![]() |
|
نوید روز ،تربیون ازاد روشنفکران، در زمینه های آشتی ملی ،تفاهم
|
|
آیاغرب بدیل کرزی رامیخواهد ؟ تشخیص و تحلیل اوضاع سیاسی ونظامی کشوری چون افغانستان که در گرو ومعاصره سرویس های استخباراتی کشورهای منطقه وجهان قراردارد خیلی ها دشوار و خطرناک میباشد .چونکه هسته گذاریهای نا متوازن و دوراز خواست و ارمان ملی و منافع کشوری مردم این سرزمین صورت پذیرفته ء قامت وچهره افغانی هرگز بخود کسب ننموده ء دکتی و فورمولیته در قالب یک حاکمیت ارسالی بیرون مرزی بنابر ایجاد شرایط و زمینه ها به داخل کشور ما صادر و باانواع مختلف کاستی ها ونواقص عینی غیر قابل قبول بالای مردم وکشورماء جامعه جهانی وهمسایه های ما تمویل گردیده است . بطورمثال اجلاس بن ء اجلاس کشورهای ناتو و فیصله های بدون نتیجه ان طی سالیان حضور نظامی شان درکشورماو منطقه ء اجلاس توکیو ء پاریس ء المان ء لندن و سایر نشست ها ایکه نه برای تدویر کننده ها و نه برای کشور ومردم افغان مثمر تمام نگردید بلکه اوضاع سیاسی و نظامی – اقتصادی کشورهای متحد دراین عملیه نزد قانون ء پارلمان و مردم شان متزلزل ء سوال برانگیز ء وتشویش برانگیخته باوجود اینکه نقض قوانین بشری را درکشور ما و علیه مردمان ملکی مرتکب گردیدند . به دها و صدها پرابلم جدید میان ملیت ها ء اقوام و مذاهب درکشور ما ء منطقه و جهان بوجود اوردند به خصوص کشانیدن جنگ و بی ثباتی در مناطق قبایلی دوطرف دیورند ء تشدید ناامنی در ولایات شمال کشور ما ء بروز اختلا فات درسطوح مختلف حاکمیت دولتی ء بی اعتمادی مردم به اینده ء نبود حاکمیت قانون درکشور ء بلند رفتن بیش ازحد فساد اداری ء اختلاص ورشوه ء متهم نمودن رئیس جمهور کشور توسط مطبوعات و رسانه های کشورهای حضور یافته نظامی در بی کفایتی های موجوده کشور بشکل غیر اساسی و نورماتیکی ان ء بلا خره پایمال نمودن تمامی حقوق و اساسات شناخته شده بین المللی درمورد یک کشور و مردمش از طرف کشورهای حضوریافته و داشته خارجی ها که به قلمروزمینی و هوائی کشور ما هروقت وزمانیکه دلشان بخواهند دررفت وامد های پنهانی وعلنی هستند . پس از گذشت سالیان دشوار و تحمیلی مملو از رنج درد وعذاب بالای کشور ومردم ما به فکر خویش میخواهند تا راه دیگری را جستجو نموده ؟ تجارب تلخ و حوادث همچو بحران های درکشور ما نمایانگر ان میباشد که خا رجیان درانتخاب و پیش کشیدن شیوه وسیستم رهبری بدون اراده و خواست مردم وشرایط موجوده کشور ومنطقه متوسل گردیده . هنگامیکه خود ومنافع شان را درحالت متزلزل شدن دیده اند بازهم مرتکب اشتباهات و تکرار ان گردیده فاجعه افریده اند . تشویش دران است که میان متحدین روی حل بحران سیاسی و نظامی موجوده در افغانستان تفاوت ها و نظریات مختلف موجودبوده . از حرف تا عملکرد میان مقامات دولتی افغان و متحدین به خصوص امریکا تناقضات موجود میباشد . بطور مثال روی تطبیق و عملی شدن پروسه انتخابات ریاست جمهوری ء شوراهای ولایتی و انتخابات پارلمانی جدید ء از جانبی روی شیوه های مذاکره و دیالوگ با مخالفین دولت طرح معین و مشخص افغانی موجود نبوده . خارجی ها و نماینده دولت بطور پنهان از همدیگر با مخالفین شامل مذاکره و دیالوگ گردیده که به نفع تامین منافع افغانها نبوده بلکه نفوذ و دست باز را جهت استفاده برای همسایه ها به خصوص کشور پاکستان را علیه کشور ومردم ما تقویت بخشیده . افغانستان ومنطقه بسوی یک بحران و بی اعتمادی جدید کشانیده میشود . بروز اختلافات جدید و ردوبدل شدن جملات و ابراز نظریات رهبری دولتی افغانستان و ایالات متحده روی تقلب در انتخابات اخیر ریاست جمهوری و چندین قضایای دیگر درمدت یکسال گذشته فضای اعتماد میان مردم و قوه های سه گانه متشکله دولت را با رهبری ء همچنان فاصله میان مناسبات امریکا و رهبری دولتی را سوال برا نگیز و چا لش اسا میان مردم ما وجهانیان به خصوص حلقات سیاسی و تحلیلگران تثبیت و تشویش اور میدانند . چونکه چنین بازی ها و ادامه ان کشور و مردم مارا در تاریکی های قرن و بیرون از سعادت همگانی و جهانی کشانیده . دیگر توانائی و کشیدن بارسنگین ملامتی ها و اشتباهات عاقبت نااندیشان امروزی بازی های ناکام را مردم وکشور افغانها ندارند و نباید جبرا بالای ما تحمیل گردد . بااحترام افغانستان به یک رنسانس ضرورت دارد . سنجر غفاری اپریل 2010
کرزی ما را خفه ساخت به افغانستان لشکرکشی و حمله نظامی کرد ن خودکشی بیش نمیباشد . چونکه زمانی فرارمیرسد همه بود ونبود این سرزمین به سنگر مقاومت مبدل میگردد.این حرف وشعارنیست . واقعیت تاریخ و خاصیت طبعیت و انسانهای این مرزو بوم بوده و میباشد . امریکا ئیان یک کارراباید قبل ازامدن شان درکشور ما اگرمیکردند خوب میشد . فریب پاکستان را نمیخوردند ء با احساسات اسلامی مسلمانان وطن ما بازی نمیکردندء طالبان و ظهورانان راکه از وقایع پیچیده ومرموز تاریخ معاصر کشورماست . دراغوش نمیگرفتن ء بلاخره درجنگ با تروریزم با نیروهای روشن جامعه افغانی متوسل میگردیدند . مردم ما این حقیقت را درک نموده اند که هیچ رهبرکشور شان بدون حمایه و پشتیبانی یک کشور خارجی قادربه اداره وکنترول کشورشان هرگز نبوده چونکه موقعیت جغرافیائی و جیو پولتیکی کشور ما درمنطقه عوامل خارجی را تحمیل نموده ومینماید . مگر نباید خارجی ها انقدر برای خویش صلاحیت و اختیار قایل گردند که فریاد ملت چه که فریاد رهبر را به رسم اعتراض بلند سازند. سنگ و چوب کشور ما هرگز نمیخواهند که یک گدی خارجی با اسلحه وارد کشور شان گردد . مگر امروز که بازی خطرناک به قیمت خون فرزندان کشورما بنام جنگ با تروریزم ادامه دارد . مقصر مردم ما هرگز نبوده ونمیباشد . این شمایان بودید که سه دهه این تروریستان رابه اسم قهرمانان تا دندان مسلح ساختید . اساس ترین شیوه های محرم استخباراتی و پیشرفته ترین اسلحه و تاکتیک جنگهای گوریلائی وپارتیزانی را برای این دوستان استراتیژیکی دیروزی و امروزی خویش یا فهمیده و یا نا اقبت اندیشانه توسط مشاورین و کارشناسان باتجربه و مقدار غیر قابل محاسبه پول و سایر امکانات دراختیارشان قراردادید . امروز باید با فشارایکه در ایجاد شان اورده بودید .درازبین بردن شان هم ضرورت میرود مرحله وار وارد صحنه گردید . دیگر ضرورت احساس نمیگردد که در نابودی این اژدها ح ساخت اهداف و اعمال شما مردم وکشور افغانها بار مسولیت را برعهده کشند و خانه شان را پایمال افکار واندیشه های ناکام شما نمایند . ضرورت عینی و مسلهت بران است تا در سرزمین ایکه این اژدها متولد گردیده است . درهمانجا رام و یا نابود گردد. این را مردم ما دیگر هرگز قبول ندارند تا به خاطر منفعت دیگران قربانی اشتباهات شما و دوستان نیمه راه شماگردند . افغان هرقدرتحت فشار قرارگیرد به همان اندازه مقاوم و ستیزه جومیگردد. نباید فراموش نمود خشم ما درراه ازادی ماست . چنان معلوم میگرددکه فشارهای تحمیلی ازحدبیش جامعه جهانی درکشورما انفجاری گردیده است . تشخیص و مقاومت فرزندان و شهدای گلگون کفن راه ازادی و سعادت ملی سالیان دهه هشتاد و مبارزه شان برحق بوده امروز مردم ما تشخیص و یقین شانرا سریعا اعلام میدارند که امریکا ومتحدین سه دهه قبل از امروز تلاش نموده بود تا به کشور ما و منطقه حضور نظامی داشته باشد . مگر این را درک نکرده بود که روزی فراخواهد رسید که سنگ و چوب این سرزمین برعلاوه انسانش درمقاومت علیه همه اهداف و اعمالش ایستاده گی خواهد نمود . میتوان برای مدتی مردم را فریب داد و مگر تسخیر کشور افغانها قیامت برپاکردن است . محمد عظیم فورمول وحدت افغانی حزبی+ مجاهد + طالب = افغان واحد · افغانستان خانه مشترک همه افغانها است . دهلیز استراتیژی میان شرق و غرب بوده قلب اسیا مرکز صلح و ثبات منطقوی وجهانی ء گذرگاه و یگانه فابریکه زوب امپراتوری های مغروروسرکش جهانی وقلعه تسخیر ناپذیر در این کره خاکی بوده .مردم و سرزمین افغانها قرن ها است که خرید وفروش میشوند ء ازیکدست به دست دیگر تبادله میگردند ء قدرتی و حاکمیتی نتوانست تا به صفت یگانه اداره کننده ویا هدایت دهنده موقتی دراین کشور و بالای این مردم تمثیل نماید . قرنهاست مردم افغانستان بسوی نفاق کشانیده ونگهداشته شده است . مگر احساسات ملی ء وحدت میان مردمان اصلی و وطنی مستحکمتر گردیده احساس بیشتر رشدوتقویت یافته ونسل هادر پیوند وتشکیلات جدید خانواده گی مسیر رشد خویش را با وجود دامن زدن به نفاق لسانی ء سمتی و مذهبی سیاسی تاسرحد مقابله مسلحانه علیه همدیگر شان . مگر افغان افغان بود واست . زمستان ها گذشت و میگذرد . روی سیاهی ایکه به ذغال ماند ه مانده گار است . غفلت دیروزی ما منجر به اشتباه امروزی مساوی است به حضور نظامیان کشورهای جهانی بنام نجات ما ؟ .......جالب و اگر فکر عمیق نمایم همه ما افغانها به یک اواز و طرزدید مشترک میگویم که ازماست که برماست . بزرگان و موسفیدان محلی ما زمزمه میکردند و میگفتند ( صد سیب سرخ انداختم دربام تو دلبر – یا غفلت است یا خواب توبیدار نمیشی ) امروز دنیا درافغانستان حضور عینی ء نظامی – اقتصادی دارند . شبکه های استخباراتی شان هزاران افغان را به خدمت و پیش برد اهداف خویش دراختیار دارند ء زمین واسمان کشور ما دراختیارشان قرارگرفته مگر درکنترول شان نمیباشد چرا ؟ به خاطرایکه قدرت سیاسی و پایگاه واقعی ومردمی صادقانه ندارند . در قالب شعار ها و ماست مالی ها فقط خودرا میخواهند نه سعادت و ارامش کشور ومردم ما را . 30 سال جنگ وویرانی را توسط خودما علیه خودما بنام های حزبی ها ء مجاهدین ء و طالبان به پیش بردند . هشت سال توسط خودما حضورنظامی شان را قانونی جلوه نمودند و تجاوز نگفتن و نمیگویند . به دوستی هزاران طفل وزن وجوان پیرمرد مارا قتل عام نمودند .از لجاجت های بیشرمانه صرف یک معذرت خواستن و به اعمال جنایتکارانه ادامه میدهند زیرچتر دوستی . مگر ما افغانهارا مصروف تخریب و تخریش همد یگر نگهداری نموده همیشه در فکر پادشاه گردیشی هستیم که چه وقت دیوانه میرود و مست می اید . حوادث و جریانات چند دهه گذشته یک واقعیت را هویداساخت اینکه با متوسل شدن به پول ء قوت ء قدرت نظامی و سیاست های صادراتی درکشور ما و بلاخره ایجاد نفاق و چند گانگی میان افغانها به اصطلاح مردمی ما مس کسی سفید نمیشود . بخواهی نخواهی حزبی ء مجاهد و طالب فرزندان افغان ها بودند. همانطورایکه به اشتباه رفتن امروز توانائی جبران این اشتباه را دارند و بسوی بیرون شدن از این تراژیدی ملی و کشوری گام نهاده اند . فرزندان شان امروز جوان گردیده جهانیان بدانندکه اشتباه پدران را تکرار نخواهند نمود .یک نسل قربانی میدهند و نسل های بعدی را نجات میدهند به شرط ایکه به واقعیت های عینی و اشتباهات خویش صادقانه مهر تائید بگذاریم همه خویش را ملامت نمایم و قناعت کنیم که ما به اغوش پاک همدیگر با سعادت و فارغ از پرابلم های موجوده بدون دکتی خارجیان زنده گی نمایم . و تصمیم سر نوشت سیاسی – اقتصادی – نظامی کشور و خانه مشترک را بر عهده بیگانه ها نگذاشته و هر گز توقع محبت و دوستی ء سعادت و ارامش ملی را بوسیله تصمیم دیگران انتظار نبریم . دیگر مسلهت دیده نمیشود تا کشور های غربی و همسایه ها مصروف تشکیلات سازی – ودولت سازی ء مصالحه و مذاکره میان ما به نفع خویش گردیده شب و روز را برای ما یکسان ساخته پدران مارا توسط فرزندانش و فرزندان مارا توسط خود ما به دشمنی و انتقام جوئی علیه ما و خانواده مشترک ( افغانستان )برای همیشه به نفع حضوردائمی شان درکشور ما ومنطقه استفاده نموده . نسل اینده را به قاضی ء وجلاد ء قبرکن و کشور مارا به قبرستان فرزندانش مبدل ساخته تمثیل دموکراسی نوین نمایند . امروز دوست افغان و افغانستان پول ء اسلحه و قوت نظامی هرگز شده نمیتواند . تحمیل کردن و فشاراوردن بخاطر پذیرش همدیگر بدون قید وشرط ء با قبول اشتباهات و گذشت در برابر همدیگر انصراف از انتقام و کینه علیه همدیگر و خارج شدن از محور های گذاشته شده و تحمیلی خارجیان که مابرادران و ازادی پسندان وطن را بنامهای کمونیست ء مجاهد و طالب و بلاخره تروریست خطاب نمودند و دستان مارا از همدیگر جداساخته اند مگر خوشبختانه قلب های مان پرورش یافته و جریان دهنده خون افغانی در شریانهای انسانی ء اسلامی و برادری مادر تپش بخاطر وصلت برادری میتپد وزنده است . حوادث تحمیلی سالیان گذشته نمایانگر این واقعیت هاگردیده است که اب اگر صد پاره گردد باز باهم اشنا ست . ما باهم برادر بودیم ء هستیم و خواهیم بود . سازنده و نجات دهنده خانه و کاشا نه افغانها بدون از افغان هیچ قوت وقدرت دیگر هرگز شده نتوانسته و نخواهد گردید . افغانستان عزت و غرورافغانها و یگانه پایگاه صلح جهانی و استحکام دهنده ثبات درمنطقه وجهان بشمار میرود. صدور استراتیژی ها و لشکر کشی ها ء تشویق ما بسوی انتقامجوئی علیه همدیگر هیچگاهی به نفع این وان کشور خارجی تمام نمیگردد . دامن زدن به نفاق افغانها شده میتواند که ارامش جهانی و ثبات را برهم زده همانند امروز به قیمت خون فرزندان شان و مصارف ملیونها دالری پول و خدشه دارشدن حیثیت واتوریته سیاسی ونظامی عاملین این فاجعه انجامیده بلاخره باعث تجرید و تجزیه اساسات این مفکوره گردیده درپهلوی کشور ویران ما یک کشور ویران دیگر افزود میگردد . مابه نمیشویم وتو بد نام میشوی . کرزی؛ واقعیتی سیاسی در افغانستاندوشنبه گذشته، رابرت گیبس سخنگوی کاخ سفید درخصوص سخنان اخیر حامد کرزی رئیسجمهوری افغانستان درباره دخالت آمریکا در امور داخلی این کشور، ابراز نگرانی کرد. حامد کرزی چند روز پیش آمریکا و متحدان غربیاش را متهم کرد که تلاش کردهاند تا با تقلب در انتخابات ریاستجمهوری سال گذشته افغانستان مانع از ریاستجمهوری وی برای بار دوم شوند. رابرت گیبس در کنفرانس مطبوعاتیاش با خبرنگاران با اشاره به سخنان حامد کرزی گفت: این سخنان کاملا دردسرساز است. ماهیت این اظهارات که از سوی بسیاری بررسی شده است، بهطرز آشکاری نادرست است. کرزی اما بر سخنانش پافشاری کرده و چندی بعد در گفتوگویی با شبکه خبری بیبیسی، از سخنان خود مبتنیبر متهم بودن غرب در تقلب در انتخابات ریاستجمهوری در افغانستان دفاع کرد. وی گفت: «هر چه که درخصوص انتخابات گفتم، درست بود. دیگر تکرار نمیکنم، اما همهاش درست بود». درگیری لفظی کرزی با دولت باراک اوباما، رئیسجمهوری آمریکا که طی ۴ روز گذشته ۲ بار رخ داده است، تنها کار کرزی نبوده و تنها از سوی او صورت نگرفتهاست. کرزی در جلسات دیگری نیز اعتراض خود را به سیاستهای آمریکا در افغانستان اعلام کرده است.ادامه…. در نشستی که پشت درهای بسته میان گروهی از نمایندگان مجلس افغانستان و حامد کرزی انجام شد، کرزی تهدید کرد که اگر همچنان از سوی غرب تحت فشار قرار بگیرد تا اصلاحات را به اجرا بگذارد، ممکن است مسیری را در پیش بگیرد که طالبان در پیش گرفته است. فاروغ مارنای، نماینده قسمت شمال شرقی استان ننگرهار در گفتوگویی با خبرگزاری آسوشیتدپرسگفت: کرزی گفت که اگر من تحت فشار خارجی قرار بگیرم، ممکن است به طالبان ملحق شوم. مارنای همچنین به نقل از کرزی گفت که درصورت ادامه فشارهای خارجی، بازتعریفی از سوی دولت افغانستان درخصوص طالبان صورت خواهد گرفت و این جنبش شبهنظامی بهعنوان یک جنبش مقاومت که با اشغالگران خارجی میجنگد به رسمیت شناخته خواهد شد. از سوی دیگر اما سخنگوی حامد کرزی بهطور رسمی نقل قولهای مربوط به حامد کرزی را مبنی بر پیوستن او به طالبان تکذیب کرده است. اینکه کرزی این سخنان را بر زبان آورده باشد یا خیر، بیش از این حقیقت اهمیت ندارد که روابط میان دولت حامد کرزی و واشنگتن بهصورت جدی دچار تنش شده است. البته هنوز معلوم نیست که آیا ایالات متحده آمریکا قصد داشته باشد حمایت خود را از کرزی بردارد یا خیر؛ چنانکه رابرت گیبس سخنگوی کاخ سفید دوشنبه گذشته اعلام کرد که دیدار دوازدهم ماه می بین کرزی و باراک اوباما همچنان به قوت خود باقی است. اما یک روز بعد کاخ سفید در بیانیهای اعلام کرد، ممکن است این دیدار لغو شود. بیانیه کاخ سفید همزمان شد با گفتوگوی پیتر گالبریت، نماینده سابق سازمان ملل در افغانستان با شبکه خبری سیبیاس آمریکا. گالبریت که از سوی کرزی بهطور مستقیم به تقلب گسترده در انتخابات متهم شدهبود، در این گفتوگو کرزی را دچار مشکلات روانی اعلام کرد و گفت که او ممکن است اعتیاد داشتهباشد. بهرغم اینکه روابط کرزی با واشنگتن بسیار دچار تنش شده است اما واقعیت این است که کرزی به آسانی برکنار شدنی نیست. در اکتبر سال۲۰۰۱، پس از آنکه نیروهای طالبان عبدالحق، گزینه نخست آمریکا برای ریاستجمهوری افغانستان را ترور کردند، حامد کرزی طبق توافق با آمریکا بهعنوان رئیسجمهور انتخاب شد. از آن زمان تاکنون کرزی موفق شده است که روابط خوبی با برخی از جنگسالاران و گروههای شبهنظامی برقرار کند و همین ارتباطات بود که تا حدودی افغانستان را دچار ثبات نسبی کرد. اگرچه ایالات متحده آمریکا و برخی کشورهای غربی بهمدت ۸سال است که از فساد اداری و مالی در دولت کرزی انتقاد میکنند اما این کشورها به هیچ عنوان دوست ندارند که از دست کرزی خلاص شوند؛ آن هم به یک دلیل ساده؛ پیدا کردن جانشین برای حامد کرزی بسیار سخت است. کرزی طی ۸سال گذشته بهگونهای عمل کرده است که میتوان گفت همه منافذ را بسته و جانشینی بعد از خود باقی نگذاشته است. به دیگر سخن به جز کرزی کسی در افغانستان وجود ندارد که بتواند با طالبان بهصورت مؤثری مذاکره کند. در این شرایط مشخص نیست که واشنگتن بخواهد و یا بتواند رهبری را در افغانستان برکنار کند که طی مدت ۸ سال گذشته زمام امور را در دست داشته است. از سوی دیگر کرزی برخی امتیازات ویژه را در اختیار دارد که از او چهرهای مردمی و ضدآمریکایی در چشم مردم افغانستان میسازد. در نهایت سؤال مهمی که در روابط افغانستان و آمریکا وجود دارد این است که تنش میان کابل و واشنگتن تا کجا پیش خواهد رفت و تا چه اندازه عمیق است؟ برای پاسخ به این سؤال باید دریافت که تنشها میان واشنگتن و کابل، تا چه اندازه ممکن است به ایجاد شکاف ساختاری میان ۲ کشور بینجامد؟ واقعیت این است که کرزی به همان اندازه که رئیسجمهور افغانستان است، یک واقعیت سیاسی در عرصه سیاسی افغانستان نیز هست و بهتازگی دوره ۵ساله دوم ریاستجمهوریاش را آغاز کرده است. از سوی دیگر اگر تنشهای آمریکا و افغانستان را کنار بگذاریم باید به این واقعیت اذعان کرد که کرزی یک بازیگر غیرقابل انکار در سال آینده افغانستان است؛ سالی که برای افغانستان بسیار سرنوشت ساز خواهد بود.
دوکتور صلاح الـدیـن سـعـیـدی- سعید افغانی
اندیشه های ملی ګرایی! محترم ح. کرزی و انتخابات پارلمانی افغانستان!
تازمانیکه نیرو های واقعی سیاسی جامعه در ستیج سیاسی آنکشور جای خویش را نداشته باشند درآن کشور وجامعه صلح پایدار قایم شده نخواهد توانیست. حاکمیت مشروع، با اتوریته و قوی مستعد حل مسایل مطروحه در کشور دارنده قوت لازم همان حاکمیت است که ازمردم برخواسته، توسط مردم ایجاد شده و در خدمت مردم باشد. اینکه مردم ما دیګر از جنګ خسته شده اند و دیګر نمی خواهند میدان زور آزمایی های دیګران و اجرا کننده های برنامه های دور و نزدیګ دیګران باشند نیز یک امر مسلم است. اینکه افغانستان به یک زعامت سیاسی قوی و متکی به مردم ضرورت دارد تا با مشروعیت و به تأسی از آن باقوت در مسایل تصمیم بګیرد و مسایل را با اولویت دادن به منافع افغانی حل کند نیز یک امر مسلم و غیر قابل انکار است. همچنان مسلم است که زعماء و زعامت دارای مشخصات فوق ازکدام کجا نزول نمیکند و یا آورده او دیسانت نمی شود. زعامت و زعمای سیاسی و مردمی راستین با شنیدن و بلند کردن صدای مردم و آواز آنها و در عمل کار برای تحقق آرمانهای مردمی به مدارج راستین زعامت مردمی و خدمتګذاری واقعی میرسند. این پروسه است و در عمل به قربانی ضرورت دارد. تازمانیکه هماهنګی در ستراتیژی ها و اهداف افغانی و زورمندان خارجی بوجود نه آید مشکل افغانستان و امر صلح در جهان در مخاطره خواهدبود. آنها ﺋیکه میخواهند اداره قصر سفید بیشتر مصروف افغانستان و مناطق دیګر غیر از شرق میانه شود نیز درین بحران در کشور ما و منطقه نقش بس مهم خویش را دارند. آنها تلاش دارند تا عوض صلح ما باید این جدال و جنګ را تا اخیر پیګیری نماییم.
درین راستا مطرح کردن سوال ها و شعار های از قبیل آزادی، دیموکراسی ، اقتصاد بازار آزاد، مبارزه و مقاومت ملی برای حاکمیت استقلال ملی ، خود ارادیت، در کشور خویش صلاحیت تصمیم را خود مردم یک کشور داشتن، منافع و مصالح و اولیت های ملی در مراحل مختلف تاریخ یک ملت، شعار های مصالحه و مفاهیم مصالحه بین الافغانی، افغانی کردن مسایل افغانی و به صورت مطلق و تجریدی به این شعار های چسپیدن و به آن مثلا شعارهای صرف و صرف استفاده از تولیدات داخلی و تأکید بر استخدام و بکار ګیری نیرو های کادری داخلی به هرقیمت و امثال آن هنوز هم شعار ها ومفاهیم اند که مراعات معیار های معیین درین راستا در نظر اول دلپذیر اما عدم مراعات حدود و ثغور معیین آن در ین مضر نیز بوده میتواند. هست موارد که فهم، درک و سفارش آن مفید، مؤثر و ضروری است و هست موارد حدود و ثغور که استفاده و سفارش به آن عوامفریبی، پوپولیستی و اغواء مردم ومضر است. بخش از جوانب مطالب فوق هنوز هم اعتبار خود را دارند اما بخش دیګر در ین عصر تاریخ زده و روی پوش فساد و فـتـنه ها و اعمال دروغین و کاذب میګردد. بدون هوشیاری، تعمق و تدبر درین راستا ما را میتواند با آسانی به بدراه و ګمراهی بکشاند.
با ارایه مطالب و شعار های فوق و پیکش کردن دیدګاه ها و ملاحظات خویش خواستم با تعمق دربخش از آنها به موضع ګیری های ما مساعدت خیر نموده و درین راستا ما را مساعدت نماید تا فریب جوانب ظاهری چسپ و دلپذیربخش ازین شعار ها را نه خوریم. منظور من ازین بحث بالمواجه کدام بحث اکادمیک با استعمال لغات، اصطلاحات و قاموس های سیاسی پیچیده نیست بلکه صرف وصرف تلاش و تمرکز من بر بعضی جوانب این اصطلاحات، مفاهیم و شعار ها است تا فهم و دیدګاه های خویش را با شما شریک شاخته بر بعضی جوانب اصطلاحی مطالب فوق تمرکز نموده و در جهت دادن و انتخاب موضع ما ممد و کمک کننده باشد.
آزادی و دیموکراسی: آزادی بدون حد قابل قبول نیست. آزادی بدون حاکمیت قانون و آزادی که آزادی دیګران را محدود کند مردود است. دیموکراسی و به صورت مشخص منظور نظام دیموکراتیک هما ن نظام است که از مردم برخواسته و توسط مردم ایجاد شده و در چوکات اصول شناخته شده دست آورد بشریت در خدمت حمایه همان ارزش های باشد که مردم آن جامعه و کشور آنرا ارزش تلقی میدارند. این ارزشها در جوامع و کلچر های مختلف مختلف اند. ما خوش هستیم که در قید ورسم برادری و خواهری و احترام بزرګان و .... دیګر قیود و قواعد جامعه خویش زندګی میکنیم. اما نقاط مشترک غیر قابل عبوردست آورد عام بشری نیز وجود دارند که در تمام جوامع امروزی بشری تقریبا همسان و قابل قبول برای تمام جوامع بشری امروزی است. بر بخش آن در چوکات سازمان ملل متحد توافق صورت ګرفته و جــزء قوانین نافذ کشور ما و حتی در سطح ، مقام و جزء قانون اساسی کشور پنداشته میشوند. مقاومت و جنبش رهایی بخش ملی:مقاومت در طول تاریخ جوامع بشری آرمانهای ملت را شعار خود ساخته و برای تحقق آن سر به کف کار میکند. در طول تاریخ هستندو بودند حرکات، سازمانها و جنبش های که آنرا حرکات، سازمان ها و جنبش های شر و فساد مینامیدن اما به مرور زمان این حرکات و سازمان ها و جنش ها ماهیت ملی، مردمی و خرکتر مقاومت خویش را ثابت ساختند. اینکه چه سازمان وحرکت سیاسی و جنش شر و فساد و غیر مردمی است وکدام آن مردمی و مقاومت است این قبل از همه به خود همان سازمان و جنبش ، ګفتار، اعمال و کردار آن نیز تعلق دارد. سر بریدن های ، سوختاندن مکاتب، بمب ګذاری های بی آدرس، کشتن افراد ملکی اولویت دادن و در خدمت ستراتیژی های دیګران و اجانب قرار ګرفتن و عملا برای آن کار کردن و ...... مشخصه یک مقاومت مردمی نیست. ملت درین راستا چشم و ګوش باز دارد ، قضاوت و موضع ګیری خود را دارد و خواهد داشت.
اقتصاد بازار آزاد: اقتصاد بازار آزاد امروزی دست آورد بشریت و دربالنسبه در توافق به رموز طبیعی انسانهااست. این سیستم سبب تأمین شور و شعف و حرکت سالم در جامعه شده میتواند و است. اما بازار آزاد که همه چیز را عرضه و تقاضا تعیین کند. ظرفیت های رقابت آزاد وجود نداشته باشد، ساختار های مافیایی اقتصاد در جامعه حکمفرما باشد. از حاکمیت قانون خبر نباشد و از دست آورده های سالم بشریت درین راستا لجام های برین نظام زده شده نباشد این نوع نظام و سیستم کاملا مردود و قابل بذیرش نیست. یعنی همان اقتصاد بازار آزاد که ما در دهه اخیر در افغانستان دیدیم.
استفاده ، بکار ګیری وصرف و صرف مصرف کالای تولید شده در داخل کشوربعنوان وطن دوستی و تقویت سکتور داخلی در قرن بیست و یک که سرمایه جهانی شده یک مفکوره تاریخ زده و قابل پذیرش نیست. ایجاد زمینه های مناسب مؤقتی برای پیمودن راه های که دیګران در شرایط مناسب قبلا پیموده اند و کمک های غیر مستقیم متناسب مؤقت کار است دیګر و برای مدت کوتاه متناسب قابل توجیه معیین. اما درین راستا افراط و تفریط نمودن نه تنها که نورمال نیست بلکی مشکل ساز بود و سبب کسادت و انګشافات نادرست و غیر مطلب میګردد ومشکل برانګیز است.
به همین سلسله تأکید و سفارش بر بکار ګیری کادر های داخلی صرف به عنوان اینکه داخلی اند برخورد منطقی نیست. اولویت دادن به نیرو کار وکادر داخلی در صورت کوالیته مساوی و بکار ګیری نیرو های خارجی در بخش های مسلکی و غیر سیاسی در صورتیکه منابع داخلی وجود نداشته باشند امریست ضرورت و قابل فهم. اما بکار ګیری نیروی ها و کادر های داخلی با وجود بی کفایتی در بخش های تخصصی استدلال و برخورد درست نیست. به همین علت هم کادر ها و پست های دولتی در کشور و جوامع مستقر دیموکراتیک به پست های سیاسی و غیر سیاسی (مسلکی) تقسیم شده در بخش های سیاسی کسانی انتخاب و انتصاب میګردند که اتوریته سیاسی داشته و در بخش های مسلکی به استخدام افراد مسلکی به اساس شایستګی عمل صورت میګیرد. مسلم است که اتباع کشور در بخش های خاص اولویت داده شده و بخش از وظایف مختص به اتباع کشور میګردد. (بحث است طولانی حقوقی و سیاسی ).
در چوکات اقتصادر بازار آزاد و کشور ما خوب خواهد بود به یک اصطلاح دیګر نیز سر بزنیم: NGOنن ګورمنټیال اورګانیزیش: سازمان خیریه غیر دولت. در جهان ما درکل چهار نوع از شرکت و فعالیت تجارتی - شرکت های تجارتی را میشناسیم. سهامی، لمتد، کوپراتیفی، انفرادی. هریک ارین نوع فعالیت ها تجارتی در داخل خویش تقسیمات دیګر نیز دارند. ما افغانها بر قاموس های جهانی یک نوع دیګراز فعالیت تجارتی و نوع دیګر شرکت تجارتی را افزودیم و آن همین انجو ها است. انجو ها در جهان معمولا برای امور خیریه با داشتن تخفیفات در بخش مالیه و تکس برای اهداف معیین خیریه ایجاد میشوند که بیشتر به اجرای اعمال خیریه بوده تا تجارت و منفعت. در کشور و دولت نورمال تمام این شرکت های تجارتی و فعالیت های تجارتی تحت نظر قانون فعالیت میکنند. درین راستا خوب است با شما در میان ګذارم که دولت و حاکمیت افغانستان ادعا دارد که در دهه اخیر صرف از همان بیست فیصد(کم و بیش) کمک های خارجی جوابګو است که در اختیار دولت (حکومت )قرار ګرفته و ازبقیه جوابګو نیست. این ادعا یک عوامفریبی بیش نیست ویک سخن بیجاء میباشد.
اولا کمک های صورت ګرفته با دولت با ظرفیت کادری و روش های بګار ګیری آن به صورت قطع ګفته میتوانیم که همین ۲۰ فیصد هم برای این حاکمیت بالاتر از توان مصرف آن است. دلیل: توجه کنید به عدم مصرف بودیجه های انکشافی از جانب وزارت خانه ها که قرار احصایه ګیری ها کمتر از پنجاه فیصد بوده. در ولایات و مرکز مردم بلادیده و زجر کشیده ما از والی و حاکم که بطور غیر دیموکراتیک و مدت طولانی حاکم ساخته شده و انجو های شخصی دارد و قرار داد ها را به انتخاب والی و حاکم قدرتمند بر خلاف قانون به انجو های والی صاحب اعطا و سپرده میشوند آن والی صاحب(انجو) کمتر از ۴۰ فیصد کمک را به هدف اصلی مصرف کرده و دیګر حیف ومیل شده اما مردم بلادیده ما حتی به همین حالت هم به دیده قدر نګرسته و حتی چنین والی و حاکم را نیز تمجید میکنند.
در جهان نور مال پارلمان و حکومت، سازمان ها و ادارات دفاع از مستهلکین تدابیر و اقدامات قانونی اتخاذ میدارند که در حوزه و ساحه کار و کشور خویش از موضع مردم و قانون دفاع نمایند. درین مورد مشخص نه پارلمان افغانستان و نه حکومت و نه هم ادارات دفاع از مستهلکین کار خویش را به طور لازم اجراء کرده اند. به صورت مشخص:در جهان نور مال ادارات نورم و ستندردو ...... کشور مکلف اند پل (به ضم پ ) و پلچک ، سرک و تعمیر که به نام کمک به کشور و یا خارج از کمک به بهره برداری ګرفته میشود باید از جانب ادارات نورم و ستندرد کنترول وکوالیته، خطر و عدم خطر آن کنترول و نظارت ګردد. من قبول دارم که پول خارجی، کمپنی خارجی و مصرف خارجی اما تحویل ګیری افغانی و کنترول ونظ و و ستندرد کارو وظیفه جانب افغانی ونظارت حکومت و پارلمان افغانی بی کفایت بود. مسلم و واضح است که در موارد زیاد حد اقل یا افراد مسؤل بی کفایت بودند و یا هم حق السکوت های هنګفت ګرفته شده. در هر دو صورت مقصر با قوانین خراب، عدم نظارت، سیاست کادری غلط، قوانین نابکار درپهلوی مرجع خارجی جانب افغانی نیز است. بلی به فهم و شناخت من پارلمان افغانی با قوانین خوب و حکومت با اجراات و عدم اجراات و عدم کوواوردینه خوب و مراجع قضایی با کنترول و نظارت قضایی بی کفایت و ..... درین مورد مقصر اند. نقص در انجو به ذات خویش نیست که یکی از سیاست مداران خوب ومردمی کشور ما به لغو یکباره آن مباهات دارند. این یک افراطی ګری دیګر است که حاکمیت قانون آنرا پذیرفته نمیتواند. حاکمیت قانون در تضاد به تصمیم دسته جمعی مثلا لغو ۱۵۰۰ انجو است که به اساس یک فرمان ویا حکم اداری وعدم امکان رسیدګی انفراد ی به قضیه هر یک از انجو ها به صورت جدا ګانه و عدم موجودیت بررسی حکم اداری را در وقت و زمان معیین توسط محکمه با صلاحیت- مطالب کاملا قابل دقت است که با قانونیت سازګاری ندارد. مهم تر ازین که نه پنداشتن عدم نهایی بودن حکم اداری تا زمان حکم نهایی محکمه با صلاحیت و یا هم درصورتیکه حکم اداری غلط ثابت شد امکانات مطالبه و دادن غرامت به مرجع که به اساس حکم اداری غلط متضرر شده اند - مسایل است که عدم دقت و پیروی از آن را به نظام دارای حاکمیت قانون قابل پذیرش دانست.
شعار های حاکمیت ملی و خود ارادیت و در کشور خویش خود تصمیم ګرفتن، منافع و مصالح و اولیت ها، مصالحه و مفاهیم بین الافغانی ، افغانی کردن مسایل افغانی: مسلم است که جهان بسیار خورد شده و به یک قریه مبدل ګردیده. حوادث یک ګوشه قریه بر ګوشه دیګر تأثیرات مستقیم دارد. به مفهوم معیین هوا سر حد نمی شناسد. اتصالات جهانی روزتاروز سریع تر میګردد. اګر یک کشور تمام بودیجه و اقتصاد خویش را مصرف مسایل دفاعی خویش سازد بازهم قادر به دفاع از کشور و سرزمین خود نه خواهد بود. بناء ما انسانها برای زندګی و بقاء و آینده خویش، برای تأمین عدالت، حفظ محیط زیست، دفاع مشترک در صدها موارد به همکاری های وقبول یک سلسله نورم ها، قواعد و قوانین قبول شده بین المللی و منطقوی ضرورت داریم. بدون این بقا جهان ما مشکل و یا نا ممکن خواهد بود.
دولتها و کشور ها با قبول این نورم ها و قواعد متقابل بین المللی بخش از اتوریته و خود ارادیت و صلاحیت های خویش رامانند یک کشور و دولت مستقل به جای دیګر انتقال میدهند. اروپایی ها بخش از تصامیم را مثلا در بـــروســـل اتخاذ میدارند. ما عضوء سازمان ملل متحد و دیګر مراجع بین المللی با عضویت درآن بخش از اتوریته و صلاحیت خویش را به آن سازمان های بین المللی انتقال میدهیم. لذا آزادی و خود ارادیت نیز هم به نحوی به عضویت درین راستا مطلق نبوده و وابسته به بخش از قواعد و رسوم است که ما آنرا قبول کرده ایم و یا ګذشته های ما آنرا پذیرفته اند. با ذکر کلیمه پذیرفتن به نحوی آنرا قوت میدهیم. به هر صورت به نحوی محدودیت مطلوب در اتوریته وصلاحیت های کشورها با عضویت درین سازمان ها بین المللی و یا هم منطقوی بمیان میاید. ما نمی توانیم این محدودیت ها را به استدلال خود ارادیت و حاکمیت و ..... رد و یا با شعار های میان تهی و عوامفریبی و پوپولیستی آنرا رد کنیم. مسأله حقوق اساسی بشر و بخش از اصول و نورمهای بین المللی قبول شده بین المللی مانند دست آورد های بشری به همکاری وکنترول متقابل بشری و جامعه جهانی ، تأکیدات بر ختم بی کفایتی ها و ختم فساد اداری، مساعدت ها، نظارت و همکاری متقابل روشن که منجر به خیر صلاح و فلاح ګردد یک ضرورت است که چاره و در موارد الترناتیف دیګر درین مرحله ندارد. درین راستا خیر و روشن با سر دادن شعار های کاذب حاکمیت و خود ارادیت در مقابل استادن و مردم را برعلیه آن به قیام واداشتن و به این ترتیب منافع و مصالح کشور را به قمار زدن و آنرا اولیت های افغانی و وطنی پنداشتن وطن دوستی خطاء و عوامفریبی بیش نیست. ما به کمک تعریف شده و انسانی جامعه جهانی ضرورت داریم و داشتیم. نوع فاسد این کمک در عدم توافق بر قواعد کاری و کمک متقابل است که متوجه جانب افغانی نیز میګردد. عدم توجه عمدی و غیر عمدی جامعه جهانی به مشاکل کشور ما در دهه نود منجر به تراژیدی های شد که بشریت آنرا کم بخاطر دارد. کشور و مردم ما برعلاوه دیګر به صورت عمده در خون و آتش همان بی تفاوتی های دهه نود قرن ګذشته میسوزد. این تراژیدی مردم ما عوامل دیګر هم دارد اما من بخش عمده قربانی غیر ضروری ملت خویش رادر همین بی تفاوتی های دهه نود قرن ګذشته میبینم.
همین جامعه بین المللی بود که عوض چینل های نورمال و انستتیوت های نورمال دیموکراتیک در کنفرانس بــن حکومت و حاکمیت را بالای مردم ما مسلط کرد. همین جامعه بین المللی و همسایه ها بودند که با پیګیری ستراتيژی های خود منافع و مصالح کشور ما را در رده دوم و سوم قرار دادند. همین جامعه بین المللی و دست های همسایه ها بود که برای حمایت از منافع خویش حکومات غیر مشروع را بر مامسلط ساختند. همین جامعه بین المللی و همسایه ها بودند که با حکومات غیر مشروع زمینه ها را برای اژدهار شدن مار های خورد در کشور ما مهیا ساختند. من به این باورم که این آژدهار ها که تحت حمایت این نیرو های بین المللی برای خود دژ های آهنین ساختند، میلیونها و ملیاردها دالر و پوند جمع آوری کردن و ملت را بخون و خاک نشاندن، بدون کمک ســــالم و انسانی جامعه بین المللی رهایی نه خواهند یافت. اګر مجامع بین المللی میخواهد افغانستان را جایګاه خطر برای جهان نه سازد. اګر جامعه بین المللی مردم افغانستان را شر این اژدهاران نجات دادن میخواهند. اګر جامعه جهانی کار برای صلح و همزیستی خیر با تفاهم نیک تمدن های مختلف را میخواهد. بر آنها است تا زمنیه های واقعی حاکمیت و اراده مردم افغانستان را کمک و مساعدت خیر نماید. موجودیت ناظرین بین المللی خیرو تعریف شده مناسب در انتخابات افغانستان یک امر ضروری، نورمال و مطلوب بوده و ګزینه دیګر درین مرحله عواقب بدتر و غیر قابل کنترول دارد. کمک، مساعدت و نظارت خیر که من به آن تأکید دارم به معنای تدویر کنفرانس دوم بــن و یا قایمقام و دیګر آسان سازی های که اراده ملت را تعویض کند نمیباشد. این وضع خود مشکل ایجاد خواهد کرد تا اینکه آنرا حل کند. به یقین ګفته میتوانیم و تمام شواهد نشان میدهد که در انتخابات ریاست جمهوری و شورا های ولایتی تقلب صورت ګرفته. اما حتمی نیست که ازین تقلبات خود کاندیدان در جریان باشند و یا به این تقلب دست داشته باشند. بخش ازین تقلبات با درنظر داشت حالات سه دهه اخیر در کشور قابل درک هم بود. بلی همین نبودن میکانیزم های کنترول مناسب داخلی و بین المللی و عدم وجود اراده سالم برای روشن شدن حقایق و بخش از خلاء های سیستمی با کادر های نا بکار انتخاب و انتصاب شده توسط اداره ناسالم و ضعیف و در جمله سیاست کادری متکی بر روابط شخصی، فامیلی، جیبی و استخباراتی، برخورد های مستکبرانه و .... عوامل است که چنین وضع را بوجود آور د و در عمل آرامانها مردم افغانستان یکبار دیګر برآورده نه شد. درنتیجه آن در مرحله اول انتخابات تقلب اعلان شد، دوره دوم انتخابات ریاست جمهوری دایر نه ګردید و کمیسیون مستقل!؟ انتخابات برنده انتخابات ریاست جمهوری را استناد ماده که مربوط به ظهور و ایجاد کمیسیون مستقل انتخابات است محترم ح کرزی را برنده انتخابات اعلان کرد. مشکل افغانستان وصلح با ګذشت وتسلیمی به افکار و اندیشه های جنبش طالب و به قدرت رساندن حرکت طالب و حزب اسلامی برآورده و حل نمی ګردد. مشکل افغانستان با سبکدوشی آقای حامد کزری از قدرت سیاسی نیست. مشکل افغانستان با دادن پول و چوکی حل نمی شود. مشکل افغانستان با نهادینه کردن انستیوت های دیموکراتیک ممکن است. مشکل افغانستان با روشن ساختن و توافق بر قواعد بازی و کار سیاسی است. باید و باید توافق بر قواعد کاری و اصول دیموکرایت توافق کرد که مردم بتوانند تصمیم اصلی و اساسی را خود بګیرند و از نسخه های پیشنهاد شده از جانب سازمانها، احزاب و جبنس های و افراد برای حل مسایل مطروحه انتخاب نموده بتوانند. بلی این کلید و این امر را باید واقعامساعدت خیر کرد. بی طرفی جهان و امریکا در انتخابات ریاست جمهوری سال ګذشته افغانستان در حالیکه حاکمیت و کاندید حاکم ده سال فرصت و میلیون ها دالر و پوند و نیروی نظامی و پست های دولتی و خدمتګار داشت بیطرفی نبود و نیست.
بیاد باید داشت که بدون کمک، کنترول، نظارت و مساعدت مثبت، سالم و تعریف شده مجامع بین المللی در رأس سازمان ملل متحد - آژدهاران تقویه شده در دهه اخیر در افغانستان با داشتن امکانات مالی پارلمان و حکومت دست نشانده بدتر از این پارلمان امروزی بوجود خواهند آورد. وضع افغانستان، منطقه و امر صلح بدون مساعدت، کنترول و نظارت قانون و جامعه جهانی ، سیاسیت فعالی واقعا بی طرف مطابق نورمهای قبول شده بین المللی که زمینه ها را برای تصمیم ګیری و اظهار اراده ملت ما و صلح جهانی سمت دهد - بهتر نه خواهد شد. بر ما است تا بیشتر و به طور عمده بر راه بیرون رفت متمرکز شویم. بر ماست تا به حال و آینده متمرکزګرید تا به دیروز و شیر ریخته شده. ما هرګونه شعار های کاذب که تحت نام خود ارادیت و حاکمیت افغانی مطرح میشود و در واقعیت زمینه را برای مافیایی اقتصادی و سیاسی که بر ګلو ملت در افغانستان نشسته و آنرا بی رحمانه فشار میدهد - رد میکنیم.
ما آنهایرا که این شعار ها را به نام قوم و ملت سوء استفاده میبرند و جهان را تشویق دارند و تلاش دارند از قضايا سمت دهی غلط و شر نموده و تعابیر ګویا به یک قوم سرمایه ګذاری نه کنند - را قلقله میدارند - نیز شدیدا تقبیح میداریم.
افغانستان کشور است متعلق به تمام اتباع این کشور. تأکیدات قومی و قبیلوی زمانی بیشتراز جانب بیرونی ها مطرح میشود که مبادی دیموکراسی زیر پــاء شده، اراده ملت به صورت واقعی اظهار شده نمی تواند. لذا تأکید میدارند که این پست از این و آن پست از آن قوم باشد. مسلم این است که جرم و جنایت و مداخله به تصمیم ګیری در مورد تعویض رهبری ولایت قندهار آغاز نه شده بلکه سابقه طولانی دارد. درین راستا به خطر ګذاشته همه چیز و زمینه برای سپردن سرنوشت افغانستان به زمامداران پاکستان و یا هم برخورد های افراطی میتواند خطرات را متوجه ملت ما بسازد که عواقب خطر ناک آنرا یکبار دیګر ملت بدوش خواهد کشید. باید به صورت پیګیر کار کرد تا دست آورد های مثبت دیموکراتیک و انستیتوت های آن درین کشور نهادینه شده و ملت بتواند اراده و زعامت خویش را اظهار داشته و حاکمیت و آرمانهای دیرینه ملت تأمین شود. این ملت است که اراده خویش را باید در انتخابات آزاد با راهی که انتخاب خواهد کرد اظهار میدارد. برای تحقق این هدف مردم افغانستان به کمک و نظارت جامعه بین المللی درین مرحله ضرورت دارد. بدون چنین کمک خیر و نظارت آنها و حاکمیت قانون درین عالم اسباب وضع بدتر خواهدشد. و ما توفیقنا الا بالله
|