تماس با ما
سایت های دیگر
اقتصادی
فرهنگی
سیاسی
نوید روز ،تربیون ازاد روشنفکران، در زمینه های آشتی ملی ،تفاهم

 

زهرا اسلامي

سونی و غنی‌سازی ابداع‌ مغزها در  جاپان

درباره کتاب«ساخت  جاپان، مدیریت و موفقیت» نوشته آکیوموریتا. ترجمه یوسف نراقی
 جاپان از کشورهائی است که کاروان توسعه را در عصر حاضر به دنبال خود می‌کشد. کشوری که اختراعات و اکتشافات علمی و تکنولوژیک آن در حال حاضر نه تنها در بازارهای جهانی با کشورهای توسعه یافته اروپائی و آمریکائی به رقابت برخاسته بلکه نقش نیروهای بازار بین‌الملل را نیز تعیین می‌کند. نیروهای محرکه در این کشور «محصولات علمی» هستند و  جاپان به جای صدور فرآورده‌های تکنولوژیک در فکر صدور «‌محصولات علمی»" است‌.
«
توستوادکو»‌ بنیانگذار  جاپان نوین می‌گوید: «ما نه هیچ منبع طبیعی داریم و نه هیچ قدرت نظامی ما فقط یک منبع در اختیار داریم، ظرفیت ابداع مغزهایمان، این منبع پایان‌ناپذیر است‌، باید آن را بسط داد‌، تربیت کرد‌، تمرین داد و مجهز ساخت این قدرت دفاعی خواه ناخواه در آینده‌ای نزدیک گرانبهاترین و خلاق‌ترین ثروت مشترک همه بشریت خواهد بود
 جاپان با سرمایه‌گذاری عظیم در آموزش و بازسازی نیروی انسانی خود، آن را تبدیل به یک ثروت عظیم و پربها کرده است تکیه بر آموزش نیروهای خلاق و مبتکر جوان با مدیریت علمی خاص سبب شد  جاپان با سرعت بپا خیزد و گذشته هولناک خود را پس از اشغال آمریکا جبران کند. بر اساس داده‌های این کتاب، در  جاپان سه واژه پر اهمیت است: «فعالیت، مدیریت، رقابت سازنده.
از جمله این موفقیت‌ها داستان سونی Sony است؛ داستان توسعه و پیشرفت تکنولوژی در بازارهای داخلی و خارجی تلاش مستمر برای از بین برداشتن موانع و نهراسیدن از غولهای شرق و غرب. این داستان از وضعیت  جاپان در زیر بمباران‌های دشمن آغاز می‌شود. «مورتیا» بنیانگذار شرکت سونی با شریک خود «ایبوکا» در زیرزمین ساختمان بمباران شده پایه‌های اولیه شرکتش را استوار کرد و به زودی توانست بازارهای ایالات متحده را تسخیر کند.
مورتیا مدیریت  جاپانی را «مدیریت خانوادگی» ‌می‌نامد و معتقد است مدیریت خانوادگی توانست ظرفیت ابداع مغزهای  جاپان را توسعه دهد و  جاپان مقلد را به  جاپان مبتکر و مبدع تبدیل کند. «ساخت  جاپان؛ مدیریت و موفقیت» در 9 فصل تدوین شده است.
در
فصل اول کتاب از وضعیت  جاپان در سال 1945 و بمباران اتمی آن کشور و باختن  جاپان در جنگ با آمریکا و اشغال  جاپان توسط آمریکا مطلع می‌شویم، زندگی پس از جنگ و چگونگی پذیرش صلح از طرف امپراتور  جاپان با آمریکا و نحوه زندگی سخت مردم  جاپان پس از جنگ در فصل دوم می‌خوانیم، در این فصل مورتیا با توجه به علاقمندی به مباحث مخابراتی شرکتی را با 500 دلار در توکیو سرمایه گذاری می‌کند و با شناخت نیاز جامعه به تولید رادیو ، آدابتور، ضبط صوت و ... می‌پردازد. چگونگی فروش این محصولات به دنیا در فصل سوم عنوان می‌شود. «مورتیا» از همان آغاز به فکر پیداکردن بازار بین‌المللی برای تولیدات شرکت در توکیو بوده‌، لذا در سال 1960 به تأسیس شرکت Sony باسرمایه پانصد هزار دلار در آمریکا اقدام می‌کند. و...
«
پس از جنگ اشرافیت برداشته شد، نظام مالیات تصاعدی بود. در  جاپان گریز از مالیات ناشناخته است. کارگر  جاپانی فقط به خاطر پول کار نمی‌کند آنان خود را عضو شرکت می‌دانند و دلیل آن احساس و روابط خوب با آنهاست‌، آنها دستیاران شرکت هستند نه وسایلی برای ایجاد سود. در گزینش‌های سخت سونی فقط مدرک تحصیلی و نام دانشگاه ملاک نیست. مورتیا «نیروی انسانی» را محور هر کاری می‌داند و معتقد است: علت موفقیت شرکت سونی بهره‌برداری از «تعاون و همکاری و توافق جمعی» بوده است.
 جاپانی‌ها کار خود را با تقلید آغاز کردند و با یادگیری و آموزش مستمر توانستند خلاقانه به دنیای پیشرفت بپیوندند. به عبارتی  جاپان  توانست از «خلاقیت اقتباسی» به خلاقیت مستقلی دست یابد. مورتیا برای پرورش خلاقیت کارکنان شرکت «هدف» تعیین می‌کرد و سپس با تعیین «برنامه» برای رسیدن به آن سطح تلاش می‌نمود و سپس نتایج را براساس کنترل کیفیت تعیین می‌نمود و استانداردهای مناسب تعیین می‌شد.
این مطالب در
فصل چهارم کتاب عنوان می‌شود و نویسنده در فصل پنجم به مقایسه موضع  جاپان با آمریکا می‌پردازد و می‌گوید  جاپان دو برابر آمریکا مهندس دانشگاهی دارد نسبت مهندسین  جاپان به آمریکا براساس جمعیت 4 برابر است در زمینه الکترونیک سالانه 24هزار مهندس در  جاپان فارغ‌التحصیل می‌شوند در حالی‌که در آمریکا 1700 نفر. در این کتاب تاکید می‌شود که آقای مورتیا تلاش داشت کارگاه‌های خود را تجهیز کند تا دفاتر مرکزی را، سرمایه‌گذاری وی به سمت «خط تولید» بود و برای تولید کیفیت برتر «محیط راحت، ساده و دلپذیر»  ایجاد می کرد.
آقای مورتیا حتی فرزندش را نیز در دفتر کار خود قرار نداد تا جلوی رابطه «قوم و خویش گرائی» را بگیرد. در
فصل ششم کتاب نیز رقابت به عنوان انگیزه فعالیت‌های اقتصادی  جاپان مورد بررسی قرار می‌گیرد.  جاپانی‌ها نه تنها در داد و ستد که در زندگی شخصی نیز با هم رقابت دارند رقبای  جاپانی در صحنه بازار تلاش دارند رقیب را از میان بردارند. فریب دادن رقیب و بحث و مجادله مورد علاقه  جاپانی‌ها نیست. رقابت سنگینی در صنعت در همه سطوح زندگی مردم  جاپان دیده می‌شود در آموزش، وزارتخانه‌ها، میان روزنامه‌ها‌، تلویزیون، میان خبرنگاران در پوشش‌دادن همه اخبار و ... مورتیا معقتد است رقابت به رغم برخی جنبه‌های تاریک آن کلید توسعه صنایع و تکنولوژی مورد نیاز است.
در فرهنگ  جاپان یک مفهوم کلیدی وجود دارد :«همه چیز مقدس و متبرک است». مورتیا نیز معقتد است همه چیز دنیا موهبتی است از جانب خالق بنابراین باید شکرگزار آنها بود و هیچ چیز را نباید بیهوده تلف کرد همه چیز بطور امانت در اختیار ما قرار گرفته است و باید بهترین استفاده را از آنها بکنیم و این مفهوم در مصرف چیزهایی ساده نظیر آب یا کاغذ نیز بکار می‌رود.
 
جاپانی‌ها محافظان خوبی هستند حتی برای پول، آنها حتی از روزنامه ها محافظت می کنند روزنامه های  جاپان کوچکتر و کم وزن‌ترند،  با توجه به نرخ باسوادی، روزنامه و کتاب در  جاپان رشد بالائی دارد  جاپان در سال 1984 توانست50درصد از روزنامه ها را بازیابی کنند. آنها در مقابل روزنامه دستمال کاغذی می دادند.
کتاب توضیح می دهد که علم نیز  در  جاپان گرایش به جنبه‌های «عملی»  دارد تا «نظری» چون آنها اعتقاد دارند بشر به وسایل ادامه بقاء نیاز دارد آنها اندیشه های فراوانی را از دیگر ملتها دریافت نمودند و آنها را به محصولاتی تبدیل کرده اند که به فکر مبتکران اصلی خطور نمی کرده است.
تلاش مورتیا در این مدت تولید محصولاتی بوده که «به درد مردم بخورد» و این همه تلاش‌ها را در سطح  بین‌المللی  با چالش‌های قوانین بازرگانی کشورها با سه نوع خلاقیت انجام داده است .خلاقیت تکنولوژی، خلاقیت برنامه ریزی تولیدو خلاقیت بازاریابی... و همه این تلاشها بمنظور «ساخت  جاپان»  انجام داده است.
خواندن این کتاب برای آنها که حقیقتا دنبال تولید و پیشرفت هستند، یک کلاس درس همه‌جانبه و فشرده است.
زهرا اسلامي

 


 

دی ولت

حملات اخیر طالبان حاکی از ضعف استراتژیک ایساف است

«تاکنون موضع آلمان در خصوص افغانستان با تامل و صبر و حوصله استراتژیک همراه بوده است. این اتخاذ موضع در حالی صورت می‌گیرد که عملیات اخیر طالبان نشان داد که آن‌ها قادر به پیروزی بر این ابتکار عمل و یا استراتژی هستند.»

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، پایگاه خبری ولت آلمان در تحلیلی با اشاره به ضعف استراتژی نیروهای بین‌المللی کمک به برقراری امنیت (ایساف) در افغانستان آورده است:

«عملیات روزهای گذشته طالبان و رویارویی آن‌ها با نیروهای آلمان، نشان داد که نیروهای آلمانی موضع استراتژیک اشتباهی را اتخاذ کرده‌اند. کشته شدن سه سرباز به همراه زخمی شدن هشت سرباز آلمانی وهم چنین کشته شدن پنج سرباز افغان توسط نیروهای آلمانی به همراه اظهارات سیاستمداران آلمانی و انتقادات آن‌ها از حوادث اخیر افغانستان که سرگرم جشن‌های عید پاک بودند، نشان داد که طالبان تلاش می کند در برابر حملات نیروهای ناتو در افغانستان موازنه قدرت خود را نشان دهد.

هم سربازان آلمانی وهم افغان جان خود را به بازی گرفتند تا بتوانند ماموریت سیاسی‌ای را اجرا کنند که هدف آن بهبود شرایط زندگی در افغانستان است. البته زندگی سربازانی که به دلیل بی‌تجربگی یا برای اعمال خشونت و یا به هر دو دلیل به سربازان بی‌گناه افغان شلیک کردند نیز برای همیشه تغییر خواهد یافت. سربازانی که شاید گمان انجام وظیفه داشته‌اند، اما از قبل برای انجام چنین وظیفه‌ای آماده نبوده‌اند.

واقعیات زندگی آلمان‌ها و افغان‌ها برای پذیرش این کشتارها در افغانستان بسیار دشوار است. درگیری‌ها و به طور کلی عملیات جنگی افغانستان که به سفارش مقامات نظامی کشورها صورت می گیرد، درحالی است که ابعاد واقعی چنین عملیات‌هایی به ندرت از سوی عاملان این عملیات شناخته شده است.ادامه

علاوه بر این، حملاتی که در حیات خلوت طالبان صورت گرفت، با هر دلیلی که باشد مطمئنا می‌تواند پیامد‌های بیشتر و گسترده‌تری برای سیاست آلمان به همراه داشته باشد. بویژه آنکه نیروهای آلمانی نیز پیشتر با حمله به دو تانکر سوخت رسانی باعث کشته شدن چندین غیر نظامی شده بودند.

طالبان با عملیات خود در قندوز، در وهله اول تلاش کرد که امداد رسانی و پشتیبانی‌های ناتو را که از ازبکستان و تاجیکستان روانه افغانستان می‌شود، متوقف کند.

در وهله دوم نیز طالبان متوجه شده است که چگونه دولت هلند به دلیل اختلاف نظر بر سر جنگ افغانستان از هم پاشیده شد. علاوه بر این، آن‌ها می‌دانند که دولت آمریکا اکنون نگران اوضاع افغانستان است.

آلمان بعد از آمریکا و انگلیس سومین کشور دارنده نیرو در افغانستان است. گروه‌های بسیاری در آلمان وجود دارند که به طور کامل مخالف جنگ افغانستان هستند. به عبارت دیگر، از فولکر روهه، وزیر دفاع اسبق از حزب دموکرات مسیحی و کلیسای پروتستان‌ها گرفته تا احزاب چپ همه مخالف این جنگ هستند و گروه‌های مخالف جنگ در آلمان به اندازه‌ای هستند که بتوانند برای متوقف کردن این جنگ تاثیرگذاری داشته باشند.

تاکنون استراتژی آلمان در قبال افغانستان با انتظار و تحملی استراتژیک همراه بوده است، به این معنا که آلمان‌ها برای مثال منتظر بوده‌اند که ببینند آیا اقدامات باراک اوباما در جنوب افغانستان و حملات هوایی آمریکا علیه رهبر طالبان در غرب پاکستان با موفقیت همراه خواهد بود یا نه.

آلمان‌ها منتظر بوده‌اند که ببینند آیا انتخابات ایالتی در نورد راین وستفالن باعث تقویت دموکرات مسیحی‌ها می‌شود یا دموکرات‌های آزاد. آلمان‌ها منتظر این مساله بوده‌اند تا ببینند که آیا کنفرانس افغانستان با خود موفقیت به همراه خواهد داشت یا نه.

عملیات اخیر طالبان نشان داد که آن‌ها موفق به پیروزی بر این ابتکار عمل شده‌ است. طالبان مبارزانی سرسخت‌ هستند. البته آن‌ها از رویکرد ضد غربی اخیر حامد کرزای نیز مطلع هستند

 


 سنجر غفاری

ما افغانها چه وقت تصمیم خواهیم گرفت ؟

امروز درقرن 21 زنده گی میکنیم . مگر بسیار عقب نگهداشته شده ایم . اگر به اشتباه نرفته باشم قرنها است تصمیم نداریم چرا ؟ بسوی خشم و انتقام کشانیده میشویم ء  مورد استفاده خواست های بیگانه قرار گرفته ایم .ء فرصت هارا از دست داده . چیزایکه ما میخواهیم انجام انرادیگران نموده و مینمایند . ان چییزایکه دیگران باید ننمایند بالای ما اغاز و انجام نموده و مینمائیند .

اول جنگ سرد : -  اغاز سناریو وادامه ان به همکاری ارتجاع وقت در مرکزیت ارتجاعی ان زمان(پاکستان)بنیاد گذاشته شد . افغانستان به میدان رقابت و کشمکش میان دوقدرت جهانی مبدل گردید .تماما نابسامانی های ناشی از این جنگ تحمیلی بردوش مردم ما گذاشته شده . منفعت را دیگران به خصوص کشور پاکستان نصیب شد .                                                                              دوم افراطیزم و تروریزم : - اساسات بنیاد گرائی بعد از ایجاد کشور پاکستان به تشویق و همکاری کشورهای عربی چون سعودی – مصر. و ایران در منطقه بخصوص درکشور پاکستان بنام و تشکل احذاب وسازمانهای بنیاد گرائی بوجود امده و به تشویق این کشورها درموجودیت حاکمیت های تند روافرطی پاکستان به فرقه های مختلف مذهبی تقسیم بندی گردیده از حمایه وسیع جهان غرب نیز برخوردارگردیدند. و به تشویق و حمایت سرویس های اطلاعاتی ایشان به یگانه وسیله و هدف علیه نهضت های ملی ء مترقی و ازادیخواهانه در دوطرف دیورند و داخل کشور افغانها بخصوص از زمان حصول استقلال کشور ازانگریز هادر سال 1919 الی سقوط حاکمیت قانون در سال   1992 ادامه یافت سوم کشت و ترافیک مواد مخدره : - همانند سائیر پدیده های تخریشی و تحمیلی جهان انسانی در خارج از مرز های کشور ما توسط اعمال انگریزی وارد منطقه گردیده قرنها قبل ماشین استعمار بوسیله این زهر کشنده اعیار وبسوی اهداف تحمیلی علیه کشور ما منطقه و جهان سوق واستقامت یافته است . جنگ تریاک و خاشخاش تروریزم امروزی یگانه دست اورد استعمار کهنه و نو امروزی در قرن 21 میباشد .قبل از تجاوز انگلیس ها درقرن هجدهم عرب ها نیز به کشور ما لشکرکشی نمودند مردم ما 120 سال علیه ایشان به مقابله پرداختن .  امروز بیش از 47 کشور بشمول تندروان شبه جزیره عرب و شاخه های افریقا ء ترک و چین ء ایران و هند یادر پیوند با امریکا و یا در مخالفت با امریکا کشور و مردم مارا اذیت مینمایند . ملیت های کشور مارا علیه همدیگر شان به نوع قرارداده اند و منفعت جوئی مینمایند . پس رسالت ما منحیث صاحبان اصلی این خانه مشترک درچه و درکجا نهفته و گنجانیده شده است .؟ براساس گفتارو اظهارات به اصطلاح دوستان بینن المللی ازرژیم امانی الی سقوط حزب د خ ا  مردم و کشور افغانها  ازادی نداشتن . پس از سقوط رژیم در سال 1992 شما کدام ازادی و سعادت را نثار کشور و مردم ما نموده اید ؟ و همین گونه به تک تک از هموطنان خویش مراجعه مینمایم که دیروز را نسبت به امروز به محاسبه بگیریم و باید بیدارشویم ء تشخیص نمایم و قضاوت را برای تاریخ و نسل های بعدی بگذاریم . چونکه به گفته اخیر جنرال حمید گل رئیس پیشین استخبارات نظامی پاکستان . چهار بازیگر اصلی در افغانستان وجود دارد . ( طالبان ء امریکا ء حزب اسلامی و پاکستان ) پس مفهوم روشن گردید که افغان و افغانستانی از نظر حمید گل ها وجود ندارد . بعد از حصول استقلال کشور از سال 1919 تا امروزمردم ما نسبت به بیگانگان به نهایت حوصله مندی وگذشت متوسل گردیدند  به خصوص با همسایه شرقی ما پاکستان . مگر امروز از گذشت و حوصله ما تعبیر دیگری را پیش گرفته اند . دهن گشاده بخاری به مثل بی ادبان – سخن به جایی رسیده است که چوب میخواهد .           از دوستان واقعی افغانستان و ثبات جهانی میخواهیم تا با عقل سلیم سیاسی نظامیان پاکستانی را دعوت و رهنمایی نمایند . بشما بزرگان و نماینده گان اقوام و ملیت های ساکن در کشور و دوطرف دیورند مراجعه مینمائیم . و میخواهیم که نباید بسوی ادامه خواست های اجانب با همدیگر ازدوربین اسلحه و زبان بیگانه  همدوش باشیم . خوب این است تا به تشخیص اغراض ایشان درنگهداشتن ما برادران علیه همدیگر بیدارشویم . به اینده نسل کنونی که درجنگ و مهاجرت  متولد گردیده اند و چشم وگوش شان به دیدن و شنیدن اسلحه ء خون ء مهاجرت و فریاد کمک و گریه وناله بالای  اجساد و قبرستانها  به کدام امید و ارامش روحی دیگر اشنائی نداشته . نجات حتمی شان به تصمیم ما بزرگان ء پدران و عالمان وابستگی دارد . امروز نسبت به گذشته ها همه اهداف غرض الود دشمنان ما روشنگردیده است . به خصوص الحمدوالله روشن گردید که دین و اسلام درکشورما واز طرف فرزندان افغان در خطر نبوده بلکه این دشمنان دین ء وطن و انسان ها بودند و هستند که با دامن زدن به نفاق بین مسلمانان کشور ما و جهان در پهلوی کلمه مقدس اسلام افراطی را هم افزودند .  امروز باید دوست و دشمن را شناخت  .      دیگر اجازه ندهیم تا از احساسات اسلامی ما علیه خود ما استفاده های نا مشروع صورت بگیرد .         افغانان برادران همدیگر ساکنان اصلی خانه مشترک و تشکیل کننده قبایل ازاد دو طرف دیورند بوده و ارزوهای دیرینه و مشترک شان همانا ارامی و دراسایش زیستن در کنار همدیگر شان و حفظ ازادی و استقلال بدون دکته و نفوذ اجانب  در خانه مشترک شان میباشد که یگانه راه رسیدن به ابن ارمان دیرینه فقط  رسیدن به یک تصمیم و اراده مشترک همه با هم بخاطر ارامش و ثبات دایمی میرویم.

. دیگر کارد به استخوان رسیده است . باید خاموش و تماشاگر نباشیم . متحد شویم و تصمیم بگیریم فکر میکنم که ازاین کرده دیگر مشکلات  و خطرات ایکه باعث ادامه بحران و تراژیدی ملی و تحمیلی  بالای  کشور و مردم دراینده گردیده و میگردد دور از واقعیت نمیباشد . باید تصمیم گرفت .                                                                                  با احترام سنجر غفاری


 

پاکستان با طالبان موافق خود نمی‌جنگد

پاکستان از آغاز سال ۲۰۱۰ و با شروع استراتژی جدید آمریکا در افغانستان، اسیر خشونت‌های تازه‌ای شده است. اگرچه تاریخ ۶۳ساله شکل‌گیری این کشور، همواره حاکی از خشونت‌ها و درگیری‌های بسیار است اما حملات آمریکا در خاک پاکستان و هدف قرار دادن طالبان در افغانستان، اوضاع این کشور را وخیم‌تر کرده است. درباره تحولات اخیر پاکستان با دکتر «نوذر شفیعی» کارشناس مسائل شبه‌قاره به گفت‌و‌گو نشسته‌ایم، بخوانید:*ریشه خشونت‌های اخیر پاکستان در کجاست؟ریشه انفجارها، ادامه درگیری نیروهای طالبان و القاعده (جریان افراطی) با دولت پاکستان و آمریکا است. در واقع طالبان به عنوان یک طرف ماجرا به‌صورت یک مجموعه عمل می‌کند و هرگونه فشار علیه نیروهای خود در هر نقطه پاکستان و افغانستان را با حملات تلافی‌جویانه پاسخ می‌دهد.*یعنی می‌توان گفت حملات اخیر در پاکستان واکنشی به حمله آمریکا در هلمند افغانستان است؟طالبان، دولت پاکستان را با آمریکا همدست می‌داند، بنابراین به حملات آمریکا به هلمند، در هر جا بتواند پاسخ خواهد داد. بخشی از حملات طالبان در پاکستان نیز به حمله آمریکا در هلمند مربوط می‌شود.*برخی تحلیلگران معتقدند که بخشی از ISI در انفجارها و عملیات انتحاری پاکستان دست دارد. اگر این مسأله درست باشد، دلایلش چیست؟ISI به‌طور کلی با دولت فعلی پاکستان مخالف است. علت مخالفتش هم این است که دولت بخش زیادی از قدرت ISI را به نخست‌وزیری منتقل کرده. این مسأله موجب سرخوردگی طیف وسیعی از ISI شده است. مسأله دیگر اینکه پشتون‌ها در ارتش و ISI زیاد هستند یعنی از آقای حمیدگل و دیگر سران دستگاه اطلاعاتی و ارتش پاکستان گرفته تا اکثر بدنه این نیروها، پشتون هستند. بازنشسته‌های ISI هم در میان طالبان هستند و با آنها همکاری دارند.ادامه

 بدیهی است که همکاری ISI با رادیکال‌ها یک همکاری سنتی تلقی می‌شود. نیروهای ISI می‌دانند که پاکستان و آمریکا توافقاتی در زمینه محدود کردن اختیارات ISI داشته‌اند بنابراین بعید نیست علیه آمریکا و پاکستان اقداماتی انجام دهند. ضمن اینکه ناامنی در پاکستان در شرایط فعلی به سود ارتش است چون دولت را بی‌کفایت نشان می‌دهد.*اما به نظر می‌رسد بخشی از ISI نیز علیه طالبان به‌شدت مبارزه می‌کند.برای پاسخ به این سؤال باید به دو، سه نکته توجه کرد اول اینکه ISI یا ارتش به لحاظ سازمانی، فرمانبردار دولت پاکستان هستند و باید وظایف خود را انجام دهند. دوم اینکه باید ببینیم یک دولت با یک ارتش است یا یک ارتش با یک دولت. در حال حاضر یک ارتش با یک دولت جریان دارد یعنی ارتش خود را قوی‌تر از دولت می‌داند و این صلاحیت را در خود می‌بیند که در بعضی اوقات و موقعیت‌ها خارج از وظیفه نسبت به دولت عمل کند. ISI فعلاً به رسالت خود در مبارزه با طالبان عمل می‌کند اما معلوم نیست اگر جنگ به درازا بکشد این وضعیت را ادامه دهد.*آقای دکتر! نبرد ارتش پاکستان با طالبان به نوعی نمایش شبیه است. اگر طالبان و ارتش دارای مشترکات قومی و مذهبی هستند، چگونه با این شدت علیه آنها می‌جنگند؟دولت‌های پاکستان از گذشته تا امروز جریان افراطی و رادیکال را به دو دسته تقسیم می‌کنند؛ رادیکال خوب و رادیکال بد. رادیکال خوب از نظر دولت دوست پاکستان طالبان افغانی و پاکستانی یا کشمیری و به‌طور خلاصه طالبان بومی است. دولت پاکستان با این دسته نمی‌جنگد و حتی از آمریکا می‌خواهد علیه آنها اقدام نکند. رادیکال بد از نظر دولت پاکستان همان نیروهای عرب یا حتی افغانی‌ها و پاکستانی‌هایی هستند که برای القاعده به عنوان یک نیروی چندملیتی عمل می‌کنند البته اکثر اعضای القاعده عرب هستند. پاکستان با همراهی آمریکا شدیداً علیه این نیروها اقدام می‌کند.*در روزهایی که ما در تعطیلات نوروزی بودیم وزیر خارجه پاکستان به آمریکا رفت و توافقاتی میان دو دولت صورت گرفت. این توافقات شامل چه مواردی است؟اخبار دقیقی از آن منتشر نشده است اما در روابط بین‌الملل بین دولت‌ها بده بستان‌هایی براساس منافع ملی صورت می‌گیرد. به‌طور کلی می‌توان گفت در آن ملاقات برای نکاتی چون روشن شدن تکلیف کشمیر، روشن شدن تکلیف خط دیوراند (مسائل میان پاکستان و افغانستان در خط مرزی) و چگونگی همکاری‌های اقتصادی، نظامی و امنیتی دو کشور، توافقاتی انجام شده است.

 


 

اوباما : کرزای همچنان یک شریک حیاتی برای آمریکاست

باراک اوباما اظهار داشت : به رغم اظهارات اخیر و تند کرزای در انتقاد از غرب وی هنوز یک شریک حیاتی برای آمریکا در جنگ جهانی علیه تروریسم است .
به گزارش خبرگزاری ایسنا باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا در مصاحبه باای .بی .سی نیوز در پراگ اظهار داشت : سربازان آمریکایی باید در افغانستان باقی بمانند زیرا سه هزار آمریکایی در حمله ای کشته شدند که از داخل افغانستان سازماندهی شده بود.
رئیس جمهور آمریکا افزود : سازماندهندگان این حمله هم چنان در افغانستان حضور دارند و درصدد هستند مردم آمریکا را به قتل برسانند.
اوباما تصریح کرد : اگر آمریکا تنها در بخش نظامی موفق شود و در زمینه غیر نظامی دستاوردی حاصل نکند آنگاه این بی ثباتی در منطقه باقی خواهد ماند.
باراک اوباما تاکید کرد : حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان درگیر سیاست های داخلی کشورش است و باید به آنها رسیدگی کند.
اوباما هم چنین در این مصاحبه اظهار داشت که وی انتظار دارد پیمان جدید کاهش تسلیحات استراتژیک در سنای آمریکا تصویب شود و به سرعت کلاهک های هسته ای روسیه و آمریکا کاهش یابد.
رئیس جمهور آمریکا هم چنین انتقاد سارا پیلین معاون کاندیدای ریاست جمهوری انتخابات ۱۳۸۷ آمریکا را نسبت به پیمان جدید هسته ای رد کرد.
سارا پیلین دکترین جدید هسته ای آمریکا را به کودکی در یک زمین بازی تشبیه کرده بود که از بقیه درخواست می کند که به صورت او مشت بزنند و وی اقدام آنها را تلافی نکند.
اوباما به ای .بی .سی نیوز گفت : طبق آخرین بررسی که من کردم سارا پیلین یک کارشناس مسائل هسته ای نیست .ادامه….
اگر وزیر دفاع و یا رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا توصیه ای در این خصوص به من می کردند من به توصیه آنها عمل می کردم اما نه توصیه ای از جانب سارا پیلین .
سارا پیلین هم چنین از سیاست جدید هسته ای اوباما در مصاحبه با فاکس نیوز انتقاد کرد.
وی اظهار داشت : سیاست اوباما مبنی بر عدم استفاده از تسلیحات هسته ای علیه کشورهایی که از پیمان منع گسترش تسلیحات هسته ای تبعیت می کنند اقدام درستی نیست .
START 1
در صورت تصویب پیمان جدید کاهش تسلیحات استراتژیک در سنای آمریکا و دومای روسیه این پیمان جایگزین پیمان می شود که در سال ۱۳۷۰ به امضا رسیده بود .
اوباما هم چنین درباره انتقادات سارا پیلین پاسخ داد : من واقعا پاسخی درخصوص اظهارات پیلین ندارم زیرا او کارشناس مسائل هسته ای نیست . اوباما افزود که سیاست هسته ای جدید وی در مشاوره با رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا و مایکل مولن رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا تدوین شده است .
اوباما در ادامه مصاحبه خود عنوان داشت : ایجاد محیطی امن در پاکستان و افغانستان تمرکز اصلی دولت اوست .
وی اضافه کرد : تخریب و انحلال پایگاه های شبه نظامیان در افغانستان و پاکستان دغدغه اصلی دولت آمریکا است و در اولویت اصلی راهبرد آمریکا در افغانستان است .
اوباما تاکید کرد : ما باید به طور همزمان در افغانستان و پاکستان برای ایجاد محیطی که در آن سازمان های افراط گرا هرچه بیشتر و بیشتر منزوی شوند تلاش نماییم .