![]() |
|
نوید روز ،تربیون ازاد روشنفکران، در زمینه های آشتی ملی ،تفاهم
|
|
نویسنده: شعیب بهمن/ جایگاه آلمان در آتلانتیک گرایی روسیروابط روسیه و اتحادیه اروپا از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی دارای فراز و نشیبهای گوناگونی بوده است. تحکیم پایههای روسیهی نوین در دوران ریاست جمهوری ولادمیر پوتین از یک سو و گسترش اتحادیه اروپا و نزدیکی آن به مرزهای روسیه از سوی دیگر، روابط دو طرف را عمدتا با چالشهایی مواجه کرده است. در این بین روابط روسیه و آلمان به رغم مشکلات و موانعی که در خصوص لغو روادید و همچنین مباحث مرتبط با حقوق بشر در روسیه وجود دارد، با این حال از گسترش و توسعه خوبی برخوردار بوده است. بهنحوی که امروزه آلمان از جایگاه بسیار برجسته ای در سیاست خارجی روسیه برخوردار شده است. از این رو در بحث حاضر نیز ضمن نگاهی به رویه های موجود در سیاست خارجی روسیه و جایگزین شدن آتلانتیکگرایی به جای اوراسیاگرایی، به بررسی روابط روسیه و آلمان با تاکید بر دیدارهای اخیر سران دو کشور خواهیم پرداخت. در ادامه نیز نگاهی اجمالی به جایگاه ایران و فعالیت های هسته ای این کشور در رواط روسیه و آلمان خواهیم داشت. آتلانتیکگرایی به جای اوراسیاگرایی در سیاست خارجی روسیه نسبت به نحوهی ادارهی دستگاه دیپلماسی و برقراری رابطه با سایر کشورها، گرایشهای متفاوتی وجود دارد. از جمله مهمترین گرایش ها می توان به اوراسیاگرایی و آتلانتیکگرایی اشاره نمود. اوراسیاگرایی یا همگرایی اوراسیایی، مبتنی بر یک جزء ژئوپلتیکی است که مطابق با آن روسیه باید بر منطقهی هارتلند اوراسیا شامل آسیای مرکزی و قفقاز، کنترل داشته باشد. در سالهای گذشته ایدهی اوراسیاگرایی تا حد زیادی تقویت شده است. اوراسیاگرایان بیش از آنکه به غرب توجه داشته باشند، به شرقگرایی معروف هستند. از این رو در نگاه اوراسیاگرایان، شرق از جایگاه مهمتری نسبت به غرب برخوردار است. از سوی دیگر آتلانتیکگرایی یا غربگرایی در سیاست خارجی روسیه، طرفدار خط مشی توسعه مناسبات با اروپا و ایالات متحده آمریکا و جدایی از آسیا است و در این بین حتی تحکیم همکاری با جمهوریهای آسیای مرکزی را اضافی میداند. به عقیده غربگرایان، تمدن غربی باید به عنوان نوع ایدهآل تمدن و هدف غایی توسعه روسیه در نظر گرفته شود.(۱) در این بین از زمانی که دیمیتری مدودیف تحت حمایت ولادیمیر پوتین به مقام ریاست جمهوری روسیه رسید، مباحث مختلفی در خصوص سیاست خارجی این کشور مطرح شد که تاکنون نیز ادامه یافته است. اگر چه تغیرات صورت گرفته در کرملین و جابجایی در مناصب کلیدی روسیه به نحوی بود که در وهلهی نخست نمیشد دگرگونی محسوسی را در عرصههای سیاسی این کشور انتظار داشت، با این حال گذر زمان نشان داد که مدودیف نسبت به پوتین از نرمش بیشتری در سیاست خارجی برخوردار است و سعی میکند از خود جلوهی یک رهبر دموکراتیک و لیبرالتر را به نمایش بگذارد. از این رو وی سعی کرده بر خلاف پوتین بیشتر به سمت غرب حرکت نموده و بواسطهی کشورهایی همچون چین، ایران و هند، بیش از پیش غرب را به مماشات وادارد و از هراس کشورهای غربی در خصوص نزدیکی مسکو با شرق، نهایت بهره را ببرد. از این رو به نظر می رسد به رغم آنکه طی دوران ریاست جمهوری پوتین، سیاست خارجی روسیه بیشتر از اوراسیاگرایی پیروی می کرد، با این حال در دوران زمامداری مدودیف، دستگاه دیپلماتیک این کشور بیشتر به سوی غربگرایی متمایل است. بر این اساس هنگامی که در روز ۱۲ نوامبر ۲۰۰۹، دمیتری مدودیف رئیس جمهور فدراسیون روسیه، دومین پیام سالانهی خود را برای مجمع فدرال قانونگذاری (مجلس دوما و مجلس شورای فدراسیون روسیه) در کرملین قرائت کرد، «حمایت از چندقطبی بودن جهان»، «احیای جایگاه ابرقدرتی روسیه»، «پیگیری سیاست خارجی عملگرایانه»، «حرکت در راستای مدرنیزهسازی کشور» و «تحکیم مواضع سازمان ملل متحد» را مهمترین محورهای سیاست خارجی روسیه عنوان نمود. آنگونه که مدودیف ادعا دارد، عملگرایی در سیاست خارجی روسیه باید در جهت حل مسائل مربوط به مدرنیزهسازی این کشور اجرا شود.(۲) به نظر میرسد در این راه، میان پوتین و مدودیف اجماع وجود داشته باشد. زیرا مدرنیزاسیون برای روسیه مسئلهای حیاتی است و رهبران کرملین به خوبی می دانند که نباید بیش از این در امر نوسازی تاخیر شود. بر این اساس روسیه به ورود سرمایه، فناوری های جدید و ایدههای دست اول نیاز دارد و بیشک مهمترین تامینکنندگان نیازهای روسیه را باید در کشورهای غربی به خصوص کشورهای اروپایی جست. از این رو همانگونه که پیشبینی می شد، در گام نخست دیپلماسی اقتصادی روسیه بیش از پیش فعال شد و آنگونه که انتظار می رود، در مراحل بعدی کرملین سعی می کند شرایط سرمایهگذاری شرکت های خارجی در روسیه را تسهیل نماید.(۳) در مجموع، اقدامات دیمیتری مدودیف در مقام ریاست جمهوری، حکایت از آن دارد که وی سعی می کند چهرهای جدید از روسیه به جهان نشان دهد. رفتار لیبرالمنشانهای که وی در داخل روسیه و جامعه بینالملل از خود نشان داده، حکایت از این امر دارد. در این راستا مسکو تلاش میکند در حرکت رو به غرب، خود را بیش از پیش به کشورهایی نظیر آلمان و فرانسه نزدیک نماید. زیرا از یک سو آلمان و فرانسه طی سالهای گذشته، سیاستهای نزدیکی را در خصوص مسائل جهانی اتخاذ کرده اند و از سوی دیگر از قدرت و نفوذ قابل توجهی در اروپا برخوردار میباشند. به همین سبب نیز هنگامی که دیمیتری مدودوف در سال ۲۰۰۸ به ریاست جمهوری رسید، در نخستین سفرهای رسمی خود، راه آلمان را در پیش گرفت تا در نخستین سفر اروپایی خود به گسترش روابط با نزدیکترین متحد اروپایی روسیه متعهد باشد. در آن زمان، انتخاب برلین به عنوان نخستین ایستگاه سفر غربی رئیس جمهور جدید روسیه نشان از اهمیتی داشت که مسکو برای مناسبات خود با برلین قائل است. به خصوص که آلمان به دلیل روابط تاریخی و دیرینهای که با روسیه دارد و همچنین روابط تجاری گستردهای که میان طرفین برقرار است، به عنوان پل ارتباطی میان روسیه و اتحادیه اروپا شناخته میشود. به همین سبب اولین سفر رسمی رئیس جمهور روسیه به غرب مورد توجه ناظران سیاسی قرار گرفت و بسیاری این سفر را نقطه آغاز بهبود روابط میان روسیه و آلمان و سایر کشورهای غربی محسوب نمودند.(۴) مدودیف ـ مرکل؛ تجدید عهد طی دو ماه اخیر، مدودیف و مرکل دو دیدار با یکدیگر داشته اند. دیوادر اول به روزهای ۴ و ۵ ژوئن ۲۰۱۰ باز می گردد که رئیس جمهور روسیه میهمان صدر اعظم آلمان بود. مسائل افغانستان، مسائل مرتبط با خلع سلاح، ایجاد تعادل در بازارهای مالی بینالمللی و لغو روادید برای رفتوآمد اتباع دو کشور از جمله موضوعات مورد بحث میان طرفین بود. در دیدار دوم مدودیف و مرکل که در تاریخ ۱۵ جولای ۲۰۱۰، به بهانه دوازدهمین نشست دوجانبهی رهبران دو کشور برای گسترش مناسبات سیاسی و اقتصادی برگزار شد، صدراعظم آلمان در راس یک هیئت بلندپایهی دیپلماتیک و اقتصادی، عازم روسیه شد. در این دیدار نیز قراردادهایی به ارزش میلیاردها دلار بین دو کشور امضا شد. بر این اساس شرکت زیمنس آلمان و شرکت آئرواکسپرس روسیه با حضور مرکل و مدودیف توافق کردند که برای خط آهن دولتی روسیه (RYD) قطارهای تازهای بسازند. حجم این معامله به ۲/۲ میلیارد یورو میرسد. افزون بر آن قرار است ایستگاههای قطارهای محلی روسیه، با هزینهای بالغ بر ۶۰۰ میلیون یورو مرمت شوند. همچنین شرکت زیمنس موافقتنامهای امضا کرد که برپایهی آن مرکزی پژوهشی در منطقهی «اسکولکوو» در نزدیکی مسکو طبق الگوی (Silicon Vally) در آمریکا ساخته شود. کار این مرکز تحقیقاتی، نوسازی فنآوری روسیه خواهد بود. علاوه بر این شرکت زیمنس قصد دارد با همکاری دو شرکت روسی، شرکتی مختلط برای بهرهبرداری از انرژی باد ایجاد کند. روسیه میخواهد تا سال ۲۰۲۰ در عرصهی این فنآوری که آیندهای روشن دارد، بیش از پنج میلیارد یورو سرمایهگذاری کند. از این میان حدود یک میلیارد یورو سهم زیمنس خواهد بود.(۵) همچنین مذاکراتی میان آلمان و روسیه برای صدور ۱۱ فروند هواپیمای ایرباس A330 به روسیه انجام گرفت. حجم این معامله ۲/۲ میلیارد یورو خواهد بود. ظاهرا این معامله به درخواست شرکت هوایی آئروفلوت روسیه صورت گرفته که پیشتر از گسترش ناوگان هوایی خود با ۲۲ هواپیمای بوئینگ ۷۸۷ و ۲۲ هواپیمای ایرباس A330 خبر داده بود. روسیه در حالی این معامله را انجام داده که هماکنون شرکتهواپیمایی روسیه زیر فشار سیاسی دولت قرار گرفته است. بر این اساس ولادیمیر پوتین، نخستوزیر این کشور به شرکتهای هواپیمایی داخلی فشار آورده تا در عوض هواپیماهای خارجی، هواپیماهای تازهی روسی سفارش دهند. از این رو در شرایطی که روسیه پس از فروپاشی اتحادشوروی، برای نخستین بار یک هواپیمای مسافربری بسیار مدرن ساخته است، این معامله در نوع خود جالب توجه است.(۶) به هر حال در این مذاکرات علاوه بر موارد فوق، دو کشور به امضای توافقنامههای دوجانبهی دیگری در زمینههای بهداشت و آموزش پیشرفتهی مدیران روسی در آلمان نیز پرداختند. بر این اساس مقر شد که ۴۰۰۰ مدیر طراز اول روسیه، دورههای آموزشی خود را در آلمان بگذرانند. همچنین دو طرف به بررسی همکاریهای تازه در زمینهی فنآوری اطلاعات پرداختند. در این زمینه احتمالا شرکت «اینفینیون» آلمان و «کنسرن سیستما» روسیه با یکدیگر همکاری خواهند کرد.(۷) در این بین یکی از مسائل مورد مناقشه میان طرفین که به نتیجه نرسید، موضوع روادید بود. روس ها اعتقاد دارند که اتحادیه اروپا و به خصوص آلمان باید تسهیلاتی در زمینهی صدور روادید برای شهروندان روسیه قائل شوند. زیرا از نظر آنها، یک همکاری و شراکت همهجانبه با آلمان و اتحادیهی اروپا بدون آزادسازی ضوابط روادیدی با روسیه ممکن نخواهد بود. از سوی دیگر آلمان ها معتقدند که از بین بردن کامل روادید در کوتاه مدت میسر نخواهد بود. زیرا آلمانی ها و به طور کلی کشورهای عضو اتحادیه اروپا معتقدند در صورت تسهیل صدور روادید ویا لغو ان برای شهروندان روسی، به یکباره با سیل عظیمی از کارگران جویای کار مواجه خواهند شد. به رغم وجود مکلات متعدد در این راه، با این حال مرکل وعده داد که آلمان دستکم صدور روادید را در پهنهی اقتصادی برای اتباع روسیه تسهیل خواهد کرد.(۸) مسئله دیگری که چالشی اساسی در روابط روسیه با اتحادیه اروپا و المان محسوب می شود، نحوه رعایت حقوق بشر در فدراسیون روسیه است که یکبار دیگر در چارچوب این مذاکرات نیز مطرح شد. دراین راستا آنگلا مرکل خواستار رسیدگی هرچه سریعتر به پروندهی قتل «ناتالیا استمیرووا»، فعال حقوق بشر روسیه شد. شایان به ذکر است، وی که روزنامهنگار و فعال سازمان حقوقبشری «مموریال» بود، یک سال پیش در چچن به قتل رسید. از این رو صدر اعظم آلمان خواستار پیگیری این مسئله شد و خاطر نشان ساخت که برای یک جامعهی مدنی مهم است انسانهایی که حقوق انسانهای دیگر را پایمال میکنند، با مجازاتی درخور روبرو شوند. وی از این مساله استقبال کرد که مدودیف شورایی برای پشتیبانی از جامعهی مدنی و حقوق بشر تاسیس کرده است. مدودیف نیز به رغم آنکه از وجود دشواریهای مختلف برای رعایت حقوق بشر در روسیه سخن گفت، با این حال از تلاش دولت روسیه جهت حل این مشکلات خبر داد(۹) تا بدین ترتیب آلمانی ها را راضی نگه دارد. ایران؛ محور مذاکرات مسکو ـ برلین شاید بتوان مهمترین محور مذاکرات آنگلا مرکل و دیمیتری مدودیف در دیدار ماه ژوئن را برنامهی هستهای ایران دانست. بر این اساس صدراعظم آلمان در کنفرانسی مطبوعاتی پس از دیدار با رئیسجمهوری روسیه، ادعای تصویب تحریمها علیه ایران را در آیندهای نزدیک مطرح کرد. رئیسجمهوری روسیه نیز مدعی شد شورای امنیت سازمان ملل به زودی دور جدید تحریمها علیه ایران را به تصویب خواهد رساند. مدودیف همچنین اعلام کرد که هیچکس خواهان اعمال تحریم در قبال ایران نیست، ولی در این زمینه عملا توافق وجود دارد. وی از ایران خواست تا به خواستهای جامعه بینالملل گوش فرا دهد.(۱۰) دردیدار دوم (ماه جولای) نیز مدودیف اعلام کرد که «وجود مناسبات بازرگانی نسبتا فعال با ایران موجب نمی شود که روسیه نسبت به برنامه هسته ای ایران و جنبه نظامی آن بی تفاوت باشد. در این زمینه روسیه انتظار دارد که ایران توضیحات لازم را بدهد. اطلاعاتی که از طریق مجاری رسمی و گزارش های اطلاعاتی بدست آمده است نشانگر تحول در برنامه هسته ای ایران است و ایران، حتی اگر با پرسش های ناخوشایندی روبرو شود، باید شجاعت همکاری کامل با جامعه بین المللی را بدست آورد.»(۱۱) این در حالی است که دیمتری مدودیف روز ۵ جولای ۲۰۱۰ نیز گفته بود که ایران در آستانه دستیابی به توانایی تولید سلاح هسته ای قرار دارد. همصدایی مسکو و برلین در اعمال فشار به ایران در حالی صورت می گیرد که ایران چندی پیش به همراه ترکیه و برزیل، بیانیه سه جانبهای را به امضا در آورد و قرار بر آن شد تا حدود یکهزار و ۲۰۰ کیلوگرم از اورانیوم کم غنی شده خود را در قبال دریافت میلههای سوختی به ترکیه ارسال کند. رهبران روسیه که در آغاز به نظر می رسید طرح پیشنهادی برزیل و ترکیه را با دیدی مثبت تلقی کنند، پس از صدور «بیانیه تهران»، بر لزوم اجرای طرح پیشنهادی آژانس تاکید نهادند و از تصویب قطعنامه جدید شورای امنیت علیه ایران حمایت کردند. از این رو به نظر می رسد علیرغم آنکه روسیه در سال های اخیر در تلاش برای حفظ موقعیت خود به عنوان یک قدربت جهانی، در مواردی درگیر اختلاف نظرهایی با ایالات متحده و سایر کشورهای غربی بوده است، با این حال مقامات روسیه نه تنها به دلیل ارجحیتی که برای روابط با غرب قایلاند، بلکه در تلاش برای ارائه تصویری از خود به عنوان رهبران یک قدرت جهانی و دارای مسئولیت بینالمللی، ناگزیر از هماهنگی با مواضع کشورهای غربی در قبال مسئله اتمی ایران میباشند. چشم انداز روابط روسیه و آلمان از جمله موضوعات مورد علاقه روسیه و آلمان طی سال های گذشته می توان به مباحث مرتبط با محیط زیست، بهداشت، ایجاد مسکن، بازسازی نهادهای حقوقی و امور دادگستری، ایجاد لوله نفتی دریای شرق، صدور انرژی، مسائل مربوط به حقوق بشر، تقویت دولت قانونمند، مسائل بانکی و مدرنیزه کردن صنایع اشاره نمود. بر این اساس روابط اقتصادی آلمان و روسیه در حوزههای تأمین انرژی، ماشینآلات، هواپیما و کشتیسازی از رشد قابل ملاحظهای برخوردار بوده است.(۱۲) به نحوی که مناسبات اقتصادی و مبادلات تجاری میان آلمان و روسیه در سال ۲۰۰۸ بر ۸۴ میلیارد یورو بالغ شده است که در قیاس با بزرگترین شریک اروپایی آلمان، یعنی فرانسه (۱۳۸ میلیارد دلار) رقم قابل اعتنایی است. روسیه در مجموع ۵۰ درصد معاملات خود را با اتحادیه اروپا انجام میدهد و آلمان در رأس طرفهای تجاری روسیه در اروپا است.(۱۳) بر این اساس مبادلات بازرگانی بین دو کشور در سه ماهه اول سال ۲۰۱۰ به ۱۵ میلیارد دلار بالغ شده است.(۱۴) به طور کلی آلمان و روسیه همواره شرکای قابلاعتمادی برای یکدیگر بوده اند. به نحوی که بروز بحران مالی نه تنها بر روابط اقتصادی دو کشور تاثیر منفی نداشته، بلکه عملا مناسبات میان دو کشور را نیز گسترش داده است. به همین سبب نیز دو کشور قصد دارند در آینده، در گسترهی فنآوری پیشرفته، همکاریهای نیرومندتری داشته باشند. این درحالی است که مدودیف در راستای نوسازی اقتصاد روسیه، تمایل زیادی به سرمایهگذاری و همکاری شرکتهای آلمانی در روسیه دارد. مجموع مسائل فوق باعث شده که آنگلا مرکل، سال ۲۰۱۱ را «سال گسترش همکاریهای علمی آلمان و روسیه» اعلام نماید. به هر حال در شرایطی که ادامه همکاری با روسیه برای برلین بسیار مهم است، مسکو میتواند بر حمایت آلمان از خود برای عقد قرارداد همکاری با اتحادیه اروپا امیدوار باشد. از این رو دیدارهای دوجانبه سران آلمان و روسیه را باید از یک سو موجب تعمیق همکاری های دوجانبه میان دو شریک اقتصادی دانست و از سوی دیگر باب تازهای در مناسبات اتحادیه اروپا و روسیه تلقی کرد که طی آن آلمان همچون یک میانجی عمل خواهد کرد. البته روابط نسبتاَ خوب برلین و مسکو در اروپا با خشنودی سایر کشورهای عضو اتحادیه اروپا همراه نیست. به خصوص کشورهایی که قبلاَ از اقمار شوروی سابق به شمار میآمدند، کماکان نگاه بدبینانهای به روسیه دارند و نگاه مثبتی به نزدیکی میان این کشور و بزرگترین قدرت اقتصادی اروپا، یعنی آلمان ندارند. نتیجهگیری آنچه از روندهای حاکم بر سیاست خارجی روسیه در دوران ریاست جمهوری مدودیف مشخص است، جایگزین شدن آتلانتیکگرایی به جای اوراسیاگرایی است که در دوران ریاست جمهوری پوتین بر روابط خارجی روسیه حاکم بود. به نظر می رسد دلیل اصلی این جایگزینی و چرخش در سیاست خارجی روسیه، بیش از آنکه به تغیر رئیس جمهور مرتبط شود، از مسائل حاد در اقتصاد روسیه ناشی میگردد. در واقع عقبماندگی اقتصادی روسیه و نیاز مبرم این کشور به نوسازی در زمینه های فنآوری و همچنین احتیاج به افزایش سرمایهگذاری، موجب شده که روسیه تمایل بیشتری به گسترش روابط با آمریکا و اروپا نشان دهد. در میان کشورهای اروپایی، گسترش روابط با آلمان از هر جهت برای روسیه خوشایند و مطلوب است. زیرا این کشور از توان بالایی در زمینه های فنی و اقتصادی برخوردار است و می تواند بخش عمده ای از نیازهای روسیه را تامین کند. از این رو به احتمال زیاد در آینده نیز همچنان شاهد گسترش روابط میان روسیه و اتحادیه اروپا به خصوص آلمان خواهیم بود. بر این اساس آلمان به عنوان پل ارتباطی روسیه با غرب عمل خواهد کرد و به همین سب نیز از جایگاه برجسته ای در خط مشی آتلانتیکگرایی روسی برخوردار خواهد بود. در مورد ایران نیز روس ها به رغم آنکه به چهارمین قطعنامه تحریمی بر علیه تهران رای مثبت داده اند، با این حال تشدید تحریم های اتحادیه اروپا و امریکا را که فراتر از قطعنامه جدید شورای امنیت سازمان ملل وضع شده است، عامل وخیم تر شدن اوضاع می دانند. در واقع دولت روسیه ضمن علاقمندی به کنترل اتمی جمهوری اسلامی، هیچ تمایلی به سرنگونی نظام حاکم بر ایران ندارد. زیرا روس ها به خوبی می دانند که در صورت سقوط جمهوری اسلامی، نظام سیاسی جانشین آن بی تردید همراه و همکار غرب خواهد بود. پینوشتها ۱٫ شعیب بهمن، آتلانتیک گرایی جای اوراسیاگرایی را می گیرد، روزنامه جوان، ۲۲ خرداد ۱۳۸۹ ۲٫ نکات اصلی پیام رئیس جمهور روسیه به مجمع فدرال، خبرگزاری ریا نووستی، ۲۲ آبان ۱۳۸۸ ۳٫ شعیب بهمن، رئالیسم روسی در آزمونی نوین، روزنامه جوان، ۱۵ دی ۱۳۸۸ ۴٫ شعیب بهمن، سیاست خارجی روسیه: نگاه به شرق ـ حرکت به غرب، موسسه مطالعات ایران و اواسیا(ایراس) (www.iras.ir)،۵ تیر ۱۳۸۷ ۵٫ Germany, Russia Sign Multibillion-dollar Deals, Associated Press, 15 jul 2010 6. قراردادهای میلیاردی میان آلمان و روسیه، خبرگزاری دویچهوله، ۱۵ جولای ۲۰۱۰ ۷٫ Russia, Germany Sign Multibillion-Dollar Deals , Voice of America, 15 jul 2010 8. Discuss Visa-free Travel, CBSNews, 15 jul 2010 9. قراردادهای میلیاردی میان آلمان و روسیه، خبرگزاری دویچهوله، ۱۵ جولای ۲۰۱۰ ۱۰٫ همصدایی مسکو و برلین در اعمال فشار به ایران، خبرگزاری فارس، ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ ۱۱٫ دیمتری مدودیف خواستار توضیح ایران در باره جنبه نظامی برنامه هستهایش شد، رادیو فردا، ۱۵ جولای ۲۰۱۰ ۱۲٫ شعیب بهمن، ملودی غربی مدودف با ساز آلمانی، روزنامه جوان، ۲۲ خرداد ۱۳۸۹ ۱۳٫ Germany, Russia agree stable euro key for growth, Reuters, 5 Jun 2010 14. آلمان و روسیه میلیاردها دلار قرارداد امضا می کنند، رادیو فردا، ۲۴ تیر ۱۳۸۹
|