تماس با ما
سایت های دیگر
اقتصادی
فرهنگی
سیاسی
نوید روز ،تربیون ازاد روشنفکران، در زمینه های آشتی ملی ،تفاهم

مذاکرات کانات سادوبایف رئیس کنونی سازمان امنیت و همکاری اروپا در واشنگتن در باره وضعیت افغانستان

 

بگزارش خبرگزاری "ترند نیوز" از الیاس عمر اف سخنگوی وزارت خارجه قزاقستان، کانات سادوبایف وزیر امور خارجه قزاقستان و رئیس سازمان امنیت و همکاری اروپا در کنگره در واشنگتن در مورد ریاست آستانه در سازمان امنیت و همکاری اروپا سخنرانی کرده است.

عمر اف گفت: "سادوبایف در سخنرانی خود در کنگره در مورد ریاست آستانه در

سازمان امنیت و همکاری اروپا سخنرانی کرد و بر تمایل جهت تقویت اصول و ارزشهای اساسی این سازمان تاکید کرده است".

وی در گزارش خود بر اهمیت ادامه حمایت از سوی کمیسیون هلسینکی از طرح پیشنهادی نور سلطان نظربایف رئیس جمهور قزاقستان در مورد برگزاری نشست سازمان امنیت و همکاری اروپا بطور دائم که این هم در نوبه خود منجر به ایجاد پویایی در این بزرگترین سازمان منطقه ای جهان خواهد شد، تاکید کرده است.

عمر اف تاکید کرد،"در پاسخ به اظهارات ب. کاردین رئیس کمیسیون سنا و ا. هاستینگ عضو کنگره، ا. فالماوایگی و د. آیسی  عضوء کنگره، و دیگران ابراز تاکید کرد که پیشنهاد در رابطه با نشست باید بطور دقیق بررسی شود و مورد اجرا قرار گیرد.  

علاوه بر این به گفته وی، اعلام شده که به اعضای کنگره آمریکا یک پیام ویژه ای برای حمایت از نشست سران رؤسای جمهوری دو کشور، باراک اوباما و نورسلطان نظربایف، ارسال شده است.

بگفته سخنگوی وزارت خارجه قزاقستان، "در نشست برگزار شده در کاخ سفید و دولت در مورد چشم اندازهای توسعه و تحکیم مشارکت استراتژی بین قزاقستان- آمریکا و از جمله در ریاست قزاقستان در سازمان امنیت و همکاری اروپا مذاکراتی انجام شده است".

بگفته وی، طرف ها بایکدیگر در رابطه با این که سفر رئیس جمهور قزاقستان با دعوت رهبر کاخ سفید به واشنگتن برای شرکت در نشست "امنیت هسته ای جهان" که در ماه آوریل سال جاری در نظر گرفته شده، باعث ایجاد انگیزه های جدید در همکاری های دو جانبه خواهد شد، هم نظر میباشند.

در دیدار با ج. جونسان در مورد توسعه همکاری بین دو کشور برای تلاش جهت ایجاد ثبات در افغانستان که یکی از مشکلات اصلی سیاست های خارجی دولت باراک اوباما میباشد، مذاکراتی انجام شده است.

الیاس عمراف تاکید کرد، مشکلات افغانستان و همچنین اوضاع منطقه ای در آسیای مرکزی موضوع اصلی مذاکرات انجام شده بین ک. سادوبایف و او. برنس . ر. هولبروک بوده است

 


نظریات ازاد.............ارسالی ذبیح الله -لندن

تحلیل نتایج کنفرانس

این نشست را آمریکا وانگلیس برگزار کردند تا به دوهدف اساسی دست یابند اول حضورنظامی خود را درافغانستان به بهانه کمک به بازسازی افغانستان توجیه کنند. دوم زمینه مشروعیت بخشیدن به  گفتگو با طالبان را فراهم کند زیرا اکثر کشورهای موثر در روند بحران افغانستان در لندن حضور داشتند.

جالب آنکه سازمان سیا و اداره اطلاعات و امنیت پاکستان موسوم به  ISIدر سال 1373 طالبان را بوجود آوردند ودرهمان سال ژنرال نصرالله باربد وزیرکشوردولت بینظیر بوتو به عنوان عامل اجرایی به سازمان دهی طالبان برای بدست گرفتن قدرت در کابل کمک کرد . اما بعد از یازده سپتامبر گروه طالبان به عنوان متحد القاعده در فهرست گروههای تروریستی قرار گرفت .   با آنکه در سالهای اخیر گروه طالبان به عنوان یک  گروه  تروریستی معرفی می شد ، باید پرسید اکنون چه تحولی پیش آمده که  می خواهند با این تروریستها گفتگو کنند، به آنها کمک مالی بدهند وحتی در دولت افغانستان مشارکت کنند . باید گفت اتخاذ این سیاست در قبال طالبان نه تنها وضعیت افغانستان را بهترنخواهد کرد ، بلکه مشکلات این کشور را بیشتر می کند زیرا نمی توان "تروریسم خوب وتروریسم بد" را شناسایی کرد. اکنون  کدام تروریستها خوب شده اند؟ که پای میز مذاکره بنشینند؟ تروریستها بد که باید با آنها جنگید کدامند؟ این کنفرانس درواقع بازی سیاسی جدیدی  از سوی انگلیس وآمریکا است وبه تبع آن نمی تواند منافع مردم افغانستان را تامین کند.

اگر ریشه بوجود آمدن طالبان را پیدا کنیم دربسیاری از مسائل راحتتر خواهیم توانست با آنها مقابله کنیم. درحقیقت طالبان در بستر فقر افغانستان رشد کرده اند، بطوریکه اگر بودجه های میلیاردی  به جای هزینه کردن برای سربازان آمریکایی، انگلیسی وناتو برای ایجاد اشتغال وعمران و آبادانی افغانستان هزینه می شد دیگر طالبان نمی توانست اعمال تروریستی خود را ادامه دهد.

به زودی قرار است نشستی در کابل، پایتخت افغانستان، برای بحث و تبادل نظر در باره مکانیسم  مذاکرات احتمالی با طالبان برگزار شود. در همین حال شماری از نمایندگان پارلمان افغانستان که در کنفرانس لندن نیز حضور داشتند،  در گفتگو با خبرگزاری های اروپایی گفته اند که درباره طرح مذاکره با طالبان، با مجلس نمایندگان مشورت نشده و آنها در جریان جزئیات این طرح قرار ندارند.

باید گفت این سیاست نتیجه مثبتی در بر نخواهد داشت چرا که اصولا تفکیک طالبان خوب و بد در عمل امکان پذیر نیست . معلوم نیست مجریان این طرح بر اساس چه اصولی طالبان خوب را از طالبان بد تفکیک خواهند کرد . مثلا منابع غربی می گویند احمد متوکل احمد وزیر خارجه سابق طالبان یکی از افرادی است که میانه روی در پیش گرفته و می توان به این فرد طالبان خوب گفت . اشتباه تحلیل گران غربی در این است که طالبان را همچون یک سازمان ضابطه مند مورد تحلیل قرار می دهند این در حالی است که طالبان فاقد چارچوب های متداول تشکیلاتی است به همین دلیل شخصی مانند احمد متوکل احمد با اتخاذ مواضع معتدل عملا ازعرصه تاثیر گذاری بر گروه طالبان خارج می شود و کمک مالی به افرادی همچون ایشان هیچ فایده ای نخواهد داشت. ضمن اینکه در لندن برای اولین باربا مفهوم تروریست خوب و تروریست بد مواجه شدیم . تا کنون طالبان یک گروه تروریستی بود . بدین ترتیب با مصوبه نشست لندن بحث تروریست خوب به میان آمد . کارشناسان غربی با توجه به اندیشه قدرت نرم و قدرت سخت بر این باورند که تصمیم اجلاس لندن صحیح است اما باید اذعان داشت غرب باردیگر در قبال افغانستان مسیر اشتباهی را طی می کند.

نکته دیگر این است که هیچ تضمینی وجود ندارد که کمک های مالی صورت گرفته به طالبان دوباره درجهت سازماندهی مجدد طالبان وخرید اسلحه صرف نشود.

اگرمصداق طالبان خوب مشخص شود و همچنین بخشی از کمک های مالی در جهت زیرساخت های افغانستان صرف شود،بیشتر می توانستند به مردم افغانستان کمک کنند . مدتی پیش خانم آلبرایت وزیر امور خارجه سابق آمریکا نیز طی مقاله ای انتقاد آمیز به اوباما توصیه کرده بود به جای هزینه های نظامی بخشی از منابع مالی مربوط به افغانستان را در بخش های زیربنایی  اقتصاد این کشور ازجمله راهسازی سد سازی و مخابرات و تولید برق و آب سالم هزینه کند

در استراتژی ایالات متحده آمریکا در قبال افغانستان که چند ماه پیش منتشر شد القاعده بعنوان هدف قرارگرفته بود نه طالبان . اما در لندن بحث محوری طالبان بود . القاعده و طالبان را در تئوری ممکن است بشود از هم جدا کرد ولی در عمل این دو گروه با هم کار می کنند . تفاوت اینها در این است که القاعده یک تشکیلات سازمان یافته تروریستی است اما طالبان یک جریان است که همچنان ظاهرا توسط ملا عمر از کویتیه پاکستان ( بنا به ادعای مطبوعات پاکستان) اداره می شود.

یکی دیگراز مشکلات مصوبه اجلاس لندن آن است که  گفته اند کمک ها از سوی انگلیس و آمریکا پرداخت شود ولی مشخص نشده است که چگونه و به چه کسی کمک می کنند. مثلا می خواهند به والی استان ها را از طالبان انتخاب کنند یا چند عضو طالبان را در کابینه مشارکت دهند . هنوز جزئیات این طرح مشخص نشده است.اما روشن است که ماهیت تفکری و وابستگی طالبان به پاکستان مانع از ان می شود که به راحتی این طرح  به اجرا گذارده شود.

ارزیابی شرکت نکردن ایران در نشست لندن

واقعیت امر این است که تصمیم درباره اجلاس لندن قبلا توسط انگلیس و آمریکا گرفته شده بود . آنها از کشورهای همسایه افغانستان می خواستند که با حضور در این اجلاس نظر آنها را تائید کنند . به عبارتی اگر ایران در نشست لندن حضور می یافت تامین کننده منافع غرب می بود نه تامین کننده منافع ملت ایرن و افغانستان و صلح و ثبات درمنطقه . به همین دلیل ایران در این اجلاس شرکت نکرد. مصوبه اجلاس لندن محکوم به شکست است و اگر ایران در این چارچوب مشارکت می کرد در این شکست شریک بود ولی بنظر  ایران با زیرکی پای خود را از بازی غرب بیرون کشید .

اگر قرار است صلح همه جانبه ای درافغانستان به وقوع بپیوندد ، باید نقش کشورهای همسایه هم  بجز آمریکا وانگلیس در این میان مشخص و به آن توجه شود. زیرا اگر قرار باشد که سیاستهای آمریکایی وانگلیسی در جهت تثبیت حضور این کشورها در افغانستان پیاده شود پس هیچ دلیلی ندارد که جمهوری اسلامی ایران هم درآن نشست شرکت کند زیرا اساسا شرکت ایران در نشست لندن برخلاف منافع ملی کشور بود. اما اگر به معنای حقیقی قرار بود صلحی همه جانبه که در خدمت مردم افغانستان باشد بطوریکه این کشور را از صلح وثبات حقیقی برخوردار کند، جمهوری اسلامی ایران هم باید در راستای منافع ملی خود در این نشست شرکت می کرد. زیرا امنیت در افغانستان بر روی امنیت مرزهای شرقی ایران تاثیر مستقیم دارد . همچنانکه هر نوع ناامنی هم موجب بروز مشکلات جدید در ایران می شود

 


خلاي بزرگ كنترول كيفيت


افغانستان با پذيرش نظام اقتصادي بازار، سهولت هاي قابل توجهي را براي واردات بيش از پيش كالاهاي توليدي بسياري از كشورها به خصوص كشورهاي همسايه فراهم كرده است. از سوي ديگر، چون در نظام اقتصادي كنوني، بر عمل كرد بخش خصوصي به عنوان عمده ترين ركن نظام بازار، تأكيد شده و توجه تاجران و سرمايه گذاران داخلي هم بيش تر روي واردات متمركز بوده، بازارهاي كشور به محل بسيار مناسبي براي فروش گسترده توليدات ديگر كشورها مبدل شده است.
متأسفانه به دليل سياست ها و روي كردهاي اشتباهي كه تاكنون وجود داشته، افغانستان به يك كشور كاملا وارداتي مبدل شده و صنايع و توليدات نيز نتوانسته اند پا بگيرند. بر اين اساس، كشور ما امروز مصرفي و وابسته به توليدات همسايه هاي خود شده كه اين وابسته گي بر روند پيش رفت اقتصاد كشور، صدمه زده است.
اين وضعيت در حالي كه هيچ كنترول يا بهتر بگوئيم هيچ ظرفيتي براي كنترول وجود نداشته، صدمات جبران ناپذيري را هم به اقتصاد و هم به صحت مردم وارد ساخته است. در اين بين، سرحدات گسترده كشور با همسايه ها به خصوص پاكستان كه كسي توان كنترول آن را نيز ندارد، زمينه هاي بسيار مساعدي را براي قاچاق كالاهاي بي كيفيت، به وجود آورده است.
در يك نگاه كلي، مي توان انواع كالاهاي وارداتي را به چند بخش عمده شامل مواد سوختي، مواد خوراكي، لوازم برقي، مواد ساختماني و لوازم برقي تقسيم نمود كه همه اين كالاها، ابتدايي ترين تا پيشرفته ترين نيازمندي هاي مردم را تأمين مي كند و از مجراهاي مختلف داخل كشور مي شود، اما كنترول چنداني در مورد كيفيت و تطبيق آن با استندردهاي معتبر منطقه اي و بين المللي وجود ندارد و از اين رو سالانه خسارات سنگين مالي را براي مردم به دنبال دارد. با اين وجود، کنترول کیفیت و نظارت کیفی بر اجناس وارداتی، امری حیاتی و برای منافع جامعه و جلوگیری از وارد آمدن خسارات مالی و اقتصادی به مردم، بسیار ضروری می باشد.
اما در چنين شرايطي، با نگاه به جامعه افغانستان و شرایط بازار و اجناس و کالاهای واردشده به بازار، تا حد بسیار زیادی به خلای شدید نظارت و کنترول کیفی بر اجناس وارداتی پی خواهیم برد. متأسفانه در طول سال هاي گذشته هیچ سیاست و پالیسی مشخصی براي كنترول كيفي اجناس وارداتي وجود نداشته و یا اگر هم بوده، همه روی کاغذ و در حد حرف بوده و تا حال در صحن عملی، چیزی به چشم نیامده است.
اين در حالي است كه در طول سال هاي اخير، با جنجال هاي متعددي پيرامون پائين بودن كيفيت مواد وارداتي روبه رو بوديم و حتي در مورد پائين بودن كيفيت مواد نفتي بايد گفت كه اين مسئله سبب استيضاح و سلب اعتماد وزير تجارت و صنايع پيشين نيز شده است.
اولين مشكل اساسي در كنترول كيفيت، نبود استندردها، قوانين و پاليسي هاي مشخص در اين راستا و در بخش هاي مختلف است. اين مسئله يكي از بزرگ ترين ضعف هاي موجود در نظام اقتصادي كشور به شمار مي رود و از اين رو سبب شده تا مكانيزم مشخصي براي كنترول به خصوص كنترول كيفيت مواد وارداتي در بنادر و گمركات كشور وجود نداشته باشد و با فسادي كه تا هنوز در دروازه هاي ورودي كشور وجود دارد، تاجران منفعت طلب و سوءاستفاده جوي كشور هر مواد بي كيفيتي را به راحتي وارد بازارهاي كشور كرده اند. البته بايد گفت كه قسمت عمده اي از مواد بي كيفيت وارده به كشور، به صورت قاچاق و غيرقانوني وارد مي شود كه طبعا هيچ نظارت و كنترولي نيز براي ورود آن وجود ندارد.
در اين مورد، روند نظارت و كنترول بر واردات مواد مختلف به كشور و هم چنين توليدات، پس از ايجاد اداره مستقلي به نام اداره مستقل نورم و استندرد، به صورت جدي تر و گسترده تر دنبال شده و اين اداره در طول سال هاي گذشته سعي كرده تا نورم ها و پاليسي هاي مشخصي را جهت كنترول مواد وارداتي و توليدي تهيه نمايد.
به گفته مجیب الرحمن خطیر، معاون تخنیکی اداره مستقل ملی نورم و استندرد، اين اداره تا حال سه استندرد مواد نفتی (استندرد پترول، دیزل و تیل خاک) را من حیث نخستین استندرد های ملی در کشور تصویب نموده و قرار است کمیته های تخنیکی تدوین استندرد را در بخش های مواد نفتی، مواد غذایی، مترولوژی و برق ایجاد نموده و در آینده نزدیک نيز قرار است اين كميته ها در بخش های مواد ساختمانی، مواد دارویی، آرایشی و نساجی توسعه يابد.
اما از آن جايي كه همه چيز به آينده بسته گي دارد، بايد گفت كه هم چنان با يك خلاي بزرگ قانوني در بخش كنترول كيفيت روبه رو هستيم و زمان زيادي لازم است تا معيارها و نورم هاي لازم براي كنترول كيفيت مواد مختلف به وجود بيايد. به خصوص اين كه به نظر مي رسد با ظرفيت هاي بسياري پائيني كه ادارات كشور با آن مواجه هستند و اداره نورم و استندرد نيز از آن مستثني نمي باشد، ايجاد نورم ها و استندردهاي جديد، با موانعي روبه رو باشند.
اين در حالي است كه به دنبال ايجاد استندردهاي مواد نفتي، اداره مستقل نورم و استندرد دست آوردهاي محسوسي در قسمت كنترول مواد نفتي داشته، اما متأسفانه بايد گفت كه مواد بي كيفيت نفتي و گاز مايع، هم چنان وارد بازارهاي كشور مي شوند و مردم را به خصوص با صدمات جبران ناپذير جاني، روبه رو ساخته اند. بر اساس آخرين گزارشات، موارد سوخته گي در سال جاري به خصوص در زمستان نسبت به ورود مواد بي كيفيت نفتي، بيش از پيش گسترش يافته و مردم را به شدت نگران ساخته است.
مسئله ديگر در زمينه كنترول كيفيت در كشور، نبود ظرفيت هاي لازم از جمله در اختيار نبودن لابراتوارهاي مجهز و مدرن است كه هنوز ضعف هاي متعددي در اين مورد وجود دارد. متأسفانه هنوز كه هنوز است در اقصي نقاط كشور به خصوص در گمركات و بنادر، لابراتوارهاي كارآمد و نيروهاي مسلكي براي كنترول كيفيت مواد را در اختيار نداريم و اين مسئله، يك مانع عمده در كنترول مطلوب كيفيت به شمار مي رود.
هم چنين بايد گفت كنترول كيفيت نه تنها به اداره مستقل نورم و استندرد كه به ساير ادارات و ارگان هاي حكومتي مرتبط است و نبود هماهنگي هاي لازم و جديت ميان اين ادارات، يك مشكل عمده در كنترول كيفيت مواد به حساب مي رود. زيرا بر اساس تعريفي كه از كنترول كيفيت وجود دارد، اين وظيفه نمي تواند فقط به عهده یک فرد یا گروه خاص باشد، بلکه هماهنگی تمام اجزا را لازم دارد. وزارت صحت عامه در خصوص كنترول كيفي مواد دوايي، وزارت تجارت و صنايع در خصوص بسياري از مواد كه اينك وظيفه آن را تا حدودي اداره نورم و استندرد پيش مي برد و وزارت زراعت، مال داري و آبياري در خصوص كنترول كيفيت مواد زراعتي و غذايي، مسئوليت ها و وظايفي دارند. اما اين وظايف آن گونه كه بايد تا حال مورد توجه قرار نگرفته و بي ظرفيتي و ناهماهنگي هاي بسياري در اين بخش وجود دارد. گرچند اين ارگان ها اعلام كرده اند كه فعاليت هايي را روي دست دارند، اما اين فعاليت ها محسوس نبوده و كماكان بازارهاي كشور مملو از مواد بي كيفيت وارداتي و توليدي است.
به هر حال، با توجه به اين كه افغانستان يك كشور وارداتي و مصرفي است، لازم است تا توجه بيش تري به كنترول كيفيت صورت گيرد و اين مسئله، از اهميتي حياتي برخوردار است. در ابتدا بايد سعي شود كه در زودترين زمان ممكن، استندردها و نورم هاي ملي براي كنترول كيفيت مواد مختلف تهيه و تدوين گردد و در اختيار ادارات ذي ربط قرار بگيرد و در قدم دوم، مي بايست هماهنگي هاي لازم بين ارگان هاي مختلف در راستاي عمل كرد بهتر و كارآمدتر در زمينه كنترول كيفيت، به وجود آيد. به دنبال آن، بايد ظرفيت هاي لازم در لابراتوارهاي كنترول كيفيت چه از لحاظ امكانات تخنيكي و چه نيروي انساني مسلكي، تأمين شود.

 


دوکـتــور صلاح الـدین ســعـیـدی - سعید افغانی                                                                       ۴/۲/۲۰۱۰

 

د عسکرخدمت اجباری کول د حل لیار نده!

(دالجزیره د تلویزیون سره دښاغلی حامد کرزی د مرکی په اړه)

 

درنو وطنوالو او درنو لوستونکو!

ما د ویسا د ملی او خپلواکی ورځپاڼی د سه شنبی د ورځی په ګڼه کی (۳/۲/۲۰۱۰ م)  د افغانستان د جمهوررﺋیس ښاغلی   حامد کرزی د مرکی د دری متن  مهم ټکی چه د الجزیره د تلویزیون سره یی تر سره کړی وه ولوستل. له دی کبله چه دامطالب  زمونږ د وطن او وطنوالو او دسولۍ د سرنوشت مسایل او مطالب دی   نو مجبور شوم چه  ددی مرکی په بعضی یاد شوو ټکو او مطالبو په هماغه توګه چه د محترم ح.  کرزی په مرکه کې راغلی دی  - خپل نظر او لیدلوری تاسی سره په ډیر احترام  شریک کړم.

 

د لیکنی عنوان دی چه: رﺋیس جمهوری حامد کرزی دریک مصاحبه اختصاصی با شبکه الجزیره : احتمال دارد دوره مکلفیت را اجباری کنیم.  

  

په دی هکله د ویلو وړګڼم هغه عبادت او خلق الله ته خدمت او چوپړ به ان شاء الله تعالی د الله تعالی دربار ته د منلو وړ وی چه په خپل زړه، رضا او رغبت، بی ریا  د الله تعالی دربار ته وړاندی شی.  داچه  : واطیعوا الله و اطیعوا الرسول واولامرمنکم – اطاعت وکړی د الله تعالی(ج) او درسول الله (ص)او د ولات امور یعنی  حاکمیت نه - او په دی شرعی نص کی تأکید شوی په ( منکم ) یعنی هغه ولات امور چه له تاسی نه او دتاسی په واسطه قدرت ته رسیدلی – دا یو څه اوږد بحث دی. داهم د اظهارولو وړ ګڼم چه  په هر عمل کې نیت شرط او مهم دی. شرع ظاهر ته ګوری او په په قلبونو الله تعالی عالم دی. د پورتنیو ټکو په نظر کې نیولو سره په ښکاره ډول څرکندیږی چه اجباری عسکری او د مکلفیت د دوری اجباری کولو ته مقدس رنګ ورکول ګران کار دی او درسته به نه وی چه داسی اجباری حرکت ته تقدس ورکړو. راځی چه خلک به خپل رضاء پریږدو چه د عبادت لیار د الله تعالی د کتاب او نبوی سنتو سره مطابق او د علماء په سپارښت و لار ښوونه غوره کړی.

له بلی خوا که چیری د مکلفیت د دوری د اجباری کولو نظر د  حکومتونو لپاره د اقتصادی لحاظه مهم وی او حکومتونه غواړی چه دولتی بودیجه به په ناروا لارو، په غیر شفاف اقتصادی او غلط کادری سیاست خرابوی او مصرفوی او  خلک به داسی حاکمیتونو ته اجباری  کار  او بیګار وکړی نو بیا هم  د مکلفیت د دوری اجباری کونه خطاء ، غیر عادلانه، تاریخ وهلی نسخه او د بین المللی قوانینو خلاف کار  دی. خلص داچه دوی به حاکمیت کوی او خلک به سربازی او حاکمیت ته خدمت.

د نورو خبرو په څنګ هغه حکومتونه اوسیاسی سیستمونه ښه سیستمونه  او حاکمیتونه  دی چه ارزانه وی. هو عدلی او قضایی ارګانونه، قانون ګزاری مرجع او اجراﺋیه قوه په نورمالو شرایطو کې د ملت د ملا نه ډوډی خوری.  بهتره او ضروری  به وی چه ډوډی خواره لږ وی او د فنی او  مسلکی پوهی په بنیاد مشکلات کم کړی. د علمی او فنی او مدرنو حاکمیت په عیارولو سره د دولت  بوج او بار لږ او د ملت ملا ماته نه کړی.

 ددی کار د کولو لپاره د اداری سیستم اصلاح، د اداری وسطی حلقی محدودول او یا یی لغوه کول، د اداری او حاکمو ادارو مختصرول، دولتی  اداره خلکو ته نږدی کول(مثلا ولایتی اداری محدودول او صلاحیتونه یی ولسوالیو او مرکز ته تقسیمول)، د مدرن تخنیک او انسانی لاس ته راوړنو نه ګټه اخیستل، د جرم او جنایت د لمنځه وړلو لپاره بنیادی وقایوی او معالجوی کار کول تر څومصارف به پولیسو، محاکمو او زندانو کم شی.   د دولتی ارګانو مدرن تعریف کول ترڅو خپل وظایف  وپــــیـژنی او لکه د کمونیستی او سوسیالیستی حاکمیتونه غوندی په هر شی کې  بی ځایه مداخله و نکړی. دا او داسی نور په لس ګونو نور تدابیر دی چه د دولت مصارف کموی. په لس ګونو نور تدابیر دی چه د وطن دفاع او امنیت کښی  د خلکو ونډه لوړه کړای شی. نه د اجباری عسکری او یا هم دمکلفیت د دوری بیا اجباری کول.  هماغسی مو چه وویل  دا یو غلط ،  تاریخ وهلی تجویز دی  او د یوسلسله نړیوالی قوانین په خلاف تدبیر هم دی. 

مدرنه نړی او حکومتداری ددی واقعیت ایجاب کوی چه کاری، متخصصه، او مدرن مسلکی امنیتی ځواکونه جوړ کړای شی.

له بلی خوا دنیا داسی وړه شوی او یو په بل پوری اړ یو چه زمونږه نړی اوس د  واړه کلی خاصیت لری. واقعیت خو دادی که د نړی یو هیواد خپله ټوله  اقتصادی بودیجه د خپل دفاع په لاره کې مصرفه کړی بیا به هم  په ځانګړی توګه خپله دفاع و نشی کړای. په اوسنی نړی کې د نور نړیوالو تدابیر سره سره باید کلکتیفی او دسته جمعی دفاعی سیستمونو باندی کار وشی.

 

محترم حامد کرزی ددی  سوال په ځواب کې چه: به چه علت  ولسی جرګه به دو سوم اعضای کابینه پیشنهادی شما رای اعتماد نداد؟ داسی وايي:” چند علت وجود دارد. نخست آن که دموکراسی در افغانستان قدرتمند تر شده است. یکی از مهمترین وظایف پارلمان، قبول و یا رد وزیرانی است که رﺋیس جمهور پیشنهاد میدهد. علت دوم این است که در آغاز دوره ریاست جمهوری ام در پنج سال پیش من شخصا به نیابت از وزیران در ولسی جرګه حاضر شدم و در باره آنها سخنرانی کردم. در نتیجه بیست یا ۲۱ وزیر از ۲۵ وزیر پیشنهادی از پارلمان رای اعتماد ګرفتند. اما این بار تصمیم ګرفتم درین خصوص مداخله نکنم. شماری از نمایندګان پارلمان قبل از آن که اسامی وزیران پیشنهادی را به پارلمان ارسال کنم با من ملاقات کردند و من به آنها ګفتم  شما در قبول یا رد وزیران آزادی  مطلق دارد”.

ددی ځواب او مطالبو په هکله څو ملاحظی لرم: زه دغربی غیر تعریف شوی دموکراسی په اصطلاحی مانا دومره ښه نه پوهیږم. د اوسنی دیموکراسی لاندی داسی جنایات وشول چه بشریت د هغه به نوم شرمیږی. حق خبر خو داده چه دا دموکراسی تر اوسه داسی مؤثر او عملی میکانیزم او لیاری  نه دی عیاری کړی چه د هغه په واسطه د بشری حقوقو او په نړی کې د نسبی عدالت ضامن شی. د تعجب خبره نده چه په جهان یوعـده خلک دا دیموکراسی ردوی. دیموکراسی بدون د قانون د حاکمیت  نه رده ده. د آزاد بازار اقتصاد د قانون د حاکمیت او د رقابت د موجودیت نه پرته  رد دی . په نړی کې هغه دیموکراسی چه سل کاله مخکی وه او نوری نړی د اصولو په اساسی رده کړی متأسفانه  افغانستان او بعضی هیوادو ته اوس اوس رسیدلی ده.

د افغانستا ن اوسنی اساسی قانون ډیری خلاوی لری. د حاکمیت د دری ګونو قواو ترمنځ توازن د اجراﺋیه قوی په ګټه ددی اساسی قانون  یوه اساسی او بنسټیز ستونزه ده. عدلی او قضایی چاری ویجاړی دی. زمونږ د ټاکنو په  سیستم کی ډیر ستونزی شته. دا حالت په حاکمیت کې د غیر فنی او غیر مسلکی افرادو د تأثیر له مخ منځ ته راغلی. د افغانستان اوسنی پارلمان د ۳۰ کلن جنګ نه او د خرابو قوانینو په بنسټ منځ ته راغلی. په پارلمان کی سیاسی پارتنر او مرجع نه شته چه سیاسی مقدماتی توافقات وکړی. 

دا ویلی شم چه په مستقرو ټولنو کې سیاسی مقدماتی  توافقات مخکې له دی نه چه تلویزیون صفحو ته و غورځی په پارلمانی کلوبونو اود وطن په  سیاسی رهبری کې چه د استقرار سبب ګرځی صورت نیسی. اما زمونږ په وطن کې  هم حاکم او هم ملت د وضعی نه شاکی دی. د کار هماهنکی د لوړ پوړو ادارو او دولتی ارګانو په منځ کې نشته.  دا او داسی نور هغه عوامل دی چه زمونږ په وطن کې یی داسی وضعه رواستی او ددی ویجاړی وضعی د ادامی عوامل به کې نغښتی دی.

دا د خفګان ځای دی چه زمونږ د پارلمان غړی د محترم حامد کرزی نه د لیدو وروسته په خپلو صلاحیتونو پوه شول چه هغوی وزیرانو ته د رای ورکولو په وخت کې مطلقه آزادی دی. زه ګمان کوم چه هیڅوک مطلق آزاد نه دی او مونږ خوشحاله یو چه د قانون او اصولو په قیودو کې یو.

ضرورت دی چه د دموکراسی د انستیوتونو د نهادینه کولو ،  د هغوی د اتوریتی  او اعتبار لوړلو لپاره کار وشی.  دامنم چه د نوی کاندید شوو او پیشنهاد شوو وزیرانو ته د رای  اعتماد ورکولو نه د مخه باید وزیران خپله کړنلاره پارلمان ته وړاندی کړی. دا یو ښه کار او پیشرفت ګڼل کیږی . اما اکثر پارلمانیان او ډیر ځلی  پارلمان ته د وزیرانو د معلومات ورکولو او خپل پنځه کلن کاری پلان د وړاندی کولو  په وخت کې پارلمان کی حاضر  نه وه. نو بـیا داسی وکیلان څنګه کولای شی د هغوی په هکله د ملت او وطن په ګټه تصمیم و نیولای شی او د اعتماد او یا عدم اعتماد رای ورکړی؟ آیا داسی خو نه ده چه دا قضا او تصمیم ورته بل څوک وایی او دیکته کوی. آیا دا خو د پیسو معامله نه ده؟  په صراحت ویلی شم  په دی برخه کې لازم کاری او جوړونکی کار  نه کیږی. دا د پارلمان حق نه وه او نه دی چه د حق العبد حق  دی چاته و بښی، د پارلمان حق نه وه او نه دی  چه د پارلمان غړی دی د پارلمان نه اخراج کړی، دا درسته خبر نه ده چه  زمونږپارلمانیان دی داسی ضعیف وی چه په هغه بله دوره کې چون خپله محترم ح. کرزی استدلال کړی وه او د وزیرانو نه یی دفاع کړی وه نو وزیرانو ته د اعتماد رای ورکړل شوه  او اوس بل څوک چه ګواکی ضعیف وه او یا هم هغه وخت آزادی نه وه او اوس وکیلانو ته  محترم ح. کرزی دا آزادی ورکړه چه وکیلان مطلق آزادی لری او دوی هم د هغه نه استفاده وکړه. ضرورت دی د   دیموکراتیکو لاس ته راوړنو شکل او محتوی عمیقه کړای شی.

 

محترم حامد کرزی د هغه سوال په ځواب کې چه : آیا طرح روشنی برای مبارزه با فساد در افغانستان دارید؟   داسی ویلی : ((ما طرحی به این منظور داریم. فساد بخشی از واقعیت های افغانستان است زیرا افغانستان کشوری است که بعد از سالها از بی ثباتی و ناآرامی و فقر و جنگ و دخالت بیگانگان خارج شده است. ما در حال پایه ریزی جامعه جدیدی هستیم و تلاش می کنیم این جامعه بهبودی خود را بازیابد. وجود فساد در افغانستان یک واقعیت است و ما باید با آن مبارزه کنیم و عملا همین کار را می کنیم. من هر روز دوسیه هایی را در رابطه با فساد به قضات ویژه رسیدگی به این دوسیه ها ارسال می کنم و متهمان در این دوسیه ها تبرئه یا محکوم می شوند)).

 

دا خبره د ویلو ده چه د نوی دولت د جوړونی لپاره کافی وخت او تقریبا مناسب نړیوال امکاناتو نه ښه ګټه اوچته نه شوه. په غلط کادری سیاسی، غیر شفاف اقتصادی، او خرابو قوانینو نوی مدرن دولت نه شی جوړیدای.  د وطن لمړی شخص او کلید افراد نباید په انفرادی کیسو او قضایاو بلکه په کلیدی مسایلو او د سیستم په جوړولو او فورمول جوړلو او کلیدی مسایلو مصروفییت ولری.  اداری فساد یواځی په ښی ارادی نشی له منځه ته راتلای. د معافیت سیاسیت ته باید خاتمه ورکړای  شی. د قانون د تطبیق لپاره باید سیاسی اراده وجود ولری.  زه په دی باور یم چه په دوامداره توګه د عدلی او قضایی ارګانو دظرفیتونو او سطحی لوړلو په څنګ د  کادری سیاست اصلاح اومدرنولو ته اړتیا ده. نوی نړی په زړو  شعارو نه جوړیږی.

مونږ په دی باور یو دا چه د بهرنی مرستو څخه د ۳۲ ملیاردو دالرو څخه حکومت صرف ۸ ملیارده تر لاسه کړی او صرف د همدی ۸ ملیاردو مسؤولیت اخیستل او پاتی  د نړیوالو منابعو په سر اچول غیر دقیقه خبر ده. د افغانستان دولت باید خپل کارونه د کمک ورکونکو هیواد سره هماهنګ کړی وای.  هغه پل (د پ په ضمه) او سړک چه په دی نامه غیر کوالیت جوړ شوی د نورم او ستندر خلاف دی باید د افغانستان حکومت تسلیم نه وای اخیستی او عاملین یی باید افشاء او نړیوالو ته ورپیژندل شوی وای.  داسی اشخاص باید عدلی او قضایی مراجعو ته د غیر ستندر او ټولنی ته د خطر  په جرم او اختلاس محاکمه شوی وای.

د سالنګ د تونل د خلاصولو به قضیه کی په میلونهاو دالر مصرف شوی او حتی د خندا وړ ده چه دولت او هغه شرکت چه داکار یی اجراء کړی او مرسته کوونکی هیواد د قرار داد د موضوع په هکله توافق نلری. هغه قرار داد چه مضمون او محتوی د کار یی معلومه او مشخصه نه وی هغه قرار داد له سره  فسخ دی. په یقین ویلی شم چه د نورو تخلفاتو په څنګ کې ډیر ښه  حق السکوت ورکړ شوی دی.

 زه پوهیږم چه مال د بل او مصرف یی بل کوی. اما د حکومت د  ټکس،  مالیه ، نورم او ستندرد ادارو خپل کار نه دی کړي. عدلی  او قضایی ارګانو  د متخلفو  انجو ګان عدلی او قضایی مسؤولیت ته نه دی راکښلی او حتی  اداری اجراات یی په دی هکله نه دی کړی.  زه د محترم داکتر رمضان بشر دوست د انجوګانو یکسره  لغوه کولو سره هم مخالف وم اما دداسی بی مسؤولیتیو سره چه په دی هکله هیڅ مؤثر اقدام ونه شی او قانونی معافیت وی هم خطا ګڼم او دهغه  سخت مخالف یم. زه څه چه قانون  یی مخالف دی. دا خبر او حالت  په څرکنده توګه د دولتی مقاماتو برخه او ونډه په فساد او اختلاس کې وینم. څرنګه چه مو وویل  حد اقل حق السکوت اخیستل تخلف وینم. جرمی عمل د قانون سره سم نه کول د هغه عمل چه قانونا باید وشی او کول د هغه عمل چه قانونا باید ونشی. دلته دولتی مراجعو تخلف کړی چه خپل وظایف یی نه دی اجرا کړی.

 

افغانی حکومت څنګه کولای شی چه د قاتلانو او جنایت کارانو د محاکمی مطالبه وکړی چه خپل څنګ کې یی  د جنګی اسیرانو د ډلیز قتل قاتلان څنګ ته ناست وی؟

 

هڅی چه ملکی تلفات کم شی، بهرنی زندانونه په افغانستان کې د افغانانو تر کنترول لاندی راوستل شی،  یو انسانی غږ دی. داچه افغانان باید خپل سرنوشت په خپل لاس کې ونیسی او ددی دپاره عملی تدابیر ونیول شی مطلوب جهت دی. اما په ویلو او ښه نیت چه د کار د پیل لپاره ښه خبر ده – نه کیږی. 

مونږ په دی باور یو چه د طالبانو او مخالفینو سره مذاکره او مفاهمه د هغوی د نسخو او تګ لارو د تاﺋید او یا رد په مانا او یو بل ته د اصولو نه د تیریدو په مانا نه  ده.  بلکه توافق پردی خبری دی چه څنګه داسی زمینی برابر کړو چه  د خپلو برنامو او تګ لارو د صحت مشروعیت د ملت نه تر لاسه کړو. دا توافق نه په پیسو او نه په چوکی ورکولو تر لاسه کیـږی.

داچه د پاکستان دوکلن وروستی عملیات چه د زرهاو بی ګناه انسانانو د تباهی موجب شول کوم مؤثر اقدام نه بولو.  د دقیق استخباراتی او با آدرسه کار په ځاي، د هوښیار او حا‌ذق جراح د سکالپل (ظریف چاقو)  په ځای د قصابی ساتور - ستایل مناسبه خبر نه ده .

داچه محترم ح. کرزی  د نړی څخه غوښتی چه غرب دی افغان ملت ته احترام وکړی د قدر وړ او ضروری خبر ده. زمونږ ملت قربانی ورکړی او د نورو جګړی یی فیصله کړی او کوی یی. زمونږ زعامت باید افغانستان د هوښیاری او ښه تدبیرد نور د جنګ له میدانه خلاص کړی. دا زمونږ د ملت آرزو ده.

 

درنو لوستونکو دا هغه لنډی ملاحظی او نکات وه چه ما د هغه دری متن چه انشاء الله د اصل را مطابقت لری ستاسی مبارک حضور ته وړاندی کړلی. لار اوږه ده او ډیر جګی او جوری مخی ته دی. انشان الله چه افغان ولس به په سرلوړی ددی مشقاتو نه  خلاصیږی هوساینی ته به رسیږی.

مونږ په دی باور یو چه داملت ان شاء الله به خپلو درنو او سپیڅلو آرمانونوته به ښه زعامت او نیک تفاهم او تدبر  لار مومی او رسیږی .

                                و من الله التوفیق

 


دا داوس خبره نده

حبيب وقار

زموږ ګران هېواد افغانستان تل د بهرنيو هېوادونو د لاسوهنې ښكار شوى دى او همدارنګه زموږ هر مشر دا څرګنده كړې چې پلانى او پلانى هېواد زموږ په چارو كې كار كوي، خو هېڅ وخت په دې برخه كې پرېكنده دريځ غوره نه شو، بلكې همداسې د شك په توګه پاتې شوه.افغانان د نورو هېوادونو پر خلاف يوه ډېره ځواكمنه غريزه چې لري هغه دا ده چې د نورو لاسوهنه او د نورو تسلط ورته د زغملو وړ نه دى، چې له همدې امله يې څو ځله انګرېزانو ته خوله ماتې ځواب وكړى او همدارنګه يې په نژدې پرون كې پخواني شوروي اتحاد ته خوله ماتوونكى ځواب وركړ او له خونړۍ ماتې سره يې مخ كړ. خو له شوروي اتحاد سره هم له بريا وروسته او د جګړې په درشل كې د پاكستان ايران او ځينو نورو هېوادونو له نېغې لاسوهنې څخه خلاص پاتې نه شو. ټولې بهرنۍ مرستې چې له افغانستان سره كېدلې د پاكستانيو چارواكو له لوري ورته وېشل كېدې او پاكستانيو چارواكو افغان مشران په څو ډلو ووېشل څو له خپلواكۍ او شوروي له ماتې وروسته ونه شي كولاى چې يو خپلواك او ملي حكومت را منځ ته كړي. خو د طالبانو د حكومت له ماتې څخه وروسته چې كله امريكا افغانستان اشغال كړ بيا هم پاكستان چپ كښېنناست او خپلو لاسوهنو ته يې دوام وركړ، خو په زړه پورې دا ده چې امريكا وروسته له اتو كلونو ايله اوس وپوهېده، چې پاكستان د افغانستان په چارو كې لاسوهنه كوي او د دې ملت په بربادۍ كې لاس لري، افغان غميزه تل زموږ له ګاونډي هېواد پاكستان څخه منډې راوهي دا د اوس نوې خبره نه ده ځكه چې همدا پاكستان و چې د شوروي تر يرغل وروسته يې بيا هم افغان مشران د چوكۍ لپاره سره وجنګول او ټول هېواد په ځانګړي توګه كابل يې ورباندې دړې وړې كړ. اوس هم د افغان دولت ډېرى مخالفين له پاكستان څخه تغذيه كېږي او مركزونه يې په پاكستان كې دي.

 په واشنګتن کې چارواکي دا مني چې د ستونزې يوه برخه په پاکستان کې ده. دوى اسلام اباد تر فشار لاندې راوستى، چې په قبايلي سيمو کې د طالبانو خلاف خپلې پوځي هلې ځلې پراخې کړي.

خو پاکستان د ترورېزم ضد مبارزه کې خپل محدوديتونه لري. د پاکستان کورنۍ او بهرنۍ اوږد مهاله ستراتيژۍ او اقتصادي ګټې د ترورېزم ضد مبارزه کې د اسلام اباد هلې ځلې محدودوي.

اسلام اباد تر اوسه يوازې پر هغو طالبانو بريدونه کړي، چې حکومت يې تهديد کړى او د هغو کسانو له فعاليتونو سترګې پټوي، چې له پولې پورې غاړه په افغانستان کې دولتي او بهرنيو ځواکونو باندې بريدونه کوي.

د پاکستان پوځ درې مياشتې پخوا په جنوبي وزيرستان کې پر هغو طالبانو بريدونه پيل کړل، چې په تېرو دريو کلونو کې په پاکستان کې د زرګونو کسانو او د پخوانۍ لومړۍ وزيرې بې نظير بوټو په وژلو تورن ګڼل کېږي.

د دغو پوځي عملياتو په ترڅ کې، چې اوس هم دوام لري په سيمه کې د طالبانو ډېرې اډې له منځه وړل شوې او د طالبانو زرګونه کسان له جنوبي وزيرستان څخه شړل شوي دي.

خو په ورڅېرمه شمالي وزيرستان کې د سراج الدين حقاني او د ده د پاکستاني مرستيال حافظ ګل بهادر په مشرۍ د افغان او پاکستاني طالبانو اډې په ځاى پاتې دي، دوى له شمالي وزيرستان څخه په افغانستان کې خپلې حملې تنظيموي.

د پاکستان د بهرنيو چارو پخواني وزير تنوير احمد خان، چې اوس په اسلام اباد کې د ستراتيژيکو مطالعاتو د مرکز مشر دى وايي، سره له دې چې واشنګټن افغانستان ته لا ډېر سرتېري استوي، خو اسلام اباد په افغانستان کې د امريکايي هلوځلو په برياليتوب جدي شک لري او د دغه شک تر ټولو لوى لامل دا دى، چې د امريکا ولسمشر بارک اوباما افغانستان ته د دېرشو زرو نويو سرتېرو لېږل له دغه هېواد څخه د امريکايي ځواكونو وتلو پورې تړلي دي.

اوس د اندېښنې خبره دا ده، چې کېداى شي طالبان په نږدې وخت کې د ناټو د ډېرو سرتېرو له بريدونو د ځان ساتلو لپاره د پاکستان قبايلي سيمو او يا د افغانستان غرنيو ليرې پرتو سيمو ته ستانه شي او اتلس مياشتې وروسته، چې امريکايي ځواكونه له افغانستان څخه خپل وتل پيلوي په ټول ځواك بېرته صحنې ته راشي او له تلونکو ځواكونو سره د يوې معاملې په پايله کې لږ تر لږه د کابل په حکومت کې ځان ته ځاى پيداکړي.

د جرمني د خبري اژانس رپوټ زياتوي، چې دغه احتمال سره له دې چې ليري برېښي، خو بيا يې هم پاکستان په دې قانع کړى، چې افغان طالبان د هند د نفوذ په وړاندې د خپلو راتلونکو پلويانو په توګه وساتي. د هند حکومت د ولسمشر حامد کرزي په اداره کې کافي نفوذ لري.

د اسلام اباد لپاره د اندېښنې وړ بله موضوع دا ده که چېرې ناټو له افغانستان څخه د خپلو سرتېرو د ايستلو په صورت کې په دغه هېواد کې د پاکستان ګټې تضمين کړي بيا هم اسلام اباد څنګه کولاى شي، له واشنګټن سره د طالبانو خلاف خپله همکاري د پاکستان خلکو ته چې اکثر يې امريکايي ضد احساسات لري توجيه کړي.

 خو پاکستان وايي، چې د طالبانو خلاف د جنګ په پراخولو کې ډېرې ستونزې لري. اوس پاكستان په دې بريالى شوى چې په افغانستان كې څه ډول لاسوهنه وكړي او څه ډول دا هېواد ټوټې ټوټې كړي، ځكه وايي چې تجربه د علم مور ده، اوس دوى په دې لاسوهنه كې دومره تجربه تر لاسه كړې چې په دې برخه كې عالمان شوي دي. هغه متل دى وايي چې يو پټۍ رشقه يې وخوړه ته اوس هم مږه بولي، دوى اوس په دې كار كې ښه مهارت تر لاسه كړى. كه چېرې يې مخه ونه نيول شي نو لكه د دې څو لسيزو په څېر به افغان ګټې تل د دې هېواد تر ګواښ لاندې وي.

د ۱۳۸۸ كال د سلواغې ۱۲ مه


رئیس جامعه مدنی افغانستان در گفتگو با فارس:

آمریكا به‌جز "بگرام " زندان های غیر رسمی دیگری در افغانستان دارد

خبرگزاری فارس: رئیس جامعه مدنی افغانستان از وجود زندان های غیر‌رسمی آمریكا در افغانستان خبر داد و این كار را عملی خلاف پروتوكول های امضا شده بین افغانستان و آمریكا دانست. عزیز رفیعی " در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در كابل، تعداد زندان های آمریكا در افغانستان را نامشخص خواند و گفت: فقط یكی از زندان هایی كه تا كنون شناخته شده است زندان "بگرام " است.
رئیس جامعه مدنی افغانستان خاطر نشان كرد: در اوایل حضور نیروهای خارجی درافغانستان، منازل شخصی تبدیل به زندان شده بود، در شهر كابل و دیگر شهرها چندین منزل كشف شد كه از آنها به عنوان زندان استفاده شده كه از جمله در مناطق "كارته پروان " و "كارته 3 " شهر كابل 2 زندان آمریكایی كشف شد.
رفیعی افزود: آمریكا زمانی كه تحت فشار افكار عمومی قرار گرفت زندان بگرام را به دولت افغانستان تحویل داد اما من معتقدم كه آمریكایی ها به نیروهای امنیتی افغان اعتماد نمی كنند و این مسئولیت را به نیروهای امنیتی افغان واگذار نخواهند كرد.
به باور وی، نیروهای امنیتی افغانستان درمورد زندانیان حساس به هیچ وجه قابل اعتماد آمریكا نیستند و فقط زندانیان دست چهارم و پنجم به دست آنها سپرده خواهد شد.
این فعال جامعه مدنی افغانستان خاطر نشان كرد: انتقال مسئولیت زندان بگرام نكات مثبت و منفی را در بر دارد، نكته مثبت این واگذاری این است كه آمریكا تمامیت ارضی افغانستان را و حق دولت افغانستان را برای پاسداری از حقوق شهروندان خود پذیرفته است.
رفیعی در مورد مشكلات واگذاری زندان بگرام گفت: مشكل اول سوء استفاده یا فساد درجامعه دولتی و سیاسی افغانستان است كه این امكان را به وجود می آورد كه برخی با دادن پول، تهدید و یا روابط آزاد شوند و عده ای بدون گناه در آن‌جا زندانی بمانند.
رئیس جامعه مدنی افغانستان در مورد مشكل دیگری واگذاری مسئولیت بگرام گفت: مشكل دیگر توانایی قضایی دولت افغانستان است، قوانین قضایی موجود پاسخگوی نیازمندی ها در افغانستان نیست، به عنوان مثال در مورد آدم ربایی در قانون افغانستان چیزی وجود ندارد و فقط مصوبه ای از جانب شورای وزیران وجود دارد.
رفیعی در ادامه افزود: جامعه مدنی افغانستان بر اساس اطلاعاتی كه در اختیار داشته دادخواهی های مستدل و متداومی را برای زندانیان به خصوص زندانیانی كه با نوعی از مدرك از این زندان ها آزاد شده اند انجام داده است و گاهی این مدارك را در اختیار مطبوعات و مردم افغانستان قرار داده است.
وی خاطر نشان كرد: زندانی هایی كه از این زندان ها آزاد شده اند از بدرفتاری و شكنجه های مختلفی حكایت می كنند.
رفیعی اظهار داشت: بزرگترین ضعفی كه درافغانستان به خصوص درجامعه مدنی افغانستان وجود دارد این است كه سیستم اطلاع رسانی به توده های مردم وجود ندارد، بنابراین فاصله ای كه بین اطلاعات اصیل و مردم افغانستان وجود دارد فاصله ای بسیار بزرگ است كه ما نتوانسته ایم این فاصله را حذف كنیم.
وی افزود: اگر وضعیت زندانی كه قرار است به دولت افغانستان تحویل داده شود بدتر از سابق شود، نه تنها اعتماد ازدست رفته مردم افغانستان احیا نمی شود بلكه بی اعتمادی بیشتر خواهد شد.
به نظر این فعال جامعه مدنی افغانستان، تا زمانی كه در افغانستان بنیاد و شالوده اصلی عدالت اجتماعی گذاشته نشود به هیچ وجه اعتماد مردم افغانستان دوباره احیا نخواهد شد.


اعتماد مردم محلی در افغانستان بيش از دويدن بي‌فايده به دنبال طالبان كارايی دارد

پاريس - برنار كوشنر وزير امور خارجه فرانسه در گفت و گو با روزنامه فيگارو كه طرفدار دولت اين كشور است آخرين مواضع خود را درباره افغانستان تشريح كرد. به نوشته فيگارو وي بر اين اعتقاد است كه جلب اعتماد مردم محلي در افغانستان بيش از دويدن بي‌فايده به دنبال طالبان كارايی دارد. كوشنر در مورد نتیجه نشست اخیر لندن در مورد افغانستان می‌گوید: ما در این كشور مسیر صلح را باز كرده ایم. حامد كرزای، رئیس جمهوری افغانستان با طرح موضوع الحاق طالبان طرح آشتی ملی را داده است. این طرح خطاب به همه شورشیانی بود كه موافق قانون اساسی دولت افغانستان باشند و از ارتباط با القاعده و جهاد جهانی دست بردارند. این برنامه بلند پروازانه و ضروری است. بلند پروازانه به این دلیل كه جنگ، سخت شده و به مشكل هر روزه مردم تبدیل شده است و طالبان به یمن استراتژی رعب و وحشت خود، در حال رشد در افغانستان هستند. آن‌ها مدارس دخترانه را آتش می‌زنند و مردم میانه رو را كه با دولت همكاری می‌كنند به قتل می‌رسانند و در كنار آن به كاروان‌های ناتو هم یورش می‌برند.

طالبان به لطف قاچاق مواد مخدر، به نیروهای جوانی كه به كار می‌گیرند، سه برابر یك سرباز معمولی پلیس یا ارتش ملی افغانستان حقوق می‌دهند.

وزیر امور خارجه فرانسه با اشاره به این دلایل معتقد است طرح پیشنهاد شده در نشست لندن ضروری است زیرا به گفته او ما علیه مردم افغانستان نمی جنگیم بلكه در كنار این مردم علیه تندروی‌های مذهبی و ضد فقر مبارزه می كنیم.

فیگارو پرسید: واقعا شما فكر می‌كنید كه توسعه در كشوری كه در یك جنگ واقعی به سر می‌برد، شدنی است؟
كوشنر : در دره‌هایی كه به ما واگذار شده‌اند و در چهارچوب ماموریت كلی كه از سوی سازمان ملل متحد تصویب شده است، سربازان ما هر روز دارند همین كار را می‌كنند. آبیاری، بازسازی اماكن فرهنگی، تامین بذر و دانه برای كشاورزی و تامین كود شیمیایی، ساخت مدارس و درمانگاه از جمله كارهای ما است. در عرض دو سال، در منطقه -ساروبی> و-كابیسا>، سربازان ما دل‌های فراوانی را به خود معطوف كرده اند.

آنان با وجود تهدیدهایی كه متوجه جان مردم و كشاورزی این دره سنگ خیز بود، توانستند به میزان ‪ ۴۷درصد در رای‌گیری ‪ ۲۰اوت گذشته شركت كنند و از این جهت به خود می‌بالند و این یعنی ده درصد بیش از سایر مناطق افغانستان . در حالی كه بیشترین خطر متوجه جان زنان بود. مسیر آینده افغانستان از طریق زنان و از طریق آموزش تامین خواهند شد.

فیگارو: آیا شما فكر می‌كنید واقعا می‌توان در این كشور دمكراسی برقرار كرد؟
كوشنر: من هم چون آهنی سخت به آینده افغانستان اعتقاد دارم و استراتژی كه ما در اجلاس پاریس در ژوئن ‪
۲۰۰۸پیشنهاد كردیم هم همین بوده است.

افغانستان مگرچیست؟ درچهار جمله می‌توان آن را خلاصه كرد: حمایت و دفاع از مردم، كسب اعتماد مردم، طرح پروژه‌های توسعه‌ای حیاتی به مردم و دادن مسئولین دسته جمعی به مردم.

این كار بسیار كارآمد تر از این است كه با دنبال كردن شورشیان طالبان در كوه‌ها و صحراها، بخواهیم امنیت این كشور را برای توسعه تامین كنیم.

البته در برخی مواقع انجام عملیات نظامی اجتناب ناپذیر می‌شود. در مورد دمكراسی در افغانستان هم مسلما نمی‌توان یك مدل اروپایی را مد نظر قرار داد. افغانستان كشوری است مركب از گروه‌های مختلف كه به قوم‌ها و جوامعی تقسیم شده‌اند كه هیچ وقت اتحاد نداشته اند، ولی تابع سلطه خارجی هم نبوده اند.

افتخار و وفاداری بسیاری از مردم افغانستان قبل از هر چیز، پیش از آن كه به دولت مركزی برگردد، به جامعه قومی شان بر می‌گردد. كابل كه مركز اختلاط مردم است همه افغانستان نیست. هر كدام از جوامع با یك كشور ارتباط دارند. تاجیك‌ها به تاجیكستان، ازبك‌ها به ازبكستان، تركمن‌ها به تركمنستان و هزاره‌های شیعی به ایران مرتبط هستند. تنها كسانی كه تاكنون مرجعی ملی نداشته‌اند و تعداد شان هم از همه بیشتر است، همین پشتون ها هستند.

س - شما از این كه درافغانستان، استانی به اسم پشتونستان نداریم متاسف هستید؟
ج - نه من اصلا این را نمی‌گویم. بلكه برداشت من این است كه پشتون ها طالبان نیستند ولی همه اعضای طالبان از پشتون‌ها هستند. شورش‌های پشتون ها مرز نمی‌شناسد. آن‌ها در پاكستان هم رشد می‌كنند زیرا اعضای قبایل پشتون، با همان خانواده‌ها در دو سوی خط دوراند یكسان هستند. (اسم دوراند از سر مورتیمر دوراند، استاندار هند در پایان قرن ‪
۱۹گرفته شده است).

این تنها منطقه ی جهان است كه در آن تعلق مردم دو سوی مرز به یك ملت اختصاص دارد و همین جا هم هست كه بیشتر قاچاق‌ها در آن انجام می‌شود و من این را به خوبی می‌دانم. منطقه‌ای كه هم برادری و هم خطر، هر دو در آن یافت می‌شوند.

من با دوستانم در سازمان پزشكان بدون مرز، به دفعات مكرر به مناطق طالبان سفر كرده ام تا بتوانم به بیمارستان‌های منطقه كه تحت اشغال نیروهای شوروی قرار داشت سر بزنم. به یاد داشته باشیم كه این آمریكا و پاكستان بودند كه تندروی‌های اسلامی را برای مبارزه با ارتش سرخ نهادینه كردند و طالبان هم از درون همین حركت به وجود آمد. ولی با این حال، امروزه وضع طوری شده است كه باید از پاكستان و دولت آصف علی زرداری حمایت كرد تا بتواند با طالبانی كه در مناطق قبیله‌ای مستقر شده‌اند مقابله كند.

س- برای چه نباید تعداد نیروهای نظامی موجود در منطقه را افزایش داد؟ ج - شانزده ماه پیش فرانسه نیروهای خود را از ‪ ۲هزار نفر به ‪ ۳هزار و ‪۷۵۰ نفر افزایش داد و ما آن‌ها را به مناطقی كه مایل بودیم ناتو مسئولیتشان را به ما واگذار كند، فرستادیم. این منطقه در مسیر جاده استراتژیك كابل به پاكستان قرار دارد و هیچ كس امروز ما را به دلیل این كه كار خود را درست انجام نداده‌ایم سرزنش نمی‌كند.

بیرون از تغییرات احتمالی كه به امنیت سربازان فرانسوی در خصوص آموزش ارتش ملی افغانستان مربوط می‌شود، رئیس جمهوری به عنوان رئیس قوای سه گانه ارتش فرانسه تصمیم گرفته است كه هیچ افزایشی در نیروهای جنگنده فرانسوی درافغانستان انجام نشود. رییس جمهوری هم چنین بر تعهد طولانی مدت ما برای افزایش كمك‌های غیرنظامی ما تاكید كرده است.

س - شما سیاست فرانسه در افغانستان را در چه خلاصه می‌كنید؟
ج در وهله اول ساخت یك منطقه مسئولیت پذیر. مسلما آشتی ملی فقط با مرور زمان قابل تحقق است، آن هم از طریق توافقات محلی. من درجریان تمام تلاش های پنهانی صورت گرفته برای مذاكرات جهانی در كشورهای خلیج (فارس) و در دیگر كشورها قرار دارم. فكر نمی‌كنم كه ملا عمر كه به منطقه -كه تا> در پاكستان پناهنده شده است، به این زودی در دسترس باشد.

در حالی كه از طریق موفقیت در اجرای پروژه‌های توسعه‌ای ما به خوبی می توانیم پیروزی فراوانی در جلب محبت خانواده‌های افغانی از طریق همراه كردن دولت كرزای و به خصوص با متحدین خود به دست آورده و با موضع قدرت با شورشیان ملی گرای طالبان مذاكره كنیم.

از طریق افزایش هماهنگی‌های داخلی برای تقویت صلح داخلی است كه ما می توانیم روسای بزرگ طالبان را به دنیای سیاست در افغانستان وارد كنیم. در افغانستان بدون تلاش مضاعف در دو زمینه آشتی صورت نخواهد گرفت: اول این كه ناتو می‌بایست عملیات نظامی خود را محدود كند و به طور جدی به حمایت از مردم غیرنظامی بپردازد و دوم این كه دولت كرزای نیز می‌بایست به فساد اداری افغانستان پایان دهد. باید به افغان‌ها كمك كنیم تا بهتر ارتش و پلیس خود را بسازند و حقوق بهتری به آن‌ها بدهند.

هدف ما امن تر كردن افغانستان در سریع‌ترین زمان ممكن برای مردم است. چرا كه سرنوشت سیاسی مردم این كشور به ما تعلق ندارد بلكه این خودشان هستند كه باید تصمیم بگیرند.

 


گورباچف در گفت‌وگو با النهار:
راه‌حل نظامي در افغانستان نتيجه ندارد
تغيير مهمي در سياست‌هاي اوباما نديده‌ايم
براي آغاز مذاكرات صلح درمنطقه نيازمبرم وجود دارد

ميخائيل گورباچف اظهار داشت: تاكنون اوباما تغيير مهمي ايجاد نكرده است. ميخائيل گورباچف، آخرين رهبر اتحاد جماهير شوروي، در مصاحبه با روزنامه النهار در خصوص مذاكرات صلح خاورميانه گفت: نياز مبرم به آغاز مذاكرات صلح وجود دارد. من يكي از رئيسان كنفرانس مادريد بودم و هم چنان آن را دنبال مي‌كنم. برخي مي‌گويند من آدم ساده‌اي هستم، اما اين طور نيست.

گورباچف افزود: برخي معتقدند قضيه مذاكرات صلح خاورميانه پيچيده است و نمي‌توان آن را حل كرد. پيچيدگي اين مساله مي‌تواند يكي از دلايل آغاز مذاكرات صلح و در پي آن تغيير اوضاع در منطقه باشد و معتقدم لبنان با وجود تمام مشكلاتي كه با آن مواجه است، يك الگو است. درست است كه زود است به لبنان در اين زمينه تبريك بگوييم، ولي زود نيست كه به روند وحدت در اين كشور اذعان كنيم.

رهبر شوروي سابق گفت: با وجود جريان‌ها و نظرات مختلف در لبنان، اموري وجود دارد كه مي‌تواند همه لبناني‌ها را براي فعاليت در آن راستا گردهم آورد.

وي در ادامه افزود: معتقدم مقامات لبنان، راه درستي را براي ايجاد چنين همكاري‌هايي در پيش گرفته‌اند. اين روند بايد ادامه پيدا كند. برخي از سياستمداران مي‌خواهند تك روي كنند كه درست نيست و نمي‌توان يك تنه تمام مشكلات را حل كرد.

ميخائيل گورباچف هم چنين اظهار داشت: چنانچه، روند توافق سياسي كنوني در لبنان موفق شود، مي‌تواند الگويي براي ديگران در اين زمينه باشد. البته، خاورميانه پيچيده‌تر از لبنان است اما نحوه برخورد مي‌تواند يكي باشد. كشورهايي مثل ايران و سوريه بايد در اين فرآيند همكاري كنند.

وي هم چنين در خصوص ماهيت برنامه‌هاي هسته‌اي ايران و اين كه آيا آمريكا به ايران حمله خواهد كرد، گفت: معتقدم نبايد اجازه داده شود به ايران حمله شود. اين مساله مي‌تواند نقطه آغاز هر مذاكره‌اي باشد. بايد به نقاط مشترك با ايران برسيم. استفاده از نيروي نظامي راه‌حل مساله نيست، چرا كه افغانستان نشان داد راه‌حل نظامي نتيجه‌اي در پي ندارد. اگر گفت‌وگوهاي جدي، واقعي و مسوولانه با ايران صورت بگيرد، مي‌توان به زمينه‌هاي همكاري با ايران دست يافت. در اين فرآيند جايي براي جنگ طلبان نيست.

گورباچف در پاسخ به اين سوال كه ديميتري مدودف، رئيس جمهور روسيه و ولاديمير پوتين، نخست وزير اين كشور را چگونه ارزيابي مي‌كند و اينكه آيا روسيه در راه رسيدن به نظام توتاليتر است، اظهار داشت: اين سياست‌ها برآيند روند دموكراسي است كه قانون اساسي روسيه بر آن تاكيد كرده است. مدودف و پوتين مي‌توانند به جاي تك روي در خصوص مسائل و افكار مختلف بحث و بررسي كنند.

وي افزود: هياهوي تبليغاتي مهم نيست، بلكه روشي كه اين دو در مواجهه با مشكلات مردم در پيش مي‌گيرند مهم است. معتقدم اين دو سياستمدار در صورتيكه به مردم بقبولانند كه سياست‌هاي درستي را در پيش گرفته‌اند،‌ مي‌توانند از حمايت آنها برخوردار شوند.

گورباچف ادامه داد: با وجود وضع كنوني روسيه، به نظر مي‌رسد مخالفت ضروري است. پيشتر نيز هم پوتين و هم مدودف، اظهار داشتند كه كشور نياز به مخالفت دارد و آنها در تلاشند تا راه‌هاي ايجاد اين مخالفت را در كشور تحقق بخشند. مي‌شود گفت كليد نجات، در رفع مشكلات مردم و توجه بيشتر به افكار عمومي است.

ميخائيل گورباچف در خصوص فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، تك قطبي شدن جهان و ظهور دوباره قدرت‌هايي مثل چين، اروپا و روسيه اظهار داشت: چنانچه هر يك از اين قدرت‌ها، بخواهند ديگري را از صحنه حذف كنند و قدرت خود را تثبيت كنند، با فاجعه روبرو خواهيم شد. هم چنين اگر چين بخواهد كشوري را عليه كشور ديگري تحريك كند، باز با فاجعه روبرو مي‌شويم.

وي افزود: براي اين كه جهاني متحد داشته باشيم، بايد قدرت‌هاي بزرگ به يكديگر احترام بگذارند. اگر اوباما چنين تعاملي با قدرت‌هاي بزرگ برقرار كند، موفق‌تر خواهد بود. تاكنون شكاف‌هايي بين قدرت‌هاي بزرگ مشاهده شده، ولي فكر نمي‌كنم خطر بزرگي به حساب ‌آيد.

وي هم چنين در خصوص ارزيابي سال نخست رياست جمهوري باراك اوباما، اظهار داشت: به تازگي به آمريكا رفته‌ام و در مقابل دوازده هزار تن سخنراني كرده‌ام. معتقدم نصيحت كردن آمريكا كه خود عادت كرده همه را نصيحت كند، كاري خطرناك به نظر مي‌رسد. انتخاب اوباما تصادفي نبود. نياز به تغيير در آمريكا بوجود آمده است. من به اوباما گفته‌ام اگر حمايت مردم را داشته باشد، مي‌تواند مشكلات كشور را حل كند. درست است كه محبوبيت مردمي وي كم شده است، اما آرزوي موفقيت براي وي داريم. تاكنون تغيير مهمي در سياست‌هاي اوباما در مقايسه با سياست‌هاي بوش نديده‌ايم. اما هنوز وقت براي تغيير دادن وجود دارد. روابط بين واشنگتن و مقامات روسيه تاكنون خوب بوده است