تماس با ما
سایت های دیگر
اقتصادی
فرهنگی
سیاسی
نوید روز ،تربیون ازاد روشنفکران، در زمینه های آشتی ملی ،تفاهم

ظهور گروه طالبان
در حالی که ملت افغانستان و بویژه ساکنان شهر کابل در آتش جنگ بین نیروهای دولت ربانی و اعضای شورای هماهنگی مخالفان می سوخت، گروه طالبان با حمله به شهرک مرزی"اسپین بولدک" در جنوب افغانستان در مورخه ی 22/7/73 ظهور کرد. این گروه به سرعت قندهار، غزنی و مناطق جنوبی افغانستان را تا میدان شهر در نزدیکی کابل، به تصرف خود در آورد. گروه طالبان که در ابتدا دولت ربانی هم با آن همکاری می کرد در ماه دلو (= بهمن) سال 1373 منطقه ی چهار آسیاب، مقر حکمتیار را اشغال کرد. بعد از سقوط چهار آسیاب به دست طالبان، منطقه ی غرب کابل که تحت کنترل نیروهای شیعی حزب وحدت قرار داشت از همه طرف زیر آتش نیروهای احمد شاه مسعود، سیاف و طالبان واقع شد تا این که آقای مزاری به اسارت طالبان در آمد.
بعد از سرکوبی حزب اسلامی و حزب وحدت اسلامی، درگیری بین نیروهای مسعود و طالبان آغازشد. نیروهای مسعود موفق شدند طالبان را از غرب کابل و چهار آسیاب عقب برانند و شهر را از تیررس آنها خارج سازند. نیروهای احمد شاه مسعود پس ازاین پیروزی در کابل، بار دیگر متوجه حزب اسلامی و حزب وحدت اسلامی گردیدند، و در سروبی در شرق کابل، با حزب اسلامی و در بامیان با حزب وحدت به نبرد پرداختند. در چنین وضعیتی درگیری بین اسماعیل خان والی هرات و طالبان در حوزه ی جنوب غرب آغاز شد. طالبان پس از یک نوبت عقب نشینی و قبول شکست در مرتبه ی دوم به سرعت به سوی شهر هرات پیشروی کرد و در سنبله (= شهریور) سال 1374 تمام حوزه ی جنوب غرب و هرات را به تصرف خود در آورد. در همین حال، بامیان هم توسط نیروهای حزب وحدت(جناح خلیلی) تصرف شد. دولت ربانی که تا آن زمان مانند طالبان به راه حل نظامی اصرار داشت، پس از سقوط هرات و بامیان شیوه ی گفتگو و مذاکره با مخالفان را درپیش گرفت. این مذاکرات منجر به پیوستن حزب اسلامی حکمتیار به دولت ربانی در سال 1375 شد. اما پیوستن حزب اسلامی به دولت ربانی نه تنها موازنه ی نیروها را به نفع دولت تغییر نداد، بلکه زمینه ی پیشروی های سریعتر طالبان را هم فراهم کرد.
سرانجام، در سنبله (= شهریور) سال 1375 شهر کابل هم بدون مقاومت به دست طالبان افتاد و آن ها تا گذرگاه سالنگ و دهانه ی پنجشیر در شمال کابل پیشروی کردند. مخالفان طالبان، پس از سقوط کابل احساس خطر جدی نمودند و به همین دلیل سه گروه از سه ملیت عمده در افغانستان گرد هم آمده و شورایی را به نام "شورای عالی دفاع از افغانستان" ایجاد کردند. اعضای این شورا را جمعیت اسلامی به رهبری برهان الدین ربانی، جنبش ملی به رهبری دوستم و حزب وحدت اسلامی به رهبری خلیلی تشکیل می دادند. پس از تشکیل این شورا اندکی هماهنگی به وجود آمد و روحیه ی نیروهای مخالف طالبان تقویت گردید. چنان چه درمیزان (= مهر ماه) نیروهای مسعود جبل السراج را از کنترل طالبان خارج ساختند. از سوی دیگر مردم مناطق شمال کابل علیه طالبان قیام کردند و نیروهای طالبان را قلع و قمع نمودند و بیش از ششصد تن از آنان را به اسارت گرفتند. اما طالبان باردیگر در ماه دلو (= بهمن ماه) 1357 دره ی سالنگ و دره ی غوربند را در ولایت های کاپیسا و پروان(شمال کابل) به تصرف خود در آورد.

پیشروی و شکست طالبان در شمال
در سال 1376 تحولات مهمی در صحنه های سیاسی و. نظامی افغانستان به وقوع پیوست. با پیوستن جنرال عبدالملک، یکی از فرماندهان و مسؤولان جنبش ملی به طالبان، صفحات شمال افغانستان از بادغیس تا تخار به دست طالبان افتاد. طالبان نیروهایش را در شهر مزارشریف مستقر ساخت و اقدام به پاکسازی مخالفان نمود. مردم شهر مزارشریف، عمدتاً شیعیان این شهر علیه طالبان به پا خاستند و عبدالملک هم که مورد بی مهری طالبان قرار گرفته بود از فرصت استفاده نموده به جنگ با طالبان پرداخت. در نتیجه، سه هزار نیروی طالبان در سمت شمال افغانستان قلع و قمع شدند و عده ی زیادی از آن ها به اسارت گروه های مختلف در آمدند. پس از شکست طالبان در مزارشریف، نیروهای احمد شاه مسعود با تسخیر فرودگاه مهم نظامی بگرام و شهر چاریکار مرکز ولایت پروان، به سوی کابل پیشروی نمودند. این پیشروی، سریع و غیر مترقبه بود و چنان پنداشته می شد که اگر ادامه پیدا کند، شهر کابل سقوط خواهد کرد. اما نیروهای مسعود در 20 کیلومتری این شهر توقف کردند.
با شکست نیروهای طالبان در شمال کابل و قلع و قمع آنان در صفحات شمال افغانستان، مخالفان تحت عنوان "جبهه ی متحد اسلامی و ملی افغانستان" گرد آمدند و شهر مزارشریف را پایتخت موقت دولت آقای ربانی اعلام کردند. در کابینه ی جدید که ریاست آن را آقای غفورزی، به عهده داشت، پست وزارت کشور به حزب وحدت(جناح خلیلی) و پست وزارت خارجه به جنبش ملی واگذار گردید. اما دیری نگذشت که غفورزی صدر اعظم دولت آقای ربانی به همراه چند نفر ازافراد بلند پایه ی حزب وحدت اسلامی و جمعیت اسلامی در یک سانحه ی هوایی در بامیان کشته شد.
طالبان بار دیگر نیروهای پراکنده ی خود را به کمک بشیر بغلانی از فرماندهان حزب اسلامی حکمتیار، در قندز جمع کرد و در سنبله (= شهریور) 1376 با فتح "خلم" و "تنگه شبرغان" به سوی مزارشریف پیشروی نمود و با تصرف فرودگاه این شهر، در حومه آن مستقر شد. حملات نیرو های طالبان به شهر مزار شریف با مقاومت شیعیان از هر گروهی دفع شد و آن ها مجبور به عقب نشینی گردیدند. در همین حال ژنرال دوستم که به ترکیه فرار نموده بود، از طریق ازبکستان وارد افغانستان شد. وی در سرکوبی طالبان در شهرک مرزی حیرتان و ولسوالی (= فرمانداری) های بلخ و چمتال نقش اساسی داشت. قابل ذکر است که دوستم پس از تبانی ملک و طالبان و سقوط مزارشریف به ترکیه پناهنده شده بود.
برگشت دوستم سبب تشدید اختلافات در جنبش ملی و جبهه ی متحد گردید. دوستم علی رغم تعهداتش مبنی بر پذیرش وضعیت موجود که به موجب آن ژنرال ملک رهبر جنبش ملی و وزیر خارجه بود، اقدام به تصفیه ی طرفداران عبدالملک نمود و مناطق تحت کنترل او را به تصرف خود در آورد. مشکل دیگر دوستم با محقق وزیر داخله  که شهر مزارشریف را بیشتر از دیگران تحت کنترل داشت، بود. دوستم نیروهای محقق را در شهرک مرزی حیرتان به قتل رسانید و برای مسلط شدن بر مزارشریف نیز تلاش کرد، اما موفق نشد.
عدم موفقیت نظامی طالبان سبب شد که تلاش های هیات آن که به آمریکا و اروپا فرستاده شده بود تا برای کسب شناسایی بین المللی تلاش کند با مشکل مواجه شود. وزارت خارجه ی آمریکا حتی اعلام کرد که سفارت افغانستان در واشنگتن را به خاطر جلوگیری از مسلط شدن طالبان تعطیل کرده اند. با وجود این، دیپلمات های آمریکایی با طالبان تماس داشتند و شرکت آمریکایی " یونیکال" دفتر خود را در قندهار افتاح کرد تا پروژه ی انتقال نفت و گاز آسیای مرکزی را از طریق افغانستان پیگیری کند.

 

سقوط سمت شمال و هزاره جات
در ماه حمل (= فروردین ماه) سال 1377 تلاش های مشترکی از سوی سازمان ملل و سازمان کنفرانس اسلامی برای حل بحران افغانستان آغاز شد. اخضر ابراهیمی، نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل به افغانستان، پاکستان، ایران و آسیای میانه سفر نمود و با تمامی جوانب ذی دخل در مساله افغانستان گفتگو کرد. طالبان در جلسه ای که قرار بود در ترکمنستان با شرکت گروه های مخالف آن برگزار شود، شرکت نکرد، اما تحت فشار پاکستان و عربستان حاضر شد که با نمایندگان جبهه ی متحد در اسلام آباد زیر نظر سازمان ملل و سازمان کنفرانس اسلامی گفتگو کند. سرانجام گفتگوها میان نمایندگان طالبان و نماینده ی جبهه ی متحدر، برای اولین در مورخه ی 6/2/77 در اسلام آباد برگزار شد، اما پس از شش روز بدون دست یافتن به نتیجه ای پایان یافت.
زمانی که اعضای جبهه ی متحد در آتش اختلافات داخلی می سوختند و عملیات ژنرال دوستم علیه عبدالملک و شکست عبدالملک، جنبش ملی را شدیداً تضعیف نموده بود، طالبان تهاجم سنگین خود را در بادغیس، در شمال غرب افغانستان آغاز کرد. شهر میمنه مرکز ولایت فاریاب در مورخه ی 21/4/77 سقوط کرد و طالبان به پیشروی خود به سوی شهر مزارشریف ادامه داد.
شهر مزارشریف در تاریخ 17/5/77 سقوط کرد و به دنبال آن شهرهای پلخمری و طالقان و سایر مناطق به تصرف طالبان در آمد. پس از سقوط مزارشریف بلافاصله کنسولگری جمهوری اسلامی ایران درآن شهرمورد تجاوز قرارگرفت و ده تن ازدیپلمات های ایرانی به قتل رسیدند. طالبان 35 تن از رانندگان ایرانی را به اسارت گرفت، اما در رابطه با سرنوشت دیپلمات ها اظهار بی اطلاعی کرد.
گروگان گرفتن اتباع ایرانی، بحران شدیدی را درروابط جمهوری اسلامی ایران با پاکستان و طالبان بوجود آورد. چرا که با پاکستان به عنوان حامی طالبان مسؤولیت جان دیپلمات ها و اتباع ایرانی را به عهده گرفته بود، اما به مسؤولیت خود عمل نکرد. تلاش های  سیاسی وتبلیعاتی ایران سبب شد که سازمان های بین المللی و بویژه شورای امنیت سازمان ملل و اکثر کشورهای جهان، جنگ افروزی، نسل کشی، گروگان گیری و قتل دیپلمات های ایرانی را توسط طالبان محکوم کنند.
در حالی که محکومیت طالبان در سطح جهانی جریان داشت و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در نزدیکی مرز افغانستان مشغول انجام مانورهای نظامی بود، طالبان به هزاره جات حمله کرد و با تصرف شهر بامیان به پیشروی در سایر مناطق شیعه نشین در ولایت های میدان، غزنی و ارزگان ادامه داد. از سوی دیگر، پاکستان هم تلاش نمود که دولت طالبان از سوی سازمان ملل به رسمیت شناخته شود، اما برخلاف انتظار پاکستان و توقع طالبان یک اجماع جهانی علیه این گروه بوجود آمد، طوری که نه تنها سازمان ملل دولت طالبان را به رسمیت نشناخت، بلکه عربستان یکی از حامیان طالبان و یکی از سه کشوری که آن ها را به رسمیت شناخته بود، سفیر طالبان را از خاک خود اخراج نمود و کاردار خود را از کابل فراخواند.
سرانجام طالبان تحت فشارهای بین المللی و فعالیت های سیاسی و تحرکات نظامی جمهوری اسلامی ایران مجبور شد که اجساد دیپلمات های ایرانی را طی دو مرحله بعد از شناسایی آنان تحویل دهد و اسرای ایرانی را هم به تدریج آزاد نماید.

سقوط طالبان و تشکیل دولت حامد کرزی
حضور اسامه بن لادن، رهبر شبکه القاعده در خاک افغانستان، طالبان را رو در روی جامعه ی جهانی قرار داد. بن لادن، از طرف آمريکا متهم به طراحی بمب گذاری سفارتخانه های این کشور در آفريقا در سال ۱۹۹۸و حملات ۱۱ سپتامبر۲۰۰۱ در نیویارک شده بود. حمایت طالبان از اسامه بن لادن سبب آن شد که امریکا به افغانستان حمله نماید.
در تاريخ 16/7/ 1380 حمله ي سنگين موشكي و هوايي امريكا و بريتانيا به افغانستان آغاز شد و شهر كابل با فرار طالبان در تاريخ 23/8/1380 سقوط كرد. با سقوط طالبان، حكومت آقاي استاد رباني براي بار دوم در کابل مستقر شد.
در مورخه ي 6/9/1380 اجلاس بن درآلمان تحت سرپرستي سازمان ملل متحد به مدت 14 روز بر گزار شد. بر اساس توافقنامه ي بن دولت موقت جديد افغانستان به رياست آقاي حامد كرزي تشكيل شد و در تاريخ 1/10/1380 قدرت را در كابل به دست گرفت.
در تاريخ 21/3/1381 لويه جرگه ي اظطراري بر اساس موافقتنامه ي بن در كابل برگزار شد و دولت انتقالي به رياست آقاي حامد كرزي به مدت دو سال تعيين گرديد. لويه جرگه ي قانون اساسي در تاريخ 23/9/1383 برگزار شد و پس از 22 روز بحث و گفت و گو، تحت فشار ناظران خارجي، قانون اساسي جديد تصويب شد.
در تاريخ 18/7/1383 انتخابات رياست جمهوري برگزار شد كه در نتيجه ي آن دولت دايمي افغانستان به رياست حامد كرزي به مدت پنجسال تشكيل شد.
در ابتدای سقوط طالبان، ولايت هاي مختلف افغانستان در کنترل فرماندهان محلی بود و دولت کابل، تسلط چندانی بر ولايت ها نداشت. به تدريج و با کمک نيروهای بين المللی ياری امنيتی (آيساف) و ائتلاف تحت فرمان آمريکا، دولت کابل توانست اندكي کنترل خود را بر ولايت ها گسترش دهد. با اين وجود، شبه نظاميان طالبان به مقابله با دولت كابل و نيروهاي ناتو به رهبري امريكا كه آن ها را اشغالگر مي خوانند برخاسته اند و در ولايت هاي جنوبي و شرقي افغانستان نفوذ و عمليات خود را گسترش داده اند. دولت آقاي كرزي و نيروهاي ناتو به رهبري امريكا تا كنون از برقراري امنيت در افغانستان عاجز مانده اند.
از زمان سرنگونی طالبان و استقرار نيروهاي خارجي در افغانستان، تجارت مواد مخدر رونق فراوانی پيداکرده است و اين كشورعمده ترين کشورتوليد کننده ترياک در جهان به شمار می رود, طوری که بیش از95 درصد مواد مخدر جهان  در این افغانستان تولید می شود و حدود ۶۰ درصد از درآمد اقتصادی این کشور را نیز به خود اختصاص داده است.