تماس با ما
سایت های دیگر
اقتصادی
فرهنگی
سیاسی
نوید روز ،تربیون ازاد روشنفکران، در زمینه های آشتی ملی ،تفاهم

 

داکتر خاکستر

خلیل زمر

عهد امان و ده سال زندان

سالهای شصت بود و ما چون نماد ی از "نسل برباد رفته " ، سرگشته و دولا  در پی حریم زلال ، بیهوده روز های مان را برباد میکردیم .دوستی داشتم سراپا مستی و شور و صداقت ،"  تیمور " نام داشت ،اهل بدخشان بود که بعد ها همان "بدخشی ها "در پای درختی بر دارش آویختند ، در "پولیتخنیک " درس میخواند ،پیشانی عجز بر زمین نمی سایید ،بسیار دیربه کتاب روی آورده بود واما چه زود به " خانه آینه پا گذاشته "بود ودلبسته " حزب "بود و دل زده ای بسا سیاست های حزب ،لحن تهاجمی او که ریشه در فطرت او داشت وبا آن سینه ستبر ، گاه گاهی مرا دل آزرده میکرد.و همین "تیمور"شوق کرده بود برود " پل چرخی " به دیدار کسی بنام " خلیل زمر ".نام او برای ما، در هاله از ابهام ، تصویری نمی داد جز آدم سرکشی که در  "چهار دولت حزب " در بند مانده بود بی آنکه نابودش کنند. میگفتند " پرچمی "بوده است و از روه بالاییان،  همین و بس ."تیمور "برگشت و حرف زیادی یرای گفتن نداشت و یا که داشت و برای ما نگفت." خلیل زمر" برای ما چنان ماند که در تصور داشتیم ،آدم سرکشی که در "چهار دولت حزب " در بند مانده بود  وپرچمی بوده است به اضافه آنکه تیمور به دیدار او رفته بود ،بی آنکه بشناسدش و فقط از سر عطش و آن مستی و شور ،وازاو به ما هیچ نگفته و مسله را با سکوت برگزار کرده بود.

 

پیشاور پاکستان

 

بعد ها که " دولت خدا داد افغانستان" به " خدا داده گان " رسید و  جاه ها عوض شد،و"ارگ نشینان " جا به "پیشاور نشینان" دادند ، و خیل " جمعیت سر براه " ماند و گرمی پیشاور ،این " خلیل زمر "برای من به معمایی مبدل گشت ،در پسین گرم یک روز داغ ،در دستان ریس بیمارستانی که در آن با مداوای بیماران تلخی غربت را کم میکردم ،کتابی دیدم زیر نام " شکست ماویزم در افغانستان " نوشته توانا  و تحت نظر " خلیل زمر " .ریس بیمارستان که همین "آعظم دادفر" باشد ،وزیر کنونی " تحصیلات عالی " دولت حامد کرزی ،که آدمی است خبره و کتاب خوان و خوش صحبت ،و بی همتا در مهربانی  و ظاهرادوست "حزبی" همان "سیدال" معروف که برای حزبش در صحن دانشگاه کابل جان داد ،در باره او از من پرسید که میدانست احوال کابل را بهتر از او میداتم ،پاسخی نداشتم جز تصویر مبهم از آدم سرکشی که پرچمی بوده و از رده بالاییان  ودر چهار دولت حزب در بند مانده است ،" تیمور" به دیدار او رفته است و در بازگشت با آنهمه آشنایی به ما چیزی نگفته و مسله را با سکوت برگزار کرده است.دو روز بعد ، این " دادفر " بود که به من از " زمر " گفت و اینکه آن کتاب در زندان توسط جمعی از "شعله " ای ها و زیر نظر " خلیل زمر" نوشته شده است .واما چیزی بیشتری از اونمی دانست.با خودم گفتم در "قید دولت" است و اما برای تقویت مواضع دولت با جمع  مارکسیست/ماویست در بند ، کتاب مینویسد.پارادوکس آنچنانی برایم معمایی بیش نبود.

تلویزیون آریانا

و سر انجام "خلیل زمر " را دیدم با بشرمل و داکتر ضمیر ،در ګفت و شنودی با تلویزیون آریانا ،کابل رفته بودند به دیدار کرزی و ظاهرا از نام "ګمیته فعالین صلح " که مرکز آن در آمریکاست و بشرمل آنرا رهبری میکند.وبیشتر از میان اعضای سابق حزب سرباز گیری کرده اند.گفت و شنودی بود بی حال و بی یک حرف جدی ،اعمال شخصیت بشرمل را میشد به وضوح دریافت ، پهنای گفتار چه زیاد بود وعمق گفتار چه سطعی.واینک در سی ومین سالگشت ورود "ارتش سرخ" در گفت و شنودی با "بی بی سی"  پی بردم که این آدم ،حرفی برای گفتن داشته است و ده سال زندان را به جان خریده است.و اما پرسشی دل آزاری دارم اینکه ،نه " ترکی ونه" امین" و نه "سروری " هرگز در پی نابودی او نشدند و بعد ها دو دولت پسین اکتفا به " قید" او کردند  ، همین و بس ،و انهم  ظاهرا به جرم "وابستگی اطلاعاتی به سیا' ؟

شاید حرف دقیق اومبنی بر  اینکه "  حزب دمکراتيک خلق افغانستان هنوز به پختگی لازم نرسيده بود که بتواند بر کشوری با اين مساحت حکومت کند" دگران را ،همان دوستان دیروزی او را به اقناع درونی و تمکین واداشت  تا "عهد امان" نشکنند و اما

     چرا ده سال زندان ؟

 


 

 

واشنگتن پست: پاكستان از تقويت نيروهاي نظامي آمريكا در افغانستان نگران است

نوید روز- مقام‌هاي اسلام آباد نگران هستند كه افزايش نيروهاي نظامي آمريكا در افغانستان موجب سرازير شدن شبه نظاميان طالبان و القاعده به پاكستان شود.این آغاز مطلبی است که  روزنامه واشنگتن پست اخیرا نوشته کرده است.

این روز نامه در ادامه می افزاید:همزمان با آغاز استقرار ‪ ۳۰هزار نيروي نظامي آمريكا در افغانستان، نگراني وهراس پاكستان از اين موضوع افزايش مي‌يابد كه تشديد جنگ در طول مرزهاي دو كشور موجب افزايش كشمكهاي خونين با شبه نظاميان در خاك پاكستان شود.

به نوشته كارين بروليارد نويسنده واشنگتن پست، ساكنان مناطق مرزي دو طرف خط دیورند مانند شهر خشونت زده پيشاور نگران هستند كه موج شبه نظاميان از افغانستان به سوي پاكستان سرازير شود.

همچنين مقام‌هاي امنيتي پاكستان درباره توانايي آمريكا براي تشديد مبارزه عليه طالبان بدون افزايش بي‌ثباتي در مناطق مرزي جنوب غربي پاكستان يا مناطق قبايلي شمال غرب اين كشور، ترديد دارند.

براساس اين گزارش، اما مقام‌هاي آمريكا با اين ارزيابي مخالفند كه نشانگر عدم اطمينان كنوني ميان دو كشور همپيمان است. اين در حاليست كه باراك اوباما رييس جمهوري آمريكا روابط دو كشور را براي موفقيت عمليات در افغانستان واقعا جدي خوانده است.

به نوشته واشنگتن پست، اسلام آباد به نيروهاي آمريكايي مجوز ورود به خاك پاكستان را براي مبارزه با شبه نظامياني كه از خاك افغانستان وارد اين كشور شده اند، نمي‌دهد.

واشنگتن پست مي‌افزايد: موجي از بمبگذاري‌هايي كه از ماه اكتوبر شروع شد، شهرهاي سراسر پاكستان را درنورديد كه بيشتر آن در پيشاور رخ داد و حتي به شهرهايي كه از مناطق شمال غربي فاصله زيادي هم داشتند كشيده شد. حمله به اماكني كه گمان مي‌رفت امن باشند مانند قرار گاه اردو در راولپندي و بازار پرجمعيت در شهر لاهور در شرق پاكستان موجب ترس و وحشت مردم اين كشور شده است.

همچنين وزير امور خارجه پاكستان هفته گذشته در بيانيه‌اي هشدار داد كه افزايش نيروهاي آمريكا مي‌تواند موجب افزايش مشكلات به دليل هجوم شبه نظاميان و آوارگان افغان به پاكستان شود. حمله آمريكا به افغانستان در سال ‪ ۲۰۰۱موجب شد كه هزاران تن از نيروهاي طالبان و القاعده از جنگ گريخته و به پاكستان پناه ببرند. از آن هنگام اين شبه نظاميان از خاك پاكستان به عنوان سكو يا پايگاهي براي حمله به افغانستان و حتي به اهدافي در داخل پاكستان استفاده مي‌كنند.

به نوشته اين روزنامه آمريكايي، اين در حاليست كه در پي حمله گسترده نيروهاي آمريكا در تابستان گذشته در ولایت هلمند افغانستان كه نگراني مقام‌هاي پاكستان را از براه افتادن موج تازه‌اي از شبه نظاميان به خاك كشورشان به دنبال داشت، به گفته فرماندهان نظامي آمريكا و پاكستان چنين اتفاقي رخ نداد.

واشنگتن پست افزود، از سوي ديگر، فرماندهان نظامي آمريكا سرگرم هماهنگي نزديك با مقام‌هاي امنيتي پاكستان پيش از افزايش نيروهاي آمريكا در افغانستان هسنتد و براي نمونه به ديدار شمار زيادي از مقامهاي بلندپايه آمريكا از پاكستان براي جلب حمايت پاكستان از راهبرد آمريكا مي‌توان اشاره كرد.

در همين حال يك فرمانده نظامي پاكستان، ضمن مثبت ارزيابي كردن طرح آمريكا براي تمركز بر كنترول شهرهاي افغانستان و بهبود مديريت آنها افزود: هراس پاكستان از اين است كه نيروهاي آمريكا اقدام به تعقيب جنگجويان طالبان كنند، بدون اينكه به مراقبت از مرزها بپردازند كه موجب سرازير شدن جنگجويان به داخل مناطق قبيله‌نشين پاكستان و خنثي شدن دستاوردهاي نظامي شود. همچنين احتمال هجوم شبه نظاميان به بلوچستان در جنوب غرب اين كشور وجود دارد در حالي كه بيشتر نيروهاي پاكستان در شمالغرب و درامتداد مرزهاي شرقي با هند مستقرهستند و در بلوچستان نيروهاي كافي وجود ندارد.

روزنامه واشنگتن پست به نقل از يك فرمانده بلندپايه نظامي آمريكا در افغانستان مي‌افزايد: صرف نظر از اينكه راهبرد جديد آمريكا در افغانستان به آتش خشونت در پاكستان دامن بزند يا نه، مرز دو كشور مشكلي براي نيروهاست و پناه بردن شبه نظاميان افغان به پاكستان حتمي است. اما به همان اندازه اين احتمال وجود دارد كه افراطيون مستقر در پاكستان نيز براي نبرد به افغانستان هجوم ببرند.

اين فرمانده نظامي آمريكا افزود: تقويت امنيت مرزي بخش مهمي از راهبرد اين كشور براي جلوگيري از حركت شبه نظاميان بسوي پاكستان و وارد شدن تجهيزات ساخت بمب به افغانستان است. اما اين مقام بلندپايه نظامي درعين حال تاكيد كرد كه پاكستان با عقب كشيدن نيروهايش از مرزهاي هند و تمركز بيشتر بر نابودكردن رهبران اصلي شبه نظاميان براي تثبيت دستاوردهاي نظامي خود، مي‌تواند بيشتر به اين راهبرد آمريكا كمك كند.

گزارش مي‌افزايد، پاكستان در عمليات دوماهه در جنوب وزيرستان، فرماندهان شبه نظاميان طالبان پاكستان را دستگير نكرد و از تعقيب شبكه حقاني و ديگر گروه‌هايي كه به نيروهاي آمريكا در افغانستان حمله مي‌كنند، خودداري كرد همچنين به گفته برخي ناظران، امكان افزايش شمار جنگجويان و خونريزي در مناطق مرزي پاكستان كه شبه نظاميان تسلط دارند، حتمي است كه مي‌تواند به حملات بيشتر آمريكا به وسيله هواپيماهاي بدون سرنشنين منجر شود كه مقام‌هاي آمريكا نيز به آن اشاره كرده اند.

 


يك سياستمدار برجسته آمريكايي:

آمريكا قصد دارد افغانستان را به پايگاهي دائمي براي خود بدل كند

 

نوید روز: يك سياستمدار برجسته آمريكايي در مقاله‏اي تصريح كرد: آمريكا مي‏خواهد از طريق حضور دائم در افغانستان، كنترول خود را بر منابع نفت آسياي ميانه و خطوط انتقال گاز درياي خزر تثبيت كند.

"بيل فن‏آكن " (Bill Van Auken)، سياستمدار برجسته عضو "حزب سوسياليست برابري آمريكا " و تحليلگر وب‌سايت "سوسياليست جهاني " تصريح كرد: كشتار 15 تبعه افغان در آستانه ورود 30 هزار نيروي جديد آمريكايي به خاك افغانستان، نگراني‏ها را در خصوص افزايش خونریزی ‏ها در اين كشور افزايش داده است.
اين كشتارها در اولين ساعات سه‏شنبه گذشته در ولایت غربي لغمان رخ داده است.

"گلزار سنگروال " مسئول اجرايي شوراي اولایت مذكور، گزارش داد كه 13 تبعه  افغان در حمله هوايي به روستاي "آرمول " كشته شده‏اند كه در ميان ايشان يك زن نيز ديده مي‏شود. با اين حال منابع محلي تعداد كشته‏شدگان اين تهاجم هوايي را 15 تن گزارش كرده‏اند كه در ميان ايشان چند كودك نيز وجود داشته است.

 گزارشگر خبرگزاري "رويترز " تاكيد كرده است كه به چشمان خويش 13 جسد را رويت كرده كه شامل 12 مرد و يك زن بوده‏اند. اين گزارشگر به اين نكته نيز اشاره داشته است كه چندين نفر از مقتولين اين حمله هوايي نوجوان بوده‏اند. مسئولين محلي، نيروهاي ويژه آمريكا در افغانستان را مسئول اين قتل‌عام دانسته‏اند.

*
شعار مرگ بر اوباما در افغانستان شنيده شد

عضو حزب سوسياليست برابري آمريكا و كانديداي اسبق اين حزب براي رياست جمهوري اين كشور تاكيد كرد: كشتارها در افغانستان عموما موجب برانگيخته شدن اعتراضات خشونت‏باري شده است كه همواره به كشتار بيشتر منجر شده‏اند. به گزارش رويترز، درحدود پنج هزار روستايي افغان در مركز شهر، "مهتر لام "، تظاهرات كرده و به سر دادن شعارهايي عليه اشغالگري آمريكا، و مسئولين محلي پرداختند. تظاهرات‏كنندگان شعارهايي از قبيل "مرگ بر آمريكا "، "مرگ بر اوباما " و مرگ بر مسوولین محلی " سر مي‏دادند.
اين روستائيان تظاهرات كننده اجساد قربانيان حمله هوايي آمريكا به روستاي آرمول را بر دوش حمل كرده و سپس اجساد را در مقابل ولایت بر زمين نهادند. سربازان ادوی افغانستان نيز براي متفرق كردن تظاهركنندگان به روي ايشان آتش گشودند كه بنابر گزارش‏هاي واصله، بر اثر اين تيراندازي‏ها 2 نفر كشته و 2 نفر به سختي مجروح شدند كه ايشان نيز در شفاخانه محلي جان باختند.
اين تحليلگر ساكن نيويورك افزود: اعتراضات به كشتار روستائيان افغان در حيطه ولایت محل وقوع باقي نمانده و به ولایت همسايه، ننگرهار نيز سرايت كرد. ننگرهار در مرز پاكستان قرار دارد. خبرگزاري پژواك افغان گزارش كرد كه روز چهارشنبه، 3 هزار دانشجوي دانشگاه ننگرهار با اجتماع درمحل اصلي متصل كننده جلال‏آباد مركز اين ولایت و كابل، ساعت‏ها راه را بند آورده و به سردادن شعارهايي عليه اشغالگري آمريكا و دولت كرزي و به آتش كشيدن پرچم آمريكا پرداختند. يك قطعه نظامي آمريكايي كه قصد داشت از اين محل عبور كند مجبور شد به جلال‏آباد بازگردد.
فن‏آكن ادامه داد: طبق معمول در چنين حوادثي، فرماندهي نيروهاي آمريكايي در كابل ابتدا كشته شدن اتباع غيرنظامي در اين تهاجم هوايي را تكذيب كرد. اين مركز فرماندهي در بيانيه‏اي تاكيد كرد كه حملات تنها عليه شبه‏نظاميان صورت گرفته و هيچ گزارشي مبني بر كشته‏شدن غيرنظاميان از جمله زنان و كودكان در اين حملات وجود ندارد.
پس از مشاهده اجساد قربانيان حمله هوايي، نفر دوم نظامي آمريكا در افغانستان، جنرال "ديويد رودريگز " (David Rodriguez) از موضع رسمي اعلام شده از سوي مركز فرماندهي كوتاه آمده و با "گيج‏كننده " خواندن عمليات مذكور تاكيد كرد كه نيروهاي آمريكايي در حال تحقيق در خصوص اين واقعه هستند.
*
افزايش اعتراض‏ها در آستانه ورود نيروهاي جديد به افغانستان
تحليلگر وب‏سايت سوسياليست جهاني در ادامه گزارش حاضر نوشت: كشتار و اعتراضات در حالي در افغانستان اوج مي‏گيرند كه در این هفته  قرار است 1500 سرباز آمريكايي از كاروليناي جنوبي به جنوب افغانستان پاي گذارند. در اوايل بهار آتي نيز قرار است شش هزار و 200 تفنگدار دريايي و 3 هزار و 400 سرباز ديگر در راستاي اجراي فرمان "باراك اوباما " مبني بر افزايش نيروها در افغانستان از منطقه‏اي در نيويورك وارد افغانستان شوند. تعداد نيروهاي آمريكايي در افغانستان قرار است به 100 هزار تن برسد.
اين نيروهاي آمريكايي نه تنها براي تقابل با مقاومت مسلحانه، بلكه براي سركوب سایر انواع مخالفت در افغانستان عازم اين كشور مي‏شوند. هرگونه عمليات از جنس عمليات انجام شده درولایت  لغمان، منجر به افزايش اعتراضات و تشديد شورش خواهد شد.
به نوشته فن‏آكن در ادامه اظهارات ايراد شده مبني بر افزايش نيروها در افغانستان از جمله اظهارات "جنرال استنلي مك كريستال " (Stanley McChrystal)، فرمانده ارشد نيروهاي آمريكايي در افغانستان و "جنرال كارل ايكنبري " (Karl Eikenberry)، سفير ايالات متحده در افغانستان، "جنرال ديويد پترائوس "، رئيس مركز فرماندهي نيروهاي آمريكا نيز پيش از جلسه كميته روابط خارجي سناي آمريكا اظهاراتي را ايراد كرد. وي اظهار داشت: "با افزايش نيروهاي آمريكايي، در ابتداي امر درگيري‏ها در افغانستان تشديد خواهد شد، بخصوص با فرارسيدن بهار و بهبود وضعيت آب و هوا. "
وي اضافه كرد: "شرايط پيش از آنكه آسان شود قطعا براي مدتي سخت خواهد شد. "
اين جنرال عاليرتبه آمريكايي در اظهاراتش پيش از جلسه مذكور اضافه كرد: " نيروهاي آمريكايي بايد در نقاط قوت دشمن با دشمن جنگيده و مناطق پر جمعيت را از حضور آن پاك كنند. "
اين جنرال آمريكايي كه پيشتر از افزايش نيروها در عراق نيز حمايت كرده بود، تصريح كرد: "نبرد در افغانستان از نبرد در عراق سخت‏تر خواهد بود، بهبود شرايط در افغانستان از آنچه در عراق ديده شد، كندتر خواهد بود. "
 15
تا 20 سال طول مي‏كشد تا افغانستان از نظر امنيتي مستقل شود
اين تحليلگر 59 ساله آمريكايي افزود: در خصوص اينكه اين روند تا چه‏اندازه كند خواهد بود، بايد به كنفرانس خبري مشترك حامد كرزي رئيس جمهور افغانستان و "رابرت گيتس " (Robert Gates) وزير دفاع آمريكا رجوع كرد. كرزي در اين كنفرانس خبري اظهار داشت كه 15 تا 20 سال طول خواهد كشيد تا افغانستان در حوزه امنيت بتواند بر نيروهاي امنيتي خويش تكيه كند.
گيتس نيز به سخنان كرزي افزود: "دولت آمريكا براي بار ديگر به افغانستان و اين منطقه پشت نخواهد كرد. " اين سخنان گيتس به تنها گذاشتن افغانستان پس از ميلياردها  دالر هزينه براي ايجاد يك گروه به اصطلاح اسلام‏گرا براي مبارزه با اتحاد شوروي در دهه 70 ميلادي اشاره داشت. در آن ماجرا گيتس به عنوان يكي از مقامات سازمان سيا دست داشت.
گيتس در ادامه سخنانش گفت: "ما در كنار نيروهاي افغان خواهيم جنگيد تا روزي كه نيروهاي افغان به قدرت و شرايطي برسند كه بتوانند امنيت خود را تامين كنند. "
اين عضو حزب سوسياليست برابري آمريكا نوشت: با توجه به اينكه اوباما تاكيد كرده است كه خروج نيروهاي آمريكايي از سال 2011 آغاز خواهد شد، گيتس اظهار داشت كه هرگونه خروج نيروها از افغانستان تدريجي بوده و احتمالا بين دو تا چهار سال به طول خواهد انجاميد.

به گزارش نيويورك‏تايمز، پنتاگون تصريح كرده است كه حتي خروج تدريجي از افغانستان نيز به معناي خروج كامل نيروهاي آمريكايي از اين كشور نبوده و تنها به معني تغيير تدريجي نقش نيروهاي آمريكايي در افغانستان است.
فن‏آكن با اشاره به اينكه آمريكا قصد دارد افغانستان را به پايگاهي دائمي براي خود بدل سازد تصريح كرد: آمريكا مي‏خواهد از طريق حضور دائم در افغانستان، كنترول خود را بر منابع نفت آسياي ميانه و خطوط انتقال گاز درياي خزر تثبيت كند. پشت پرده اشغالگري آمريكا در افغانستان نه آنچه در مورد تروريسم القاعده ذكر مي‏شود بلكه دست‏اندازي به منابع انرژي است.
يكي از كساني كه در خصوص دامنه واقعي اين ماجراجويي نظامي تحقيق كرده است، شخصي است به نام "جنرال باري مك‏كافري " (Barry McCaffrey) كه چندي پيش هم براي مدتي جهت ارزيابي راهبردي عمليات به افغانستان مسافرت كرده بود.
به نوشته اين تحليلگر 59 ساله ساكن نيويورك، مك‏كافري كه از حاميان افزايش نيروها در افغانستان است، تاكيد كرده كه آمريكا در افغانستان با جنگي درازمدت مواجه است. وي هشدار داده است كه اين جنگ بيش از 300 ميليارد  دالر هزينه در برداشته و هزاران آمريكايي ديگر را نيز به كام مرگ خواهد فرستاد.
اين جنرال آمريكايي همچنين افزوده است: در بهار آينده، آن‏گاه كه به نظر مي‏رسد هم نيروهاي آمريكايي و هم نيروهاي طالبان قصد دارند حملاتي گسترده را عليه يكديگر سازماندهي كنند، تعداد تلفات آمريكا و متحدانش مي‏تواند ماهانه بين 300 تا 500 نفر باشد. همچنين در تابستان آينده هزينه‏هاي جنگ افغانستان به 9 ميليارد  دالر در ماه خواهد رسيد.
*
كشته‏شدن هزاران افغان در ماه‏هاي آتي قابل پيش‏بيني است
تحليلگر وب‏سايت سوسياليست جهاني تصريح كرد: مك‏كافري در خصوص اينكه در ماه‏هاي آتي چه تعداد افغان قرباني خواهند شد، اظهار نظري نكرده اما به راحتي قابل پيش‏بيني است كه با اين تعداد تلفات نيروهاي آمريكايي، تلفات افغانيان به هزاران تن خواهد رسيد.
فن‏آكن اضافه كرد: افزايش مرگ‏و‏مير و تخريب تنها به چارچوب مرزهاي افغانستان منحصر نخواهد بود. واشنگتن درصدد است كه حملات هوايي و زميني خود را در پاكستان نيز توسعه دهد. اين مطلب در يكي از جلسات كميته روابط خارجه سناي آمريكا بيان شده است.

سناتور "جان كري " (John Kerry)، رئيس كميته روابط خارجه سناي آمريكا كه نماينده‏اي دموكرات از ماساچوست است، در سخنراني افتتاحيه خود در جلسه مذكور تاكيد كرد كه هسته اصلي مناقشه در پاكستان است.
به نوشته اين تحليلگر آمريكايي، سناتور "ديك لوگار " (Dick Lugar)، سناتور جمهوريخواه عضو اين كميته از ايالت اينديانا، در جلسه مذكور به طرح اين سوال پرداخت كه "آيا منطقه‏اي كه بيشترين نيروهاي نظامي آمريكا در آن مستقر خواهند شد به درستي انتخاب شده است؟ "

اين سناتور جمهوريخواه افزود: "خطر اصلي آنجاست كه ما ميلياردها  دالر در افغانستان صرف كنيم حال آنكه اين كشور چندان هم مهم نيست چرا كه رهبران طالبان و القاعده با خيالي راحت‏تر از هميشه در پاكستان پناه گرفته‏اند. "

 


آصف معروف

افغانستان در سالی که گذشت

تلاشهای دپلماتیک و مذاکره با طالبان

در نخستین روز های سال 2008 میلادی پیش بینی هایی در رسانه ها مبنی بر افزایش جنگ و تسلط بیشتر طالبان غالب شد. تصوراتی بوجود امد که ممکن است شورشیان مناطق بیشتری را تصرف کنند و اوضاع را بیشتر مختل کنند، در عمل نیز چنین شد، حملات شورشیان مخالف دولت بیشتر شد و شمار تلفات نیروهای خارجی، نیروهای افغان و غیر نظامیان افزایش یافت.

اگرچه حملات شورشیان، سرخط خبرها را به سود طالبان رقم زد ، ولی در میدان نظامی و تسخیر مناطق، دستاورد زیادی نصیب آنها نشد.

تلاش های دپلماتیک

اما مقام های دولت افغانستان معتقدند که آنها در سال 2008 توانستند به یکی از خواسته های مهم شان برسند، داود مرادیان یکی از مقام های وزارت خارجه افغانستان می گوید بزرگترین دستاورد دولت افغانستان قانع کردن جامعه جهانی به افزایش فشار نظامی و دپلماتیک بر پاکستان بود.

در سال 2008 مناطق وزیرستان شمالی و جنوبی در پاکستان چندین بار هدف حملات هوایی از جمله جنگده های آمریکایی قرار گرفت و در چند مورد اعلام شد که افراد کلیدی سازمان القاعده و شورشیان محلی کشته شده اند.

به باور کار شناسان و دست اندرکاران امور، افزون براین دولت افغانستان در عرصه دپلماتیک و بین المللی دستاورد های دیگری نیز داشته است، نیلاب مبارز سخنگوی دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد در کابل معتقد است که افغانستان توانست رابطه اش با پاکستان را بهبود بخشد و هماهنگی بین افغانستان، سازمان ملل متحد وکشور های کمک کننده را بیشتر کند.

اجلاس ناتو

شرکت حامد کرزی در اجلاس سران ناتو یکی دیگر از فرصت هایی به حساب می آید به اعتقاد کار شناسان دولت افغانستان از آن به خوبی استفاده کرد. در اجلاس سران 25 کشور عضو ناتو در ماه اپریل/آوریل در بخارست از حامد کرزی دعوت شد تا در اجلاس رهبران غرب با انها دیدار و گفتگو کند.

در این اجلاس ناتو با تعهدات دراز مدت به نتایج مشخصی رسید، قبل از آن کانادا اعلام کرده بود اگر کشور های عضو ناتو شمار نیروهای خود در افغانستان را افزایش ندهند این کشور به ماموریت نیروهایش در افغانستان تجدید نظر خواهد کرد.

بعد از اجلاس بخارست فرانسه شمار نیروهایش را افزایش داد و حالا آمریکا نیز 30 هزار نیروی تازه نفس به افغانستان اعزام می کند. یاب دیهوپ شیفر دبیر کل ناتو اعلام کرد که این پیمان به تعهدات درازمدت خود در قبال افغانستان متعهد است.

حامد کرزی در این اجلاس طرح افغانی کردن جنگ و تعهد برای ادامه اصلاحات را مطرح کرد و قول داد که از ماه آگست مسئولیت تامین امنیت کابل از نیروهای ایساف به پولیس و ارتش افغانستان تحویل داده شود. آنچه بعد ها اتفاق افتاد.

افزون براین در دیدار سران ناتو در بخارست مساله همکاری روسیه با افغانستان در مبارزه با تروریسم مطرح شد و این کشور توافق کرد برای نیروهای ناتو از طریق روسیه امکانات حمل و نقل فراهم کند.

همچنین روسیه برای بازسازی افغانستان و آموزش پلیس و تجهیز تمایل نشان داد و نیروی هوایی افغانستان به مدد هواپیما های ساخت روسیه، دوباره فعال شد. اما در سایر موارد هنوز به روسیه اجاز داده نشده است تا فعالیت بیشتری داشته باشد.

اجلاس شانگهای

رئیس جمهور کرزی با شرکت در اجلاس سال 2008 سازمان همکاری های منطقه ای _شانگهای_ در شهر دوشنبه توجه این سازمان را نیز به حساسیت مبارزه با تروریسم و همکاری منطقه ای با افغانستان جلب کرد .

نور سلطان نظربایف رئیس جمهور قزاقستان در کنفرانس شانگهای خواستار توسعه همکاری های بین المللی و شانگهای در مساله افغانستان از جمله نشست ویژه شانگهای در رابطه با امنیت و باز سازی افغانستان شد.

برای حل مشکلات امنیتی افغانستان تلاش های متعددی در عرصه دیپلوماتیک ادامه یافت. گوردن بروان نخست وزیر بریتانیا هنگام دیدار از کابل گفت جامعه بین المللی در کنار افغانها ایستاده است اما او بر همکاری های منطقه ای در این زمینه و مخصوصا نزدیکی با پاکستان تأکید کرد و متعهد شد که او در رابطه با برخی موارد از جمله پناه گاه تروریستان و عبور آنها از مرز به افغانستان با مقامات پاکستانی صحبت می کند.

دولت افغانستان معتقد است که تلاشهای دپلماتیک برای آنها دو دست آورد مشخص داشت، یکی اینکه افغانستان دیگر با فراموشی سالهای هشتاد روبرو نخواهد شد و دوم اینکه همکاری های منطقه ای از جمله با پاکستان در مبارزه با تروریسم بهتر شد.

مذاکره با مخالفان

مذاکره و گفتگو با مخالفان در سال 2008 بیشتر از هر زمان دیگری جدی گرفته شد و برای نخستین بار دیدار های مقدماتی بین نمایندگان دولت افغانستان و افراد نزدیک به مخالفان مسلح در عربستان سعودی انجام شد.
طرح مذاکره با طالبان، هنوز در افغانستان به اندازه پخته نشده که تبدیل به راهکار عملی و مشخصی شود، بلکه هنوز هم برای مخالفان دولت افغانستان وهم برای مردم این کشور ناروشن است و هنوز ابهام های زیادی دراین مورد باقی است.

برخی از کارشناسان معتقدند که دو طرف از طرح گفتگو برای صلح بیشربه عنوان ابزار تبلیغاتی استفاده می کنند تا یک مساله عملی.

با همه سوالاتی که در این زمینه وجود دارد حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان در سال 2008 درمورد مذاکره با طالبان صریحتر صحبت کرد و گفت اگر ملا عمر اگر بخواهد و تمایلی به مذاکره نشان بدهد او ضمانتهای امنیتی را بوجود می آورد حتی اگر کشور های خارجی با او مخالف باشند.

آقای کرزی همچنین فاش کرد که در این زمینه از پادشاه عربستان سعودی و شیخ طنطاوی مفتی اعظم الازهر نیز خواهان همکاری شده است.

پاسخ طالبان


ملا عمر رهبر طالبان در نخستین واکنش رسمی اش در مورد مذاکره با دولت افغانستان از فرستادن نامه به شاه سعودی انکار کرد و گفت هیچ کسی از هیچ طرفی با او تماس نگرفته و حرفی از مذاکره و صلح را با او در میان نگذاشته است.



ظاهر به نظر می رسد طالبان کماکان بر ادامه جنگ پافشاری دارند. قاری یوسف از سخنگویان طالبان اواسط سال 2008 در مصاحبه ای با بی بی سی گفت آنها به مصالحه و مذاکره باور ندارند، تا خارجی ها در افغانستان هستند آنها می جنگند. از سوی دیگر متحدان دولت افغانستان اصرار دارند که تا زمانی در افغانستان باقی خواهند ماند که مخالفان دولت افغانستان دست از جنگ بردارند و آنها مطمئمن شوند که دولت مورد حمایت آنها دیگر نیازی به حضور نظامیان کشور های حامی خود ندارد.

با این حال می توان گفت مذاکره با طالبان با آنکه در سال 2008 بصورت جدی تری دنبال شد و ابعاد منطقه ای نیز به خود گرفت، اما دست کم در سال 2008 نتیجه ای ملموسی نداشت، نه میزان حملات طالبان را کاهش داد و نه امید به صلح را بیشتر کرد.

چشم انداز آینده

سال دو هزار و هشت که با نگرانی هایی مبنی بر افزایش حملات طالبان و برتری نظامی آنها شروع شده بود، با تعهدات جدیدی مبنی بر اعزام 30 هزار نیروی تازه نفس آمریکایی پایان یافت.

رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا در آخرین هفته های سال 2008 در کابل بود و گفت آمریکا جدا امیدوار است که سال آینده برای افغانستان سال صلح باشد.

بارک اوباما در جریان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا گفته بود، او محور توجه در مبارزه بر علیه تروریسم را به افغانستان بر می گرداند و می خواهد در این کشور نتایجی ملموسی را شاهد باشد.

سال جدید میلادی در افغانستان به همین امید آغاز می شود.

 


سال‌شمار مجله "تايم " از دهه نخست قرن 21:

"دهه‌اي از جهنم "

نوید روز يك مجله آمريكايي در گزارشي كه به عنوان سال‌شماري از دهه نخست قرن 21 منتشر كرد به بررسي سال‌هاي بدترين دهه تاريخ آمريكا پرداخته است.

این  مجله آمريكايي "تايم " گزارش خود را تحت عنوان "دهه‌اي از جهنم " اينگونه آغاز كرده است: دقيقا دو دقيقه گذشته از نيمه شب اولجنوری سال 2000، آژير خطر در نيروگاه هسته‌اي "اوناگاوا "،  جاپان  به صدا درآمد. مقامات دولتي و دانشمندان علوم کمپیوتری در سراسر جهان نفس‌هاي خود را حبس كردند. آيا اين آغاز ازهم‌پاشيدگي عظيم سيستم‌هاي کمپیوتری (Y2K) يا همان مشكل کمپیوتری سال 2000 بود؟ اما در حقيقت موضوع اين نبود. همزمان با طلوع آفتاب در دهه‌اي جديد، رويداد مجزايي در حال وقوع بود؛ يكي از چندين مورد نقايص فني در حال رخ دادن بود؛ بحران مخوف هزار ساله [در رابطه با سيستم‌هاي کمپیوتری‌] كه هرگز اتفاق نيفتاد.
اين گزارش ادامه داد: در عوض، روياي آمريكايي [كه در آن ايده‌آل‌هاي دموكراتيك يا همان دموكراسي به عنوان نويد كاميابي براي مردم آمريكا مطرح مي‌شد] در حال محو شدن بود. با وقوع حادثه 11 سپتامبر در ابتدا و نابودي مالي در پايان، از نخستين 10 سال قرن حاضر به احتمال بسيار زياد به عنوان نااميدكننده‌ترين دهه‌ زندگي آمريكايي‌ها ياد خواهد شد. شايد هنوز اندكي به پايان دهه جاري باقي مانده باشد، اما خيلي هم زود نيست تا چنين قضاوتي را مطرح كنيم. اين دهه را دهه‌اي از جهنم يا دهه تسويه حساب يا دهه آرزوهاي بربادرفته و يا حتي دهه ای از دست رفته بناميم. هر نامي كه مي‌خواهيد مي‌توانيد بر روي آن بگذاريد-فقط خدا را شكر كه چيزي به پايان آن نمانده است.
ياد كردن از دهه نخست هزاره دوم به عنوان "بدترين " دهه (عمر بشريت) ممكن است يك برچسب پر زرق و برق به نظر برسد كه در آن هيچ جنگ مهمي در واژه تاريخي آن نمي‌گنجايد. اين واژه‌اي بسيار مناسب براي خانواده هزاران قرباني يازده سپتامبر و نظاميان و ديگر افرادي است كه در عراق و افغانستان كشته شده‌اند. اما نبود درگيري‌هاي مسلحانه در سطحي وسيع سبب شده تا 10 سال گذشته بيش از پيش اين واقعيت را برجسته كند. اين دهه به وحشتناكي دهه روزگاه صلح در تمام تاريخ آمريكا است. در ميان درگيري كنوني غرب با اسلام افراطي و تجربه اخير كه تا مرز بحران اقتصادي و نابودي اقتصادي نيز پيش رفت-واقعه‌اي كه تا آلوده كردن بيشتر جهان درحال توسعه نيز گسترده شد- عجيب نيست كه ما تصور كنيم كه گويا از يك دعوت به مبارزه 10 ساله رهايي يافته‌ايم. آمريكايي‌ها مي‌توانند تيره‌ترين ذهنيت را از سوابق اخير داشته باشند، چرا كه اين تاريخي است كه در آمريكا به وقوع مي‌پيوندد و آثار و نتايج چنين وقايعي [ازجمله بحران شديد اقتصادي] واضح‌ترين مورد آن بوده است. اگر شما در برازيل يا چين زندگي مي‌كنيد ممكن است از لحاظ اقتصادي دهه نسبتا خوبي داشته باشيد. يك روز ما نيز روزگار درخشاني داشتيم و خوشبين‌ترين ملت روي زمين بوديم. اما ديگر اين چنين نيست.
آمريكا نه يكي بلكه دو دوره ركود اقتصادي را تحمل كرده است-هر دو در پايان دو دهه گذشته. شما ممكن است اولين سقوط وال‌استريت [بازار بورس نيويورك] را به خاطر داشته باشيد، هنگامي كه سهام‌هاي تكنولوژي رو به نابودي، از سال 2000 تا 2001 بازار را پر كردند، شاخص بازار سهام "نسدق " (يكي از بازارهاي سهام آمريكايي كه در نيويورك است اما با بازار بورس نيويورك متفاوت است) نيز در دهم ماه مارچ سال 2000 به بيشترين مقدار خود و5049 واحد رسيد (در حاليكه هم‌اكنون اين عدد حدود 2150 تا 2200 واحد است)، اقتصاد [آمريكا] نيز وارد ركودي شد كه در حال حاضر به طرز كاملا خنده‌داري به نظر مي‌رسد از شدت آن كاسته شده باشد. آنچه به دنبال اين روند پيش‌ آمد به هيچ عنوان جالب نبود: تفرقه‌افكنانه و گيج‌كننده‌ترين انتخابات رياست‌جمهوري در تاريخ [آمريكا]، نمايشي آشفته كه ما زماني تصور مي‌كرديم تنها در كشورهاي جهان سوم ممكن است اتفاق بيافتد.
پس از آن نيز نقطه عطف اين دهه رخ داد، حملات 11 سپتامبر كه تعريف مجددي از سياست جهاني براي دست‌كم يك نسل ارائه داد و ما را وادار كرد تا امنيت منطقه‌اي را كه قبلا از آن برخوردار بوديم، زير سوال ببريم. ما جنگي را در افغانستان شروع كرده‌ايم كه همچنان نيز ادامه دارد و امروز مرگبارتر از هر زمان ديگر است. بعد نيز شكست‌ مفتضحانه ما در جنگ عراق مطرح شد. توفان كاترينا نيز يكي ديگر از وقايعي بود كه در اين دهه به وقوع پيوست و بيش از يكهزار و 500 كشته و حدود يكصد ميليارد  دالر خسارت برجا گذاشت. اين سنگين‌ترين بلاياي طبيعي در طول تاريخ كشور بود. چرا دهه گذشته كه هنوز نيز پايان نيافته تا اين حد فاجعه‌بار بود؟
در ادامه اين گزارش آمده است: اگر هنگامي كه براي ورود به دهه 2000 آماده مي‌شديم ديد بسيار مثبتي داشتيم، هم‌اكنون كه در آستانه ورود به دهه بعدي قرار داريم، تقريبا نگاهي بسيار منفي خواهيم داشت. اما اين قضيه چندان بد نيز نخواهد بود.
مجله تايم آمريكا در ادامه گزارش خود به شرح مختصر وقايع ناگواري كه طي يك قرن اخير در جهان اتفاق افتاده است، پرداخت كه اين وقايع به شرح ذيل است:
*
سال 2000
در سال 2000، شاخص بازار سهام "نسدق " به بيشترين ميزان خود و به 5049 واحد رسيد و شاخص "داو جونز " نيز 11723 واحد ثبت شد. سيل و باران‌هاي سيل‌آسا بيش از يك ميليون نفر را در آفريقا بي‌خانمان كرد. قيمت بنزين به حدود گالني 2  دالر رسيد. سانحه هواپيماي كنكورد ايرفرانس دست‌كم 113 كشته برجا گذاشت. "آريل شارون " نيز كه قرار بود به زودي نخست‌وزير اسرائيل شود وارد بيت‌المقدس شد كه همين امر [ضمن مواجه شدن با اعتراض فلسطيني‌ها] موجب شد انتفاضه فلسطين آغاز شود. بمب‌گذاران انتحاري القاعده نيز به کشتی هواپيمابر آمريكايي "يو اس اس كول " [در آبهاي يمن] حمله كردند كه منجر به كشته شدن 17 نظامي شد. و در نهايت نيز انتخابات رياست‌جمهوري آمريكا به آشوب كشيده شد و سرانجام نيز پرونده آن در محکمه عالي اين كشور حل شد.

[پيروزي "جرج بوش " در مقابل "ال گور "]].

*
سال 2001
در سال 2001 "جرج بوش " رئيس‌جمهور سابق آمريكا پس از حكم جنجال‌برانگيز دادگاه، دوره نخست رياست‌جمهوري خود را آغاز كرد. اقتصاد آمريكا وارد ركود شد. 19 تروريست با هواپيماهاي ربوده شده، مركز تجارت جهاني و ساختمان پنتاگون را منفجر كرده و حدود 3 هزار نفر را كشتند. نامه‌هاي آلوده به باكتري سياه‌زخم به دفاتر سناي آمريكا و سازمان‌هاي خبري ارسال شد كه دست‌كم 5 كشته برجا گذاشت و وحشتي را در سراسر آمريكا بوجود آورد. آمريكا به افغانستان حمله كرد. سانحه پرواز 587 خطوط هوايي آمريكا در "كوئينز نيويورك " 265 كشته برجا گذاشت. ورشكستگي شركت نفتي "اِنرون " آمريكا اتفاق افتاد كه بزرگترين مورد ورشكستي در تاريخ آمريكا تا به امروز بود.
*
سال 2002
در سال 2002، "جان واكر ليند " آمريكايي به دليل جنگيدن براي طالبان به 20 سال حبس محكوم مي‌شود. حملات تك‌تيرانداز "بلت‌وي " در منطقه واشنگتن رخ داد كه دست‌كم 10 كشته برجا گذاشت. "دانيل پيرل " گزارشگر آمريكايي در پاكستان ربوده شد و به قتل رسيد. پاپ و مقامات واتيكان رسوايي اخلاقي يك كشيش را تاييد كردند. فاجعه نمايش هوايي ارتش اوكراين 83 كشته برجا گذاشت. حدود 200 نفر در حادثه بمب‌گذاري باشگاه‌هاي شبانه در جزيره "بالي " اندونزي كشته شدند. كنگره آمريكا اجازه اقدام نظامي آمريكا عليه عراق را صادر كرد. تروريست‌هاي چچن با اشغال ساختمان تئاتر مسكو تعداد زيادي از مردم داخل ساختمان را به گروگان گرفته كه طي عمليات نجات نيروهاي روسيه حدود 120 تن از گروگان‌ها كشته مي‌شوند.
*
سال 2003
شاتل فضايي "كلمبيا " هنگام ورود مجدد به جو زمين متلاشي مي‌شود كه طي اين حادثه 7 تن كشته شدند. قطع برق باعث خاموشي ميليون‌ها ساختمان در آمريكا و كانادا شد. آمريكا جنگ عراق را با بمباران بغداد آغاز كرد. آتش‌سوزي در باشگاه شبانه در ايالت "رود آيلند " واقع در شمال شرق آمريكا دست‌كم 100 كشته بر جا گذاشت. تعداد ثبت‌شده گردبادها تنها طي يك هفته 393 مورد در 19 ايالت آمريكا اعلام شد. جرج بوش همزمان با افزايش شورش‌ها در عراق اعلام كرد "ماموريت تكميل شد " (اين جمله جنجالي در سخنراني اول مي 2003 جرج بوش روي عرشه يك  کشتی  آمريكايي مطرح شد كه جنجال‌هاي زيادي را نيز بر پا كرد). محرمانه بودن فعاليت "والري پليم " (Valerie Plame) در سازمان جاسوسي آمريكا توسط ستون‌نويس آمريكايي فاش شد و سروصداي زيادي را ایجاد ننمود.  كاخ‌سفيد به اطلاعات ناقص [و اشتباه] در خصوص سلاح‌هاي كشتار جمعي عراق اعتراف كرد. زمين لرزه‌اي قدرتمند ايران را به لرزه درآورد و بيش از 26 هزار نفر كشته برجا گذاشت. بيماري جنون گاوي به آمريكا رسيد و سازمان بهداشت جهاني در خصوص بيماري سارس اعلام وضعيت هشدار كرد.
*
سال 2004
در سال 2004 ميزان تلفات اردوی آمريكا در عراق از يك‌هزار نفر نيز گذشت. تصاوير سوءاستفاده‌هاي جنسي از زندانيان ابوغريب منتشر شد. جرج بوش با پيروزي بر "جان كري " سناتور دموكرات آمريكايي مجددا رئيس‌جمهور آمريكا شد. تروريست‌ها به قطاري در "مادريد " اسپانيا حمله كردند كه حدود 200 نفر در اين حادثه كشته شدند. آزمايش‌هاي انجام شده، مسموميت "ويكتور يوشنكو " كانديداي رياست‌جمهوري اوكراين را با سم ديوكسين تائيد كرد. افراد مسلح چچن بيش از يكهزار نفر را در مدرسه‌اي در اوستياي شمالي به گروگان گرفتند كه در اين حادثه بيش از 300 نفر كشته شدند. وقوع سونامي بيش از 200 هزار كشته در چندين كشور جنوب شرق آسيا و آفريقا برجا گذاشت.
*
سال 2005
در سال 2005، "محمود احمدي‌نژاد " در انتخابات رياست‌جمهوري ايران پيروز شد. كره شمالي اعلام كرد كه سلاح هسته‌اي دارد. "تام دي‌لي " (Tom DeLay) رهبر اكثريت مجلس نمايندگان آمريكا به نقض قوانين انتخاباتي اين كشور متهم شد. شمار تلفات اردوی آمريكا در عراق از مرز 2 هزار نفر گذشت. توفان كاترينا در "نيو اورلئان " آمريكا به وقوع پيوست كه خسارات بسيار زياد و بيش از يك‌هزار و 500 كشته برجا گذاشت. بمب‌گذاران انتحاري بومي، سيستم ترانزيت لندن را هدف قرار داده و بيش از50 تن را كشتند. اندونزي نخستين مورد مرگ انساني بر اثر آنفولانزاي پرندگان را گزارش كرد؛ اين بيماري سال بعد به اروپا و آفريقا رسيد. در زمين لرزه عظيم كشمير بيش از 80 هزار نفر جان باختند. جوانان مهاجر ناراضي در حومه پاريس شورش‌هايي را آغاز كردند كه هفته‌ها فرانسه را فلج كرد.
*
سال 2006
در سال 2006، "جك آبراموف " يكي از لابي‌گرهاي بزرگ درآمريكا به اتهام دست‌داشتن در توطئه رشوه به قانونگذاران آمريكايي مجرم شناخته شد. "كن لي " (Ken Lay) و "جفري اسكيلينگ " (Jeffrey Skilling) روساي سابق شركت نفتي "انرون " آمريكا به دليل كلاهبرداري مجرم شناخته شدند. بنزين به بالاي گالني 3  دالر رسيد. درگيري ميان اسرائيل و حزب‌الله دست‌كم يك‌هزار و 7 كشته در لبنان برجا گذاشت [جنگ 33 روزه]. حباب [بازار] مسكن به مرحله انفجار رسيد. "دونالد رامسفلد " وزير دفاع آمريكا پس از اينكه جمهوري‌خواهان اكثريت كنگره را از دست دادند، استعفا داد. "صدام حسين " به دار آويخته شد و شمار تلفات ارتش آمريكا در عراق نيز به سه هزار نفر رسيد.
*
سال 2007
در سال 2007، گزارش‌هايي در خصوص استفاده از هورمون استروئيد در بازي‌هاي بيس‌بال منتشر شد؛ دست‌كم اسامي 89 بازيكن بيس بال در اين پرونده مشاهده مي‌شد. هيات سازمان ملل اعلام كرد كه شواهد گرم شدن زمين "روشن و بدون ابهام " است. آتش‌سوزي‌هاي عظيم در كاليفرنياي جنوبي بيش از 2 هزار خانه را تخريب كرد و ساكنان منطقه را به ترك خانه‌هاي‌شان وادار ساخت. ركود اقتصادي در بازار چين منجر به نابودي بازار جهاني شد. "بي‌نظير بوتو " نخست‌وزير سابق پاكستان توسط القاعده ترور شد. دانشجوي دانشكده فني "ويرجينيا تك " 32 نفر را به ضرب گلوله از پا درآورد و سپس خودش را كشت. ريزش پل "هايوي " (Highway) در شهر "مينياپوليس " كشته برجا گذاشت. "لري كريگ " (Larry Craig) سناتور آمريكايي به دليل رسوايي اخلاقي (هم‌جنس‌گرايي) مجرم شناخته شد. "بن برنانكه " رئيس بانك مركزي آمريكا هشدار داد كه وضعيت اقتصادي بدتر نيز مي‌شود.
*
سال 2008
در سال 2008، شمار تلفات اردوی آمريكا در عراق به 4 هزار نفر رسيد. مقامات مجري قانون به محل گروه معتقد به تعدد زوجات در تگزاس حمله كردند. زمين‌لرزه در "ونچوان " (Wenchuan) چين دست‌كم 80 هزار كشته و مفقود بر جا گذاشت. قيمت نفت از مرز بشكه‌اي 147  دالر گذشت. بازارهاي بورس به شدت سقوط كردند. "باراك اوباما " به عنوان رئيس‌جمهور آمريكا انتخاب شد. "راد بلاگزويچ " در توطئه براي فروش كرسي اوباما در سنا متهم شد. حملات تروريستي در بمبئي هند بيش از 170 كشته برجا گذاشت. شاخص بازار سهام "داوجونز " آمريكا حدود 34 درصد سقوط كرد كه اين بدترين افت شاخص سهام از سال 1931 تا كنون بوده است. *سال 2009
در سال 2009 نيز شركت‌هاي موترسازي "جنرال موتورز " و "كرايسلر " اعلام ورشكستگي كردند؛ دولت آمريكا بخشي از سهام اين شركت‌ها را خريد. اوباما طرح كمك مالي 275 ميليارد  دالري را براي جلوگيري از تعطيلي كامل صنعت موتروسازي پيشنهاد كرد. پرواز شركت هواپيمايي "يواس ايرويز " خطوط هوايي آمريكا فرودي معجزه‌آسا در رودخانه "هادسون ريور " نيويورك پس از برخورد با يك پرنده داشت؛ اين حادثه هيچ تلفاتي نداشت. "برني ميداف " (Bernie Madoff) به دليل كلاهبرداري به ارزش تخمين‌زده‌شده حدود 65 ميليارد  دالر مجرم شناخته شد. اوباما بسته محرك اقتصادي 787 ميليارد  دالري را امضا كرد. احمدي‌نژاد برنده انتخابات ايران اعلام شد؛ اعتراضات خشونت‌آميزي در خيابان‌هاي ايران به وقوع پيوست. بودجه پيشنهادي آمريكا 6/3 تريليون  دالر است درحاليكه كسري بودجه سال 2009 حدود 75/1 تريليون  دالر اعلام شد. سازمان بهداشت جهاني اعلام كرد آنفولانزاي خوكي در سراسر جهان شيوع پيدا كرده است و در نهايت نيز ميزان بيكاري به 2/10 درصد رسيد.
مجله تايم در پايان تصريح كرد: اين وقايعي بود كه در سال‌هاي يك دهه گذشته اتفاق افتاد؛ سال‌هايي كه مي‌توان از آن به عنوان "بدترين " و "نااميدكننده‌ترين " سال‌هاي زندگي مردم آمريكا ياد كرد.

 


هزينه جنگ افغانستان در هر دقيقه 57 هزار و 77  دالر است

نوید روز: يك تحليلگر مسايل بين‌المللي با اشاره به افزايش هزينه‌هاي نظامي آمريكا بر اثر اعزام نيروهاي جديد به افغانستان نوشت: هزينه جنگ افغانستان هر سال پنج برابر توليد ناخالص داخلي اين كشور است.

پايگاه خبري "آنتي‌وار " (Antiwar) در مقاله‌اي به قلم "تام انگلهارت " (Tom Engelhardt) تحليلگر آمريكايي نوشت: اشتون كارتر معاون وزارت دفاع طي بررسي‌هاي خود نشان داده است كه افغانستان منطقه بسيار سخت و طاقت فرسايي براي جنگيدن مي‌باشد. طبق تحقيقات وي، افغانستان يك منطقه كوهستاني و بسيار ناهموار است كه شبكه جاده‌اي و حمل و نقل آن بسيار وخيم‌تر و ناقص‌تر از عراق است. افغانستان فرودگاه‌هاي بسيار كمي دارد و از نظر جغرافيايي بسيار نامطلوب است، بنابراين جنگيدن در افغانستان تلاشي بيهوده و وقت تلف كردن است.
اين تحليلگر آمريكايي مي‌نويسد: همانطور كه در ادامه اين مطلب جو كامرفورد مدير اجرايي پروژه اولويت‌هاي ملي جزئيات مربوط به هزينه جنگ افغانستان را توضيح خواهد داد، بايد خاطرنشان كنم كه اوباما 30 ميليارد دالر براي افزايش 30 هزار نيروي نظامي جديد به افغانستان اختصاص داده است.
وي همچنين اضافه مي‌كند: طبق گزارش استيون مافسن و والتر پينكوس تحليلگران روزنامه واشنگتن پست، در حاليكه چيزي به اعزام اين نيروها به افغانستان باقي نمانده است، تسهيلات و پايگاه‌هاي حمايتي از اين نيروها هنوز تكميل نشده‌اند، اين مسئله باعث آسيب‌پذيري بيشتر نيروهاي اعزامي جديد به افغانستان خواهد شد.
اين تحليلگر همچنين اضافه مي‌كند: در حال حاضر تعدادي از موترهاي نظامي آمريكايي در طول جاده‌هاي كوهستاني گم شده‌اند يا اينكه توسط طالبان توقيف شده‌اند. طبق نظر آگوست كول، تحليلگر روزنامه وال استريت ژورنال تنها از نظر غذايي براي هر سرباز چيزي بالغ بر 200 هزار دالر تا 350 هزاردالر در سال هزينه مي‌شود.
وي تصريح مي‌كند: اوباما اصرار دارد كه نقشه اعزام نيروهاي جديد به افغانستان سريعا عملي شود. كاخ سفيد گفته بود همه اين نيروها بر اساس برنامه زمانبندي در عرض 6 ماه به افغانستان اعزام مي‌شوند اما اين برنامه اكنون به 8 ماه تغيير يافته است اما ديويد رودريگوئز، جانشين فرمانده نيروهاي آمريكايي ناتو اعلام كرده است كه اعزام اين نيروها ممكن است تا 9 ماه يا حتي يكسال طول بكشد.
اين تحليلگر آمريكايي با اشاره به شرايط سخت جنگي در افغانستان مي‌نويسد: اگر اعزام نيروها به تاخير بيافتد، نگراني درباره موفقيت جنگ افغانستان و جنگ عراق افزايش خواهد يافت.
 


 

وضع حقوق بشر در سال ٢٠٠٩

از ایران تا مینامار، از دارفور تا گوانتاناما، سال ۲۰۰۹، سالی با چالش های بیشمار و انکشافات قابل ملاحظهدر ساحه حقوق بشر در سراسر جهان بود.

تام ملینوسکی کارشناس سابقه دار مشی خارجی و رئیس گروه ناظر حقوق بشر در واشنگتن که یک گروه غیر دولتی مدافعه از حقوق بشر میباشد، عمیقاً از ظرفیت و توانایی انسانها برای استفاده از خشونت و قدرت آگاهی دارد. وی از ادامه تخطی از حقوق بشر در دارفور و سودان بحیث یک نمونه یاد میکند. وی میگوید باوجودیکه پاکسازی نژادی توسط تندروان عرب تبارجین جاوید و خشونت های حکومت سودان نسبت به اوایل این دهه، تا اندازۀ کاهش یافته است ولی خشونت های شدید و پراکنده همچنان در آن ساحه در سال ۲۰۰۹به مشاهده میرسد.

"قضایای دیده شده است که مردم ملکی توسط نیرو های هوایی حکومت سودان، هدف بم افگنی قرار گرفته اند، و خشونت های ناشی از تشنجات بین حکومت و گروه های شورشی همچنان ادامه دارد. تعداد کثیری از مردم در دارفور، بعلت پاکسازی نژادی از قرات زادگاه شان، اخراج شده و در کمپ های مزدحم، بیجا شده گان داخلی زندگی میکنند. این کمپ ها بذات خود آسیب پذیر میباشند. مردمیکه برای جمع نمودن مواد غذایی و یا چوب برای سوخت از کمپ ها خارج میشوند، آسیب پذیر میباشند، و این خود یک بحران است".

و اما انکشافاتی هم برای کاهش این بحران صورت گرفته است. (ملینوسکی) به این نکته اشاره میکند در عین حالیکه چین بحیث یک قدرت جهانی در حال ظهور است، رهبران آنکشور هم بیشتر جوابگو میشوند، چیزیکه در سابق نبود.

"چین مدتها است که در مورد گذشته خراب حقوق بشر در آنکشور، تحت فشار قرار دارد. ولی فقط در چند سال اخیر است که این فشار را در رابطه بادیگر کشور های جهان که حقوق بشر تخطی میکنند،واقعاً احساس نموده است. و در حالیکه مایه تعجب بعضی ها میگردد، چین و متحدین آن در سودان و برما مداخله نموده و از آنکشور ها تقاضا نموده است تا حداقل اندکیاین خشونت ها و فشار ها را کاهش دهند. ولی متاسفانه، چین از نفوذ قابل ملاحظه خود روی این کشور ها، از طریق فروش سلاح و معاملات اقتصادی، به منظور فشار برای کاهش تخطی ها استفاده نکرده است"

ملینوسکی با اشاره به سرکوبی ها در کیوبا و مینامار میگوید سال ۲۰۰۹، سالی مختلط برای فعالیت های دیموکراسی بود.امسال شاهد قیام بزرگ جنبش مخالفین در ایران بودیم که ادعا میکنند، در انتخابات ملی ماه جون، برنده بوده اند. ولی، (ملینوسکی) میگوید، مقامات حکومتی، محمود احمدی نژاد را برنده اعلام نمود.

"تظاهر کننده گان با خشونت شدید سرکوب شدند. محاکمات نمایش ترتیب داده شد. و ما در چند ماه اخیر، شاهد ظهور یک حکومت تقریباً نظامی در ایران بودیم، که تا اندازۀ جایگزین حکومت ملا های شد که قبل از انتخابات، در آنکشور حکمفرما بود. و باوجود آنهم، جنبش مخالفین همچنان به مبارزه خود ادامه میدهد".

در افغانستان، فعالین میگویند نسبت به سال ۲۰۰۱که ایالات متحده و متحدین آنرژیم سرکوب کنندۀ طالبان را خلع قدرت نمودند، حق و حقوق زنان تا اندازۀ بهبود یافته است. ولی (ملینوسکی) میگوید زنان افغانستان هنوز هم با چالش های بسیاری در رابطه به حقوق و آزادی هایشان، مواجه میباشند.

"در حقیقت، رفتن به مکتب برای دختران و زنان افغان هنوز هم مایه ترس و خوف میباشد. هنوز هم سخت گیری های شدید روی زنان وجود دارد که از خانه هایشان خارج نگردند، به تعلیم و تربیه رو نیاورند، داخل محیط کاری نگردند و سعی نکنند تا یک زندگی عادی داشته باشند."

طبق اظهارات (ژان فلیپ شاسی)، عضو اداره بین المللی مهاجرین که مقر آن در جینوا میباشد، به تناسب کشور های پیشرفته جهان، ادامه بحران مالی جهان در سال ۲۰۰۹، منجر به مشقت های بیشماری در کشور های رو به انکشاف گردیده است زیرا ، بسیاری از مردم در آنکشور ها، قبلاً هم در شرایط مشکل اقتصادی، زندگی را سپری مینمودند. (شاسی) بطور مثال میگوید بسیاری از مردم از کشور های شمال افریقا، غرض جستجویی کار به هسپانیه مهاجرت نمودند. ولی میزان بیکاری در اروپا هم در سال جاری به نهایت خود رسید و استقبال از مهاجرین چون گذشته ها نبود. در سال ۲۰۰۹، زنان و اطفال خاصتاً، با بهره برداری های جنسی و حتی برده گی، از جانب قاچاق بران انسان، مواجه بودند. (شاسی) میگوید حقوق انسانی برای مهاجرین مرد در داخل قاره افریقا، با خطرات بیشتری در سال جاری به همراه بود.

"بعنوان مثال، در اوایل امسال، (آی.او.ایم) یا اداره بین المللی مهاجرت گزارشی را به نشر رسانید که مخصوصاً روی مردان جوان شرق افریق یا از شاخ افریقا تمرکز داشت که از طریق افریقای جنوبی در جستجویی کار قاچاقی بیرون می آیند. در حالیکه ما کدام حادثه خاصی را به منظور بهره برداری کشف نکردیم ولی ما آگاه هستیم که این مردان جوان مهاجر در یک مقطع از مسافرت شان و با تقبل مخاطرات زیاد با گذرنمودنقاچاقی از سرحدات بین المللی،مورد بهره برداری قرار میگیرند"

باوجود ادامه این شکنجه ها، (تام ملینوسکی) رئیس گروه ناظر حقوق بشر در واشنگتن به این عقیده است که احترام به حقوق بشر در سراسر جهان در حال افزایش میباشد.

"یقیناً من تصور میکنم که ظرف چند دهه اخیر، موضوعات حقوق بشر، در روابط بین المللی، برجسته تر گردیده است. نسبت به سی تا چهل سال قبل،و با وجود ادامه بسیاری از حوادث درد ناک در جهان، بسیاری از مردم امروز از حقوق انسانی خود لذت میبرند، از داشتن حق برای تغیر دهی حکومات خود، از داشتن حق برای بیان عقاید خود و حق ادای آزادنه فرایض دینی خود."

باوجودیکه (تام ملینوسکی) امیدوار است اوضاع در رابطه به حقوق بشر در سال ۲۰۱۰بهبود بیشتر یابد، ولی وی و دیگر فعالین میگویند آنان همچنان به مبارزه خود برای جهانی ادامه خواهند داد که مصئون، امنیت اقتصادی و آزادی از ترس و خوف برای تمام مردم جهان، مهیا گردد