بنیادی حزب واحد توسط رهبری هر دو
حزب ضروری اما کافی نیست. مهم است تا امر وحدت به امر فرد فرد اعضای سابق
هردو حزب ، شخصیت های مستقل ، گروه ها وحلقات همسو و همفکر ما تبدیل شود.
وحدت واقعی وارگانیک را نمیشود با فرمان ودستورتحقق بخشید. این شما هستید
که با حرف وعمل تان ، با تحمل وشکیبایی فضای اعتماد ، ،کار ومبارزه مشترک
بخاطر دستیا بی با اهداف انسانی مانرا در یک حزب واحد بوجود می آورید.
هیچکس نمیخواهد ازموجودیت چالشها و یا بهتر است بگویم موجودیت یک نوع
روان ، علایق وسلیقه های گروهی که در سالهای جدایی شکل گرفته است، چشم
پوشی کند. رفقای ما در نهضت ومتحد ملی با وصف مشترکات فراوان در اهداف
وهم چنان پیشینه مشترک سیاسی ، برای مدتی در ساختار های جداگانه با
درک نسبتا متفاوت از مسایل مبارزه کردند. درموارد ی معین به رقابت
پرداختند. به هر حال درصورت موجودیت اراده سیاسی و احساس مسئوولیت میتوان
وباید به مشکلات غلبه کرد . فرصت های زیادی از دست رفته است واین شاید
آخرین شانس باشد. با ید به سرعت تا جاییکه ممکن باشد، پروسه وحدت را با
برگزاری کنگره واحد تکمیل نمایم ، دراین راستا ،کاری راکه امروز انجام
داده میتوانیم نباید به فردا موکول کرد. زمان به سرعت میگذرد. انتخابات
شورای ملی پیشروست . باید بدون اتلاف وقت با استفاده معقول از ظرفیت های
مان بکوشیم تا جایگاه فعلی خود در شورای ملی را نه تنها حفظ بلکه تقویت
نماییم. همرا ه با متحدین ما ن نیروهای تجدد گرا ملی - دموکرات
وترقیخواه فرکسیون نیرومند پارلمانی را تشکیل داده ، اپوزیسیون قانونی را
سمت وسو دهیم و تا پنج سال آینده یک الترناتیف دموکرات ومترقی را برای
اتتخابات عمومی آماده وپیشکش نمایم.

به امید موفقیت

پیام شادباش رفیق سلطان علی کشتمند بمناسبت پیوند سازمانی

نهضت فراگیر دموکراسی و ترقی افغانستان و حزب متحد ملی افغانستان

قرائت پیام رفیق سلطانعلی کشتمند توسط رفیق فیهم ادا

برپایی این نشست مشترک شوراهای اروپایی حزب متحد ملی افغانستان و نهضت
فراگیر دموکراسی و ترقی افغانستان را بخاطر ادغام تشکیلاتی، صمیمانه
شادباش میگویم وبااین پیام بمناسبت این رویداد با اهمیت، خورسندی خویش را
ابراز می دارم.

درهم آمیزی و بهم پیوستگی این دوسازمان برادر، هم ریشه و هم تبار یکی از
آرزوهای دیرین بسیاری ازاعضای پیشین حزب دموکراتیک خلق افغانستان و جنبش
دموکراتیک کشور بوده است، صرف نطراز اینکه درحال حاضر تعهد یا فعالیت
سازمانی و یا مقام اجرایی دارند و یاخیر و من نیز دراین آرزومندی شریک
میباشم.

تلاشهای پیگیر فعالان درهردو سو، درهردو حزب که از روزهای پیشین درداخل و
خارج افغانستان انجام گرفت و اکنون به بازدهی وثمر نشسته است، از اهمیت
ویژه ای برخوردار است. همه شاهد بوده اند که چگونه رهبری های هردو سازمان
در درون و برون کشور صمیمانه کار وپیکار نموده اند وبر دشواریها و تفاوت
نظرها غلبه کردند. دراین میان، نقش رهبری های شوراهای اروپایی بخاطر
زمینه سازی ها، همیاری ها و سرانجام بخاطر این بهم پیوستن و به وحدت
رسیدن تاریخی، به پیروی از فیصله های رهبری هردو سازمان درافغانستان،
شایان یادآوری ویژه است.

وحدت هردو سازمان با ریشه ها، پیشینه ها و اندیشه های همسان و همرنگ،
پاسخ روشن دربرابر ضرورت های زندگی و زمان کنونی، گامی استوار و بلند
برای سازماندهی بهتر و گسترده تر مبارزه دادخواهانه و بازتاب دهندۀ
مطالبات برحق توده های ملیونی مردم افغانستان است.

با باور کامل میتوان گفت که این وحدت و یگانگی، راه را برای همبستگی ها،
همیاری ها، نزدیکی ها و درهم آمیزی های مبارزاتی و سازمانی گسترده تر
نیروهای دموکراتیک و دادخواه کنونی افغانستان، هموار خواهد ساخت و
درفرآیند جنبش دموکراتیک مردم درموقعیت مناسبتری برای رشد و بالندگی قرار
خواهد گرفت.

آرزومندم که این وحدت سازمانی انگیزۀ نیرومندی باشد تا تلاش های سازندۀ
اعضای سازمان واحد دریک مبارزه پرثمرو گسترده درهم آمیزد و تأثیرات شگرف
خود را درزمینه های گوناگون زندگی مدنی درکشور و درجهت رشد و گسترش
آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی وارد نماید.

از دیدگاه من سازمان واحد درنظر خواهد گرفت تا با برخورد دموکراتیک درشکل
و عمل، با اندیشه ها و طرح های روشن برپایه درک ضرورت های مبرم زندگی
اجتماعی درشرایط پیچیده و دشوار کنونی درافغانستان، با داشتن امید نسبت
به آینده و با اتخاذ روش های راهبردی برای تحقق خواسته های مردم، خود را
بازسازی نماید.

اکنون با همگرایی سازمانی، راه برای بخش بزرگی از آگاهان و فعالان، برای
دنبال کردن اندیشه های مبتنی بر عدالت اجتماعی درشرایط نوین بیش از پیش
هموار گردیده است. گرچه بقرار گفتۀ معروف، همان آب رفته به جوی باز نمی
گردد، ولی جریان ممتد آنرا با شیوه های نوین میتوان حفظ کرد. کاربست درست
برخی از تجارب گذشته درشرایط کنونی میتواند سازمان واحد و مجموعه جنبش
دموکراتیک و چپ را بخاطر راه گشایی بهتر در مبارزۀ دادخواهانه یاری
رساند.

مبرهن است که مبارزات حزب دموکراتیک خلق افغانستان و متحدان سیاسی آن
دربستر مساعد زمانی معین تکامل و گسترش یافت. آن حزب و مجموعه جنبش
دموکراتیک نقش تاریخی بزرگی درجهت بیداری، آگاهی و رهایی مردم انجام
دادند و درعرصه های اجتماعی، اقتصادی، فکری، فرهنگی واخلاقی درجامعۀ سنتی
تحول بزرگی پدید آوردند. اکنون شرایط دیگری درجامعه حکمفرماست و نیروهای
دموکراتیک واقعی ناگذیرند که در اتخاذ سیاستها و روشهای مبارزاتی خود آن
را درنظر گیرند. امکان آن وجود دارد که این نیروها بتوانند با تلفیق
اندیشه ها و تجارب پیشین و نگرش شرایط نوین مبارزۀ آزادیخش و دادخواهانه
پرتوان و پویا را درکشور سازمان دهند و تجلی عالیترین اخلاقیات انسان
دوستانه، آزادیخواهانه و عدالت جویانه باشند.

شماربیشتراعضای رهبری پیشین با انجام وظایف خویش درشرایط معین تا آنجا که
مقدور بود به مطالبات زمان خویش پاسخ گفتند و اکنون نسل دیگری از مبارزان
آزادیخواه دربرابر آزمون زمان قرار گرفته اند و امیدواریم که همواره با
غلبه بر دشواری ها، راه خویش را به پیش، بسوی افق های روشن بگشایند.

درپایان این، اجازه بدهید تا پیروزی های هرچه درخشان تردرکار و پیکار
مشترک، بخاطر وحدت و همبستگی خدشه ناپدیرسازمانی و گشایش و شکفتگی هرچه
بیشتر خرد و اندیشه در شناخت جامعه و ضرورتهای مبارزه، برای شرکت کنندگان
این نشست تاریخی و رهبری جدیدی که ازمیان هردو سازمان بهم پیوسته ایجاد
میگردد، صمیمیانه آرزو نمایم.

سلطان علی کشتمند
. فهرست کمیته اجرائیه توحید و انسجام اعلام شد

نوید روز-مسکو:طوری که هموطنان گرامی مطلع اند اخیران احزاب متحد ملی افغانستان به رهبری محترم نورالحق علومی و نهضت فراگیر دموکراسی و ترقی افغانستان به رهبری شیر محمد بزرگر باهم متحد شدند و قرار است که حزب جدیدی را ایجاد نمایند.
یک منبع مسوول به نوید روز اطلاع داد که ازکادر های هردو جانب ،شورای رهبری کننده حزب واحد به وجود آمده ز ادغام دو حزب مذکور در اروپا منتسب گردید که قرار ذیل می باشد.
شورای رهبری کننده حزب واحد..... افغانستان در اروپا
1- داود رزمیار رئیس شورا
2- میر عصمت الله سادات رئیس شورا
3- آ دینه سنگین
4- ابراهیم سکندری
5- دیپلوم انجینر احمد شا سرخابی
6- انا هیتا صفدر کارمل
7- انور پو یان
8- اسد کشتمند
9- احسان واصل
10- اسد رهیاب
11- باقر فرین
12- تاج محمد فعال
13- دکتور حبیب منگل
14-خواجه محمد صدیقی
15- داود کرنزی
16- روزبه
17-زرغونه ولی
18- سید طاهر شا پیکار گر
19- سلیم کارگر
20- سالم فخری
21- شمس الحق شمس
22- شفیق الله توده یی
23-شهاب الدین سرمند
24- صالحه رشیدی
25- صمد کارمند
26- دکتور طلا پامیر
27- عزیز حساس
28- عبدالغفار حمیدی
29- عبدالرزاق طلوع
30- عبد البشیر سنگر
31- عارف عرفان
32- عبدالرحیم حبیبی
33- عظیم لمر
34-عبد الفرید جوینده
35- فرید سیاوش
36- فیاض عزیز
37- قاضی معصوم
-38 کا وه کارمل
-39 دکتورمحمد عمر محسن زاده
-40 محمد عارف صخره
-41 میر عبد الله میر
-42 محمد الله وطند وست
-43 محمدالله امیری
-44 نجیب الرحمن شمال
-45 نصیر صدیقی
-46 نظر قیام
-47 ولی زیار مل
-48 ولی سیغانی
-49 هاشم زحمت
-50 همایون غفاری
-51 یاسین بیدار
-52 یاسین صادقی


 

جلسه شورای شهری حزب متحد ملی افغانستان در مسكو داير شد

بتاريخ 23/01/2010 جلسه شورای شهری حزب متحد ملی افغانستان در مسكو داير
شد . در اين جلسه ضمن بحث و بررسی بر روی مسائل جنبش ، بر روی زمينه
حركات مشترك با سازمانها و احزاب نزديك و همپيمان در روسيه فدراتيو و
شهر مسكو ، بحث و بررسی صورت گرفت .

در همين رابطه ازايجاد كميته مشترك برگذاری مراسم نوروزحزب متحد ملی
افغانستان در مسكو با شورای شهری حزب ملی هيواد افغانستان استقبال و
تقدير بعمل آمد .

شورای شهری حزب متحد ملی افغانستان در مسكو همچنين بر روي چگونگي كمك به
برگذاري كنگره قريب الوقوع حزب در داخل كشور و آمادگی برای شركت در آن
بحث نمود و در اين رابطه به تهيه گزارش عمومی كارها تاكيد نمود .

شعبه خبر

پناهجویان افغان در تیراندازی پلیس ایران کشته شدند'

پلیس مرزی افغانستان از کشته شدن پنج شهروند افغان توسط نیروهای نظامی
ایران در مرز میان دو کشور خبر داده است

غلام حیدر، از مقامات پلیس مرزی در ولایت نیمروز، در غرب افغانستان گفت
که اجساد چهار نفر از کشته شدگان را از مرزبانان ایران تحویل گرفته اند
اما به گفته او، جسد یکی دیگر از این افراد هنوز در اختیار پلیس مرزی
ایران است.

آقای حیدر گفت که این افراد قصد داشته اند وارد خاک ایران شوند، اما
نظامیان ایرانی برای ممانعت از ورود آنها، بروی شان آتش گشوده اند.

این حادثه در استان سیستان و بلوچستان ایران صورت گرفته است.

در این تیراندازی به گفته مقامات افغان، دو نفر دیگر نیز زخمی شده اند.

آقای حیدر گفت که این افراد پناهجویان افغان بودند که می خواستند برای
یافتن کار به ایران بروند.

او احتمال ارتباط این افراد را با قاچاقچیان مواد مخدر و یا گروه های مسلح رد کرد.

مقامات ایرانی هنوز در مورد این حادثه ابراز نظری نکرده اند.

ایران، از کشورهایست که بیشترین پناهجویان افغان را در خود جا داده است.
گفته می شود حدود دو میلیون پناهجوی افغان در ایران بسر می برند که اقامت
حدود یک میلیون از آنها، رسمی نشده است.

دولت ایران در طول سالهای اخیر محدودیت هایی را بر اقامت و کار مهاجران
افغان وضع کرده تا در چارچوب آنچه طرح بازگشت "داوطلبانه" خوانده شده،
آنها را مجبور به بازگشت به کشورشان کند.

اما با این حال، ادامه نا امنی ها در افغانستان و کمبود فرصتهای شغلی در
این کشور، باعث شده تا شمار زیادی از افغانها دوباره راهی ایران و
پاکستان شوند.

خاطرات سرهنگ خلبان بهزاد معزی خلبان مخصوص شاه ايران



قسمت دوم

دورة ستاد فرماندهی من درآمریکا به‌اپایان رسید و در سال 1352 برگشتم
تهران. در تهران به‌معاونت عملیات نیروی هوایی که رأس آن آذربرزین بود
منتقل شدم. در آن‌جا در قسمت یکنواختی مشغول به‌کار شدم. یکنواختی بخشی
است که نزدیکی زیادی با بخش آموزش دارد. یعنی آموزشها و امتحانات مختلف
را که خلبانها باید می‌دادند هماهنگ می‌کرد. کار ما در این بخش
دستورالعمل‌های عملیاتی، چکهای مختلف سالیانه یا شش ماهه یا چک پرواز با
دستگاه کور بود.

چند ماهی که در یکنواختی بودم برای پرواز با گردانC130 هماهنگ کرده بودم.
هفته‌یی سه چهار روز می‌رفتم برای پرواز. با خلبانها و دانشجویانی که
می‌خواستند پرواز کنند به‌دوشان‌تپه می‌رفتم و می‌پریدم .


اعزام مجدد به‌آمریکا برای آموزش دورة 707

در راستای گسترش برد هواپیماهای شکاری قرار شد نیروی هوایی هواپیمای
تانکر یعنی سوخت‌رسان707 بخرد. به‌این وسیله هواپیماهای شکاری ایران
می‌توانستند مقدار زیادی از خلیج فارس را بپوشانند. مدتی بررسی شده و
ظاهراً خود فرمانده نیروی هوایی من را برای فرماندهی گردان انتخاب کرده
بود. در این موقع تازه سرگرد شده بودم. این‌طور که بعداً شنیدم آذربرزین
با انتخاب من موافق نبوده و می‌خواسته نفرات خودش را بفرستد. اما
به‌هرجهت من انتخاب شدم و به‌اتفاق چند نفر دیگر از جمله سروان ببرزاده،
سروان صفری و سروان حسیبی و تعدادی دیگر برای دیدن دورة‌707 اعزام شدیم
به‌آمریکا.
این دوره را در کارخانه‌اش دیدیم. اول دورة زمینی آن بود. بعد دورة
پروازی‌اش بود. هم‌چنین قرار شد بعد از پایان دورة تصدیق بین‌المللی خطوط
هوایی را هم بگیریم. کلاس رفتیم. آزمایش دادیم و تصدیق را هم گرفتیم.
همزمان با پایان دورة ما، نیروی هوایی با کارخانه قرارداد بسته بود که
برای عملیاتی‌کردن و گسترش آموزش هواپیماهای 707 تعدادی ازخلبانان
آمریکایی را با گردانندگان عملیاتی‌شان به‌ایران بفرستند. قبلاً تعدادی
از نفرات اداریش را فرستاده بود. در پایان دورة ما دو سه هواپیما آماده
شده بود. ما آنها را با پرسنلش از طریق اسپانیا به‌ایران آوردیم. در
ایران محل استقرار ما در فرودگاه مهرآباد بود. این دوران برای من یکی از
پیچیده‌ترین دورانهای خدمتم بود. برای این که در تمام مدت علاوه برآن که
بایستی مشکلات و مسائل گردان را حل‌و‌فصل کنم با تعداد زیادی آمریکایی
مواجه بودم که به‌عنوان مستشار به‌گردان من فرستاده شده بودند. و این
مسائل را به‌شدت پیچیده‌تر و مشکلتر می‌کرد.با تعدادی از مستشاران مشکلی
نداشتیم. آنها کار خودشان را می‌کردند و ما هم نهایت احترام را برایشان
قائل بودیم. اما برخی از آنها حد و مرز کار و محدودة مسئولیت خود را
نمی‌شناختند. این موجب می‌شد که من به‌عنوان فرمانده آن قسمت با مشکلات
زیادی مواجه شوم. مثلاً من فرمانده گردان آن‌جا بودم. روزی که به‌محل
کارمان آمدیم آقای شارلوت، مسئول کل آمریکاییهای آن‌جا را دیدم. او قبل
از من به‌گردان رفته بود. با وجود این ضمن خوش‌آمد به‌او گفتم: « مثل این
که قراراست شما در این‌جا با ما کمک کنید؟». گفت بله. محل کار خودم و او
را پرسیدم. اتاق بزرگی را نشانم داد که 25ـ30متر طولش بود. دو دست مبل
شیک در آن گذاشته بودند. گفت این اتاق خودش است اتاق عملیات هم اتاق خیلی
بزرگی بود و سه چهار آمریکایی نشسته بودند. گفتم جای ما کجاست؟ از من
خواست تا با او بروم جایم را که مثلاً فرمانده آن قسمت بودم نشان بدهد.
رفتیم کنار اتاق خودش یک اتاق 2در3 بود. یک میز با یک صندلی در آن گذاشته
بودند که من با زحمت ازکنارش رد شدم. خنده‌یی کرد وگفت این اتاق شماست؟
با تعجب گفتم این‌جا جای من است؟ چطور است که‌اتاق‌هایمان را عوض کنیم؟
مقداری تغییر رنگ داد و گفت منظورت چیست؟ گفتم مستر شارلوت از طرف
فرمانده نیروی هوایی، فرمانده‌ این هواپیماها من هستم. و شما به‌عنوان
مستشار هستید. گفت بله گفتم پس شما بیایید دراین اتاق، من می‌روم توی آن
اتاق. گفت ما این‌جا نشست داریم. گفتم من نشست ندارم؟ فقط شما نشست
دارید؟ گفت چرا عصبانی هستید؟ گفتم عصبانی نیستم از کار شما متأسفم. گفت
من اتاقم را نمی‌توانم عوض کنم. گفتم اشکالی ندارد. این سه چهار پارتیشن
اتاق عملیات تا فردا صبح برداشته می‌شود و شما جای اینها هستید. بقیه هم
می‌روند به‌اتاق ته راهرو… گفت من باید صحبت کنم. گفتم صحبت بکنی نکنی من
فردا صبح اینها را جمع می‌کنم. این اولین درگیری و مستقیم من با مستر
شارلوت بود. دوباره گفت بعد باید با هم مذاکره کنیم. دیدم حداقل حرف من
را هم نمی‌پذیرد. با وضعیتی هم که برای خودش و من درست می‌کرد عملاً
نمی‌توانستم به‌عنوان یک فرمانده عمل کنم و پاسخگو باشم. برای همین گفتم
من در این مورد هیچ مذاکره‌یی با شما ندارم. این کار باید انجام شود.
برخورد من باعث شد که به‌زودی اتاق را خالی کردند و میز و صندلی گذاشتند.
یکی برای من و یکی برای معاونم. چند اتاق دیگر هم درست کردیم برای سایر
ایرانیها.
اما مشکل ما هنوز خاتمه نیافته بود. من وظیفه داشتم که ضمن رعایت حداکثر
احترام نسبت به‌میهمانان خارجی گردان، مدافع و محافظ منافع خلبانهای
ایرانی باشم. مسئول عملیات آمریکایی‌ها آقایی به‌نام کاپیتان مچسنی بود.
او برای خودش برنامه می‌ریخت و بدون اطلاع من به‌دیگران ابلاغ می‌کرد.
یکی دو هفته صبر کردم و عاقبت یک روز از او سؤال کردم شما این‌جا کارتان
چیست؟ گفت مسئول قسمت عملیات هستم. گفتم کار من چیست؟ گفت شما فرمانده
گردان قسمت ایرانی هستید. گفتم گردان قسمت ندارد. برنامة پروازی را که
شما می‌نویسید من باید ببینم. افسر عملیات من هم باید ببیند. خلبانهای
ایرانی را ما برایشان پرواز می‌گذاریم، نه شما. گفت نه نمی‌شود باید با
مستر شارلوت صحبت کنیم. دیدم حرف منطقی سرش نمی‌شود. گفتم من این کار را
می‌کنم تو اگر خواستی با مستر شارلوت صحبت کن! رفته بود صحبت کرده بود و
مثل این که به‌او گفته بودند کوتاه بیا! چون برنامه‌یی را آورد و گفت این
برنامة ماست. دیدم خلبانهای خودش را بیشتر گذاشته‌است. جابه‌جا کردم و
گفتم جای خالی بگذار تا ما تعیین کنیم. از آن به‌بعد برای خلبانهای
ایرانی بیشتر جا گذاشت. اما آقای مچسنی روابطی داشت که برای ما جداً مشکل
ایجاد می‌کرد. مثلاً او همیشه به‌حالت نیمه‌مست سر کار می‌آمد و فضای
بسیار بدی در محیط کار ایجاد می‌کرد. من به‌راستی مانده بودم با او چگونه
برخورد کنم؟
بعد از یکی دو ماه یک معلم از کارخانة بوئینگ آمد به‌نام «گلن بلو
استایم». او علاوه براین که‌انسان بسیار خوبی بود در گذشته معلم خود من
هم بود. بنا به‌آشنایی قبلی از من پرسید مشکلی نداری؟ گفتم چرا دارم.
اولاً هر روز صبح که آقای مچسنی می‌آید این‌جا باید یک تابلو «کبریت
نکشید» گردنش آویزان باشد. تعجب کرد و گفت یعنی چه؟ گفتم ایشان از در که
وارد می‌شود بوی الکل همه جا را برمی‌دارد. ما چنین چیزی در خلبانی
نداریم. ثانیاً برنامه‌ریزیها این طور است. ثالثاً در اسرع وقت من و یک
نفر دیگر باید معلم بشویم تا خودمان معلم ایرانی تولید کنیم. آقای گلن
بلو استایم گفت موافقم تو خودت می‌توانی معلم شوی. بعد هم خودت نفر دوم
را آموزش بده. رفت و صحبت کرد. از ماجراهای پشت پرده من خبر ندارم اما
فهمیدم با سایرین در آن‌جا درگیر شده است. بعد هم با کارخانه بوئینگ تماس
گرفت و کارخانه هم از من حمایت کرد. در رابطه با مشروب‌خوری آقای مچسنی
هم که صورت بسیار بدی داشت گفت خود شارلوت به‌او ده روز وقت داده برود
خانه و ترک کند بعد سر کار بیاید و تکرار هم نشود. مشکل مهمی‌که با آن
روبه‌رو بودم این بود که کار آموزش کند پیشرفت می‌کرد. ما بایستی در مدت
بسیار کوتاهی به‌یک خودکفایی نسبی می‌رسیدیم. برای رسیدن به‌این مدار
آموزش پرواز مهندسین پرواز و سوختگیری را دو برابر کردم تا مرتباً پرواز
کنند و آموزش را زودتر ببینند و معلم شوند. از مسئول آمریکایی سوختگیری
پرسیدم کی کارشان تمام می‌شود؟ گفت حداقل یک سال طول می‌کشد. گفتم چرا یک
سال؟ گفت برای این که در هرپرواز 4ـ 5کنتاکت بیشتر انجام نمی‌دهند.
کنتاکت یعنی هواپیمای شکاری می‌آید زیر هواپیمای سوختگیر. بعد بوم
هواپیما یعنی لولة بنزین دهنده را هدایت می‌کردند به‌پشت کابین خلبان که
محل سوختگیری بود. بعد از وصل توسط قفل مغناطیسی نگه داشته می‌شد تا
بنزین‌گیری شود. گفتم چرا 6تا؟ از این به‌بعد هرپروازی که می‌کنی باید
حداقل 20تا کنتاکت داشته باشید. گفت مستر شارلوت و مچسنی گفته‌اند. گفتم
برو به‌آنها بگو من گفته‌ام. باید کارشان دو سه ماهه تمام شود. شما فکر
کرده‌اید در زیمبابوه هستید که چند تا سیاهپوست افتاده باشد در زیر
دستتان؟ همة اینها که با شما کار می‌کنند در سطح دانشگاهی هستند. و
واقعیت هم این بود که بسیاری از همافران ما دیپلم گرفته بودند و دو سه
سال هم درس خوانده بودند که می‌شد هم سطح دانشگاه. تازه بسیاری از آنها
به‌آمریکا هم مسافرت داشتند و هرکدامشان یک یا چند دورة آموزشی هم در
آن‌جا گذرانده بودند. بعد از این برخورد رفتارشان اندکی عوض شد و آموزش
سرعت بیشتری گرفت. در عرض 5 ـ6 ماه‌ اول من خودم معلم شدم. یک خلبان دیگر
را هم معلم کردم که خودمان بقیه خلبان‌های ایرانی را می‌بردیم چک
می‌کردیم و معلم خلبان می‌کردیم. بعد چندین مهندس پرواز هم چک نهایی
شدند. چند نفر هم مسئول سوخت‌رسانی شدند و از همة ‌این نمونه‌ها معلم
درست کردیم. تربیت کادر متخصص و کارآمد بسیار مشکل بود و من مجبور بودم
برای پیشبرد کار هرروز با بسیاری افراد، چه ایرانی و چه آمریکایی، درگیر
شوم. برخی سبک کار ما را قبول نداشتند. می‌گفتند نه قبول نیست. می‌گفتم
بگویید اشکال کار ما چیست؟ چرا کادر آموزش‌دیدة ما نمی‌تواند معلم شود؟
می‌گفتند نه‌اشکال ندارد. اما نمی‌تواند. می‌پرسیدم چرا نمی‌تواند؟ یا
باید امضا کنید یا باید اشکالش را بنویسید. خلاصه این که با درد سر بسیار
در تمام رسته‌ها معلم درست کردیم.
در کنار این نوع برخوردها بایستی از رفتار دوستانة تعداد دیگری از
آمریکاییها یاد کنم. بسیاری از مهندسان پرواز یا مسئولان سوخت‌رسانی و
خلبانهای آمریکایی با ما رفتاری بسیار دوستانه داشتند و ما هم با آنها
بهترین روابط را داشتیم. در میان آنها یک مهندس پرواز بود به‌نام «سویلبر
جانسن» که با من خیلی دوست بود. او متوجه برخی مسائل شده بود و به‌صورتی
دوستانه از من علت را پرسید. به‌او گفتم ویلبر اگر تو فرماندة نیروی
هوایی آمریکا بشوی و اگر نفر متخصص هم داشته باشی، آیا من را برمی‌داری
ببری در نیروی هوایی؟ گفت نه معلوم است. گفتم من که هیچ وقت فرمانده
نیروی هوایی نمی‌شوم ولی اگر یک چنین کسی پیدا شود که بگوید ما خودمان
نفر متخصص داریم یا می‌توانیم تربیت کنیم و چرا آمریکایی بیاوریم اشکالی
دارد؟ گفت نه‌اشکالی ندارد. گفتم الان قضیه ما هم همین طور است. نفرات ما
تحصیلکرده هستند و قادرند در کمترین زمان تبدیل به‌بهترین معلمان شوند.
حرفهایی که به‌ویلبر جانسن زدم واقعاً حرفهای دلم بود. به‌قول آموزشهای
دورة ستاد ما در آن‌جا به‌فکر منافع ملی خودمان بودیم. چشم زاغ برای ما
زیاد مهم نبود. کار مهم بود. و نمی‌توانستیم و نباید تحمل کنیم که کسانی
که به‌عنوان معلم و مربی از خارج به‌ایران آمده‌اند خودشان مثلاً قوانین
را رعایت نکنند. من در این مورد بسیار حساس بودم و عکس‌العمل نشان
می‌دادم.

مثلاً یک شب پرواز شب داشتیم. منطقة سوخت‌رسانی ما کنارة بحر خزر بود. ما
از این طرف می‌رفتیم آن‌جا، از طرف دیگر هواپیماهای شکاری می‌آمدند سوخت
می‌گرفتند. هواپیما وقتی می‌آید نزدیک روی بال هواپیمای تانکر با یک
فاصله معین می‌ایستد. بعد دانه به‌دانه می‌روند در زیر دم، بنزینشان را
می‌گیرند و می‌روند سرجایشان. بعد مسئول سوخت‌رسانی می‌گوید شمارة دو
بیاید. بعد شمارة سه و همین طور تا آخر. من نگاه کردم دیدم دست چپم یکی
از این خلبانهای فانتوم آمده. درست زیر بال هواپیمای ما بود. به‌او گفتم
شما فاصله‌ات خیلی نزدیک است. ممکن است بخوری به‌هواپیمای ما. گفت نه خوب
است. تا آن موقع نمی‌دانستم خلبان کیست؟ اما وقتی حرف زد از لهجه‌اش
فهمیدم آمریکایی است. گفتم طبق نوشتة کتاب، شما باید سر بالت از سر بال
ما فاصله داشته باشد. یعنی باید اگر از ما رد شدی بال به‌بال نشوی. خنده
کوتاهی کرد و گفت من خودم کتاب را نوشته‌ام. گفتم خودت نوشته‌ای؟ گفت
بله. در رادیو داخلی از مسئول مربوطه که احمدی نام داشت پرسیدم آیا مشغول
بنزین دادن به‌کسی است؟ گفت نه. گفتم پس حواست جمع باشد کسی را جلو
نیاور. رفتم روی رادیو خارجی گفتم خود شما کتاب نوشته‌ای؟ گفت بله. گفتم
پس این کتاب را هم من می‌نویسم بگیر! و با سرعت هرچه بیشتر پیچیدم توی
شکمش. او یک عربدة وحشتناک کشید و سوت شد به‌طرف کف زمین رفت. از آن‌جا
هم کشید بالا و با دستپاچگی گفت چه می‌گویی؟ گفتم پرواز قطع است. لیدرشان
را صدا کردم و گفتم پرواز قطع است. می‌رویم، می‌نشینیم. دور زدیم و
نشستیم. روز بعد ساعت9ـ10 بود که یک سرهنگ آمریکایی به‌گردان ما آمد گفت
ژنرال من را فرستاده که‌از شما به‌خاطر رفتار خلبان‌مان معذرت خواهی
بکنم. ژنرال شما و بقیه را برای آشتی‌کنان به‌ناهارخوری آمریکاییها دعوت
کرده. گفتم من با کسی قهر نیستم که‌ آشتی بکنم. این هم صحبت معذرت نیست.
خلبان مزبور خبط پروازی انجام داده و باید تنبیه شود. به‌ژنرال بگویید
این هواپیمای ماست. خلبان خود ما هم اگر این کار را بکند ما باهاش همین
کار را می‌کنیم. این دلیل نمی‌شود که چون خلبان آمریکایی است… گفت نه
خواهش می‌کنم دیگر وارد این بحثها نشوید. دیدم منطقی حرف می‌زند دعوتشان
را پذیرفتم. چند نفری سوار شدیم رفتیم قسمت آمریکاییها. چند تا آمریکایی
و چند نفر از خلبانهایی که آن شب می‌پریدند حضور داشتند. یک سرگردی آمد
جلو و گفت من آمده‌ام عذرخواهی؟ فهمیدم او بوده‌است. گفتم اِ شما نویسندة
کتاب هستید؟ گفت خواهش می‌کنم دیگر به‌ما از این حرفها نگویید. نشستیم
غذا خوردیم. مقداری صحبت دوستانه داشتیم و موقع خداحافظی گفت دیگر از من
دلخوری نداری؟ گفتم نه ولی یک چیز را قبول داری؟ گفت چی؟ گفتم کتابی که
من نوشتم از کتاب تو بهتر بود. غش غش زد زیر خنده و گفت قبول دارم با
تمام وجودم، کتابی که تو نوشتی خیلی بهتر بود.