تماس با ما
سایت های دیگر
اقتصادی
فرهنگی
سیاسی
نوید روز ،تربیون ازاد روشنفکران، در زمینه های آشتی ملی ،تفاهم

غلام محمد جلال

در راه همصدایی افغانی در فدراتیف روسیه

 از سال 1992 و 1993 به بعد که حکومت مرحوم دکتور نجیب الله رییس جمهور فقید افغانستان به دست نا بسامانه های،نا آشنا با تمدن و فرهنگ حکومت داری افتید،سیل مهاجرین به کشور های دیگر رو به افزایش نهاد و این بار بر خلاف آن کتله هایی که بر اثر فریب کاری های کشور های بیگانه ترک دیار کرده بودند،روشنفکران و قشر چیز فهم جامعه ما به منظور امان یافتن از نار جنگ مجبور شدند،خانه وکاشانه شان را ترک و به کشور های دور ونزدیک مهاجر شوند.از آن جمله کشور هایی که دروازه های شان را به روی افغانها نبست فدراتیف روسیه بود که علی الرغم دشواری  های داخلی خودش ،افغانهایی را که با خطر مواجه بودند با سینه پراخ پذیرفت.

ارقام و اعداد نشان می دهند که الی سال های 1998 در حدود سه صد و پنجاه هزار افغان در سراسر فدراتیف روسیه مسکن گزین شده بودند که در آن هفتاد در صد را کارمندان اسبق دولت تشکیل می داد،بیست در صد کارمندان حرفوی  امور اجتماعی و سیاسی و ده در صد هم افراد متفرقه از عرصه های مختلف بودند.

گرچه در آن سال ها فدراتیف روسیه نتوانست کمک ویژه ای به این مهاجرین بنماید، و ادارات ملل متحد و دیگر ارگان ها وسازمان های بین المللی نیز قادر به دستگیری آنان یا بنابر مشکلات و یا هم عمدا شده نتوانستند،اما این قدر شد که  افغانها توانستند در روسیه خود را بیگانه احساس نکنند.افغانهای رسیده به فدراتیف روسیه ، تفقد دولت  ومردم این کشور را نسبت به خود درک  می کردند و با استفاده از آن در عدم موجودیت اسناد قانونی،افغانها کار کردند و در جهت در یافت نفقه به خود و اولاد شان در نماندند.

بعد از یازدهم سپتامبر2001 میلادی که دیگر شعار مهاجرت تقریبا در کل دنیا زیر سایه رفت،افغانهای باقیمانده در فدراتیف روسیه نیز بر اثر توجه مرکز کاری افغانها و بعد مرکز تجارتی افغانها به ویژه در مرکزیت کاری خود (هوتل سیواستوپول)شیوه های پذیرش قانونیت را در پیش گرفتند و خواستند کار تجارتی و خرید وفروش شان را بر معیار های قانونی و مالیاتی ادارات مربوطه عیار سازند.که خوشبختانه موفقیت هایی در این عرصه وجود دارند که دروقت وزمانش گفته و یا نوشته خواهند شد.

اما موضوع اصلی یحث امروز من این است که  بخش اعظم افغانهای مقیم در فدراتیف روسیه را کسانی تشکیل می دهند که تا سطح ماستر و داکتر در جه تحصیل دارند و به هر نحوی که بررسی شوند کادر با تجربه جامعه امروز وفردای میهن مان شمرده می شوند. این هم مسلما واضح است که قشر آگاه حامعه در هر کجایی که باشد با ایده ها وعقاید و نظریات سیاسی و اجتماعی در پیوند وهماهنگی نزدیک قرار می داشته باشند ویا به اصطلاح دیگر، جامعه وسیاست ومشارکت در این امور از زندگی شان بدور مانده نمیتواند.  

از این جهت افغانهای مقیم در فدراتیف روسیه ،از همان  وهله های اول،دست به تشکل های خورد وبزرگ سیاسی و اجتماعی در این کشور زدند و بیشترینه از طریق همچو تشکل های اجتماعی چون اتحادیه و نهاد های اجتماعی- فرهنگی به خدمت به هموطنان شان دست به کار شدند.نمی خواهم کار کرد های این نهاد ها را بررسی کنم و یا هم بر چه کرد ونکرد شان مکثی داشته باشم،می خواهم به عرض برسانم که این تشکل ها هر کدام در هویت سازی افغانی در یک جامعه بیگانه بی تاثیر نبودند از جمله مرکز کاری افغانها که بار سنگین خدمت گذاری به هم وطنان را بر عهده داشت که مسوولیت آن را بنده بر دوش خود حمل می کردم.

مرکز کاری افغانها در پیامد فعالیت های خویش که کارکردهایش اظهر من الشمس است،با دگرگونی های جهانی و موضعیت مسایل افغانی در فدراتیف روسیه به مرکز تجارتی افغانها مبدل شد.این مرکز در انسجام امور تجارتی انان با مشخصه های ویژه عمل کرد .این مرکزدر فراهم سازی زمینه های کار برای افغانها در هوتل سیواستوپول  وبهبود بخشی کار تجارتی شان الته نه تنها در بخش تجارتی بلکه در بخش های خدماتی نیز کارهایی را کرد.همین اکنون در حدودیک صدوپنحاه  تن از هموطنان ما که توان شرکت سازی و یا کار تجارتی را ندارند در حمل و تقل اموال تجار همکاری می کنند و از مدرک آن  اعاشه و اباته خود وخانواده خود در روسیه و افغانستان را  می نمایند،که در زمینه سازی این امکان مرکز تجارتی خودشان  نقش معینی را بر جاگذاشته است و با گذشت زمان و کارکرد های مرکز تجارتی افغانها و پیش از ان مرکز کاری آنان،این مساله و دهها از این گونه های  دیگر از دید و نظر هیچ وجدانی پوشیده بوده نمی تواند.

ما بدین باور هستیم که اعتماد مردم ارزش فراوان دارد.این اعتماد که بر اثر شناخت متقابل و کار و خدمت به دست می آید،امر ساده و متاع ارزانی نیست.مرکز کاری افغانها از روز ایجاد خود و به تعقیب آن مرکز تجارتی افغانها متکی بر اعتماد و باور مردم و ارجگذاری به آن در خدمت آنان بوده ، هست وخواهد بود.زیرا ما اعتماد مردم را بر اثر خدمتگذاری به آنان به دست آورده ایم و هیچگهی هم به آن کم توجهی صورت نگرفته است.

اگر بر سبیل عادت بر خی ها گوشه هایی از دیدگاه های تنگ نظرانه و حسودانه عده ای را کنار بگذاریم،با صراحت اعلام می دارم که جامعه افغانی در فدراتیف روسیه اکنون از هر نگاه به پختگی اجتماعی و سیاسی خود نایل امده است.این پختگی نباید سرد شده و یا خاموش گردد.زیرا با گذشت نزدیک به بیست سال در روسیه  ما فراوان مسایلی را که تا دیر مدت از نظر های ما بدور مانده بودند آموختیم و به آموزش های جدیدی دست یازیدیم.طبعا از این آموزش ها در می یابیم که وظایف و مسوولیت های خطیری در فرا راه ما قرار میگیرند که ما باید به انجام آن ها کمر همت ببندیم و یا هم با کسانی که انجام آنها مربوط می شود همکاری و کمک نماییم و پیش از آن درمعتقد ساختن ایشان به انجام این وظایف سعی ورزیم.

بنا بر ارقام و شواهد دست داشته جامعه افغانی مقیم فدراتیف روسیه هم از لحاظ فکری در سطح عالی قرار دارد و هم از لحاظ دانش وتحصیل زمان دشوار مهاجرت هم چنان آ«ان را در کوره داغ تجارب نیز پخته کرده  است.از این جهت  توقع جامعه و کشور از ایشان بیشتر از هر کس دیگر است.گرچه امروز بی تفاوتی ها و بی مبالاتی ها ،سد راه خدمتگذاران جامعه قرار میگیرند اما این بدان معنی نیست که دست زیر الاشه نشسته صرف تما شاگر حوادث باشیم و یا دنباله رو کنش های دیگران.

با گذشت بیش از نه سال حکومت بعد از طالبان  مشاهده می کنیم که هر روز در وطن عزیز ما کم از کم صد تن کشته می شوند..این ها اخر الامر انسان هستند، حق دارند زندگی کنند وحق دارند که از حقوق حقه شهروندی  خود در داخل و خارج از کشور مستفید گردند. اما این که بی گناه طعمه هوس های نا بخردانه ای قرار می گیرند،مساله ایست که باید در سرلوحه کار هر روشنفکر افغان مبدل شود و همه ما برای حل این معضل اگر همسنگر شده نمی توانیم حد اقل هم نظر که خواهیم شد.فرقی نمی کند که در کجایی از دنیا قرار داریم،در هر جایی که باشیم می توانیم نقشمان را به گونه مثبت در بهبودی شرایط ایفا نماییم

ارقام می رسانند که در سراسر روسیه چندین اتحادیه اجتماعی افغانها اعم از اتحادیه های محلی و غیرمحلی ایجاد شده اند.اگر از فعال مایشائی برخی از این هاا بگذریم با صراحت می توان گفت که یک عده  از این اتحادیه هاواقعا فعال اند و در زمینه های مختلف در خدمت افغانها می باشند.اما انچه در این راستا گفتنی می باشد این است که اوضاع و احوال کشور و موقعیت سیاسی فدراتیف روسیه در قبال افغانستان،با وجود آن که هر یک از این اتحادیه ها را در درون به تحرک وامیدارد،مگر خواست  تاریخ و زمان این است که همه این ها و سازمان به دور یک مرکز متشکل و قوام یافته گردهم آیند.تک صدایی نه دردی را دوا می کند و نه هم به جایی رسیده می تواند.وصدایی که نه بگوش کسی برسد و نه هم دردی را دواکند از بلند شدنش بلند نه شدن بهتر.

اما اگر تمام سازمانها  و نهاد های اجتماعی افغانها دور یک سازمان  یا نهاد واحد که بتواند منافع و اهداف همه اتحادیه و ساازمان های دیگر را با حفظ استقلالیت تشکیلاتی شان  در نظر بگیرد، کار بسا پر ثواب و صواب می باشد.

اهداف چنین یک  مرکز چه می تواند باشد؟

مرکز به مثابه بلند گوی شخصیت های مستقل اجتماعی – سیاسی و هم چنان بلند گوی تمام اتحادیه ها ، سازمان ها ی اجتماعی ونهاد های افغانی در فدراتیف روسیه و حتی می شود یک مقدار با دید وسیع به مساله نگریست و گفت که اتحادیه های افغانی سایر کشور هایی که در ان، این کتله ها ایجاد شده می توانند همدل و همصدا شوند.این همصدایی به همه ما این امکان را می دهد که به مثابه یک قوه در جریان حوادث سیاسی و اجتماعی کشور خود حضور پیدا کنیم.این حضور یابی نه به خاطر قدرت طلبی، بلکه به خاطر طرح مسایل با دولت در رابطه بازسازی میهن و امنیت کشور می تواند باشد.

پراکندگی افغانها در سراسر روسیه به خودی خود سبب شده است که حرف ما در هیچ جای شنیده نشود.زیرا تک تازی  عوارض جانبی فراوان دیگری دارد که در نهایت به انزوا و تجرد متنهی می شود.این تجرد و انزوا مرگ ندریجی ای است که هر کدام ما را مجبور می سازد  قبر خود را خود بکنیم و خود کفن پوشیده به سوی آن برویم.زیرا در برهه های مختلفی از زمان، تکتازی نشان داده که  در وهله اول ،گاهی از اهدافش رد کردن دیگران و خط بطلان کشیدن بر آنان است.عده ای هم که در جیب های شان لیست های سیاه و سفید میگردانند بدانند که پیروزی ،تقویت و صلاح وفلاح در پذیرش ها است نه در رد کردن ها و تلاش برای حذف کردن ها.این کار در هیچ جایی نتیجه ای نداده است زیرا تجربه ها به کرات ثابت ساخته  است که کوششگران حذف دیگران،خود محکوم به حذف شده اند.

از این جهت است که ایجاد مرکز انسجام همه ،یک جا کردن چندین صدا در یک حنجره و ادغام ان به حرف واحد ویک رنگ از نیاز  امروز وفردا  برای جامعه افغانی محسوب می شود.

مرکزی مورد نظر چند هدف عمده را دنبال خواهد کرد.

این اهداف عبارتند از :انسجام سراسری افغانهای مهاجر در فدراتیف روسیه،کشورهای شوروی سابق و بلاخره  مهاجرین افغان در ممالک دور ونزدیک دیگر. متحد شدن در این مرکز به ساختار های شکیلاتی هیچ سازمان ونهاد دیگر نه تنها این که صدمه نمی زند بلکه بالنوبه در تقویت و استحکام آن موثر تمام می شود.هر سازمان و اتحادیه محلی بر بنیاد هر هدف خدمتگذاری ای که ایجاد شده با تمام اختیار می تواند فعالیت های روتین خود را دنبال کند.ولی در مسایل مبرم و حیاتی وابسته با کشور و همه افغانها می تواند صدایشان را به صدای مرکز واحد مبدل سازند.

دو دیگر این که فدراتیف روسیه که امروز ما در آن اقامت داریم از هر لحاظ یک کشور پیشرفته ومتمدنی است که علی رغم برخی دشواری ها در جهان حرف و سخنش نه تنها این که به خوبی شنیده می شود بلکه در بسیاری موار تعیین کننده نیز می باشد.این کشور درنزدیکی با افغانستان قرار دارد.دوستی و روابط متقابل آن با کشور ما افغانستان امسال 90 ساله شد.افغانستان با هیچ کشور دیگر دنیا 90 سال دوستی نداشته است.این 90 سال یک عمر قابل ملاحظه است.در این عمر نسبتا طولانی فراز و فرود های زیادی هم بر روسیه فدراتیف تحمیل شده و هم بر افغانستان ما،اما نهایت امر چنین شد که دوستی دوکشور، امروز هم بر جای خود باقی بوده و بی جهت نبود که سالگرد نودمین این دوستی هم در افغانستان و هم در فدراتیف روسیه به طور گستره ده تجلیل گردید.از سوی دیگر اقتصاد این کشور هم در حدی نیست که جز دشمنانش نگرانی کسی دیگری را بر انگیزد.ارسال کمک های اولیه در سال 2001 از جانب روسیه به افغانستان  نشان داد که پاس دوستی افغانستان و روسیه فدراتیف در هردو طرف به وجه احسن نگه داشته می شود.

مرکز جدیدا ایجاد شده وظیفه خود می داند که مشکلا ت اقتصادی،علمی،فرهنگی و حتی نظامی کشور خود (افغانستان) را تجزیه وتحلیل نموده برای کمک و بهبود بخشی این عرصه ها و دهها عرصه دیگر نیاز به کمک را به فدراتیف روسیه تقدیم کند و ازدولتمردان این کشور بخواهد که افغانستان را در این راستا ها یاری رساند.

نیاز به توضیح نیست که فدراتیف روسیه  و افغانستان در روابط تاریخی و سیاسی خود مبنی بر موقعیت های جیو پولیتیک شان به همدگر نیاز دارند.صلح وثبات در افغانستان مستقیما بر صلح وثبات در فدراتیف روسیه  بی تاثیر مانده نمی تواند.بر عکس فدراتیف روسیه بر بنیاد فراوان دلایل موجهی میتواند افغانستان را در عرصه های مختلف کمک ویاری رساند.

در حال حاضر دهها پروژه ای که روسیه در سالهای قبل در افغانستان ساخته است، یا ازکار مانده و یا هم نیمه کاره شده اند.بازسازی این پروژه ها و به کار اندازی دوباره آنان برای کشور و مردم افغانستان یک امر حیانی شمرده می شوند.به گونه مثال شاهراه سالنگ را در نظر بگیریم.که توسط انجینیران این کشور طرح ریزی ونقشه شده است.به نظر بسیاری از آگاهان کار، اگر ساختمان مجدد این پروژه با هر کشور دیگر بربنیاد زد وبند های پولی قرارداد می شود،نتیجه مطلوب از آن به دست آمده نمی تواند مگر این که  از فدراتیف روسیه تقاضا شود تا در باز سازی سالنگ  همت کمک به مردم افغانستان گمارد.دهها و صدها پروژه دیگر به همین منوال. باز هم به گونه مثال پروژه انکشاف وادی ننگرهار که  توسط فدراتیف روسیه ساخته شده و در نتیجه صد ها هزار هکتار زمین در زیر سایه گل نارنج ومالته وکینو و لیمو و زیتون لبخند می زد اما امروز مخروبه هایی بیش نیستند. فکر نمی شود که اگر برای روسیه شرایط مساعد کار در جهت بازسازی عرصه های اقتصادی افغانستان مهیا شود،این کشور در آن مضایقه نماید.چون در کشور ما سیاست ها از آبشخور دیگری سرچشمه میگیرند، طرح این مسایل در اوایل کار دشواری های معین خود را داشت اما در حال حاضر که ورق هرکس راست شده است ،با صراحت می توان مطرح کرد که ما به کمک های فدراتیف روسیه در فغانستان نیاز داریم و این کشور بیشتر از دیگران در مددرسانی  به مردم افغانستان سهم گرفته می تواند.به شرطی که ما افغانها مقیم در فدراتیف روسیه برای معتقد ساختن مقامات این کشور در این امر بزرگ میهنی نقش مثبت و کارایی را ایفا نماییم.

دولت افغانستان با وجود همه حمایت هایی که از جانب غرب را در پشت سر خود دارد در روابطش ،با غرب با مشکلات و دشواری ها نیز دست وگریبان است. انگشت های حامد کرزی در راس دولت افغانستان تحت حمایه،هر آن چراغ های سبز و سرخ  را خاموش وروشن می کند.موقعیت آقای کرزی غرب را نگران ساخته است واگر وضع به همین منوال ادامه یابد ایالات متحده و غرب یک بار دیگر بر اشتباهات شان مبنی بر تشکل دادن مجاهدین و بعد آوردن طالب ها اعتراف کرده خواهند فهمید که افغان ها در نهایت بر منافع ملی خود استوار اند و ان را برمنافع دیگران ترجیح می دهند.

امروز غرب و امریکا به هر نیتی که در افغانستان مستقر شده اند کار خود شان اما مردم افغانستان خواهان امنیت،صلح و ختم جنگ در کشور خود اند.این خواست عمومی جامعه است.به ویژه محلاتی که در نار جنگ خانمانسوزی،  دارند می سوزند. اما جامعه مترقی کشور تنها بر ختم جنگ بسنده نمی کند.ایشان با ختم جنگ در افغانستان مسایل بازسازی و بلند بردن سطح اقتصاد مردم را نیز پیشنهاد می نمایند و جامعه افغانی مقیم فدراتیف روسیه نیز یکی از نهاد هایی است که بر این مساله تاکیدات بیشر می نماید.

بناء ما وظیفه خود می دانیم که با استفاده ازوضع موجود، دولت افغانستان را هم به خاطر رجوع به دریافت کمک های اقتصادی فدراتیف روسیه متعقد سازیم.بهترین موقع تامین این گونه روابط میان کشور ها همین است و از آن باید به طور گسترده استفاده کنیم.این است دین وطنی و ملی همه ما در این راستا. با موفقیت در این عرصه و اتحاد مجموعی در یک مرکز واحد تمام نهاد های افغانی نتیجه چنین خواهد بود که در انجام کار،خدا ج خشنود خواهد بود وما رستگار.

ومن الله التوفیق

غلام محمد جلال

رییس خزب ملی هیواد افغانستان و

رییس مرکز تجارتی افغانها

 


 

واكاوي ريشه‌هاي تقابل ميان رئيس جمهور افغانستان و كشورهاي غرب

افزايش انتقاد رييس جمهوري افغانستان از عملكرد خودسرانه نيروهاي خارجي و ادامه انتقاد غرب از ناتواني دولت كرزي باعث شد تقابل سياسي ميان كرزي و جامعه جهاني پس از انتخابات رياست جمهوري ‪ ۲۹ اسد سال قبل وارد مرحله جديدي شود.

هرچند انتقاد غرب از ناتواني دولت كرزي در مبارزه با فساد اداري، مواد مخدر و ضعف در تشكيل حكومت قانون و واگذاري امور به افراد ناكارآمد موضوع جديدي نيست اما همواره لبه تيز انتقاد از حكومت كرزي علاوه بر انعكاس در رسانه‌هاي غربي، در مطبوعات داخلي افغانستان نيز بازتاب‌هاي وسيعي داشته است.

رئيس جمهور افغانستان از يك سال قبل همزمان با افزايش تلفات غيرنظاميان در حملات هوايي و بازرسي خودسرانه نيروهاي خارجي بويژه آمريكايي در مناطق شرقي، جنوب غرب و جنوب كشور، در جمع خانواده قربانيان حضور مي‌يافت و يا در جمع خبرنگاران داخلي و خارجي از اين اقدام نيروهاي خارجي شديدا انتقاد مي‌كرده است.

افزايش انتقاد كرزي از عملكرد خودسرانه نيروهاي خارجي و ادامه انتقاد رسانه‌هاي غربي از حكومت وي كه آن را فاسد و ضعيف مي‌خوانند، باعث شد تا فصل جديدي از تقابل سياسي ميان طرفين گشوده شود.

افزايش دامنه انتقاد كرزي از غرب و بي‌تفاوتي نيروهاي خارجي به درخواست افغانستان در اتخاذ راهكارهايي براي كاهش تلفات غيرنظاميان تا زمان انتخابات رياست جمهوري و بعد از آن نيز ادامه يافت.

پروسه انتخابات رياست جمهوري افغانستان زماني به موضوع چالش برانگيري ميان طرفين، تبديل شد كه كميسيون بررسي شكايت‌هاي انتخاباتي با ابطال يك و نيم ميليون آراء ، حكم به دو مرحله‌اي شدن انتخابات رياست جمهوري داد كه سرانجام با اعلام پيروزي كرزي همراه شد.

سه نفر از پنج عضو اين كميسيون مطابق قانون موقت انتخابات، منصوب سازمان ملل متحد و دو نفر نيز از سوي دولت افغانستان تعيين شده بودند كه اختلاف نظر ميان اعضاي داخلي و خارجي اين نهاد در سال قبل منجر به كناره گيري يكي از دو عضو افغان كميسيون بررسي شكايت‌هاي انتخاباتي شد.

پس از آنكه كميسيون انتخابات رياست جمهوري به دو مرحله‌اي شدن اين پروسه راي داد، عبدالله عبدالله رقيب اصلي كرزي آنچه را احتمال تقلب گسترده در انتخابات مرحله دوم ناميد از ادامه مبارزات خودداري كرد. اما این به هیچ صئرت دلیل نقتع عبدالله شمرده شده نمی تواند.

پس از اين تصميم عبدالله كه در دولت سابق كرزي وزير امور خارجه بود ، كميسيون مستقل انتخابات كه اعضاي آن منصوب كرزي و مسوول برگزاري انتخابات بود، پيروزي كرزي را در انتخابات اعلام كرد.

دولت آمريكا؟ ضمن استقبال از تصميم كميسيون انتخابات افغانستان، بر مبارزه جديد و اساسي دولت جديد كرزي در مبارزه با فساد اداري تاكيد كرد و يك ضرب الاجل شش ماهه براي يافتن راهكارهايي براي غلبه بر اين پديده در افغانستان تعيين نمود.

اعلام تصميم جديد دولت واشنگتن تا حدود زيادي باعث تيرگي روابط ميان رئيسان جمهور افغانستان و آمريكا شد به طوري كه نشست مشترك ويدئو كنفرانس كرزي و باراك اوباما بر خلاف زمان جرج بوش رئيس جمهور آمريكا كه هر دو هفته يكبار برگزار مي‌شد، ديگر ادامه نيافت.

اين اقدامات باعث دلخوري كرزي از اداره جديد آمريكا شد، درحاليكه هنوز شش ماه از ضرب الاجل آمريكا براي مبارزه با فساد اداري در افغانستان نگذشته بود،اوباما يكشنبه شب هفته قبل بدون اطلاع قبلي وارد پايگاه هوايي بگرام شد كه در ‪۶۰كيلومتري شمال كابل قرار دارد.

گفته شد كه دولت افغانستان تنها يك ساعت قبل از ورود اوباما به بگرام در جريان اين سفر قرار گرفت، اوباما در ميان تدابير شديد امنيتي با بالگرد به كاخ رياست جمهوري افغانستان انتقال يافت و دو دور با كرزي مذاكره كرد.

اين سفر اوباما برخلاف سفر اغلب رئيسان جمهوري، نخست وزيران و يا وزراي خارجه كشورهاي مهم غربي به كابل بدون نشست مطبوعاتي برگزار شد، گفت وگوي اوباما با يك رسانه آمريكايي و انتقاد وي از ضعف حكومتداري و جدي نبودن دولت كابل به مبارزه با فساد اداري باعث خشم و عصانيت بيشتر كرزي شد.

كرزي پس آنكه آيين تحليف را انجام داد، با توجه به تجارب برگزاري دومين دوره انتخابات رياست جمهوري و شوراهاي ولايتي سال قبل در افغانستان ، در زمان تعطيلي زمستاني ‪۴۵روزه پارلمان مطابق قانون اساسي اقدام به برخي تعديلات در قانون انتخابات كرد.

هدف از طرح تعديل قانون انتخابات بومي‌سازي امور، حذف سه خارجي عضو كميسيون بررسي شكايت‌هاي انتخاباتي و نيز شفاف‌سازي امور انتخابات از سوي رئيس جمهوري اعلام شد كه با توجه به در پيش بودن دومين انتخابات پارلماني كه قرار است، ‪۲۷شهريور ماه سالجاري برگزار شود، طرح مزبور واكنش‌هايي را در داخل و خارج برانگيخت.

مخالفين با توجه به انتخابات قبلي رياست جمهوري، دولت را متهم كردند كه قصد دارد در انتخابات پيشروي پارلمان زمينه پيروزي هواداران حكومت را در اين پروسه از قبل فراهم سازد، برخي كشورهاي غربي نيز به كرزي فشار آوردند كه نسبت به تصميم خود در حذف سه عضو خارجي كميسيون ياد شده تجديد نظر كند.

آنان همچنان تهديد كردند كه درصورت عدم انجام تغييرات موردنظر غرب از سوي حكومت افغانستان در قانون انتخابات، حاضر به همكاري در تامين بودجه انتخابات پارلماني اين كشور نخواهند بود.

رئيس جمهور افغانستان سرانجام پس از ديدار استفان دي ميستورا نماينده جديد سازمان ملل در افغانستان با حضور دو عضو منصوب سازمان ملل متحد در كميسيون بررسي شكايت‌هاي انتخاباتي تنها براي انتخابات پيشروي پارلمان در سالجاري موافقت كرد.

طرح تعديل قانون انتخابات پس از پايان تعطيلات زمستاني نمايندگان در صحن علني مجلس مطرح شد و چهارشنبه هفته قبل از ‪۱۳۰عضو حاضر در پارلمان به جز شش نفر بقيه با تصويب طرح قانون تعديل انتخابات مخالفت كردند.

اين اقدام مجلس نيز خشم رئيس جمهوري را برانگيخت و كرزي پنجشنبه هفته قبل در جمع شماري از اعضا و كاركنان كميسيون انتخابات افغانستان در محل اين نهاد حضور يافت و اقدام مجلس را خلاف اصل ‪۱۰۹قانون اساسي اعلام كرد و اظهار داشت كه قانون توشيح شده از سوي رئيس دولت با اعمال نفوذ خارجي ها از سوي نمايندگان مجلس رد شد.

رئيس جمهوري در اين جمع از تلاش مسوولان كميسيون مستقل انتخابات قدرداني كرد و اظهار داشت: براي بركناري عزيزالله لودين رئيس كميسيون انتخابات و داوود علي نجفي رئيس دبيرخانه اين كميسيون تحت فشار بود.

وي درعين حال براي اولين بار تقلب گسترده در انتخابات دوره قبل رياست جمهوري افغانستان را پذيرفت، اما تاكيد كرد كه تقلب از سوي افغان‌ها نه بلكه از سوي غربي‌ها از جمله پيترگالبرايت آمريكايي معاون وقت كاي ايده نماينده وقت دبيركل سازمان ملل متحد در كابل ، فليپ موريلون رئيس ناظرين اتحاديه اروپا و بعضي از سفارتخانه‌هاي خارجي صورت گرفت.

وي آنان را متهم كرد كه قصد داشتند دولت دست نشانده در كابل روي كار بياورند كه هوشياري مردم و ياري خداوند نگذاشت چنين توطئه‌اي صورت بگيرد كرزي همچنين از شبكه تلويزيوني سي.ان .ان آمريكا، بي.بي .سي فارسي و روزنامه تايمز به عنوان همراهان افراد ياد شده نام برد.

اظهارات كرزي با انتقاد گالبرايت و آمريكا نيز همراه شد و آنان چنين اظهاراتي را غيرمسوولانه خواندند و عبدالله رقيب كرزي در دور دوم انتخابات هم سخنان رئيس جمهوري را بي‌اساس خواند و گفت: آقاي رئيس جمهوري نمي داند كه هدف وي از اين سخنان چيست؟
رئيس جمهور افغانستان در همين حال تاكيد كرد كه ظرف يك هفته آتي تغييراتي را در كميسيون انتخابات ايجاد خواهد كرد و از وجود لودين و نجفي در مشاغل مهم ديگر استفاده خواهد كرد.

اين سخنان كرزي نشان مي‌دهد كه وي به درخواست كشورهاي غربي كه از گذشته خواهان بركناري اين دو از كميسيون انتخابات به اتهام تقلب و تخلف در آراء انتخابات بودند، پس از مدت‌ها گردن نهاده است.

اظهارات كرزي روز شنبه در رسانه‌هاي داخلي افغانستان بازتاب‌هاي متفاوتي را داشت،
ماندگار روزنامه منتقد سياست دولت در اين رابطه نوشت كه اين روزها كابل در نظر كرزي به ماتم خانه بزرگي مي‌ماند كه گويا همه سنگ‌ها و خانه هاي زخمي كابل از او مي‌پرسند كه آراء مردم كجاست و تو چگونه بدون انتخاب به قدرت تكيه زده اي؟
اين نشريه افزود: مردم مي‌خواهند بدانند كه چه وقت افراد متهم به تقلب به دادگاه معرفي مي‌شوند اما كرزي در پاسخ، متهمين را به سكوي قدرت نامشروع خود دعوت كرد و ايشان را سزاوار پاداش سلطاني خود دانست، درحاليكه همه مي‌دانند، حقيقت چيست؟
روزنامه ‪ ۸صبح هم با اشاره به اينكه پرونده جنجالي انتخاب باز شد، اين پرسش را طرح كرد كه كرزي، رئيس جمهور افغانستان است و يا سخنگوي مخالفان مسلح دولت.

روزنامه ملت هم نوشت كه كرزي هشدار داده است: اگر خارجي‌ها به دخالت در امور داخلي افغانستان خاتمه ندهند، ممكن است شورش در كشور كه هم اكنون ادامه دارد به مقاومت ملي تبديل شود.

اين نشريه كه مشي نزديك به دولت دارد، به حكومت توصيه كرد اقدام به بهبود حكومتداري، مبارزه با فساد اداري و محول كردن امور به افراد متعهد و توانا در نهادهاي دولتي كند و ضمن افزايش اعتماد مردم به حكومت بر حفظ روابط استراتژيك با جامعه جهاني مطابق با منافع ملي اقدام كند.

روزنامه آرمان ملي هم در اين رابطه نوشت: كرزي گفته است به خارجي ها حق مداخله در انتخابات پارلماني را نمي‌دهيم و نبايد اكنون در كشور شرايطي بوجود آيد كه آنان در امور داخلي افغانستان مداخله كنند.

روزنامه اراده، روابط غرب با كرزي را در اوج تنش توصيف كرد و نوشت:
گرچه تيرگي روابط ميان غرب با رئيس جمهور افغانستان چيز تازه‌اي نيست، اما اين روند در اين اواخر، پس از سفر شش ساعته اوباما به افغانستان بسيار حساس و به اوج خود رسيده است.

روزنامه غيردولتي افغانستان نيز به نقل از ميرويس ياسيني معاون مجلس نمايندگان افغانستان نوشت كه وي اظهارات كرزي مبني بر فشار خارجي در رد قانون انتخابات از سوي پارلمان را رد كرد و گفته است كه اين كار بدون هيچ نوع فشار خارجي صورت گرفته است، زيرا برخي اصول طرح تعديل قانون انتخابات با قانون اساسي و تعدادي از قوانين ديگر كشور در تضاد بود.

دو روزنامه دولتي انيس و اصلاح نيز به نقل از كرزي نوشتند كه آرزوي من از مجلس اين است كه حاكميت ملي را در كشور تقويت كنند، زيرا انتخابات در حالي برگزار شد كه خطر تروريسم و مداخله شديد و تطميع خارجي وجود داشت.

 


 

 

 

محمد عالم افتخار

 

بدون توافق علمی ی ملی بر حقیقت « چپ » و « راست » ؛  ناگزیر به دشمن خدمت می کنیم !

 

تصمیم گرفتم در مورد نوشته ء مهم « حمید گل که نخواند ؛ کی بخواند ؟» منتشرهء ویب سایت پیام آفتاب ؛ نظری اقامه کنم . ولی با وصف حد بالای اختصار ؛ مطلب حالت یک مقاله را گرفت .

اما این « مقاله» زمانی قابل فهم است که با نوشتهء مزبور همزمان مطالعه گردد :

لذا به امید اجازهء سایت محترم پیام آفتاب آنرا درینجا اقتباس می کنم :

 

«     حمید گل که نخواند ؛ کی بخواند !؟

 

“ رئيس سابق سازمان جاسوسي پاكستان، حامد كرزي ، رئيس جمهور افعانستان را فردي دست نشانده خواند و ديدار وي را از پاكستان در راستاي اهداف و سياست هاي آمريكا در منطقه دانست.

جنرال حمید گل افزود : بر همگان آشكار است كه كرزي دست نشانده است. در افغانستان فقط 4 بازيگردان اصلي وجود دارد :‏ طالبان ، آمريكا، حزب اسلامي و پاكستان. “

 

بدواً عرض فرض است که جنرال صاحب حق میفرمایند ؛ جنرال صاحب بر « ریشه » ها دسترس دارند و مانند چپ های چپول افغانستان « برگ » نمی جوند و اگر هم با « برگ » سرو کار داشته باشند ؛ میدانند که این برگ ها از شاخه و تنه و ریشه و بالاخره آب و خاک و هوا و اقلیمی می آید . ولی برای چپ چپول و( با معذرت ) برای خیلی از باصطلاح رجال مدنی و دموکراسی و سیاست و کیاست و فراست افغانستان « برگ » ها دارای حدود اربعه همان « برگ » است و خلاص .

در مورد دست نشانده بودن حامد کرزی هم گپ جنرال صاحب حمید گل ؛ گپی است که رد ندارد ؛ چرا آنها که « پای نشانده » و « بیخ نشانده » اند ؛ « دست نشانده » را بهتر از همه می شناسند .

اما در افغانستان هم  ؛ حالا حالا میشود کم کم حساب و کتاب جنرال صاحب را خواند  با اینکه چپ چپولش اصلاً اهلیت به « تنه » و به « ریشه » رسیدن را نیافت ؛ موی ناف و زیر نافش سفید شد اما از « عقدهء حقارت » دوران کودکی بیرون نیامد و گلوبالیزم و « جهانی شدن » و پدیده های آن مانند انترنیت را دید و اما از غلاف قبیله و عشیره و نرخ و دود و دستور آن نتوانست فکر خود را فراتر جولان دهد .

من یک مورد این خوانده شدن « صورت حساب » جنرال صاحب را در مقالات قاضی دادگر یافته ام که بازهم چپ چپول افغانستان نشرش نکرد که نکرد ؛ احتمالاً نخواند و نتوانست بخواند و بداند وهضمش کند !

همچون این ؛ موارد جسته و گریختهء  دیگر هم هست مانند خیلی از تألیفات و ترجمه های محترم عزیز آریانفر؛ و در سطح جهانی اینکه جنبش به اصطلاح چپ دیروز که به مرز امپراتوری هم رسید ؛ اصلاً چه بود ، چه میتوانست باشد و چه انحرافات و اشتباهات مهلک تاریخی داشت ؛ اینک ذره به ذره و مو به مو تحلیل و تجزیه و آسیب شناسی شده است !

 ولی علفخواران و برگ خواران را با « ریشه » و « تنه » و اینکه برگ و علف از کجا می آید و از کجا نمی آید ؛ چه کار ؟

من در معادله ایکه جنرال صاحب حمید گل داده اند ؛ بحث و فحص نمی کنم و بخصوص رد نمی گویم اما جزر 4 بازی گر اصلی شان  در افغانستان ( طالبان، آمريكا، حزب اسلامي و پاكستان ) قریب 1 بر می آید ؛ توجه کنید :

طالبان = پاکستان

حزب اسلامی = پاکستان

پاکستان = پاکستان ! و

امریکا <> پاکستان !!!

علاوتاً زیر پای و دور و برهمان « دست نشانده » هم چیزی که هست و نیست ؛ تناسبش کم از کم مانند تناسب امریکا با پاکستان است ؛ در نتیجه1 و 000,001 بازیگر داریم وخلاص !

 و اینها همه و همه به اصطلاح سیاسی : نیروی دست راستی ؛ راست خاکستری و راست سیاه !

چپ چپول و غیر چپول و سیاسیون رنگارنگ دیگر ما که 110  حزب و 1001 دار و دسته تیار کرده اند و هرکدام به مردم افغانستان زهر و مرگ داده میروند و خود به ساز (Divide and rool) پای کوبان و سر افشان اند ؛ نیز غیر مستقیم در خدمت « پاک » و زیر مجموعهء « پاک » اند !

 لا اقل به این دلیل که همه سر سر شاخه ها راه می روند و « برگ » تناول میفرمایند و به ساقه و تنه و ریشه اصلا کار نداشته اند و کار ندارند .

زلمی آرا کمیدین نازنین ما جوکی دارد به این مضمون :

« مراسم عروسی بود ؛ حینیکه عروس و داماد را درون خانه ایشان میکردند ؛ سرایندهء مراسم « سرود آهسته برو!  » میخواند و در آن از مرغ هوا ... و ماه و ستاره ...یاد میکرد . درین هنگام سطح اتاق که روی زیر زمینی ؛ چوپ پوش شده بود ؛ طاقت نیاورد و فرو نشست ؛ عروس و داماد و مشایعت کنندگانشان همه به تهکاوی سرازیر شدند . خانم بزرگی وار خطا خود را به بیرون رساند و پیش از همه ساز و سرود ؛ سرش بد خورد و خطاب به سراینده داد زد :

ـ اوو ! خاک ده سر تو و مرغ هواییت ! کله گی ده تهکاو قلول بلول شد ؛ هنوز « مرغ هوا» خوانده راهی استی ؟! »

چپ چپول به جای پرداختن به ریشه های مصایب افغانستان و سعی در بیرون آوردن این مردم بد روز و بدبخت و حداقل جوانان و نسل آینده شان از جهل سیاسی و گمراهی تاریخی و مدنی ؛ با نشخوار و نشر و پخش مسایل درست یا نادرست اکادمیک یک قرن پیش نوشته شدهء « ماتریالیزم دیالکتیک » و امثال آن پوز میدهد ، بر نعش چند شخصیت ـ گیرم بسیار بزرگ و محترم ـ چسپیده است ، به تصفیه حساب های کودکانه ، نابخردانه ، نابهنگام و چه بسا تحمیل شده توسط «بازیگران» حمیدگل آغا مصروف است ؛ و به اصطلاح اصلاح شده ها و از اشتباهات آموخته هایش! هم بیشتر به دنباله روی از اولیای امروزی ونوش جان کردن آش های پخته در دستگاه های فکر سازی و عقل پردازی « روپر مرداخ » و همقطاران سرگرم اند .

آنان مانند موشی که در خم شراب افتاده باشد ؛ خود بزرگ بینی هول انگیزی دارند ؛ « اصالت » با آنهاست ، « پیام وطن » را باید از ایشان شنید .. « آینده » را که هرچه هست در انحصار دارند ؛ با آنکه در آزمون هایی مانند انتخابات ریاست جمهوری با ناخن شکستهء « فرد عوام » چون رمضان بشردوست هم برابری کرده نتوانستند !!

 چه باک ! بالاخره یک نیرویی پیدا میشود که آنانرا به دوش خود حمل کرده بر سرنوشت افغانستان و بر « آینده » حاکم سازد !!

مگر آنچه همین اکنون دارند ؛ از همچو راه و رسمی فیض نمیگیرد و بازیگران سِرحمیدگل صاب به خاطر گرم ساختن بازی ؛ اینجا و آنجا به آنان نقش « پیاده و اسپ و فیل و رُخ ... » شطرنج را نداده اند ؛ مگراین موقعیت های  آنها از دل توده های مردم افغانستان نشئات میکند یا مگر چنین چیزی هم قرار است و مطرح است و منظور است؟؟؟؟

درینحال جنرال حمید گل که نخواند ؛ کی بخواند !؟

                                                                                  بکتاش کهنه درد »

 

 

 به نظر من ؛ مسأله به طور مطلق « چپ چپول افغانستان » در محدوده ایکه این دوست عزیز آورده ؛ نیست . اصلاً در کل « غیرت افغانی » مُرده است !

 

« گـر ندانی غیرت  افغانی ام     چون  به  میدان آمدی ؛ میدانیم ! »

 

 اینکه « غیرت افغانی » چرا مُرده است ؛ سؤال بزرگی میباشد .

 اگر« چپ » مورد نظر درین مقال به دلیل اینکه ناگهان شدید ترین و پر دامنه ترین شکست هارا در عرصه داخلی و بین المللی و از لحاظ ایدئولوژیکی و روانی متحمل گردید ؛ باید واقعبینانه بپذیریم همه آنانیکه با آن «چپ» دلسوزی هم نداشتند و به « جهاد » و اینگونه شعار ها دلبسته گی عقیدتی و روحی پیدا نموده بودند و خیال می کردند ؛ غرور ملی و میهنی و قومی و قبیلوی و مذهبی شان از این طریق برجای خواهد شد و به آرمان هایشان دست خواهند یافت ؛ نیز ماهیتاً به همان سرنوشت «چپ» مواجه شدند .

 سرِ آنان هم خیلی زود به این سنگ خورد که ممثلان «جهاد» و اینگونه چیز ها عمدتاً و به طرز تعیین کننده ( یعنی که استثناءاتی نمیتواند وجود نداشته باشد!)؛ جز عمال پاکستان ( و چین و ایران ...) و اجیران جنگی در« جنگ سرد» غرب علیه اتحاد شوروی نبوده و در عین حال فاقد تمامی معنویات و اخلاقیات تاریخی و ملی و مذهبی افغانهای اصیل بوده اند !

 بر علاوه کم کم درک شده رفت که محضاً غرب و غربگرا ها از احساسات و وجدانیات و خشم  و واکنش های طبیعی و برحق افغانهای ساده سؤ استفاده نکرده اند که در برابر ناروایی های وحشیانهء چپی ها و چپ نما های معین ، قوای ارتش سرخ و اشرار فرصت طلبی که از این عبا و قبا استفاده میکردند ؛ بر انگیخته شده بود ؛ بلکه نیرو های مرموز چپ دو آتشهء مائوئیستی و عمال چینایی هم درین عرصه  نقش عظیمی داشته اند !

اینجا آسیب شناسی روانی ملی و منطقوی دامنه داری ضرورت است و سپس کار عظیم برای محوی این آسیب ها !

موضوعِ حتی مهتمر مسأله ایدئولوژی و دانش و هنر سیاسی است ( که طبعاً به عرصه های تخصصی تر گسترش یافته می رود ) .

 چپ های رنگارنگ دیروزی یک تعداد نسخه ها و الگو ها داشتند که دیگرانگیزش و کارایی ندارد و کم از کم «آپدیتی» می طلبد که واقعاً نبوغ کار دارد!

سایرین با تکیه برایدئولوژی های غربی و اشکال پوشش یافته آن توسط « اسلام » وغیره وارد میدان میشدند . این چیز ها هم بیش از پیش سرنوشت مشابه با نسخه ها و الگو های چپی پیدا کرده است و میکند ؛ در نتیجه این جریانات هم خلع سلاح ایدئولوژیکی شده و جاذبه ها برای جمع کردن و راهبُردن توده های انبوه مردم را از دست داده میروند .

با توجه به اینکه واقعیتی در حدود مفهوم « امپریالیزم اطلاعاتی » در عالم رسانه ای و تعلیمی و تربیتی مسلط است و از پشتوانهء عظیم مالی برخور دار میباشد و متقابلاً دیگر اندیشان و متفکران و معلمان واقعاً بشری و مردمی به مضیقه های مالی و استبداد و سانسور... بی حدو حصری مواجه اند ؛ پاسخ یافتنِ سؤال دوران ما و منجمله نیاز نسل کنونی و نسل های آینده کشور ما به دانش ، ایدئولوژی و سیاست سلیم و بُران و جذاب که انرژی بالقوه بی پایان توده های مردم را به نیروی بالفعل مبدل کند ؛ بعید به نظر میرسد . ولی امکاناتِ حد اقل وجود دارد و روز افزون و در حد خویش امید آفرین هم هست !

به نظر من ؛ بدون تحلیل و تجزیه و محاسبهء دقیقاً ساینتقیک و عادلانهء تجارب سیاسی ـ اجتماعی و جنگی نیمهء دوم قرن بیستم که یکی از حاد ترین کانون های آن افغانستان ، « افپاک »  و منطقهء ما ـ خاور میانه ـ است ؛ اصلاً سیاست کردن مترادف با شرارت مصیبت بار میباشد و نیروها ی ددمنش استعمار نوین دست اندرکارِ همان استند که نیرو های ملی و مردمی را به همین تهلکه ها سوق داده بروند !

مثلاً هرگاه توانستیم عمیقاً بپذیریم که ماجراجویی های چپی و چپروانه از « دههء دموکراسی » تا « انقلاب ثور » و انتهای آن ؛ اساساً با تحریکات و تحمیلات بیرونی دو طرفه ( شرقی و غربی ) همراه بوده است ؛ و در همین حال آنچه تحرکات « جهادی » خوانده میشود ؛ توسط عمال و نیروهای مائوئیستی و اخوانی و پاکستانی و امریکایی ـ انگلیسی ؛ کارگردانی  و رهبری میگردیده است و در هردو جریان منافع و نقشه های بیگانه گان در اُولویت قرار داشته است ؛ سوراخِ کور شدهء قفل همگرایی و رستاخیز راستین ملی و توده ای آشکار میشود و میتوان کلید ها برای گشودن آنرا هم آفرید و به کار گرفت .

 ولی تا زمانیکه سخن از بُت های خطا ناپذیر و پرستیدنی « قهرمانان و نوابع  زحمتکشان » افغانستان و افتخارات بیچون و چرای آنها از یکسو ؛ و سخن از « رهبران معظم و قوماندانان مقدس جهادی » و مقام ها و مراتب کبریایی آنهاست ؛ حال همین است که هست!!

این هم مسلم میباشد که وضع جاری فقط و فقط به نفع مافیای اختاپوسی پاکستان ـ نه مردمان شریف آن ـ ، به نفع ارتجاع قرون وسطایی و پطرو دالر عرب ـ نه ملل تحت ظلم و اجحاف مسلمان ـ ، به نفع ارتجاع آخوندی ایران ـ نه مردمان با فرهنگ و سربلند این سرزمین ـ ، به نفع کورپریشن های فراملیتی غارتگر و تباه کنندهء جهان و طبیعت ( یا امپریالیزم های غربی و شرقی ) است و طبعاً از همانها نیز کسب نیرو می کند و لجوجانه مداومت و جان سختی می ورزد .

***

آرزومندم متفکران و محققان و صاحب نظران درست اندیش و پاکیزه روان به این مباحثه چون یک اقتراح خردمندانه و حیاتی برای میهن مان و مردمان پاکباختهء آن توجه فرموده به تعمیق و تکمیل آن همت گمارند . با احترام به همه

 

                                                                 محمد عالم افتخار

                                                                11 حمل 1389

 


 

 مهرانه نمکین

  

"یک پردهء بسیار نازک" مثل "پردهء بکارت"!

 

 

 

 نصیحت های رئیس جمهور اسلامی اوغانستان  به " خارجی " های  داخلی  و " خارجی " های خارجی !!!

  

سلام ، سلام ، سلام !

خواهرا و برادرای قند و شکر و عسل !

اینه از دعای تان گزارشگر سرکاری شده ماندم !؟

 

 جلالتمآب حامد کرزی رئیس جمهور جمهوری اسلامی اوغانستان روز آخر هفتهء گذشته ؛ که میخواستن هنگامهء نوی به پا کنن ؛ وقتی طرف گزارشگرهای نانخور سرکار و زیرکار و پسکار و پیشکار دیده ان ؛ غالمغاله انداخته ان که نان سرِ کُل تان حرام اس ؛ هله برین مهرانه نمکینه پیدا کنین که گزارش امروزه همو نوشته کنه و گر نه کُل زحمت مه حیف میشه!

اون همون بود که پُشتیم آمدن ، امر سرکاره ؛ ناچار اطاعت  کدم ؛ با دست های خمیرپُر و سرو بر آرد آلوده و جنده و گنده ؛ همراهشان رفتم . نماندن که یک ذره خوده جور کنم و قواره ایم ؛ اگه دختر دم بخت واری نمیشه ؛ آدم واری خو ؛ شوه !!

 

رفتم که گپ کلان اس !

 بسیاری گل های سر سبد و زیر سبد و سرِپلاستیک و زیرپلاستیک جمهوری اسلامی اوغانستان همونجه جمع استن . جلالتمآب رئیس جمهور که مره دیدن ؛ فقط طرفیم یک چشمک زدن و گپه شروع کدن .

 کرزی صاحب از کار ها و اجراءات کمسیون مستخل انتقابات خیلی خیلی قدر دانی فرمودن  ؛ کمی جدی بودن و گرنه میشد که کُله گی ره بغل و ماچ هم بکنن!

 

از ای جمله گفتن که جناب لودینگ صاحب رنیس کمسیون و ندفی صاحب منشین کمیسیون بیدرک قهرمانی کده ان ؛ موترهای ضدمرمی و بوجی های دالره که بریشان خارجی ها میداده ان ؛ نگرفته ان که نگرفته ان ؛ عین سرِ اي اخطار هم  رأی نزده ان که گالبریت بریشان داده بوده که پیش از تقلباتِ ما « .. اگه نتایج انتخاباته اعلان کنین قبر خوده بدست خود میکنین !!؟»

 

مه از گپ جناب رئیس جمهور اسلامی ایطو فامیدم که کس های زورآور میخواهن ؛ همی کمسیون ؛ آبدیت شوه و یک قسم دیگه همو گپ های گالبریت بیایه و لودینگ صاحب و ندفی صاحب ؛ بخیر ؛ پس شون !

جناب شان فرمودن که اگه به اي کار ناچار شدن به لودینگ صاحب و ندفی صاحب چوکی های بیدرک چرب چرب و کته کتهء دولتی ره میتن ؛ تا دهان همه گی واز بمانه !!

فرمایشات جلالتمآب کرزی صاحب ؛ با کله شوراندن های دوامدار گل ها و گل بشین های حاضره بدرقه میشد و کله گی را بیحد نشئه کده بود .

 

جناب شان قصهء انتقاباته کده فرمودن :

 بدون شک  که  تقلبِ  بسیار وسیع  ده انتقابات ریاست جمهوری  و شورای های ولایتی اوغانستان صورت گرفت ، ولی اي تقلباته افغان ها نکدن ؛ بلکه  خارجی ها کدن . اي تقلباته "گالبریت" کد و "ماریو" کد و سفارت ها ده اینجه کدن .

 رأی های مردم اوغانستان ده گرویِ یک سفارت خارجی بود .  مثلیکه ده کنفرانس بُن بود ؛ مثلیکه ده تمام همی هشت ـ نه سال بود ، هست و خواد بود !!

 ده کنفرانس بُن همیطو تقلب کده ؛ مره  پاچا  ساختن !! اگه نی هیچکس از مه چیزی نمی فامید و ایکه  مه رئیس دولت مؤقت ساخت امریکا(ی ناخارجی!) ده اوغانستان شوم به خواب کس هم نمی آمد . اوغان ها نه اون وقت تقلب کده بودن و نه این وقت تقلب کده استن ؛ اصلاً اوغانها تقلب کده نمیتانن !

 کار اوغان تصُلب کدن اس و ترسُب کدن اس و تحجُر کدن اس !!!!

 

دري هنگام بر جلالتمآب رئیس جمهور پُر تبرک اسلامی اوغانستان یک الهام غیبی نازل شد و به همو اساس فرمودن :

یکی از سناتورهای خارجی ده برابر اعضای کمیسیون انتقابات و اعضای کی بینه؟ اوغانستان به مه گفت که جناب کرزی! اگه شما بسیار تشویش دارین و قناعت نمی کنین ؛ ما 453 صندوق شما ره دوباره به نفع شما حساب می کنیم . مه پرسان کدم : اگه آرای ریخته شده  ده اي صندوق ها تقلبی اس ؛ چرا دوباره به نفع مه حساب می کنین و اگه تقلبی نیس ؛ پس چرا اونها ره قرنطین کده این  و دیگه ایکه  صلاحیت صندوق های رأی مردم اوغانستان پیش یک سفارت خارجی ؛ چطور است ؟!

 معلومدار اگه اعضای کمسیون مستخل انتقابات و اعضای کی بینهء اوغانستان اونجه نمی بودن ؛ اوهم ایطو نمی گفت و مه هم !

 صفا مالوم بود که اون صندوق هاره بری مه پُر کده ان ؛ تا ریاست جمهوری ره بازهم سرِ مه بار کنن !! ای تیاتر بازی ره کدن که مردم لَولُو باور کنن ؛ به راستی انتخابات اس و حساب کتاب اس !!

اونه دیدین که ده پردهء دوم درام ؛ نرگسِ خوش پوشه گفتن ؛ زود صرف نظر کده بگو : مه ده دور دوم انتقابات ایستاد نمی شوم که میدان خالی شوه ؛ تا ما الا بلاره ده گردن کرزی بزنیم !!!

 

اسلامی رئیس جمهور زیاته کرل :

 ده زمان انتقابات ؛ دفتر ملل متحد به قرارگاه تقلب تبدیل شده بود ؛ از اونجه تقلب سازماندهی و ترتیب می شد و به بی بی سی ، سی اِن اِن ، نیویارک تایمز و تایمز لندن که ده خدمت شان قرار داشتن ؛ گفته می شد  تا تقلبات ره اعلان کنن  و ما ره متهم به تقلب نماین  ؛  تا مردم دنیا و کشور های که ملیونها دالر پول مالیه دهنده گانشان اینجه حیف و میل شده بود و اولاد هایشان اینجه کشته و زده و زخمی شده بودن ؛ هم باور بکنن که مثل کنفرانس بُن و لویه جرگهء اضطراری و دیگه هائیش ؛ ای بازی هم یک ذره حقیقت داره !!!

 

حضرت حامد کرزی به گپ سرخ آمده از خیلی جا ها گز کدن و از اون جمله سر قانون انتقاباتی آمدن که خودشان جور کده و نافذ ساخته بودن . دري مورد فرمایش شان ایطو بود :

متاسفانه اي قانون  برخلاف مادهء 109 قانون اساسی از سوی ولسی جرگه رد شد و همون قانون سابقه ره روی کار کدن . آرزوی مه از ولسی جرگه اي اس  که حاکمیت ملی اوغانستانه تقویت کنن . اي قانون بری انتقابات بعدی پارلمان ده نظر گرفته نشده ، بلکه آینده ره مد نظر داره .

 اوغانستان باید بطرف حاکمیت ملی و روی پای ایستاد شدن حرکت کنه و مه از تمام وکلا میخواهم تا قدم بطرف نهادینه کدن کمیسیون انتقابات بردارن و اگه اي کار صورت نگیره ؛ دموکراسی نوپای ما به جایی نمی رسه .

ما میخواهیم نهاد سازی کنیم و نهاد سازی با تقویت نهاد های ملی ( مثل مارشال فهیم ، حجة الاسلام خلیلی ، ستر جنرال دوستم ... و بالاخره امیر گلب الدین و ملا محمد عمر آخوند...) صورت می گیره . آوردن سه خارجی ده یک نهاد نهایت حساس ملی ده واقع از بین بردن حاکمیت ملی ماس  و هم به ضعف نهاد های ما می افزایه ، خارجی هایی که اونجه می آین ؛ ده ؛ برابر ما مسوولیت نمی داشته باشن و به تقلب دست می زنن !!

ازی گپ های جناب شان ؛ مه به عقل قاصر خود ایطو برداشت کدم که خارجی ها بر چند قسم اس :

 "خارجی" های داخلی ، "خارجی" های خارجی و "خارجی" های بالکل خارجی که نامارم میباشن!

کرزی صاحب می خواهن این دفعه از "خارجی" های داخلی استفاده کنن که همشکل و همقواره اوغانستانی ها استن ؛ مثل ماهر های پاکستانی و متخصص های آی اس آی ؛ که دور و برِ جناب رئیس جمهور تشریف دارن و مثل طالب صاب ها و اسلامی صاب های دیگه که به خیر می آین و بری اونها چوکی ها و مقام های زیاد و مهم مثل همي کمسیون تفتیش و نظارت انتقابات ضرورت اس و زیبنده اس !

"به طرف حاکمیت ملی" رفتن خو همیس دیگه ؛ اونه  پیش پریروز هیأت حزب اسلامی آمده بود و هزار قرار و مدار ده مابین آمد ؛ با طالبای کرام هم تماس هاس که جریان داره ؛ عین حضرت خادم حرمین شریفین ( که "خارجی" نیستن !!) به خاطر جور آمدِ  کرزی صاحب با اونها ؛ پایه لچ کده ان و خواب و خوراکه بری خود حرام ساخته ان !!

 

مقصد کرزی صاحب اِي بود که مه فرمان تقنینی ده مورد قانون انتقاباته  قسم تقلبی و فورمالیته  به شوروا روان کده بودم ؛ مثل همیشه شفر همی بود که مه میگویوم : « انیف ؛ شما نبگوئین انیف ؛ شما بگوئین انیف! » و شوروا شفره نفامیده کاره خراب کده ؛ ازی خاطر ده گمان حضرت رئیس جمهور اسلامی ؛ شوروا  به گپ "خارجی" های خارجی و خارجی تر ؛ کده اس !!

 به ای قسم "حاکمیت ملی" ساختهء بوش و بیلر و خلیلزاد و لخضر براهیمی و ایطو " خارجی" های ناخارجی ؛ خراب میشه و نهاد های قبیله ای و تیله ای و تمبه ای "خارجی" های داخلی که همو"ملی " اس ؛ ضعیف می شه ؛ البته نه مُلا ضعیف !

 

رئیس جمهوری اسلامی اوغانستان با اشاره  به  ضرورت شدید حفظ  استقلال  و حاکمیت ملی توسط نهاد های ملی و احترام قوانین اوغانستان توسط خارجی ها گفتن:

 ده کشور هایی مانند اوغانستان که زیادتر از یکصد هزار نیروی خارجی حضور دارن و منافع اونها نیز در اینجه وجود  داره و همزمان یک بغاوت علیه همي نظام ده جریان اس ؛ طالبا و دیگه ها بنام ایکه خارجی ها  ده اینجه اشغالگر و نظام موجود دست نشانده و نوکر اس ؛ می جنگن ؛ پس ده چنین حالتی  یک پردهء بسیار نازک ؛ "همکاری و مساعدته" از "اشغال" تفکیک می کنه.

خارجی ها اي ره بدانن که با خود سری های شان ، با قرار گرفتن ده مقابل قوانین اوغانستان و با تفرقه انداختن ده بین مردم اوغانستان و نهاد های اوغانستان کار درستی انجام نمی دهند .

 

مقصد کرزی صاحب اي بود : حالی که مره پاچا ( رئیس جمهور) اوغانستان نام مانده و ایجه شانده این ؛ دیگه غرض نداشته باشین که مه چه میکُنُم  ؛ برادرا و فامیل و قبیله و دسته و بسته ایم چه میکُنَنَ ؟! اگه نی همو پردهء نازک از بین میره که "همکاری و مساعدته" از "اشغال" تفکیک میکنه!!

اگه به خاطر مه و دارو دسته و زد و بند های مه ؛ شما رسوای رسوا شدین و میشین و ماموریت و شعار ها و هدف هایتان ناکام و عبث میشه ؛ به مه چی ؟ از اول عقل تانه به سر یتان میگرفتین . مه خو ؛ نه خواسته بودم و نه زور داشتم که بیایم پاچای اوغانستان شوم !؟

حالی که مره ده بین انداختین ؛ خود کرده ره نه درد  اس  و نه  درمان !

 مه دیگه یلا دادنی هم نیستم و دیگه قسم کار و حکومت کدنه نه میخوایم و نه میتوانم ؛ دلکیتان جمع باشه !!!!

 

جلالتمآب اسلامی رئیس جمهور وفرمایل :

 ده عین حال حکومت و نظام اوغانستان باید بدانن که اگه با شدید ترین حسادت ، استقلال و حاکمیت ملی خود ره نگاه نکدیم و به نمایش نگذاشتیم ، هرلحظه احتمال اون وجود  داره که معامله  معکوس شوه  و "همکاری" به "اشغال" تبدیل شوه و یاغی گری و بغاوت به "مقاومت ملی" بدل شوه !!

 با اي حساسیتی که اوضاع افغانستان به اون امروز دچار است و خودیم دچاریش کدیم ؛ آرزوی مه اي اس  که تمام نهاد های دولتی افغانستان  با حسادت نهایت جدی مراقب حاکمیت ملی و منافع ملی و استقلال اوغانستان باشن!

 یعنی طرف مه و گروپ و ساز و کار مه چپ سیل نکنن ، فقط  قانون و قرار و فرمان و صوابدید مره و تیم و طرف مره مراعات کنن . و نیروی لایزال " حسادت نهایت جدی" ره ده مقابل توپ و تانک و طیاره و شبکه های جاسوسی و قوای خاص و چی و چی و چی ... "خارجی" های خارجی و خارجی تر قرار بتن !!!

 به عبارت دیگه جناب کرزی صاحب میخواستن بگوین :

 وقتی از اوغانستان و حاکمیت ملی و استقلال و نهاد ملی گپ میزنیم ؛ گپ از کرزی اس و وقتی کرزی میگوئیم همون اوغانستان و حاکمیت ملی و استقلال و نهاد ملی منظورمیباشه !

 همون قسم که پیشتر ها " وختی از حزب سخن میگفتن ؛ مقصد تره کی بود ؛ و وختی از تره کی گپ میزدن ؛ مقصد حزب بود . چرا که حزب و تره کی مانند روح و جسم چیزی بود واحد "!!!

 

اینحالی "خارجی " های خارجی و خارجی تر ؛ اگر همی ره قبول دارن و مراعات میکنن ؛ "همکاری و مساعدت " اس و اگه نی " اشغال " اس ؛ اونه هموس که "پردهء نازک " دریده می شه " و یاغی گری و بغاوت به "مقاومت ملی" بدل می گرده ."

و به ساده گی شعر زیبایی از علامه اقبال ـ طراح تجزیهء هند نجس و پیدایش "پاکستان" و "پاکی" ده اي دنیای ناپاک ! ـ که می گوید :

 خـــدا آن  ملتی  را  سروری  داد        که تقدیرش به دست خویش (ب)نوشت

 با آن  ملت   سر و  کاری  ندارد         که دهقانش از برای دیگران کشت..

اونه می بینین ؛ خدا همرای پاکستان اس که علامه اقبال تقدیریشه با دست خودیش نوشته کده و اوغانستان ( بی کرزی!) واری جا ها و ملت ها ره مانده که ذریعه سربازهای القاعده ای و طالبانی ... ایش مانند شهر ها و ملت های "سدوم" و "عموره" تباه شده برن !!رزطدئلدئیلاد

 

                                                                 مهرانه نمکین

                      از ششدرک کابل جان همسایهء ارگ پاچاهی و خانهء خلق و ریاست جمهوری اسلامی


 ولادیمیر پوتیتن ازوینزویلا با دست پر بر گشت

 "ولادیمیر پوتین" نخست وزیر روسیه روز جمعه 2 آپریل وارد کاراکاس پایتخت ونزوئلا شد. این اولین سفر نخست وزیر روسیه به ونزوئلا بود. طی مذاکرات پوتین با "هوگو چاوز" رئیس جمهور ونزوئلا مسائلی مختلف در عرصه های تجاری و اقتصادی، انرژی، مالی و همکاری های فنی و نظامی بررسی شدند و در پایان 31 سند به امضای طرفین رسید. طرفین همچنین توافق کردند که در زمینه مبارزه با تروریسم نیز همکاری داشته باشند.

در چارچوب این سفر معامله مربوط به تحویل 38 بالگرد روسی "می 17" که در سال 2006 منعقد شده بود، به پایان رسید و آخرین محموله شامل 4 فروند بالگرد به طرف ونزوئلایی تحویل داده شد.

ونزوئلا یکی از واردکنندگان عمده تسلیحات و تجهیزات نظامی روسی است. از سال 2005 کاراکاس از روسیه تسلیحاتی از جمله بالگرد، هواپیماهای نظامی و مسلسل های کالاشنیکوف به ارزش 4 میلیارد دلار خریداری کرده است. در ماه سپتامبر سال گذشته روسیه موافقت نمود که وامی به ارزش 2,2 میلیارد دلار برای خرید تجهیزات نظامی روسی در اختیار ونزوئلا قرار دهد. آنطور که "هوگو چاوز" رییس جمهور ونزوئلا در آن زمان اعلام کرد، کشورش قصد دارد که 92 تانک "ت-72" و همچنین سیستم های آتشبار موشکی "اسمرچ" را نیز از روسیه خریداری کند.

در پایان مذاکرات پوتین و چاوز کنفرانس مطبوعاتی مشترکی برگزار شد و نخست وزیر روسیه طی آن تاکید کرد که کشورش در آینده نیز تسلیحات و تجهیزات نظامی را به ونزوئلا عرضه خواهد کرد. پوتین گفت: "ما به حفظ و توسعه توان دفاعی ونزوئلا ادامه می دهیم. همانطور که می دانید روسیه تا کنون کارآمدترین و قویترین مجموعه های نظامی هوایی در جهان، جنگنده های سنگین سوخوی-30 و سایر تجهیزات نظامی را به قیمت پایین تر از (قیمت) جهانی به ونزوئلا عرضه کرده است".

به نوبه خود چاوز نیز اطلاع داد که در چارچوب مذاکرات 31 سند به امضا رسیدند و اطلاع داد که کشورش قصد دارد دست کم یک فروند هواپیمای "آمفیبی "ب-200 چ اس" روسی را خریداری کند.

هواپیمای آمفیبی روسی"ب-200 چ اس" که در نمایشگاه هوافضای بین المللی "فیدای-2010" شرکت کرده بود، روز پنجشنبه برای اولین بار پروازی نمایشی از شیلی به ونزوئلا انجام داد و در عملیات دفع یک آتش سوزی واقعی در "کارابوبو" شرکت نمود.

هواپیماهای آمفیبی "ب-200 چ اس" برای دفع حریق طراحی شده اند. این هواپیما می تواند 12 تن آب را حمل کند. ارتفاع پرواز این هواپیماها 8 کیلومتر و حداکثر سرعت آنها 710 کیلومتر در ساعت است. این هواپیما ها قادرند که تا 3,85 هزار کیلومتر مسافت را طی کنند.

هوگو چاوز همچنین اعلام کرد که ونزوئلا درباره آماده سازی پروژه اولین نیروگاه اتمی این کشور با روسیه توافق کرده است. وی گفت: "ما حقیقتاً برای آغاز آماده سازی پروژه اولین نیروگاه اتمی آماده هستیم".

سپس پوتین اطلاع داد که شرکت های روسی در بهره برداری از معدن نفت "خونین-6" در ونزوئلا شرکت خواهند داشت و توضیح داد که این شرکت های 1 میلیارد دلار بعنوان "بلیط ورود" به پروژه بهره برداری از معدن خونین-6 می پردازند. به گفته وی اولین پرداخت، به مبلغ 600 میلیون دلار تا کنون واریز شده است.

نخست وزیر روسیه در این رابطه گفت: "شرکت کنندگان روسی متعهد شده اند که به اصطلاح بلیط ورود برای شرکت در این پروژه به مبلغ 1 میلیارد دلار را بپردازند. می خواهم اسناد اولین پرداخت به مبلغ 600 میلیون دلار را ارائه دهم".

نخست وزیر فدراسیون روسیه همچنین اعلام کرد که روسیه آماده اعطای وامی به مبلغ 2.2 میلیارد دلار به ونزوئلا می باشد. وی گفت: "ونزوئلا از روسیه درخواست کرده بود تا وامی به مبلغ 2.2 میلیارد دلار اعطا کند. وزارت دارایی (این را) بررسی کرد و با همکاران روی این درخواست کار کرد و من امروز به رئیس جمهور ونزوئلا اطلاع دادم که روسیه آماده اعطای این وام است".

طی این کنفرانس مطبوعاتی مشترک رئیس جمهور ونزوئلا نشان عالی دولتی "لیبرتادور" (آزادیبخش) را نیز به ولادیمیر پوتین اعطا کرد.

در حضور چاوز و پوتین، رئیس کمپانی خودروسازی "آوتو واز" روسیه و رئیس کورپوراسیون Corpivensa ونزوئلا توافقنامه قصد افتتاح خط تولید خودروهای روسی "لادا" در ونزوئلا را نیز امضا کردند. علاوه بر این رئیس "آوتو واز" با رئیس کمپانی دولتی Suvinca ونزوئلا نیز قرارداد عرضه 2.250 هزار خودروی لادا به این کشور آمریکای لاتین را امضا کرد