تماس با ما
سایت های دیگر
اقتصادی
فرهنگی
سیاسی
نوید روز ،تربیون ازاد روشنفکران، در زمینه های آشتی ملی ،تفاهم

 

 

دوکتور صلاح الدین سعیدی – سعید افغانی                               

 

آزادی ودموکراسی بدون حاکمیت قانون مردود است!

 

خوانندګان ګرامی و محترم  توقع میرود که تحت عنوان بالا  اولا برمعنی لغوی، اصطلاحی، تاریخی و معاصر نظام های سیاسی اقتصادی دیموکراتیک و  خود کلیمه دیموکراسی متمرکز شویم. امادرمورد مطالب فوق آنقدر نوشته های وجود دارد که عمدا درین نوشته  از آن دوری جسته و خواستم  یک بخش دیګر بسیار کوچک از ین مبحث بزرګ راعوض عام ګویی ها  با ذکر مثال های

مشخص و اندوخته های شخصی خویش پیشکش شما خوانندګان عالیقدر بدارم.

نظام و حاکمیت  دموکراتیک و نظام مردمی در عصر امروزی همان نظام است که تحت نظر قوانین نافذ و مطابق به اصول و برنامه عام قبول شده دست آورد های بشری بوده. از  مردم برخاسته و در خدمت همان ارزشهای باشد که مردم و جامعه آن کشور آنرا ارزش میدانند. 

اقتصاد بازار آزاد که همه چیز را عرضه و تقاضا تعیین کند و  تحت نظر و حمایه قانون نباشد و موجودیت ظرفیت های رقابت آزاد در آن وجود نداشته باشد - اصلا مردود است. ما نمونه آنرا  در کشور خویش په ګوشت و پوست احساس کردیم و میبینم. 

منظورمن  ازین نوشته مثال مشخص و تمرکز مشخص به نوشته است که دربخش از سایت های افغانی  به ملاحظه میرسد و نمونه های انحرافی  آن درموارد زیاد از جانب عده از معذورین ویا هم  مأمورین دنبال ګردیده و عده هم در تبانی به آن اند.

 

نوشته و عنوان زیبا محترم دکترنت..... تحت عنوان (ازاندیشه های هویت شناسی مبنی برتغیـیر نام افغانستان به خراسان - مارچ ۲۰۱۰ -  قسمت چهارم) را مطالعه کردم. خود  مفاهیم عنوان را به مفهوم هویت شناسی را کسی رد کرده نه خواهد توانست. اما در محتوی هویت  اختلاف داریم. ما از هویت افغانی صحبت داریم و دکترنت!؟ مذکور از هویت غیر موجود و قرنها ګذشته غیر عملی همراه با تعصب و پیشداوری صحبت و نوشته  دارند. نوشته جناب شان  در موارد که ذیلا ذکر خواهم کرد - خلاف اصول و فهم  دموکراتیک و دموکراسی ، خلاف قانون، خلاف ارزشهای افغانی، اسلامی  و انسانی است.

 لذا توجه شما خوانندګان محترم و عالیقدر را  به نقاط مشخص این نوشته  ذیلا جلب نموده از شما احترامانه خواهانم که خود قضاوت نموده و با موضع ګیری های انسانی و قانونی مانع شر و فساد شده و  همچو اندیشه های ضد اخوت افغانی و اسلامی  را مشترکا بیشتر تجرید وتقبیح نما ﺋیم.

 

حالا که بحث ما درین مورد هست ضرورت دیدیم جوانب از موضع را مورد بحث قرار دهم که در صورت عادی نمیخواستم به آن تماس بګیرم. اولتر ازهمه کلیمه و لغت دکترنت را من جدیدا میشنوم. از جانب دیګر درسال ۱۹۸۹ در چکوسلواکیا نظام سیاسی تغییر کرد و تمام مراجع که صرف و صرف مصروف تدریس مارکسیزم لینینزم بودند لغوه و القاب صادره توسط این مراجع (مکتب کمیته مرکزی حزب کمونست چکوسلواکیا) با سقوط نظام کمونیستی  ۱۹۸۹ حتی مطابق به قوانین آنکشور  لغو اعلان شد.  دکترنت ما – آقای بصیر کامجو – بخاطریکه مکتب مذکور در سال ۱۹۸۹ لغو شد - حتی همان مکتب رانیز تکمیل نه کرده اند. (از جریانات چکوسلواکیا بخاطر نیز آګاه ام که تصادفا کار دوکتورا من در سال ۱۹۹۱ در آن کشورآغازو بخش از کارعلمی خویش در پوهنتون ازهرشریف مصر- تکمیل و دوکتورا من در سال ۱۹۹۴ تکمیل ګردید.).

 نمی دانم به اساس کدام معیار ومطابق کدام نورم دکترنت!؟  ما که مضمون و نوشته بالا و نوشته های مشابه دارد  و  مصروف تفرقه قومی و لسانی و دامن زدن به افکار خلاف قانون و اخوت افغانی و اسلامی اند ازین لقب استفاده میکنند؟ 

اما آمدیم به محتوی بحث:

تشکیل دولت و کشور نقشه ورسم  در هوا نیست. هر کشور از خود حدود وسرحدات دارد. نمی دانم که حدود و سرحدات این کشور تخیلی جناب دکترنت؟! فوق از کجا ِآغاز  وبه کجا ختم خواهد شد؟  و این حدود و سرحدات تاریخی را کې با کی در مورد توافق خواهند کرد؟

بدست ګرفتن کتب تاریخ، کاپی کردن  و روی نویسی آن و پر کردن سایت های انترنیتی  و صفحات  ضیاع وقت خود و دیګران است و این را من اصلا نوشته و مضمون مفید نمی دانم.

جناب شان باید تفاوت کرونولوژی (واقعه نګار و سنه نګاری) و هستوری (تاریخ به مفهوم واقعی  کلیمه) را  تمیز نموده ودرین راستا تعمق بدارند.

و اما آمدیم به بحث خویش روی محتوی عنوان ما:

آزادی مطبوعات و دیموکراسی با نوشته های غیر مسؤلانه، توهین و تحقیر دیګران، خود را ګستاخانه وفضولانه یګانه وارث این و یا آن قوم دانستن و در واقعیت دست به فساد و تفرقه زدن و بزرګی یکی را درتوهین به دیګری خلاصه کردن، و حتی در موارد نقش عبدالله ابن صباح یهودی را که با پیراهن به خون آغشته حضرت عثمان دست به شر وفتنه دیګر میزد و بلاخره به این ترتیب عمل و ګفتار خلاف قانون و اسلام و خلاف  حتی اندیشه های انترناسیونالیزم پرولتاری !؟ کردن ،  نوشتن مطالب خلاف تمام اصول و ضوابط قبول شده جوامع مدرن بشری -  و قابل بازپرس  و پیګرد قانونی است.

نوشته (ازاندیشه های هویت شناسی مبنی برتغییر نام افغانستان به خراسان مارچ ۲۰۱۰ قسمت چهارم) منتشره ویب سایت های افغانی مشخصات فوق ضد انسانی را دارد که من به صورت مشخص مثال های آنرا خدمت شما برای قضاوت و تصمیم پیشکش میکنم. من به این باورنیستم که این اولین و  آخرین مطلب ازین قماش است. اما ضرورت میدانم که با موضع ګیری های صاف و پوست کنده همچو نظریات و افکار متعصب و پیشداورانه  و تفرقه های قومی و لسانی را تجرید و افشاء کرد و جای پای برای شان درجامعه نه ګذاشت.  

نام افغانستان  و کلیمه افغان و افغانستان تاجاﺋیکه انسانهای امروزمعلومات دارند  در نوشته سنګی داریوش کبیر که متعلق به قرن ۱۶ ق م است آمده واین کلیمه  اطلاق به پکتوس ویا پښتون شده.  کلیمه خراسان از زمان ظهور اسلام  مروجتر ګردیده و این سرزمین به بخش از سرزمین های شمال افغانستان امروز اطلاق میګردید که شامل تاجیکستان و مناطق جوار دریا آمو و برخی  ازمشهد واصفهان را نیز شامل بود. این نام شامل مناطق  پکتيا و کندهار و بخش جنوبي افغانستان امروزی نیست.

زمانیکه به عمق اندیشه فوق توجه میداریم به صراحت درمیابیم که برای احیاء تاریخ  چند هزار ساله اراده همچو افراد مانند دکترنت؟!  بالا ضرورت است.  به یقین ګفته میتوانم که عقل سلیم آنرا اقلا غیر عملی و بی معنا میداند.

زمانیکه به عمق این مسأله و علم برداران این افکار و کنه آن  میاندیشم این افکار در چوکات استراتیژی های پالیسی میکران پاکستانی میګنجد که برای پاکستان بزرګ که دقیقا شامل همین برنامه های خراسانی؟! ها و قسما آریانایی ها؟! است.  یعنی پاکستان امروز میخواهد که نه تنها مناطق پشتون و بلوچ را به طور دایم تصاحب کند بلکه میخواهد بخش از مناطق افغانستان امروز را نیز ضم خود ساخته و پاکستان بزرګ بسازد. دقیقا همان بخش های که در برنامه های این خراسانی ها نمی ګنجد.

این افراد خود از نام دیګران بدون مجوز صحبت دارند ونمایندګی میکنند. استعمال کلیمه فضول به ادرس ایشان تصادفی نبود بلکه محتوی خود را دارد. در فقه و حقوق اصطلاح است به نام  فضول. تاجرفضول، تجارت فضولی  و خرید و فروش فضولی. این کلیمه به کسی اطلاق میشود که بدون آګاهمی مالک مال در مال وی تصرف ملکیتی نموده و مال کسی را معامله و خرید فروش میدارند. این بیع و شری  و این معاملا در اساس فسخ وباطل پنداشته میشود.  این افراد به فهم من چنین حیثیت را  دارند. بخاطریکه که مشروعیت پیدا کنند و از حالت فضولی خارج شوند  باید در قرن ۲۱ صندوق های به اساس قومی ګذاشته شود تا این افراد با مشروعیت از نام قوم و طایفه مشخص صحبت و نمایندګی کرده بتوانند و از کتګوری فضول خارج ګردند. ګذاشتن صندوق به اساس قوم در قرن ۲۱ خطاء و غیر عملی و غیر قانونی است. لذا پروسه معیار اصلی را باید به اصل تابعیت و انسانیت جهت داد تا به  اتکاء  تا به اصل قومی و زبانی.

از جانب دیګر ملت افغان متشکل از اقوام مختلف است. استعمال نادرست مفهوم ملیت در پهلوی ملت یک غلط فهمی عام است که موجب افاده های غیر دقیق معین نیز میګردد.

زمانیکه به عمق این اندیشه متوجه میشویم دقیقا این اندیشه ها در چوکات استراتیژی های  ایران بزرګ میګنجد. یعنی همان ستراتیژی که حاکمیت ایران امروزی برای تحقق آن تحت زعامت شان تلاش دارند. تمام شواهد نشان میدهد که ایجاد تلویزیون فارسی زبان در سطح منطقه به سردمداری حاکمیت ایران امروز هم  دربرنامه های این  ستراتیژی شامل است. بلی این ستراتیژی ها در برنامه های وسیع دیګر خط نور(اسکان ...) و ..... هم جای خاص خویش را دارند.    

غلط فهمی نه شود افتخارات خراسان و آریانا افتخارات تاریخی مشترک مردم این حوزه است و این افتخارات در خیطه ایران امروز هم خلاصه نمی شود و نیست.

یک مثال بد و به باب دندان همچو افراد که نام افغانستان را تغییر دادن میخواهند خدمت شما تقدیم کنم: استعمال نیکتایی به معنای همدردی و توافق به مفکوره وقبول مفکوره به  دار آویخته شدن  حضرت مسیح است. در حالیکه مطابق به اندیشه ها و فهم  اسلامی وقرانی حضرت عیسی مسیح نه به دار اویخته شده و نه هم به آتش سوختانده شده. بلکه مطابق به قران کریم (و لاکن شبه به قومهم ...) کسی دیګر را اشتباهی ګرفتن و ..... بحث ما دور نه رود. حالا نیکتایی یک فرهنګ و یک  کلچر است. حالا کلیمه افغانستان و افغان یک هویت است. افغان به کسی اطلاق  میګردد که تابعیت افغانستان را دارد. این کشور اولاد های دارند که از یک  پدر و مادر (آدم و هوا) و انسان بدنیا آمده و در وجود شان یک رنګ خون است و در یک سرزمین مشترک مانند یک باغ دارای ګل های متفاوت که هر یک آزان ضرورت به پرورش و وارسی دارد بسر میبرند. عادات و رسوم کسبی اند. اندیشه هیتلر که خون اریایی برتر و امثال آن اندیشه های مردود است.  تقسیمات قومی و قبیلوی از لحاظ اسلامی (و جعلناکم شعوبا و قبایلا لتعارفوا. ان اکرمک عندالله

اتقاکم   - .... شما را به شعبات و قبایل تقسیم نمودیم که شناخته شوید . نزدیک ترین شما نزد پروردګار شما متقی ترین شما ست).  این است فهم ما از مسأله . من به این باورم که به استثناء افراد انګشت شمار مأمور ویا هم معذور و یا هم دارای تجارب شخصی منفی بقیه مردم  افغانستان به یک افغانستان واحد و زندګی در اخوت و برادری و صلح می اندیشند. به یقین  واقعیت مسأله چنین است.

تجزيه افغانستان مطابق به خواست هیچ افغان خیراندیش و اولاد اصیل این کشور اعم از پشتون،  تاجک ، ازبک ، هزاره و دیګراقوام این کشور نیست و به نفع آنها نمیباشد.

 اینکه کسی و یا فرد میخواهد نام افغانستان را تغییر دهند. قانون اساسی کشور را تغییر دهند( من هم به این قانون اساسی موافق نیستم) سرود ملی را دیګر کند، بیرغ این کشور را تغییر دهند و برای آن در چوکات قانون کار میکند و خلاف اصول و رسوم قبول شده غیر قابل عبور خانه مشترک نیستد  - کاملا حق انسان است و درین مورد مشکل وجود ندارد.

با دموکراسی کسی مشکل ندارد که آنرا تصنعی روی پوش اعمال غیر دیموکراتیک خود استفاده سوء مینماید. با دموکراسی کسی مشکل دارد که آنرا امر جدی تلقی میکند. دیموکراسی را در تمام زوایای زندګی سیاسی پیګیر عملی کردن میخواهند.

 من به این باور نیستم که همه باید مطابق به  خط کشی ها و معیار های که ما تعیین میکنیم باندیشند. این را حد اقل ګستاخی میپندارم.

یکی از مشکلات  افغانستان و کشور های عقب افتاده هم همین بود و هست  که هر حاکم و زور مند هر وزیر امنیت و داخله چنان عمل میکرد که برای دیګران تعیین میکرد که دیګران باید چه نوع باندیشد در غیرآن به زندان، سیاه چاه ها، پلیګون ها، و پیګرد های سیاسی مواجه خواهند شد.

چنانچه ما حق فکر کردن و نظر را برای خود میدهیم برما ست تا دیګران را نیز از چنین حق محروم نکنیم. اما برماست تا به آنچه باور درایم و برحق میپنداریم باید با تمام قوت و رساتر استدلال نموده و آنرا بیان و ارایه کنیم( اګر بینی که نابینا و چاه است

اګر خاموش بنشینی ګناه است).

بلی اګر ما بر برحق بودن راستی خود باور داریم باید برای اشاعه و تحقق آن کار کرد . اما مشکل  زمانی آغازمیګردد که ما نظرو راستی خویش را به هر وسیله مشروع ونا مشروع بردیګران قبول کردن و تحمیل کردن میخواهیم.

ما حق داریم که در پست دولتی نیز مانند شخص انفرادی نظر خویش را در موارد مختلف با استدلال آن آرایه کرده میتوانیم و این حق ماست. مشکل زمانی آغاز میشود که ما با استفاده از پست دولتی مخالفـین نظریات خویش را مورد پیګرد قرار میدهیم.

بلی ما حق داریم اظهار نظر نموده و برای تحقق آن در چوکات اصول دموکراتیک و آزادی بیان کار کنیم. اما توهین، تحقیر و دشنام به دیګران آزادی بیان و دموکراسی نیست.

ګفتار و عمل ایشان در موارد که مشخص مثال خواهم آورد عمل  چنانچه ګفته آمدیم ګفتار و عمل  خلاف قانون و حد اقل ګستاخی بیش نیست.

اظهارات  و نوشته ذیل اظهارا ت خلاف نورم های دیموکراتیک، خلاف اصول شناخته شده بشری و دیموکراسی امروز است. کشورها و جوامع مختلف بشری  نیز مشکلات با افراد و ګروهک های فاشیستی، سکتاریستی ، متعصب قومی، لسانی، منطقوی  و نژادی را داشتن و دارند. درکشور ها و جوامع پیشرفته همچو افراد، متخلفین و همچو مریضان روانی را به شاروالی های مربوطه احضارنموده با آنها صحبت های دراند، ایشان را به دوکتوران روانی و معالجه در موارد به مصرف خود شان اعزام میدارند. در موارد برای شان تذکرات، توصیه ها، جریمه های نقدی و در موارد معیین به پولیس و څارنوالی جهت تحقیق و ریشه یابی بیشتر میفرستند. مراکز همزیستی مدنی و مراجع عدلی و قضایی در مورد اقدامات متوازن و غیر مضر مینمایند. هر نوع افراط و تفریط در زمینه خطا و مضر است و خود عمل افراطی سبب ایجاد  مشکل میګردد تا حل کننده باشد.

مثال های مشخص:

دکترنت؟! ما تحت عنوان (ازاندیشه های هویت شناسی مبنی برتغییر نام افغانستانبه خراسان مارچ ۲۰۱۰ قسمت چهارم)

مینوسد: :”.... جز مؤلفه های راهبرد سیاسی نهاد های جوامع سرمایداری می باشند “.  این نظر نظر سیاسی، نادرست کمونیستی و چپی است که براساس طبقات و مبارزات طبقاتی و آشتی ناپذیری طبقاتی استوار است که درقرن امروزی از آشتی طبقاتی صحبت است و تعاریف انسان زحمتکش نیز فرق میکند. انسان یا ظالم است یا مظلوم ، انسان یا زحمت کش است ویا هم بیکاره، انسان یا دارای دانش است یا بی دانش و امثال آن معیار های دیګر تعیین کننده است تا معیار های طبقاتی این نظر نظر سیاسی است که خرکتز جزایی ندارد. 

 دکترنت !؟ مذکور در نوشته مذکور مینویسد: ”.... ــ در دا که آمریکا وانگلیس (نیروهای ائتلاف ) و دولت دست نشاندۀ  حامد کرزی و استخبارات پاکستان و عربستان سعودی ودیگر حلقات سیاسی وابسته به آنها تاکنون از مجاری مختلف پنهانی وآشکارنقش سازنده خود را در تسلیح وتمویل قدرت نظامی وجنگی طالبان وتقویه تروریزم بین المللی ایفاء کرده اند . نه در نابودی آنها.... .

 " از حضور سربازان ایالات متحده [ و انگلیس  ] در افغانستان، تولید تریاک از 185 تن به 7700 تن افزایش یافته است.

     بنا بر آمار های اخیر ، در سال 2001 در افغانستان 185 تن مواد مخدر.......براساس  گزارش اخیر دفتر سازمان ملل در مسائل  در ۹۲در صد تریاک جهان در افغانستان تولید میشود.  " 

  “.  این نظر  در  موارد معیین خرکتر جزایی و خلاف قانون را دارد.  

دکترنت !؟ مذکور در نوشته مذکور مینویسد:”.... با تعقیب این هدف : انگلیس ، آمریکا واسرائیل براثرشناخت دقیق شان از اصل و نسب پشتون ها ومعاملات تاریخی ایکه آنها در گذشته با استعمار کهنه انگلیس داشته اند  به این باور رسیده اند که مناسب ترین نیروی که میتواند در تأمین منافع سیاسی و اقتصادی جوامع صنعتی نقش سازندۀ بازی نماید ومنطقه را پیوسته درخون وآتش نگه داشته باشد  همین قوم افغان پشتون تفنگ داراست

 این نظر از لحاظ قانونی قابل پیګرد و خلاف نورم های قبول شده بین المللی وانسانی است. با دیموکراسی و آزادی بیان هیچ ربط ندارد. این نظر خرکتر جزایی دارد.

 

دکترنت !؟ مذکور در نوشته مذکور مینویسد:”.... وبدانند زمانیکه پدران ما در قرن ششم پیش از میلاد ازسومالی ، و مصر شروع تا هندوستان وسرحد چین فرمانروایی داشتند، چنانکه در فوق آمد انگلستان امروزی  اصلاً در روی نقشه جهانی وجود نداشت . اما چه شد که حالا ، صدراعظم این کشور با یک تلفن برای سرزمین آریایی ها وخراسانی ها رئیس جمهوری تعیین می کند.

نظرخلاف قانون و نورم های قبول شده و قابل پیګرد قانونی است. خلاف قانون و خلاف  آزادی مطبوعات و دموکراسی است.

 

دکترنت !؟ مذکور در نوشته مذکور میافزاید: حضور چنین شرایط ناخرسند  علتش دوری رهبران شؤونیزم قبیله اوغان از فرهنگ باستانی این سرزمین معارف پرور است .  تازمانیکه روشنفکران ورهبران شؤونیزم قبیله پشتون در فرمانبرداری مطلق ازسیاست مجامع سرمایداری درپی نابودی زبان فارسی وفرهنگ باستانی این سرزمین باشند . کشور ما مانند ایران وتاجکستان وازبکستان وترکمنستان وآذربایجان وترکیه وسایر کشور های هم فرهنگ ما استقلال وآزادی نخواهد داشت . و به رشد مستقل ملی نخواهد گرائید ومشروعیت قانونی وحقوقی نخواهد یافت. وهمیشه در گروه شؤونیزم قبیلۀ مرکز گرا وابسته به انگلیس و آمریکا در شعله جنگ خواهد سوخت

  نظرخلاف قانون و نورم های قبول شده و قابل پیګرد قانونی است. خلاف قانون و خلاف  آزادی مطبوعات و دموکراسی است.

 

تمام شواهد و قراین نشان میدهد که تلاشهای مشابه که از تجارب متعصبانه انفرادی، خشک سری، مأمور و معذور بودن آب میخورند به نفع و در خدمت کشور ما نبوده ونیست.

بر اثر همین افکار غلط ، مشاورین و ترجمان نادرست و بی کاره، متعصب ، معذور و مأمور اند که سبب اظهارات لغزش آمیز بزرګ سیاسی، سوء تفاهمات، تدابیر نادرست و اظهارات غیر موجه مانند اظهارات دیپلومات ارشد ایالات متحده امریکا در رابطه به افغانستان میګردد. پشتون را طالب و طالب را در پشتون خلاصه کردن و اظهارات مشابه غیر موجه و تلاش برای ترمیم و تصحیح بعدی اظهارات و شکوه و ناله به شیر ریخته شده مرمت و مرهم کافی به نیش و زهر ترزیق شده نه خواهد ګذاشت.

در سیاست همچو اشتباه بخشودنی نیست. برخورد دموکراتیک و نورمال حکم میکند که مسؤولین که مرتکب چنین  اشتباه بزرګ سیاسی میشوند  باید ثمره ونتایج اظهارات  سیاسی غیر موجه خویش را ببینند.

اصول دیموکراتیک، توقع جامعه جهانی و مردم صلح دوست و مستضعف افغانستان همین است.

این حالت ، این فهم، این موضع ګیری  و این تعصبات و پیش داوری های و حق تلفی ها یکی از عوامل عمده ادامه جنګ در افغانستان  و منطقه است.

این فهم واین موضع ګیری های و نتایج آن سبب ریختن  اشک و خون بیشتر انسان ګشته و مردم ما ازآن رنج ها و مشقات بزرګ را  متحمل شده و خواهند شد.

این حالت و این فهم تیشه بر ریشه خود زدن و کمک به دیګران است.

این فهم و این موضع  سبب و عامل عمده ضرورت به تابوت بیشتر خواهد خواهد شد.

 

 برماست تادرین راستابا تمام صراحت موضع کیری متناسب داشته و از دشواری های فعال شدن  دشمنان مردم افغانستان علیه خویش نه حراسیده با متانت و استواری دست به دست هم داده همچو اندیشه ها را افشاء و مستدل تجرید نماﺋیم.

 

ارګانهای عدلی و قضایی کشور و مجامع بین المللی نیز باید به نام انسان و انسانیت و حاکمیت قانون و دموکراسی که درآن قانون حاکمیت دراد این بلند ګویان شر و فساد را برخورد متناسب قانونی بدارند.

برګردانندګاه ویب سایت ها است تا عوض بی طرفی در طرف ملت و مردم و اندیشه های انسانی قرار ګرفته مطالب خیر و صدای افغان و انسانیت را بیشتر علم بردار ګردند.

امید وارم تمام افراد واشخاص خیر اندیش درین راستا با تمام قوت و رساتر، بدون ماست مالی  برای خیر دست به دست هم داده و فضای اعتماد و صمیمیت افغانی و انسانی را بیشتر تقویت و مساعدت خیر عملی و فعال نمایند.

                                                                                   والسلام علی من اتبعی الهدی

 


اطلاعیه شورای زنان مهاجرافغان

درفدراتیف روسیه

بسم الله الرحمن الرحیم

برادران ء مادران و خواهران مهاجر ومبارزافغان درروسیه فدراتیف وسائرکشورها وافغانستان !

واقعیت اینست که تاریخ زنان با تاریخ مبارزات انسان به خاطر رهائی همزمان است . درمسیر رهایی انسان از اسارت زنان نقش اساسی وتعین کننده داشته اند .انچه که امروز بنام حقوق زن ویا رفع تبعیض علیه ز نان پذیرفته شده است ء یک شعار بوده میتواند وبس . چونکه زنان افغان ومهاجر در داخل وخارج از کشور هنوزهم درقید ظلم و استبداد دست و گریبان میباشد .و مرد سالااری برهمه شعئون زنده گی زنان و اطفال شان مسلط است . ما درکشور خویش مشاهده مینمایم که تماما مصیبت های جنگ را جبرا بالای زنان تحمیل مینمایند . زنان ومادران است که تماشاگراجساد عزیزان شان میباشند و مردان است که هنوزهم فاجعه هارا دراغوش کشیده واز اثر اشتباهات شان سوختیم و هنوزهم میسوزیم و نمیدانیم که این کاروان تاکجا مارا همراهی خواهد نمود . ( نفاق و انتقام جویی میان مردان ) .

 فریاد و اعتراض شدید ما زنان مهاجر افغان را بگوش تدویر کننده گان  اجلاس پرزدنت هوتل و هالده مسکو میرسانیم و میگویم کجاست پیام هشتم مارچ امسال شما برای ما زنان مهاجر درداخل و خارج از افغانستان و فدراتیف روسیه  ؟        ایا شما فراموش نموده اید که دیروز چه میگفتید و شعار میدادید و امروز چه کرده و مینمائید ؟ شعار شما نجات انسان و زنان از قید اسارت ء استعمار و استسماربود . مگر ما مشاهده کردیم که استعمار نیامده شما فرار نموده امروز وطن را برایشان بخاطرقتل و انتقام جویی و پیش برد بازی های خونین منطقوی گذاشتید . شما که نظامیان و مبارزین بودید ؟

بدانید که کاسه صبر ما مهاجرین در مهاجرت و غربت و از زنان و اطفال افغان در داخل کشور از ادامه نفاق و شقاق انتقام جوئی شما علیه همدیگر تان بکلی لبریز گردیده است . اگرشما به چنین عادات و اعمال خویش ادامه بدهید ما زنان و فرزندان افغان حق مسلم خویش میدانیم تا به این تراژیدی ها پایان بخشیده واز جهان طلب نمایم تا ما ملالی ها وزرغونه ها را مسلح ساخته بسوی نجات خویش و اطفال معصوم ء جوانان بشتابیم . تصمیم بگیریم و نجات بدهیم . دیگر راهی دیده نمیشود . بشما مهاجرین درفدراتیف روسیه اعلام میداریم که اگر افغانان ما بسوی وحدت همگانی و اتحاد سراسری مهاجران در فدراتیف روسیه  بدون درنظر داشت و اشتراک سائر نهاد های افغانی متحد نگردند و خوسرانه هرچه بخواهند خلاف ما مهاجرین و علیه سرنوشت حقوقی ما عمل و اجراات شخصی و ساز مانی نمایند ما زنان متحدانه با نهاد های ایکه اطلاعیه و اعتراضیه شان را بشما و مقامات دولتی روسیه و بین المللی رسانیده اند بسوی حرکت وسیعتر یعنی مارش و میتنگ بزرگ مهاجرین افغان درمقابل تعمیر پارلمان فدراتیف روسیه  میپردازیم و فریاد رنج وعذاب یکنیم دهه نفاق افگنی ها و استراحت طلبی های مبارزین تعین سرنوشت مایان را بگوش جهانیان و مقامات فدراتیف روسیه میرسانیم  دراین امر انسانی خداوند بزرگ و صبوری وشکیبایی همنوائی واتحاد شما مهاجرین مارا  مد د رسان است .

                وحدت ما گره گشای همه نا بسامانیهای ما میباشد   باحرمت

               و احترام به شما مادران و خواهران مهاجر .

                               شورای زنان مهاجرافغان و نادیه انجمن  درفدراتیف

                                                                           روسیه  . داکتر راضیه هوتکی


افغا نستان واقلیم استراتیژی سیاسی – نظامی آن درسال

1389 خورشیدی

سال جدید و نوروز باستانی را برای مردم صبور ودر عذاب کشانیده شده افغانستان شکننده ونابود کننده زورگویان و امپراطوران خود ساخته جهانی از صمیم قلب تبریک میگویم : -  وبا توکل به الله پاک همه ما شاهد ارامش ملی و اسایش همگانی در خانه مشترک مان ( افغانستان میباشیم ) .

سال ایکه گذشت پیوسته دراقلیم دهشت افگنی و انتحاری ء  بمباران ء ویرانگری ء قتل مظلومان و پایمال نمودن نظام و قانون درتمامی شعون کشوری ما باوزش چالش های دروغین و صدور تندباد های تحمیلی و استراتیژی همرا با غرش اسلحه ثقیل در جنگ وگریز با بلند نموده بیرق سفیدایکه از ان بوی خون می امد تکیه بر قوت اجنبی ها در انتظار دیالوک و مزاکره  با افزایش فغان وفریاد مظلومان ء افزایش یتیمان و بیوه زنان سپری گردید و هزاران ارزو درخاک رفت و قامت های پدران و روحیه اطفال و نوجوانان شکست ء به شمار گورهای دسته جمعی و فامیلی افزایش غیر قابل تصور بوجودامد . روح شهدای مظلوم کشور ایکه تولیدش  گورستان و خریدش انبارهای اسلحه ء وارداتش فاجعه و تروریزم تحمیلی به اراده دموکراسی پسندان و عدالت خواهان قرن 21  که با شعار نجات  زنان و اطفال امده بو دند شاد بادا  .

در سال های ایکه گذشت ابر سیاه متحدین که بوسیله کارشناسان امور بین المللی لقب دوستان بین المللی را کسب نموده اند هنورهم با ریزش متواتر تند باد های دروغین باران خون وفاجعه های انسانی را که برخواسته از کوه های خشم و انتقام بوسیله  ای اس ای پکه زده میشود پوشیده با واسکت های انتحاری و مارک طالبی بسوی کشورما استقامت داده اند . اقلیم شناسان سیاسی و نظامی مسیر حرکت  این بادهارا نوائی شمال ء شرق  و جنوب شرق کشور ما و سرحدات شمالی و مناطق قبایلی وجود کشورما و انتهای کشمیر سرحد کشور دوست ما هندوستان تثبیت نموده اند . چنان هویدا میگرددکه پارچه های جدید سیاه و تند باد های ان اثرات منفی بالای وضعیت اقلیمی سیاسی کشور های ایران ء چین و جمهوریت های اسیای میانه هم وارد نماید . و در چهار فصل اینده سال جدید تند باد های شدید و فاجعه انگیز در اقلیم کشور ما ومنطقه مشاهده میگردد. اقلیم شناسان سیاسی و نظامی تشخیص نموده اند که ربع اول سال همراه با وزش باد های چالشی و نیرنگ در موجودیت ابر کبود رنگ مصالحه و طوفان جرگه بدون باران صلح وارامش سپری میگردد . ودرعین زمان الما سک و غرغری های نظامی مملوازگرد وغبارسرتاسرکشورراکه توسط متحدین و ابرسیاه شان کشوررا پپو شانیده است دور از امکان نمیباشد . ودریاها وچشمه های خون بوسیله انتحاری ها در نقاط پر جمعیت و سکنه نشین بوسیله بی 52 ها و ابرهای سنگ مانند ( بدون پیلوت ) را دور از امکان نمیبینیم  . فصل دوم سال را میتوان در اتش نفاق و چالش ناشی ازبدست امدن علل  وانگیزه ریزشی باران های استراتیژی میان دو جبهه امده از شرق و غرب بسوی کشورکه شامل ابرهای دودی رنگ پاکستانی و گوگردی رنگ امریکائی شکل برخاسته از ساحل انگلیس و جزایرخشک وسوزان عرب در جریان است با سرعت فی ساعت هشتاد نوع عملیه دهشت وتروررا وارد فضای کشورمامیگرداند این طوفانها تا اواخر تابستان ادامه داشته خزان بسیار وحشتناک را برای متحدین ابرسیاه بوجود می اورد که احتمال پارچه ء پارچه شدن ان موجود است . متاسفانه اقلیم سیاسی – نظامی  . در کشور ما سرد گردیده  احتمال ان میرود تا یک جبهه جدید مشترک بارانی که منجر به تصفیه فضای الوده شده موجوده گردد به همکاری متخصصین وکارشناسان بین المللی ایکه شامل در الودگی فعلی هوا نبوده بوجو می اید و بهار سال 1390 را در استقبال افتاب ازادی گرامی میداریم  . و امشاالله امسال تماشاگر زوال حتمی زورگویان در سرتاسر گیتی خواهیم بود .  خداوند بزرگ کشور ومردم مارا درحفظ و امان خویش داشته باشد  . 

.                                                                   بااحترام سنجر غفاری 

 


مهرانه نمکین

خواهرا و برادرای عزیز و گل و گلاب !

 

سلام بهاری و امیدواری بریتان تقدیم میکنم که نا امید شیطان اس . مگه غیر ازو هرچه دارم تلخ اس و سیاه !

 به شما و خیلی از عزیزا نوشتهء خوده زیر نام « یک محمودیس ؛ غبار میگندیش غلغل داره!» روان کده بودم  و ده اون سایت جوان و نورانی پیام آفتاب ره هم معرفی کده بودم . فکر نمیکدم ایقدر حاصل ونتیجه داشته باشه .

خیلی سایت ها تا بحال نشریش کده ان و خیلی دوست ها هم کوچک نوازی نموده ان ؛ خصوصاً معلم ها و استاد های دوست داشتنی و پرستیدنی ام که هیچ نپرسین !

مگر از همه بالاتر جواب ایملیم که از امریکا آمده ؛ بیحد جالب و پردرد و خردمندانه و بزرگوارانه اس . متن ای جوابیه تقریباً همون چیز اس که امروز باز از مه پیشتر پیام آقتاب اون ره به دنیا رسانده ؛ زور سرعت نوره که می بینین !

و این متن پخته تر و پر مغزتر و از همه مهم خلص تر اس . ازی خاطر و هم به رسم سپاسگذاری از سایت خوب مان ؛ متن سایت ره بریتان تحفه گویان تقدیم میکنم  به اضافه ؛ اِی اخطار ره که خواهرهاییم داده ان :

ده محافل سیاهِ سیاهِ امریکایی یک قسم زمزمه ها و لابی گری جریان داره ـ البته همیشه جریان داشته ـ مگه حالی با سوء استفاده از مشکلات اوباما  شدت گرفته ـ که باز افسار ماره به دُم پاکستان بسته کنن !

دیگه ایشه خودیتان میدانین ؛ شکر از مه کده کم عقل آدم دیگه ده بین ما نیس !

اینه بگیرین طرح و مانفیست خواهر های نازنین مه و خودتانه ؛ مطالعه بفرمائین :

تا سلام و کلام دیگه : هر روز تان نو روز * نوروز تان پیروز

مهرانه نمکین لادرک ششدرکی

 

 

http://www.payam-aftab.com/?usr=indexdata ویب سایت پیام آفتاب

 


تحت السقر و اسفل السافیل به خاک نشستگیِ افغانستان/سیمین شهاب کد خبر : 10268                 ساعت خبر: `12:46 | تاريخ خبر: 1388/12/24  

 

در باره یک برنامه تلویزیونی و مقالات قاضی دادگر


روز رخصتی مان بود. چند تا دخترهای محصل افغان از دوسه شهر ایالات متحده جمع شده بودیم که میله و تفریح کنیم . قصه قصه یک خواهر گفت که ایمیلی از مهرانه نمکین گرفته و در آن به سخنان ناشنیده و تکان دهنده برخورده . وسوسه شده خود را به انترنیت رساندیم و از روی آدرسی که در ایمیل بود ، پیام آ فتاب را باز کرده چیز چیزی از مقاله های قاضی صاحب دادگر را خواندیم . در اول زیاد تر ما از این خوش و راضی نبودیم که این دانشمند چرا اینقدر حقایق درد آور را زیر عنوان « اقبال : ...» نوشته کرده . ولی وقتی از خود پرسیدیم که این مقاله ها چه عنوان میداشت که مناسب می بود باز خود ما به همین قسم عنوان رسیدیم و به این که شاعری گفته.
من از بیگانگان  هرگز  ننالم      که با من  هرچه کرد آن آشنا کرد
یک وقت متوجه شدیم که تفریح و پیکنیک از دست رفته، مگر در عوض خیلی چیز ها به دست آورده بودیم . یک خواهر گفت : خوب؛ حالی که روز مان به سیاست گذشت ؛ یگان چینل تی وی را بگیریم که غم غلط شود و بری فردا حال و حوصله درس را پیدا کنیم . ما موسیقی یا کدام برنامه شاد می  پالیدیم که به برنامه خانم سجیه در تلویزیون آریانا افغانستان مواجه شده و جابجا محو شدیم . این برنامه دو ساعته امروزتکرار خواهد شد که معمولاً به وقت افغانستان  بعد از ساعت 11 و 12 روز خواهد بود .
درین برنامه فیلم مستند توزیع یک مقدار کمک های افغانهای مهاجر خارج از وطن به خواهران و برادران و یتیمان و بیوه ها و معلولین و معیوبین داخل افغانستان نشان داده میشود . بیائید و تماشا کنید که قاضی دادگر که « به خاک نشاندن افغانستان » گفته مقصدش ؛ کدام خاک است و کدام خاکدان ؟
این طور نیست که ما و شما از دنیا و وطن و حال و روز مردم مان خبر نداریم . مگر به این اندازه نداریم . این تحت السقری که پاکستان مارا در ان انداخته از تصور ما خارج بوده و هست . شما درین تحت السقر و اسفل السافلین هموطنان ما ، مسلمانهای پاک و سچه  ، مجاهدان ، مهاجران جنگ و غایله پاکستان .. و وطفنروشان و دین فروشان ... افغانی شان و بسیاری فرزندان معصوم مان ـ نسل آینده افغانستان را می بینید ، که وطن شان ، ملک و هستی شان ، جهاد و دین و جای نماز و مسجد و عبادتگاه شان ، رزق و روزی خدا دادهء شان ..ـ ایوای چه بگوئیم ، چطور بگوئیم ـ به واللهی : آدم بودن شان و حق آدم بودن شان از آنها گرفته شده .
ما به مقداری گریستن خود را سبک خواهد کردیم و آنها که دستی به جیب کرده اند و میکنند با صدقه و خیرات خود که در بهترین حالت زور یک آسپرین را برای تسکین درد هم نخواهد داشت . این درد به زور مورفین و تریاک هم تسکین شدنی نیست چه رسد به جور شدن .
خیلی کس ها حتی همین نام کمک و صدقهء آن‏چنانی را هم بد کرده اند، به آن خیانت و سر آن تجارت کرده اند و می‏کنند ، مخصوصاً ما که بعضی وقت‏ها تبلیغ و لاف و پتاق پوف کرده تلویزیون آغای بیات را در همین راستا می بینیم و می شنویم سخت بی‏حوصله و عصبانی می‏شویم .
مگر اینبار ـ نظر مرساد ! ـ گپ فرق داشت و دارد . محترم رمضان بشر دوست شخصا بین این‏همه لای و لوش و چتلی و درد و مرض و مصیبت در می آید و در کلبه‏ها و خیمه هایی‏که حتی غار دخولی آنها برابر نیم قد بشر دوست هم نیست، دکان‏های متروکه و ویرانه های « اسلام آباد ! » و « پاکستان آباد » بیغوله های کابل، داخل می‏شود و می‏گوید : این پول یا کمک من نیست، مرا دعا نکنید !..
به هرحال : مقصد ما از این نوشته چند چیز است :
1
ـ خواهش می‏کنیم هموطنانیکه توانایی دارند ؛ از تلویزیون وقت بخرند و همین برنامه چندین بار دیگر تکراراً نشر شود .
2
ـ آرزو داریم که این مساعدت خیر از داخل و خارج هرچه بیشتر شود و مانند بشر دوست با دستان پاک به مستحقان اینهمه مستأصل رسانیده شود .
3
ـ همه می‏دانیم که این راه ازبین بردن مصیبت افغانستان نیست. به لحاظ خدا بخیزیم و راه حل و راه نجات را درست پیدا کنیم ، سروی کنیم ، قوای کار جمع کنیم ، نقشه بکشیم ، تقسیم وظایف کنیم ، پلان های یک ساله و پبجساله و ده ساله و صد ساله و هزار ساله مطابق علم و حقیقت تیار کنیم و تطبیق کرده بریم ـ مطابق به علم و حقیقت ، که دیروز نبود و نداشتیم و به همان دلیل چنین بدبخت و بد روز شدیم ، و امروز کم و بیش داریم و اگر همت کنیم  و از طرد شده ها و به بند و به دام کشیده ها مانند قاضی دادگر بهره بجوئیم ، بیشتر و به حد کافی می توانیم داشته باشیم
4
ـ خیلی مشخص عرض می‏کنیم که ابلهی ـ به بسیار معذرت : خرگری ـ است که ما هنوز هم به امریکا و انگلیس و کرزی و طالب و چه وچه چشم بدوزیم و معطل مانده بریم که باش این معجزه می‏کنند و آن شهکار انجام می‏دهند ، امروز یا فردا صلح میشود ، آبادانی میشود و.. و ..
 
لطف کنید : همین نوشته قاضی دادگر را به غور ببینید . به این آدم وحی نازل نشده ، فقط حقیقت های ساده و پیش پا افتاده را جمع کرده و مقابل مان گذاشته ! بخواهیم نخواهیم حقیقت همین است و همین ! با ناخوش بودن از حقیقت ؛ گریختن از حقیقت و دشمنی با حقیقت و بیحوصله گی با حقیقت بود که روز مان همین شد که می بینیم و آینده هم دیده می رویم .
بیائید قاضی دادگر هارا هم کمک کنید ، تشویق کنید ، قوت قلب و مغز و اعصاب بدهید و زمینه را فراهم کنید که درست و حسابی ضجه و ناله شان به گوش همه برسد و نور دانش و بینش شان هر سو منتشر شود . در همین جا از پیام آفتاب سخت سپاسگذاری میکنیم که این کاوش و تحقیق بدیع و کمنظیر را با شهامت و به موقع نشر کرده اند.
همه که میتوانند باید چنین کنند !
 
گفته اند : در خانه اگر کس است یک حرف بس است ! مگر فکر نمی کنیم این سخن در مورد بیدار گری و رستاخیز نور و حقیقت کارایی داشته باشد . باید همیشه گفت ، همیشه دقیق تر و درست تر گفت و اگر  خود گوینده و نویسنده و محقق نیستیم و مثل آن  برادر که « وقت ندارد » تا حقیقت را بنویسد وبه کرسی بنشاند ، وقت و توان نداریم ـ لااقل از طرق کمک های مادی و سایت و رسانه ساختن و تمویل کردن وسایل چاپ و روشنگری و دانش بخشی ، پرورشگاه و  آموزشگاه و دانشگاه و اکادمی ... درست کردن برای این مقصد بزرگ عمل نمائیم .
گپ زیاد است ولی خواهش میکنیم  ، عذر و تمنا می کنیم ، های هموطنان ! که دست تان به دهان تان میرسد دست و پای تان را می بوسیم  ؛ لطفاً به خود بیائید لطفاً بخیزید . مارگزیده هستیم از ریسمان ابلق میترسیم ، اما ترس از عدم شناخت است ، شناخت که پیدا کنیم هم ترس گم میشود و هم راه خیر و شر به روشنی از هم جدا میگردد . لطفا به نور و به آفتاب و به حقیقت کمک کنید . حقیقت پیروز میشود اما به کمک نیاز دارد !
اینقدر جیفه دنیارا محکم نگیرید . لذت اصلاً در انجام دادن کار خیر و بخشش و صدقه است . بیائید هدفمندانه به خاطر تمویل فعالیت نجات بخش افغانستان سرمایه گذاری کنید ؛ مؤسسات اقتصادی و پروژه ها درست نمائید . در هر جا که میتوانید ، بیائید یک روز هفته یا روز ماه را به شکرانه زنده گی و وطن و مردم مان برای آنها حشر کنیم و عایدات را در صندوقی بریزیم . به خاطر مصرف و کنترول آن خردمندانه تدابیر بگیریم . اینقدر هم از هر احتمال نترسیم که از کار و فعالیت  ثمربخش  باز بمانیم .
با سلام ها و احترامات به همه و حتی به آنان که دشمنی میکنند و بدی و بی تفاوتی ، آرزومندیم بالاخره همین چیز ها کم کم مارا به راه راست و راه نیکی هدایت کنند ؛ «دیوار ندبه » آباد نکنیم .مگر حتی پول حج خود را خرچ راه نجات و آبادی وطن کنیم و ثواب چندین حج و چندین سال عبادت کمایی نمائیم !

سیمین شهاب و 11 محصل دیگر افغان در امریکا

 


 

 

قاسم غفوری

 آیا غرب در اندیشه تجزیه پاکستان هست؟

 

 پاکستان که به دلیل موقعیت جغرافیایی و ‌ایفای نقش در تحولات منطقه‌ای جایگاه ویژه‌ای در معادلات منطقه‌ای و جهانی دارد بار دیگر با بحران‌های امنیتی شدیدی مواجه شده است.

افزایش فعالیت‌های طالبان در عرصه داخلی و مداخلات خارجی شرایطی حساس را بر‌ این کشور حاکم کرده، به‌گونه‌ای که برخی ناظران سیاسی از تجزیه‌ این کشور سخن به میان آورده‌اند. در هفته‌های اخیر به‌طور متوسط روزانه در انفجارهای متعدد ده‌ها نفر کشته و زخمی می‌‌شوند. بسیاری شرایط امنیتی پاکستان را از کشورهای جنگ‌زده عراق و افغانستان نامطلوب‌تر ارزیابی می‌کنند. هرچند که دولتمردان پاکستان برای حل بحران تلاش‌های بسیاری داشته‌اند اما اهداف و تحرکات کشورهایی مانند آمریکا بویژه پس از اعلام استراتژی جدید اوباما برای افغانستان و مصوبات اجلاس بین‌المللی افغانستان در لندن (۸ بهمن ۸۸) موجب شده‌ این کشور نتواند در اجرای ‌این امر به نتایج چندان مطلوبی دست یابد.

پاکستان پس از برگزاری انتخابات پارلمانی و نیز کناره‌گیری مشرف از قدرت و تعیین آصف علی‌زرداری به عنوان رئیس‌جمهور در حالی امیدوار به برقراری ثبات سیاسی و امنیتی بود که به‌رغم تدابیر اتخاذ شده همچنان بحران در‌ این کشور ادامه دارد. در ارزیابی تحولات پاکستان ریشه بحران‌های کنونی را در چند محور می‌توان مورد بررسی قرار داد.

الف) هرچند آصف علی زرداری از حزب مردم با نوازشریف رهبر حزب مسلم لیک شاخه نواز با ائتلاف توانستند مشرف را برکنار کنند اما در نهایت ائتلاف‌ آنها نیز پابرجا نماند. اعتراض شریف به سیاست‌های زرداری و برخی چالش‌های انتخاباتی موجی از بحران سیاسی را بر پاکستان حاکم ساخت. نتیجه ‌این امر کشیده شدن دامنه اختلاف‌ها به خیابان‌ها و برپایی تظاهرات ضد دولتی بود. البته دولت با واگذاری برخی امتیازها و حتی برکناری برخی افراد سعی در جلب رضایت مخالفان داشته اما همچنان اختلاف‌های ریشه‌ای به قوت خود باقی هستند.ادامه

ب) محور دیگر ناآرامی‌های پاکستان را تحرکات طالبان و گروه‌های قبیله‌ای برای امتیازگیری از دولت تشکیل می‌دهد. در شرایطی که دولت پاکستان در اجرای اصل مبارزه با تروریسم سعی داشته تا‌ این گروه‌ها را سرکوب کند اما در نهایت در ‌این کار ناکام مانده و حتی بر امضای تفاهم‌نامه آشتی ملی تاکید کرده است.

سیاست‌های توسعه‌طلبانه طالبان مانع از اجرای توافق‌نامه صلح سوات میان طرفین شد که نتیجه آن جنگ داخلی در پاکستان بود. البته ارتش پاکستان در عملیات‌ گسترده در وزیرستان و سایر مناطق بویژه دستگیری و حتی کشتار سرکردگان طالبان به موفقیت‌هایی در برابر طالبان دست یافته اما همچنان با تهدید این گروه‌ها مواجه است. عمق نفوذ طالبان در پاکستان مانع از آن شده تا دولت بتواند اهداف خود را به طور کامل اجرا کند، بویژه این‌که برخی کشورها مانند انگلیس برای منافع خود به طور پنهانی از طالبان دفاع می‌کنند.

ج) از دیگر مسائل مطرح در بحران پاکستان تحرکات اشغالگران افغانستان است. آمریکا و ناتو که سودای سلطه بر پاکستان را در سر می‌پرورانند به نام مبارزه با تروریسم حملات گسترده‌ای را به پاکستان داشته‌اند که عملا مردم را در برابر دولتمردان اسلام‌آباد قرار داده است.

د) نقش دستگاه‌های اطلاعاتی (ISI) و ارتش پاکستان در‌ تحولات امنیتی و سیاسی پاکستان را نمی‌توان نادیده گرفت. آنها که حضورشان در عرصه قدرت با چالش مواجه شده بر آنند تا با تحرکات جدید بار دیگر به احیای جایگاه خود دست یابند.

ی) اختلاف‌های‌ ایجاد شده میان پاکستان با هند و افغانستان نیز از عوامل تاثیرگذار بر امنیت پاکستان است، چنان‌که برخی ناظران سیاسی بحران‌های امنیتی در ‌این سه کشور را نتیجه تقابل آنها ارزیابی کرده‌اند.

تحرکات آمریکا

نکته قابل توجه در تحولات کنونی پاکستان، نقش بازیگران خارجی است که عملکردهایشان بیانگر تلاش برای ورود نظامی به‌ این کشور است. آمریکایی‌ها که تا پیش از‌ این به‌رغم سیاست‌های همه‌جانبه نتوانسته‌اند حضور نظامی مستقیمی در پاکستان داشته باشند، اکنون با واکنش‌های خود سعی در تحقق‌ این امر دارند. در ‌این چارچوب تحرکات واشنگتن بیانگر نکاتی قابل توجه است. هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا، در اقدامی بی‌سابقه با اعتراف به نقش آمریکا در ‌ایجاد و قدرت‌یابی طالبان از مواضع کشورش در عدم توجه به امنیت پاکستان گلایه می‌کند. دیوید پترائوس فرمانده نیروهای آمریکایی‌ در خاورمیانه، از سقوط احتمالی دولت اسلام‌آباد سخن می‌گوید و بر حمایت آمریکا از دولت زرداری تاکید می‌کند.

اعتراض شریف و حامیانش به سیاست‌های زرداری موجب کشیده شدن دامنه اختلاف‌ احزاب سیاسی پاکستان به خیابان‌ها و برپایی تظاهرات ضد دولتی بود

آمریکا که سیاست توسعه‌طلبی و سلطه بر جهان را سرلوحه سیاست‌های خود قرار داده در سال‌های اخیر از تروریسم و تهدید امنیت بین‌الملل برای اجرای اهداف خود بهره‌برداری کرده است. نکته قابل توجه در عملکرد دولت جدید آمریکا، رویکرد ‌آن به استفاده از طالبان و تهدیدات آنها برای اجرای اهدافش است. با توجه به ‌این‌که آمریکا تلاش دارد تا خود را پیروز جنگ با تروریسم معرفی و نظامی‌گری خود را برای مقابله با تهدیدات جدید اعلام کند، بهره‌گیری از مهره القاعده برای آنها کارایی ندارد و آنها سعی دارند تا از برگه طالبان برای اجرای اهداف خود بهره‌برداری کنند.

در ‌این چارچوب دو تحول عمده مشاهده می‌شود. اولا آمریکایی‌ها از ماه‌ها پیش طرح گفتگو با طالبان افغانستان و حتی ورود آنها به عرصه سیاسی افغانستان را مطرح کرده‌اند چنان‌که برخی گزارش‌ها از ورود طالبان به عرصه انتخابات پارلمانی (شهریور ۸۹) حکایت دارد. ثانیا در پاکستان نیز طالبان با بهره‌گیری از بحران‌های ‌ایجاد شده در روابط پاکستان با هند و افغانستان و نیز چراغ سبزهای آمریکا برای رسیدن به خودمختاری و کسب قدرت گام بردارد. هرچند که آمریکایی‌ها ادعا می‌کنند مخالف قدرت‌یابی طالبان هستند و خواستار مبارزه با آن می‌باشند اما روند تحولات نشانگر حمایت پنهان و آشکار واشنگتن از طالبان برای رسیدن به اهداف خود است. چنان‌که هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا اعتراف کرده، آمریکا ۲۰ سال پیش طالبان را ساخته و از آن برای اهداف خود استفاده کرده است، اکنون نیز با سیاست نابودی آن سعی دارد بخش دیگری از خواسته‌های خود را عملی سازد. در‌ این چارچوب آمریکا به همراه ناتو اهدافی خاص را پیگیری می‌کنند که نتیجه آن کشتار گسترده در پاکستان خواهد بود.

نکته مهم آن‌که کشورهای غربی بویژه آمریکا در حالی به نام مبارزه با تروریسم و تهدید طالبان برای امنیت اروپا به دنبال جنگ در پاکستان هستند که در برابر کشتار شیعیان به دست طالبان راه سکوت در پیش گرفته‌اند.

در همین حال از دیگر مسائل مطرح در سیاست‌های آمریکا در قبال پاکستان تلاش برای تجزیه‌ این کشور است. با توجه به دیدگاه‌های قدیمی افرادی مانند جو بایدن معاون اوباما که نظریه تقسیم پاکستان و افغانستان را مطرح کرده بود و نیز طرح واشنگتن برای داشتن پایگاهی دائمی در منطقه سناریوی تجزیه می‌تواند از اهداف بلندمدت آمریکا در پاکستان باشد. مساله قابل توجه در بحران‌های پاکستان تلاش آمریکا برای تحقق اهداف صهیونیست‌هاست. در شرایطی که اسناد بیانگر طرح صهیونیست‌ها برای تبدیل بخش‌هایی از پاکستان به منطقه‌ای مانند کردستان عراق است.

نتیجه‌گیری

در نهایت براساس آنچه ذکر شد می‌توان گفت که بحران‌های امنیتی و سیاسی حاکم بر پاکستان برگرفته از تحولات داخلی و چالش‌های منطقه‌ای‌ این کشور در کنار دخالت‌های آمریکا و ناتو در امور داخلی‌ این کشور است. با توجه به گذشته پاکستان می‌توان گفت که ادامه‌ این روند چالش‌های سیاسی دوران مشرف را تداعی می‌کند‌ که می‌تواند بحران‌های سیاسی را به همراه داشته باشد. در‌ این میان می‌توان گفت که واشنگتن برای رسیدن به اهداف توسعه‌طلبانه خود به کشتار گسترده پاکستانی‌ها روی آورده است، در حالی که به نام مبارزه با تروریسم بر‌ این نسل‌کشی سرپوش می‌گذارد. جالب توجه آن‌که بخشی از‌ این تحرکات بویژه کشتار شیعیان با همکاری طالبانی انجام می‌شود که آمریکا ادعای مبارزه با آنها برای سرکوب تروریسم سر‌ می‌دهد. ‌این رفتارهای متناقض، دروغین بودن شعارهای آمریکا و نیات واقعی آنها برای سلطه بر پاکستان برای رسیدن به اهداف خود و صهیونیسم بین‌الملل را فاش می‌سازد.