تماس با ما
سایت های دیگر
اقتصادی
فرهنگی
سیاسی
نوید روز ،تربیون ازاد روشنفکران، در زمینه های آشتی ملی ،تفاهم

 آنچه قبل از مذاکرات ضرور است

فایض -  ویسا 


روزنامۀ ویسا در شمارۀ روز دوشنبه مورخ 26جدی 1390 یکبار دیگر از آغاز قریب الوقوع مذاکرات بین کابل و اسلام آباد خبر داده افزود که  یوسف رضا گیلانی صدر اعظم پاکستان در آینده نزدیک به کابل سفر خواهد کرد. تا جایی که مربوط به مذاکرات است امری است قابل تایید و استقبال، زیرا بهترین راه حل معضلات و از بین بردن بی باوریها مذاکرات است؛ اما آنچه در جریان مذاکرات مهم است عنصر صداقت است، باید هردو جناح با قلبهای پاک با هم بنشینند و برای حل اختلافات یک راه معقول و عادلانه را جستجو نمایند.

مذاکرات نباید بخاطر بدست آوردن فرصتهای بیشتر باشد  تا جانب مقابل را اغفال نموده در پی جستجوی اهداف خود باشد> خواستهای مشروع هردو جانب یکسان قابل پذیرش است، این مذاکرات باید بر خاسته از ضروریات جانبین باشد نه برخاسته از فشار های بیرونی و نه باید این گام مقطعی ثابت شود.

درین رابطه ما مجبوریم به گذشته ها نظری داشته باشیم و ببینیم که پاکستان تا چه حد در مذاکرات و رفت و آمد ها صادق بوده است. ضرب المثلی است: هرچه خام باشد پخته می شود؛ ولی وقتی بنی آدم خام شد پخته نمیشود. متأسفانه در پاکستان هستند ادارات، احزاب و افرادی که نمیخواهند اعتماد بین این دو کشور همسایه اعاده گردد و یکی به دیگری دست برادری دراز کند، در حالی که جانب افغانی بار ها پاکستان را برادر خوانده است و لی پاکستان ازین موقف بی شائبۀ افغانستان نیز دلهره باربرداشته است و آنرا به دیده شک نگریسته است. این نوع طرز تفکر برخاسته از سوء نیت است.

پیامبر بزرگوار اسلام هم می فرماید: هر کسی چیزی را در نفس خود می بیند، در نفس دیگران نیز آن را میبیند. جانب پاکستان حتی از سال 1947 تا به امروز هیچگاه با افغانستان از ته دل و با صداقت به مذاکرات ننشسته است ورنه بی باوریهایی که از آن روز تا امروز بمیان آمده است و زادۀ حیله ها ونیرنگ های بکار بسته است ، بوجود نمیآمد.

افغانستان در نخستین روزهای تشکیل پاکستان دوکتور نجیب الله توروایانا را که از احفاد  امیردوست محمد خان بود، به پاکستان گسیل داشت، تا در مورد مسایلی که در صورت ناحل گذاشتن، بی باوری هایی ممتد را در پی خواهد داشت، با جانب پاکستان مذاکراتی انجام دهد، در حالی که در آغاز محمد علی جناح رهبر پاکستان به او وعده های چربی داد، ولی بعد ها رهبران پاکستان بر آن وفا نکردند و از آنچه تشویش موجود بود، برحال خود باقی ماند.

پاکستان همیشه شکایت و گلایه دارد که افغانستان در زمان تشکیل پاکستان با عضویت این کشور در سازمان ملل مخالفت کرد. این واقعیت است، ولی هرگز زادۀ سوء نیت از جانب افغانستان نبود.  در آن زمان افغانستان با پاکستان نو تأسیس حساب و کتابی د اشت که باید تصفیه میشد. پاکستان با بسیار عجله در تبانی با انگلیس بخاطر تعیین سرنوشت پشتونهای آنسوی خط دیورند یک رفراندم عاجل و جعلی را براه انداخت  و در آن دو سوال را مطرح ساخت که با هند می پیوندند یا با پاکستان؛  طبیعی است که از یک سو مناطق قبایلی از لحاظ جغرافیایی از هند خیلی دور افتاده بود و از  سوی دیگر مسأله دین و مذهب در میان بود و تاره جنگهای خونینی بین مسلمانان و هندونا گذشته و فلهذا مردم مناطق همسرحد با افغانستان هیچگاه حاضر نبودند که به طرفداری ازهندوستان رای بدهند. پاکستان در اینجا از اصل موضوع اغماض کرد؛ زیرا این مناطق جزء خاک افغانستان بود و توسط توافقنامۀ تحمیلی دیورند (1893) از افغانستان جدا شده بود،نه از هند، فلهذا اگر ادعایی داشت افغانستان داشت  نه هند، اگر حقوق تلف شده بود از افغانستان شده بود  و از طرف دیگر این مردم در حقیقت عضو یک خانوادۀ افغان بودند و خط دیورند دو برادر سکه را از هم جدا کرده بود.

بعد از آن هم همیشه پاکستان متجاوز بوده است ورنه اگر افغانستان میخواست در جنگ 1971 که باعث استقلال بنگله دیش از پاکستان شد و در یک روز نود هزار عسکر پاکستانی در برابر جنرال هندی سلاح برزمین گذاشت و در تمام ایالت پشتونخوا بیش از یک کندک عسکر پاکستانی باقی نمانده بود، به بسیار سادگی می توانست حقوق ار دست رفتۀ خود را بدست آورد، حتی که بعدها ذوالفقار علی بوتو (رئیس جمهور و بعد ها صدر اعظم پاکستان) غرض تشکر ازین حسن نیت دولت افغانستان به کابل آمد.

فلهذا اگر پاکستان میخواهد با افغانستان مذاکراتی  انجام دهد، باید عنصر صداقت را باخود داشته باشد، گر چه این مذاکرات در زمانی عنوان میشود که پایه های حکومت ملکی پاکستان به ریاست جمهوری آصف علی زرداری و صدارت عظمای یوسف رضا گیلانی، خیلی لرزان است و ستره محکمۀ پاکستان صدراعظم گیلانی را بتاریخ 19 جنوری 2012 به ستره محکمه احضار نموده است تا بیاید و در مورد هتک حرمتی که به حکم محکمه نموده است جواب بگوید. حکومت قبلی پاکستان در 2007 حکم حذف دوسیه های خیانت تمام سیاستمداران بزرگ پاکستان را که در فساد اداری دست داشته صادر کرد؛ ولی ستره محکمۀ آنکشور در سال 2009 آن حکم را باطل اعلان کرد، وبه حکومت حکم صادر کرد که این دوسیه ها پیگیری شود که تیر اول بجان رئیس جمهور اصف علی زرداری اصابت میکرد ولی حکومت درین رابطه اهمال ورزید و ستره محکمه آنرا توهین به آن مقام دانست.

اما خواه حکومت گیلانی ازین خطر جان سالم ببر و یا نه برد، اگر مذاکرات با افغانستان آغاز میشود، حتماً توافق اردوی پاکستان شرط اساسی است؛ زیرا اقتدار همیشه در پاکستان بدست اردوست؛ سیاسمتداران مانند قف  دریا میایند و در صورت لزوم با یک پف اردو می روند  حتی که ذوالفقار علی بوتو هوشیار ترین و قدرتمند ترین صدراعظم پاکستان هم توسط اردو سرنگون و به جوخۀ اعدام سپرده شد.

بناءً در تصمیمگیریها همواره اردوی پاکستان نقش کلیدی داشته است و بخصوص سیاست خارجی آن کشور کاملاً در دست اردوی آن کشور است.

اردوی پاکستان باید متوجه باشد که شرایط همواره یکسان باقی نمیماند، اکنون سال 2012 میلادی است و از سال 2001 ناتو و امریکا در افغانستان حضور دارندز این حضور نه بخاطر رفع نیازمندیهای افغانستان است و نه بخاطر نیازمندی های پاکستان، امریکا درین منطقه اهداف بسیار وسیع ستراتیژیک دارد. اگر پاکستان خواسته باشد خود را با حیله گریها از تیررس امریکا و ناتو نجات دهد بالاخره ممکن نیست، چنانچه پاکستان تا اکنون باوجود شکایات مکرر نتوانست جلو حملات طیارات درون امریکا را بگیرد. اگر فرض کنیم پاکستان در بدل امتیازاتی در خفا کله جنبانده باشد، ولی بالاخره این توافق استقلال و تمامیت ارضی آن را تحت سوال قرار میگیرد و حیثیت اردو و حکومت هردو در نزد ملت پایین میاید که نمیتوانند از آنها دفاع نمایند.

امروز امریکا تنها د رافغانستان منافع ندارد، می پذیریم که امریکا افغانستان را بخاطر آن برای جابجایی نیروهای خود انتخاب نموده است، که از یک سو افغانستان موقعیت استراتیژیک بسیار حساس دارد که  چهار طرف را ازینجا میتواند اداره کند، و از طرف دیگر افغانستان فعلاً در چنان یک حالت زار اقتصادی، نظامی، سیاسی، تعلیمی و فرهنگی قرار دارد که نمیتواند در برابر امریکا یک موقف جدی بگیرد ولی امریکا هر گز قوت اتومی پاکستان و بدمعاشیهای آن در منطقه را فراموش نکرده است، من تا به حال درست نمیدانم که اردوی پاکستان از روی چه اطمینان و اعتمادی که برخود دارد، سیاستهایی را در پیش گرفته است که تمام منطقه را ناآرام ساخته است، هم با هند پنجه نرم می کند و هم با افغانستان همیشه از راه عدم حسن همجواری پیش آمده است وهم با ایران رقابت میورزد.

به باور من اگر اسلام آباد صادقانه و با درک و پذیرش واقعیت ها و درک اوضاع کنونی منطقه و خطرهایی که تمام منطقه را تهدید میکند، با کابل به مذاکره بنشیند و توافقاتی که صورت میگیرد نسبت به آن تهعد والتزام داشته باشد، نه بعید است و نه نا ممکن که سایۀ خطری که تمام منطقه را تهدید میکند از بین برود و لی اگر اخلاص و صداقت و تعهد و التزام دربرابر توافقات نباشد و مقطعی عمل شود ازین مذاکرات هیچ سودی متصور نیست، نباید فراموش کرد که تسکین درد تا معالجۀ اساسی تفاوت دارد.

 

 بازگشت به بالای صفحه