![]() |
|
نوید روز ،تربیون ازاد روشنفکران، در زمینه های آشتی ملی ،تفاهم
|
|
یدیعوت آحارنوت
/ توهم ژاندارمی صهیونیست ها پس از خروج آمریکا از عراق و افغانستان
“وقتی
گرد و غبار طوفان های شن تگزاس عرصه را برایتان تنگ کرد، نگران گیاهان
اطراف نباشید.” “طوفان
های شن” خاورمیانه الزامات امنیتی خاصی می طلبد که از ماهیت
پرتلاطم منطقه حکایت دارد و در نقش
حایزاهمیت ژست بازدارنده آمریکا در
تقویت ثبات و امنیت در جهان و منطقه جای
تردیدی باقی نمی گذارد.آمریکا بدون
توجه به مساله فلسطین و تنش های میان جامعه
عرب و اسراییل در حال عقب
نشینی از عراق است و به زودی افغانستان را هم ترک
می کند و این مساله در
شرایطی صورت می پذیرد که ایران در حال هسته ای شدن
است برای رهبران کشورهای
حاشیه خلیج فارس، خاورمیانه و جهان به یک کابوس
مبدل شده است.سرویس بین
الملل ـ یک روزنامه صهیونیستی در مقاله ای با عنوان
“چرا روی فلسطین تمرکز
کنیم؟” در حالی به انتقاد از آنچه که آن را ترورسیم
اسلامی می خواند
پرداخته و به قدرت رژیم غاصب صهیونیستی در رویارویی
با ناآرامی ها پس از
خروج آمریکا از عراق و افغانستان اشاره می کند که
با اذعان بر افزایش
روزافزون قدرت ایران در منطقه به بیان نگرانی های
خود از این مساله می
پردازد. ادامه… به گزارش “تابناک”، روزنامه
“یدیعوت آحارنوت” در تحلیلی نوشت: خروج
آمریکا از عراق و از افغانستان در سال
۲۰۱۱
و در عین حال نگرانی های اوباما
در ارتباط با مساله فلسطین یادآور این ضرب
المثل تگزاسی است که می گوید “وقتی
گرد و غبار طوفان های شن تگزاس عرصه را برایتان تنگ کرد، نگران
گیاهان اطراف نباشید.” در سال های آغازین دهه
۱۹۹۰
بوش با پیروی از تئوری نظم نوین جهانی درگیر
جنگی نافرجام با صدام حسین شد و این حمله
دیکتاتور رژیم بعث عراق به کویت
در سال
۱۹۹۰
بود که سبب شکل گیری فلسفه ایجاد خاورمیانه ای جدید و نظم نوین
جهانی شد که به دنبال آن آمریکا در باتلاقی
گرانبها، خونین و بس طولانی
فرو کشیده شد. به زعم بوش مساله فلسطین نیز
دلیل اصلی تنش ها در خاورمیانه
بود. اما هم اکنون و در سال
۲۰۱۰
اوباما بر این باور است که به جای تسلیم
ساختن نظام های متعارض، از طریق اجماع بین
المللی باید به چنین مسایلی
پرداخته شود. او حل مساله فلسطینیان را گره
خشونت های خاورمیانه می داند و
از این روست که نتانیاهو را برای ابتکار عمل
های بیشتر تحت فشار قرار می
دهد. این در حالی است که در سال
۲۰۱۰ “طوفان
های شن” هر روز مرگ بارتر می
شوند و مساله فلسطین برای دولت های عرب به
اولویت دوم بدل شده است. این
طوفان ها ویژگی های اصولی سیاست های اسلامی
جهان عرب را تشریح می کنند که
در آن ها روابط آمریکا با اسراییل و با
کشورهای عرب به صورت یک بازی حاصل
صفر (وضعیتی که در آن آنچه را که کسی از دست
می دهد همان را دیگری به دست
می آورد) تعریف می شود. این روزنامه در ادامه با اغراق می
نویسد: “طوفان های شن” خاورمیانه
الزامات امنیتی خاصی می طلبد که از ماهیت
پرتلاطم منطقه حکایت دارد و در
نقش حایزاهمیت ژست بازدارنده آمریکا در
تقویت ثبات و امنیت در جهان و منطقه
جای تردیدی باقی نمی گذارد.آمریکا بدون توجه
به مساله فلسطین و تنش های
میان جامعه عرب و اسراییل در حال عقب نشینی از عراق
است و به زودی
افغانستان را هم ترک می کند و این مساله در شرایطی
صورت می پذیرد که ایران
در حال هسته ای شدن است برای رهبران کشورهای حاشیه
خلیج فارس، خاورمیانه و
جهان به یک کابوس مبدل شده است. خروج از عراق به معنای دامن زدن بر
وضعیت نا به سامان این کشور، افزایش
نقش ایران و متعاقبا بی ثبات سازی کشورهای
اردن، عربستان سعودی، کویت و
سایر کشورهای خلیج فارس خواهد بود. مضاف بر
این که تنش هایی نیز در مرز یمن
و عربستان به وجود خواهد آمد؛ تروریسم
اسلامی گسترش می یابد؛ مصر پس از
مبارک از ترکیه ضدآمریکا پیروی خواهد کرد یا
مسیر ایرانیان را پیش خواهد
گرفت؛ در سودان و آفریقا جنگ و درگیری بیداد
خواهد کرد؛ اسلامی سازی سیاست
های ترکیه رادیکالیسم را تقویت می کند و
لبنان کماکان هدف سوریه و محور
اصلی کشمکش میان دولت های عربی باقی خواهد
ماند. جنگ و خونریزی میان
مسلمانان قدرت منطقه را تحلیل می برد و آهنگ نفوذ
روسیه، چین و کره شمالی
در خاورمیانه را تسریع می بخشد. به عنوان مثال لیبی و ایران به
ترتیب در سال های
۱۹۶۹
و ۱۹۷۹
در پی
انقلاب از حکومت های طرفدار آمریکا به حکومت های ضدآمریکایی تغییر
یافتند.
عراق در سال های
۱۹۸۰
و ۱۹۹۰
با فسخ معاهده صلح به ایران و کویت حمله کرد.
پس از انعقاد پیمان اسلو در سال
۱۹۹۳
این پیمان به سرعت نقض شد. در سال
۲۰۰۲
ترکیه طرفدار آمریکا به ترکیه ضدآمریکایی طرفدار ایران،
سوریه، حزب الله و حماس تغییر سیاست داد. در
سال ۲۰۰۳
یک رژیم رادیکالی در
بغداد سقوط کرد. اما در سال
۲۰۱۱
بغداد به یک آتشفشان فعال بدل خواهد شد که
گدازه های آن به سرتاسر منطقه سرازیر خواهد
شد و امنیت و ثبات خاورمیانه
منوط خواهد بود به عزم و نیروی بازدارنگی
آمریکا. خروج از عراق
بدون گسترش تروریسم از یک سو و تردید آمریکا در اتخاذ
رویکردی مشخص در برابر ایران و کره شمالی از
سویی دیگر، از منظر دشمنان و
رقبای واشینگتن به مثابه عدم استقامت آمریکا
است که در خروج آمریکا از
ویتنام در سال
۱۹۷۳،
از بیروت در سال
۱۹۸۳
و از سومالی در سال
۱۹۹۳
نیز خود
را به خوبی نشان داد. با فاصله گرفتن آمریکا از
رویکردهای نظامی، آتشفشان
خاورمیانه فعال تر عمل خواهد کرد و ارزش اسراییل به
شکل ناباورانه ای به
عنوان یک متحد دموکراتیک برای واشینگتن نمود خواهد
یافت! اسراییل آمریکا
را با توانمندی های منحصر به فرد خود در حوزه هایی چون
اطلاعات و جاسوسی، توسعه و تحقیقات دفاعی ،
تولید و صادرات عملیات های
ضدتروریستی بهره مند کرده است. از این رو می توان
گفت چنین پتانسیل هایی
اسراییل را بیش از هر زمان دیگری آماده رویارویی با
طوفان های شن سال های
۲۰۱۱
و
۲۰۱۲
در خاورمیانه ساخته است.
|