![]() |
|
نوید روز ،تربیون ازاد روشنفکران، در زمینه های آشتی ملی ،تفاهم
|
|
درهم تنیده گی ها
داکتر خاکستر منکه عناد را ، تکیه به ناباوری و نا پا لوده گی میپندارم ، و اما به گرایش واقع ، نظر ها دارم ، چه جای اکراه اگر میپندارم و بی " ملحقه و بی مفرده " که نشستگان بر سفره سیاست "حزب واحد" ، با انکه حد توانا اند و رشد حقانی دارند و نیزا گر ،هنوز مشروعیت ندارند ، اما مقبولیت چرا ، و اما پرسش ها ی دارم که پاسخ طلبند چونکه دل زاری دارم بیقرار و شیفته است به ، بازنگری پدیدایی ها ، جایگاه ها و زمینه خاستگاه ها ، که فسخ التزام می نکند و به تکرار به حکایت" دشت ماریه "۱ "بازمیگردد و بدعتش نپندارید آشنایان ، گشودن درهم تنیده گی ها ، ازآسیپ پذیری میکاهد و ارزش زا است . اخرمن در عجبم از این کابلیان ، کابلیان "واحد آینده که ،" نقش گل از خون دل بر قفس زدند " ۲" نسل پس از فروریزی دولت تک حزبی ۵۵ فیصد جمعیت کشور را ، جوانان زیر ۲۵ سال شکل میدهد"۳" . ناگفته پیداست ، حزب واحد در میان همین ۵۵ فیصد باید قد کشد ، گردن فرازد و راه رود ، نه در سواحل آرام و نکته محوری همین است ودگر هیچ نیست : ایجاد انگیزه برای همسویی با آنان ، گسترش تعمیمی تفکر با نبشتن و گفتمان و بکار گیری گزینه ها برای گسترش قدرت نرم و نیزحرکت رفتاری و ذهنی شایسته ای افراد تاثیر گذار در برابر آنان. وهمین اجماع جوان چه بخواهید یا نخواهید ، تفسیر ۱۵ سال جنگ "دولت تک حزبی " و آنهم ۹ سال همسویی با "ارتش سرخ " را ،از همین " حزب واحد " آینده میخواهند ،زیرا که ، این جمعیت ۵ و یا ۶ میلیونی ، نه بسان ما اند که جوان بودیم ، و در چهار دیوار کابل ۵۰۰ هزاری ، با دو کتابخانه و فیلم هندی و تلویریون سخت دولتی شده ، میزیستم و برگردان بسیار بد نشرات " نووستی " را به خورد ما میدادند و در نهایت چند برگردان محدود از نشرات حزب توده را همه چیز میپنداشتیم و " طبری" شده بود منبع یادگیری و اما حالا ورق برگشته است ، این نسل پس از "سقوط دولت تک حزبی " چهار سوی دنیا را چه آسان مینگرند و به گذشته ها وقوف و احاطه دارند ،آخر این دنیا به دهکده ای مانند شده است"۴". وگستره و سرعت اطلاعات ، از " واحد آینده "، احاطه و پهنا و عمق میطلبد.مجبورم که بگویم و اینجاست که باید بگویم ، تکیه صرف به رده های میانه و پایانه " حزب وطن " که سپید محاسنانند دگر ، راه رفتن در خلا است و اما تکیه بر "نسل پس از سقوط " ، راه گشایش و اعمار . بیبینید با یک نشریه و چند آدم با سواد و چهار پنج صفحه انترنتی و با برخورد سنتی و زبانی با ادبیات سیاسی سی سال پیش ، در کجا ایستاده ایم ؟ در خلا. ومیبینید که زیاد ترین مخاطبان ،همین رده های میانه و پایانه اروپا نشینند و با تاریخ " وضوح " درگیر ، گزافه گوی ترینان نیز همین اروپا نشینانند ، گفتمانی اگر دارند از دو حالت بیرون نیست : نخست :رفتار سلیقوی نسبت به رهبران درگذشته که همحشر پاکنهادان بادا شان ، دو دگر : درگیری بی پایان میان سازمانی و درون سازمانی.اما برای مخاطبان پنج و یا شش میلیونی حرفی است ؟ از کابل زیاد نمی دانم ، در رسانه های چاپی ،انترنتی و تلویزیون ها ،خبری نیست که نیست ،اگر قد رسای علومی را در گه و بیگاه میبینیم ، نه به علت اعتبار حزبی ، که در شخصیت " نواده خان علوم " میابم و گفتار و عملکرد او . چنین نیست مگر ؟
بالاییان در تاریخ اند یا که بیرون تاریخ ایستاده اند ؟ پرسش که " واحد " آینده پاسخ گوی انست، بالاییان را بگذارید کنار ،چنین میپندارم من لا اقل ، آنان با همه ای " زیبایی ها و زشتی ها " ی که داشتند ، در تاریخ ایستاده اند ، چه تجربه ها که نکردند و آنهم چه دردناک ، و اما در میدان پر پهنا ی جنگ سرد ، بازنده شدند ،ونا گفته پیداست ، گزینه های سراشیبی را ، خود با رفتار ناشیانه ، هزینه کرده بودند به اضافه محرک های بیرونی ، همو بازنده های که قاعده بازی را خوب یاد گرفتند ، اما برخی هاشان ، هنوز پایان بازی را نمی پذیرند و گذشت زمان را و در پی توجییه خود اند و در بی تفسیررفتاری شان . هر چند رویکرد رفتاری تنی چند از آنان ،سمپاتی زا است و استثنا یی در این قاعده ناشیانه و اما میپرسم از خودم : لزوم هم آواهی با آنان ، به علت گذشته و فراز ها و فرود های وظیفوی ، مجاز است مگر ؟ اینان در تاریخ اند یا که بیرون تاریخ ایستاده اند ؟.چه بخواهید یا که نه ، " کله کشک " گه و بیگاه همین جماعت مسحور بالاییان ،جمع "حواس پریشان " را ، پریشانتر میکند زیرا اینان با رابطه " پاتروناژی"۵ شان در گذشته ، از " کلینت ها "۶، رفتار دلخواه میطلبند ، آنانیکه نه پنهان اند نه پیدا ،هم هستند و هم نیستند ،در " تالار آییینه "ایستاده اند و از خود "لایتنایی " تصویر میدهند ونقد گذشته رهبران ، در درون " واحد آینده " ، گفتمان و تساهل میخواهد که زمینه های ان باید هزینه گردد ، نیبینیم که نسل دوم " برادران مسلمان " ،چگونه از زبا ن درشت خو و رفتار بسته ، عبور کردند وبا گذشته ای شان ، سنجش و داوری بی عناد و پذیرفتند که ، مفهوم " جهاد و رهبران جهادی" در متن " جنگ سرد آنزمانی " ضرورت به تعریف نو دارد و حجت حقانیت و مشردعیت آن تفسیر دگر.همانگونه گه ، گفتمان همایش هامبورگ ،تصویر روشنی بیرون داد از : " بالا بلندان و قد کوته ها " ، از " گذشته نشینان و حکایات تاریخ " و از " نفس کشیدن با زمان و اندیشیدن و عملگرایی " ، زبان پالوده و بی پیرایه و رفتار بی تفاخر نسل غریب ،عنایت بسیار بود که برای من و ما که حاشیه نشینیم و درگیر روزگار و هر جا را قبله نپنداشته ایم . حمایت و کفایت بسیار برای پایان گذشته درد آلود ،چنان چون سوره " سبع المثانی "۷ برای به گور سپاری ناباوری ها ،هر چند این حرف حمل بر ساده انکاری و خوشی بینی مفرط گردد، اما چنین می اندیشم من.
آویزه ها: ۱:دشت ماریه یاکه دشت کربلا۲:بیتی از عارف قزوینی۳:آمار برگرفته شده از دفتر سازمان ملل در کابل۴:حرف معروف فوکو۶:پاتروناژ :افراد صاحب قدرت که زیر دستان را با دادن امکانات ،وادار به اطاعت میکنند۷:کلینت:آنانایکه با کسب امتیاز از بالاییان ،قرمان پذیرند ۷:سوره سبع المثانی یاکه سوره فاتحه
زه یو څوک پیژنم سرفراز مومند زه یو څوک پیژنم چې دکوڅی ماشومانو ښه ماشوم ګاڼه-په مکتب کی همصنفانو اونوروهلکانو ورته ښه شاګرد وایه . زه یو څوک پیژنم چې پلاراوموریی ښه ځوی او ورونو او خویندویی ورور ګاڼه-په پوهنتون کی دلایقواوشریفومحصیلنوپه جمله کی حسابیده زه یو څوک پیژنم چې دجومات ملا صاحب او دکلی خلک یی دیو لمونځ ګذاره مسلمان، با تقوا او نیک انسان په حیث پیژني- صوفی مشربه دی- دهیواد په کچه بهترین ژورنالیست ، په مسلک کی وارد اودهمکارانو سره صمیمی دی . زه یو څوک پیژنم چې ډیر شعرونه یی یاد دي خصوصا دصوفی شاعرانو دشعرونو علاقمنددی- دپخواني ښوخلکو حکایتونویی خبروته نوره ښکلا وربخښلې ده ښکلې او په زړه پورې خبرې به یي کولې- ضرافت یی په خبروکی له ورایه ښکاریده- اوریدونکي ورسره نه ستړي کیږي – په ملګرو او دوستانو کی یی ځانګړی ځای درلود او ټولوورته داحترام په سترګه کتل . زه یو څوک پیژنم چې سیاست یی نه کاوه خو د وطن دمصالحو سره بی طرفه نه ؤ دوطن سره یی مینه دهرچانه زیاته وه خود وخت په سیاسی ګوندونو او ډلوټپلو کی نه ؤ- دوطن دګټو په اساس یی ازاد قضاوت کاوه . زه یو څوک پیژنم چې دمهاجرت په څو کلنو کی یی وطن هیر نه کړ- وطن ورته ګران ؤ اوپدی ارمان چی کله به وطن کی دخدمت دپاره بیا شرایط برابر شی په دې هیله او انتظاریی شپې سبا کولې . نو دا شخصیت څوک دی؟ دا څوک دی چی په کوڅه کی ښه ماشوم- په مکتب کی ښه شاګرد په کور کې ښه ځوی اوښه ورور- په کلي او جومات کې په ښو اخلاقو مشهور- په پوهنتون کی لایق او ښه محصل – په سیاسی خرابیو کی شریک نه دی – ملګري او دوستان ورته احترام کوی . نودا څوک دی؟ دومره ښیګڼې په لږو انسانانو کی یو ځای کیدی شی او هغه څوک چی دومره صفتونه ولری نو هغه ته باید انسان وویل شی . هغه ښه شخصیت الحاج غوث زلمی دی- زه چی غوث زلمی د ډیر پخوا نه پیژنم په پوهنتون کی زما شاګرد ؤ- دا ټولې ښیګڼې می عمیق دده په شخصیت کی لیدلی دي- نو ځکه هغه تهمتونه چی په نوموړي لګیدلي دی زه پری باور نه شم کولی او که چیرې دیو انسان په حیث ترې غیر اګاهانه کومه اشتباه شوی وي- نو پروردګار عالم هم په توبه انسان بخښی- باید غوث زلمی عفه شی او ضایع نه شی- دده له فهم - دانش – انرژی او شخصیت څخه دوطن په ګټه استفاده وشی- اوس هم لا نا وخته ندی . دغوث زلمي دخلاصیدو اووطن ته یی دخدمت په هیله . سرفراز مومند
آخرین تحولات سیاسی و امنیتی پاکستاناسلام آباد – حمله مجدد هواپیمای بدون سرنشین آمریکا به منطقه وزیرستان شمالی، تظاهرات وکلا و حقوقدانان در اعتراض به آصف علی زرداری و درگیری درمرز هند و پاکستان ازجمله مهمترین تحولات بیست و چهار ساعت گذشته این کشور محسوب می شود.
* تنش بین دیوانعالی و
دولت پاکستان
بر بیناد اطلاعات رسیده دیگرک
حمله موشکی آمریکا به
منطقه وزیرستان شمالی، انفجار بمب در ایالت
سند، تشدید فضای امنیتی در
ایالت سرحد به ویژه پیشاور و در نهایت تعلیق انتصاب
دو قاضی ارشد از سوی
دیوان عالی پاکستان از مهمترین تحولات سیاسی و
امنیتی این کشور طی بیست و
چهار ساعت گذشته محسوب میشود. مقامهای پاکستانی اعلام کردند افرادی که در این حمله کشته شدند، از اعضای گروه طالبان بودند.
بیش از هفتصد نفر از اوت
دو هزار و هشت میلادی تا کنون درحملات
هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی به
مناطق قبایلی پاکستان کشته شده اند.
شدت انفجار به حدی بود که شیشه منازل
مسکونی تا شعاع چند صد متری شکسته شد. آصف علی زرداری طی حکمی دستور داده بود که دو قاضی جدید یکی در دیوان عالی کشور و دیگری بعنوان رییس دادگاه عالی لاهور بکار گرفته شوند. دیوان عالی پاکستان پس از این حکم اعلام کرد که اقدام زرداری، خلاف بند دویست و شصت قانون اساسی پاکستان است که میگوید رییس جمهوری باید برای انتصاب قضات جدید با دیوانعالی کشور مشورت کند.
دیوان عالی پاکستان ضمن
تعلیق فرمان رییس جمهوری برای انتصاب دو
قاضی جدید اعلام کرد که هجدهم
فوریه این موضوع را بار دیگر بررسی میکند. نیروهای امنیتی پاکستان پس از پاکسازی دره سوات از وجود شبه نظامیان طالبان، هم اکنون در کمربند قبیلهای این کشور با شبه نظامیان درگیر هستند. بر اساس گزارش اخیر موسسه پژوهشهای صلح پاکستان سال ۲۰۰۹بدترین سال برای مردم این کشور از نظر امنیتی بوده بطوریکه طی یکسال شمار قربانیان حملات و انفجارها به بیش از دوازده هزار تن رسید. افزون بر حملات تروریستی، موسسه پژوهشهای صلح، بیثباتی سیاسی، درگیری های بین قبایل و درگیریهای مرزی را به عنوان دغدغههای اصلی امنیتی پاکستان ذکر کرده است. محمد امیر رعنا رییس موسسه مطالعات صلح میگوید:بدترین نکته در راهبرد دولت در هم آمیختن مبارزه با شبه نظامیان با اقدامات ضد تروریستی است، تروریستها راهبردهای جدیدی اتخاذ کردهاند اما دولت بدون هدف مشخص یا وجود یک سیاست ملی برای مبارزه موثر با تهدید فقط با آنها تبادل آتش می کند. وی میافزاید: متاسفانه درحال حاضر هیچ گونه هماهنگی بین موسسات اطلاعاتی و پلیس پاکستان وجود ندارد. ژنرال اطهر عباس سخنگوی ارتش پاکستان در این خصوص معتقد است:سال ۲۰۱۰یکی از سالهای ایجاد ثبات در آن چیزی است که نیروهای دولتی در سال ۲۰۰۹ علیه تروریستها به دست آورده اند.
تهیه و ترتیب : برهان الدین « سعیدی »
بـیـسـت و پنجمین سالگرد وفات علامه دوکتور محمد سعید « سعید افغانی» « ۱۹۲۲ ــ ۱۹۸۵ میلادی »
محمد سعید در ده خیر آبـاد ، قـریه عمرزئی ولايت لغمـان در یک فامیل روحانی ، تصوفی و مدرس در سال « 1300 هجری شمسی » چشـم به جهـان گشـود . او تعلیمات ابتدائی از نظم و نثر دری و مبادی فقه عبادات صرف و نحو و رساله های علم منطق و غیره را از والدامجد خود مولوی عبدالمجید که از جمله مدرسین ، مجاهدی نامدار وطن و یکی از مشایخ مشهور طریقت قادریه شریفه بود ، آموخت و بنابراستعداد خا ص که داشت بعد از سپری نمودن امتحان فوق العاده در صنوف بالا تر مدرسه عالی دارالعلوم عربی کابل ، شامل شد. محمد سعید به مجرد فراغت و کسب لقـب « مولوی» ؛ به حيث استاد در همین مدرسه مقررشده و بنام « مولوی سعید افغانی » شهرت یافت و درپهلوی آن به تدریس ، امامت ، وعظ و نصیحت و کارهای فرهنگی توام با نوشتن مضامین « دینی، اجتماعی و سیاسی » پرداخت.
مولوی سعید افغانی در سال ( 1328 هجری) به حيث مدير مدرسه دارالعلوم نجم المدارس ولايت ننگرهار که در قریب جوار مرقد مبارک علامه نجم الدین مشهور به « هده صاحب » شیخ طریقه قادریه موقعیت دارد و یکی از مشهور ترین مدرسه دینی آن وقت در افغانستان بود، توظیف گردید . او برعلاوه پیشیبرد امور مـدرسه نجم المدارس به کارهای فـرهنگی، امامت و موعظه ای دینی و کار وسیع سیاسی برای تنویر جامعه پرداخت و همچنان جریده قلمی را بنام « النجـم » که بیشتر از نیم قرن قدامت تاریخی دارد ، با شعار« خدمت به مردم و وطن » تأسیس کرد و خود منحیث مدیر مسوول ؛ کار نشراتی آنرا به پیش میبرد ، تا اینکه بنابر فعالیت های دینی، ملی ، اجتماعی و تربیه صدها امام ، مدرس، قاضی و عالم دینی بعد از ده سال خدمت در مدرسه دارالعلوم نجم المدارس به مرکز افغانستان « شهرکابل » تبدیل گردید که در مورد علت تبدیلی موصوف مرحوم مولوی محمد هاشم « کامه وال » درسال ( ۱۳۶۳ هجری شمسی ) چنین نوشته است:
( ماه مبارک رمضان رسید و پادشاه وقت در جلال آباد بودند و در مسکن شاه « باغ کوکب » سرشته ختم کریم در اثنای نماز تراویح که در مذهب حنفی « رح » عبادت های مصنونه است ګرفته شده بود ، در آن اشتراک ورزیدند . مدیر صاحب نجم المدارس « مولوی سعید افغانی » با چند نفر استادان مدرسه نیز در آن ختم شرکت کرده بودند ، در شب اخیر ختم طوریکه تامل است سخنرانی های اجتماعی و موعظه دینی ایراد میګردد ، دوکتور صاحب فرصت را غنیمت دانسته بحضور پادشاه آیه قرآن کریم را تلاوت، ترجمه و تفسیر نمودند از اثر درد دل که با آمور وطن و بهبود آن برای بهبود اهل وطن داشتند به جرئت حق ګوئی ضمنآ خطاب به پادشاه ګفت : اګر چه در قانون اساسی ذکر ګردیده که پادشاه شخصآ واجب الاحترام و غیر مسوول اند ، ایا شما فرمانی را صادر کرده اید و از علمآ و خطبآ خواهش کرده اید که به یادداشت کلمه بنده خدا «ج » در خطبه بشما دوعا بکنند و بنده شرعآ به نزد خالق رب العالمین مسوولیت داشته می باشد بلکه در ذهنیت عامه کافه ملت و رعیت نیز مسوولیتی دارید . خواهش میکنم ؛ تا شخصآ نیز قبول زحمت فرموده به امور اداره عامه وطن توجه کرده و جلو خود سریهای بعضی مامورین بزرګ را بګیرید و ... فردا آن مولوی صاحب را وزارت معارف خواسته و به حیث معلم مکتب ابتدائی در شهر کابل مقرر شدند و مولوی صاحب به صبر استقامت از این امر اطاعت کردند . ) سعید افغانی بدون ترس از صدمه حاکمیت و قدرتمندان وقت، همواره به اداء رسالت و وظایف ایمانی و وجدانی پرداخته و برای تنویر اذهان ملت و خاصتا جوانان کشور در پهلوی کار های فرهنگی ، تنویری و خطابت ؛ جريده قلمی تحت نام « اخلاق » را در لیسه عالی حبیبه شهر کابل تآسیس و به دست نشر سپرد که محترم خلیل زمر خاطرات شان را تحت عنوان « یک معلم و یک رهنمائی خوب » چنین نوشته است : ( دقیق بیاد دارم که سال « ۱۳۴۱ هجری شمسی» بود و من در صنف دهم لیسه حبیبیه درس میخواندم . مردی بلند قامت ، با وقار و سنګین که دارای لباس منظم و پاک و تمیز بود ، یکجا با محترم محمد یعقوب سر معلم مکتب وارد صنف ګردید و یعقوب خان موصوف را اینطور معرفی نمود : او محمد سعید افغانی نام دارد و پس از این بشما مضمون تفسیر را تدریس خواهند نمود ، پس از این معرفی مختصر استاد سعید افغانی به تدریس آغاز نمود . او با سایر معلمین علوم دینی که تا آن دوران من دیده بودم تفاوت کلی داشت ، موصوف شمرده و حساب شده حرف میزد ، با حوصله و با تمکین بود و در طول دو سالیکه او معلم بود یکروز هم حالت عصبانیت و بی موازنګی را از او ندیدیم . استاد سعید افغانی یک معلم مهربان بود و به همه ګونه سوالات شاګردان پاسخ میګفت و این حرفهای استاد تا کنون در ګوشم طنین انداز است : دین اسلام ، دین اخوت و دین برادریست ؛ عفو و ګذشت بر انتقام و خشونت در آن برتری دارد و.. ) .
سعید افغانی درسال « 1342» هجری شمسی مطابق « 1964» ميلادی غرض تحصيلات عالی به پوهنتون « الازهر » مصر اعـزام گردید و در آنجا بر علاوه تحصیلات عالی ، به امورفرهنگی نیز مصروف شد و بحیث مسوول امور نشراتی « بخش افغانستان » در رادیو قاهره به معرفی کلتور مـردم افغانستان و روابـط تاریخی دو ملت « افغـان ومصر» پر داخت و بعدآ به پاس خدمات شایسته شان در این عرصه به صفت امــرشعبه نطاقان بخش پشتو « کبیرالموذ عین » در رادیو قاهـره تؤظیف شد .
سعید افغانی برعلاوه اینکه درآموزش علوم ذکاوت خاصی داشت ؛ شخصتی « مهربان ، دلیری و شجاع » توام با عواطف و احساسات بشری، خیر خواه ، مردم دوست ، صلح و امنیت پسند، طرفدار سرسخت در مقاومت و دفاع از عقاید حقه اسلامی واقعی بـود ، که بنابر این صفتش در شب حمله نظامی بالای کشور مصر۱۹۶۷ میلادی ، با قبول تمام خطرات حیاتی ؛ به رادیـو قاهـره رفت و برعلاوه نشرات پشتو ، نشرات عـربی رادیو قاهره را با « فصاحت زبان ، خلاقیت ژورنالستی و توضیحات عالمانه » فعال نگهداشت و از آنطریق مردم و قوای مسلح را به نفع مردم مصر ، جهان اسلام و دولت فـقید جمال عبدالناصر رﺋیس جمهور وقـت جمهوری عربی مصر به اتحاد ، متانت و پایداری دعوت کرد که به پاس این شجاعت تاریخی شان از جانب فقید جمال عبدالناصر رﺋیس جمهور مصر رسمآ به حضور پذیـرفته شده ومورد تمجيد و ستایش شان قرار گرفت.
رﺋیس جمهور مصر ، با حضور داشت وزیر ارشاد و فرهنگ از شجاعت و دلیری سعید افغانی قدردانی کرده و چنین گفت : ( این ابتکار شجاعانه شما کارنامه های علامه سید جمال الدین افغانی را درخـاطرات مردم مصر دوباره تازه ساخت ، فلـهذا دولت مصر از شما علا مه دوم و از مردم افغانستان قلبآ ابراز سپاس مینماید . ) سعید افغانی در مقابل از حسن نظر و اخلاص جلالتماب فـقید جمال عبد الناصر سپاس و تشکر کرده و بر روابط تاریخی بین مردمان دو کشور تاکید نمو د و همچنان جمال عبد الناصر به وزیرارشاد وفـرهنگ اسلامی هدایت داد تا به پاس خدامات سعید افغانی و تحکیم هر چه بیشتر روابـط مردم « مصر و افغانستان » ؛ دو جلد کتاب شان را بنام های : « شيخ الااسلام عبدالله الانصاری الهروی و نابغهّ ءالشرق السيد جمالالدين الافغانی » چاپ نماید .
سعید افغانی بنابر ذکاوت و استعداد خارق العاده ئی که داشت، توانست در مدت کمتر از « پنج » سال اقامت خویش در کشور جمهوریه عربی مصر، برعلاوه لیسانس « اصول دیـن » ، دیپلوم « ماستری » و دیپلوم « دوکتورا» راموفقانه در رشته « فلسفه و الهیات » از پـوهنتون مشهور اسلامی جهان « جامعه ّالازهـر الشریف» بدست آورد ، با کمال افتخار و سربلند ی به وطن خویش عـودت کرد و به صفت « استاد » در دارالمعلمین روښان « کابل » و بعدآ در پولتخنیک کابل به تدریس مضامین « تاریخ اسلام » پرداخت.
دوکتور
محمد سعید
« سعید
افغانی » به شخصيت انسان حرمت میگذاشت
، با همه با حوصله و فراخدلی برخورد میکرد ، اهـل منطق و
استدلال بود ، به محراب فضیلت وعلم
احترام بی شایبه داشت و در اوج جاه و جلال
به تواضع زیست و منحيث فرزند صالح وطن و
بمثابه محقق پرتلاش و حقيقت جو ، بعد از غور و بررسی همه جانبه اوضاع
سياسی و اجتماعي
وطن
بخاطر ایجاد یک « جبهه متحد ملی »
شعار زيرا :
استاد سعید افغانی به همکاری استادان دموکرات کوشید ، تا اتحادیه استادان پوهنتون کابل را منحیث مدافع حقوق صنفی و حرکت ممد احیای دموکراسی در وطن سوق و رهبری نماید ، بر علاوه اینکه اتحادیه رااز لغزش به چپ و راست به دور نگهداشت ، زمینه و وسایل را بخاطر تشکیل جبهه متحد ملی به اشتراک فعال تمام احزاب ، سازمانها و شخصیت های ملی و اجتماعی آماده ساخت که بگونه مثال میتوان از جمله فعالیت و سازماندهی موصوف به صفت معاون شورای مرکزی اتحادیه استادان پوهنتون کابل ، در اجتماع بزرگ احتجاجیه مـردم شهر کابل که در( 13 مارچ 1973 میلادی ) در پارک زرنگار شهر کابل تدویر گردیده بود و در آن نمایندگان احـزاب و سازمانهای مختلف سیاسی ، ملی واجتماعی اشتراک و سخنرانی نمودند ، منحیث اولین قدم علنی بخاطـر ایجاد جبهه متحد ملی درکشور بشمار برد که در مورد محترم محقق م . ح . بارق شفعیی خاطرات شان را بنام « خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود » چنین نوشته است : ( دکتور سعید افغانی نه تنها یک طالب العلم ، با استعداد سرشار و خسته ګی ناپزیر در آموزش علوم عصر خود بود ، بلکه عالمی جهید در علوم فلسفه و تصوف اسلامی ، دانشمندی وارد تاریخ و فرهنګ کهن سال کشورو منطقه خویش و در تمام این عرصه ها استاد توانا و آموزګار هنرمند و دانایی نیز بود . دکتور سعید افغانی می کوشید اتحادیه را از سوائب لغزش به « چپ » و « راست » به دور نګهدارد ، که الحق در آن ګیرودار کار آسانی نبود ، مع هذا ؛ اتحادیه در مسایل سیاسی به صورت محسوسی از مرکز به طرف « چپ » اتخاذ موضوع میکرد و این یکی از عواملی محبوبیت بیشتر استاد سعید افغانی در نهضت ملی و دموکراتیک کشور بود ، در عین حال او میکوشید با استفاده از این تجربه در زمینه وسیعتری ، این اشتراک مساعی در بین نیروهای سیاسی دارای تمایلات ګوناګون را ، با تجربه به نقاظ مشترک در اهداف عمومی شان ، به اشتراک در یک جبهه متحد دموکراتیک و ملی در معرض آزمایش قرار دهد، ولی اتحاد ملی به زمینه و یا زمینه های عینی مبارزات متحد ملی ضرورت داشت و.... ) علامه دوکتور محمد سعید « سعید افغانی » هم عالم مجتهد بود و هم روحانی ؛ هم ملا بود و هم مدرس ؛ هم سیاست مدار بود و هم در راه عدالت صادق ؛ هم استاد فلسفه بود و هم الهیات ؛ هم در علوم دینی وارد بود و هم در علوم اجتماعی ؛ هم محقق پر تلاش و هم مبارز راه صلح و آرامش چنانچه مرحوم مولوی محمد هاشم « کامه وال » در خاطرات شان چنین نوشته است . ( دوکتور صاحب سعید افغانی ؛ صاحب قـوه قدسیه بـود ؛ از نفس خویش بـرآ مده و گذشته بود، دائمـآ در فکر حصول سعادت و آرامی برای کـافه بشریت علی الخصوص برای اهـل اسلام و اهـل وطـن محبوب خود بود و ... )
سعید افغانی قلم توانا داشت ؛ او با نوشتن بیشتر از « سی و هفت » جلد کتب و بيشتر از « دوهزار عنوان مقاله و مضمون » به زبانهای « پشتو ، دری و عربی » البته چه در بخش فلسفه ؛ چه هم در دنیا ی تصوف و چه هم در عالم اجتماعیات ! آرزو داشت تا بشریت را از در خشش حقایق آگاه سازد ، که در این بحث کوتاه صرف بگونه مثال بخش اندک از اندرزهای جناب شان را خدمت شما پیشکش میدارم : ــ عـباد ت ؛ رکــن اساسی مسلمانی است ! پس بر هـر فـرد مسلمان واجب است تا با خلوص نیت ، محبت و متکی بــر ارشادات رسول اکــرم صلی الله علیه و سلم ، فقـط رب العالمین را پرستش و عبادت ، خالصانه نماید . ــ زندگی تحفه حق تعالی ؛ بخاطر« سعادت و خوشبختی » بشریت است ؛ که آن را میتوان با « ریاضت و عبادت ، عشق و محبت ، اعتماد و باور ، صبر و حوصله و گذشت و فداکاری » بدست آورد و از مزایای آن مستفید شد . ــ عشق و محبت ! جذبه ، الهام ، میل روح ، انوار و تجلی الهی ؛ بر دل پرهیزگاران و مومنان صادق است که بالوسیله آن میتوان به ثمره نعمات در گاه الهـی نایل شد ؛ پس هــر آنکه از این نعمت حـق تعالی بـدور ماند ، غـافل است ؛ و جفا کــار ! ــ با شکر گذار از مزایای زندگی لذت ببرید ، بخاطر اینکه فرصت از دست رفته دوباره میسر نمیگردد . ــ رمز سعادت و خوشبختی بشریت در « حسن خیر ، تعقل سالم ، تعاون و همزیستی مسالمت امیز » است . ــ رمز سعادت و نیکبختی دنیا و عقبا در کار عمل خیر مضمر است و از همین جهت است که قیامت و تباهی عمومی آن وقت به میان میاید که مفکوره و عمل خیر بکلی از بین برود . ــ زندگی شیرین است ! اگر با « عشق و محبت » آن را بناء کرد و با تعقل سالم از مزایای آن لذت برد . ــ دنیا زیبا است ! اگر به زیبائی آن کوشید و از آن حظ برد . ـــ محبت « دوستی و نشاط قلب » است که زمینه و وسایل تفاهم و حظ و لذت را در وجود انسان پرورش میدهد و مانع رشد « کینه ، نـفرت و کدورت » میگردد . ــ خانه و خانواده کانون سعادت و خوشبختی است ! درصورتیکه با « نیت پاک » تهداب گذاری گردد ، با عقل سیلم و قلب مملـو ازعشق و محبت به بقای آن کـوشید و با « امانت داری، صبر، حوصله ، گذشت و فداکاری » به ضوابـط آن احترام گذاشت و از آن حفاظت کرد ــ یکی از روش های اساسی در تربیت اطفال آن است ؛ تا والدین با « محبت ، صميميت و دوستی » اطفال خویش را به گوش کردن ، عادت دهند و بعدآ آنها را « تربیت ، تعلیم ، رهنمائی و کمک » دوامدار نمایند . اگـر این روش و شیوه والدین ، در تربیت اطفال شان تـوام با « دلسوزی ، اعتماد و حوصله مندی » باشد ، در آن صورت نتایج و سطح « مسوولیت، فعالیت وعلاقمندی » اطـفال در بـرابـر « والدین ، خانواده و جامعه » موثر است . علامه سعید افغانی متاهل بود ، نه پسر و دو دختر داشت ، که فعلآ هشت فرزند شان در قید حیات بوده و مصروف کار های فرهنگی وکلتوری بوده و از آنطریق در برابر وطن و مردم رسالت خویش را اداء مینمایند . دریغا ؛ مولانا محمد سعید « سعید افغانی» خـوش درخشید ولی دولت مستعجل بود ! او به تاريخ « اول حوت 1363 هجری » مـریض شد و به بتاریخ « هفـت حوت 1363 هجری شمسی » مطابق « 25 فبروری سال 1985 ميلادی » ساعت دو بعـد از ظهر ، روز دوشنبه به عمـر شصت و سه « ۶۳ » سالگی ضربان قلب مهربانش در حالیکه پروف کتابش را اصلاح میکرد ، از حرکت باز ماند و درشفـاخانه اکادمی علوم طبی ، داعی اجل را لبیک گفت و بعالم جاودانی شتافـت. جنازه مرحوم سعید افغانی بتاریخ « هشتم فبروری 1958 » با مراسم خاص توام با اشتراک صدها تن « علما ، روحانیون ، دانشمندان ، بزرگان حکومت ، مخلصین ، شاگردان ، دوستان و اقارب » در مسجد جامع پل خشتی شهرکابل اداء گردید و مطابق وصیت شان در جوار مرقد حضرت تميـم الانصـار « رح » در شهـدای صالحین به خاک سپرده شـد . « ا نالله و انا الیه را جعون »
ماخذ و منابع :
ــ زما ژوند : نوشته علامه سعید افغانی ــ د سولی او تفاهم د لیاری مبلغ دوکتور مولوی محمد سعید افغانی : نوشته سر محقق عیدالله خدمتگار بختانی ــ جراید النجم : موسس مولوی سعید افغانی ــ اندرزهای دری : نوشته علامه سعید افغانی ــ تذکر مختصر در باره شخصیت الحاج دوکتور سعید افغانی : نوشته مرحوم مولوی محمد هاشم « کامه وال» ــ خــوش درخشید ولی دولت مستعجل بود : نوشته محقق م . ح . بارق شفعیی ــ ششمین سال وفات شخصیت فرزانه سعید افغانی : نوشته سر محقق محمد صدیق سیلانی ــ ارواښاد مولانا سعید افـغانی اودهغه ټولنیز شخصیت : مولوی غلام سرور منظور ــ په وطـن مین یو ستر استاد : نوشته پوهاند داکتر محمد قاسم « جمدر » ــ د سولی او ټولنیز عدالت دلاری پیژندل شوی شخصیت : نوشته شاه محمود « حصین » ــ مبارز راه صلح و تفاهم : ارگان نشراتی د حق لاره . ــ سوله او تفاهم د سعید افغانی له نظره : نوشته محمد رحیم یوسفی ــ استاد سعید افغانی محقق پر تلاش و هم مبارز راه صلح و آزادی : نوشته ولی « فنی» ــ یک معلم و یک رهنمای خوب : نوشته خلیل زمر ــ استاد افغانی د علم او فرهنګ دلاری یو تلپاتی نوم : شماره ۴۸ مورخ ۱۳۶۹ روزنامه پیام . ــ مرحوم استاد سعید افغانی : شماره ۳۱ مورخ ۱۳۶۹ جریده الاسلام. ــ د سولی مبارز : ارگان نشراتی د حق لاره .
له ښاغلي كرزي سره د زړه خواله
احسان الله آرينزى
په افغانستان كې د ملكي خلكو بېسارې او پرله پسې وژنې د خلكو، دولت او نړېوالو سوله ساتو ځواكونو تر منځ ژور واټن رامينځه ته كړى او په دولت يې د عامو افغانانو ډېر كم كړى دى.
د 2009 كال د پاى په اونۍ كې امريكايانو په لغمان، كنړ، هلمند او .... كې عام خلك ووژل او دا هغه غملړلې لړۍ ده چې له څو كلونو راهيسې روانه ده او هره ورځ په افغانستان كې څو- څو كورنۍ د وير په ټغر كېنوي او د اوښكو ويالې بهانده ساتي.
د همدې نويو پېښو اورېدلو دې ته وهڅولم چې له ښاغلي ولسمشر سره د هغه واړه مجلس خاطره راياده كړم چې غالباً څلور يا پنځه كاله مخكې د جمهوري رياست په ماڼۍ كې جوړ شوى و. دا هغه مجلسونه وو چې د ښاغلي عبدالكريم خرم په نوښت جوړېدل. خرم صيب هغه وخت د جمهوري رياست مطبوعاتي او فرهنگي سلاكار و او لا وزير شوى نه و. په هر صورت لومړى يا دوهم ځل و چې موږ څو كسه فرهنگيان يا د رسنيو چلوونكي د ولسمشر دفتر ته لاړو چې د هېواد په فرهنگي مسايلو يا روانو چارو سپينې خبرې وكړو. زه گومان كوم په هغه ورځ ښاغلي حامد كرزي وويل چې كومه ځانگړې اجندا نشته او د هېواد په روانو چارو به صفا- صفا خبرې وكړو. ده همدا راز له حاضرينو څخه وغوښتل چې دا خبرې ډېرې شخصي او غير رسمي وبولي او ثبت او نشر يې نه كړي. په هغه وخت كې په هېواد كې د اداري فساد په هكله ډېرې خبرې نه كېدې. جگړې هم ډېرې پراخه نه وې; خو د هلمند، كندهار، زابل او ارزگان څخه د نښتو او په تېره بيا د ملكي خلكو د وژنو خبرونه راتلل. له دې ډېر مخكې كابل ته له پكتيا څخه د سولې د جرگې يا د مشرانو په كاروان هوايي بريد شوى و چې په لسگونو كسانو ته يې مرگ ژوبله اړولې وه، په ننگرهار كې په يوه واده داسې يرغل شوى و چې يوه ښادي يې په لوى ناورين بدله كړې وه او داسې نورې ورته پېښې چې خلك يې ډېر خپه كړي وو او له دولت څخه د ولس د ليرې كېدو سره څراغونه روښانه شوي وو! په هر صورت په هغه غونډه كې چې زه يې دلته يادول غواړم، لومړى ښاغلى ولسمشر لنډې خبرې وكړې. ده وويل چې كوم څوك د ده د ماما په نامه هلمند ته تللى او هلته يې دوه مياشتې لنډۍ پاچايي چلولې ده! دې سړي بنديان له بنده خلاص كړي، د خلكو څو كلنې حقوقي دعوې گانې يې حل وفصل كړي، رييسان او مديران يې مقرر كړي او لنډه دا چې د حامد كرزي د ماما په نامه يې ښه ډېر اجرات كړي او كېداى شي چې ښايسته ډېرې پيسې يې هم غونډې كړي وي! ښاغلي ولسمشر د خپل (ماما) له كيسې وروسته د روځې تودې موضوع ته اشاره وكړه او وې ويل چې ناټو او انگليسان اوس له دولت سره لږ- لږ مشوره كوي او ښايي چې نور نو غلط او خپلسري كارونه ونه كړي! لكه چې گرانو لوستونكو ته پوره پته ده ښاغلي ولسمشر په تېرو شپږو كلونو كې په وار- وار په نړيواله ټولنه او په افغانستان كې په مېشتو نړيوالو ځواكونو چې څوك يې له نړېوال تروريزم سره د جگړې اتلان بولي، څوك يې نړېوال سوله ساتي ځواكونه بولي، څوك يې په سيمه كې د امريكا د راتلونكو ستراتيژيكو پلانونو لښكرې بولي او څوك ورته د يرغلگرو بهرنيو ځواكونو په سترگه گوري، غږ كړي چې خپلسري، بې مسووليته او بې هدفه هوايي او زمكني يرغلونه بند كړي او په جگړو كې د ملكي وگړو د خونديتوب حق ته درناوي وكړي او اخطار يې وركړى چې له تروريزم سره جگړه د افغانستان په كليو كې نه ده، دا جگړه بايد د ډيورند له تش په نامه پولې هاخوا متمركزه شي چې د جگړه مارو اصلي ځالې وځپي; خو ښكاري چې څوك دې خبرو ته ډېر غوږ نه ږدي او د جگړې ښامار هره روځ د افغاني ملكي وگړو او په تېره بيا د بې گناه بوډاگانو، ښځو او ماشومانو ژوند اخلي او په افغانستان باندې د شوروي اتحاد د سرو پوځونو د يرغل خاطرې تازه ساتي! ښاغلى ولسمشر په هغه مجلس كې لږ وړاندې وويل چې نور نو دا بهرني پوځونه حق نه لري چې د افغانستان د دولت د چارواكو له خبرتيا پرته عمليات وكړي. داسې عمليات د دوى حيثيت ته زيان رسوي او له تروريزم او طالبانو سره جگړه له ننگونو سره مخامخ كوي. له دې وروسته د فرهنگيانو وار شو. ښاغلى حاجي سيد داود د افغان نشراتي مركز مشر خبرې وكړې، د ارمان ملي مسوول مدير ښاغلي مطهر څه وويل او بيا زما وار شو. ما تر سلام او احترام وروسته ښاغلي حامد كرزي ته وويل چې له يوې خوا په هلمند كې وضع داسې ده چې يو نفر ستاسو د ماما په نامه هلته ځي او بې له كوم قانوني مجوزه اجراات كوي; خو د سيمې والي او نور چارواكي په دې نه پوهېږي چې دا سړى څوك دى؟ او ولې دا چارواكي دومره اخلاقي جرئت نه لري چې دا سړى كه د جمهور رييس ماما هم وي، د ولايت په چارو كې د مداخلې حق نه لري او له بلې خوا چا تاسو ته مشوره دركړې ده چې انگليسان دې په هلمند كې ځاى په ځاى شي؟ جناب رييس جمهور تاسو په خپله، ستاسو مشاورينو او يا هم انگليسانو په پرېكړه كړې چې په هلمند كې دې ځاى په ځاى شي؟ جمهور رييس پوښتنه وكړه چې ولې؟ ما ورته وويل چې موږ اورېدلي دي چې انگليسان هم زموږ افغانانو په شان خپل كسات نه پرېږدي او په داسې وخت پسې گرځي چې خپل پخواني غليم په وينو كې ليت پيت كاندي. زما مطلب دا و چې هغه وخت په لوى كندهار (كندهار، زابل، نيمروز، فراه، هلمند او ارزگان) كې داسې گونگوسې روانې وې چې په ميوند كې يو وخت دوولس زره انگليسان وژل شوي او دا خلك اوس د كسات د اخستلو له پاره راغلي دي او كېداى شي چې دا زمكه په سره تبۍ بدله شي! زما ښه په ياد دي چې ولسمشر حامدكرزي وويل چې زه داسې فكر نه كوم او د خبرو لورى يې بدل كړ! اوس له هغه وخته پنځه كاله تېرشوي . اوس ښاغلى حامد كرزى، د افغانستان خلك او نړيواله ټولنه ويني چې د لوى كندهار په زمكه واقعا اور بل دى .ناټو ډېر بې مسووليته او بې هدفه بمباري كوي او د خلكو په كورونو خېژي. دا عمليات عام وګړي د چرګانو په شان وژني او هره روځ نوي او نوي غمونه او ويرونه جوړوي .اوس دا اور د لوى كندهار له خاورې وتلى، غزني، وردك، پكتيا، پكتيكا، خوست، د ننګرهار ځينې سيمې، لغمان، كونړ او نورستان هم په دې اور كې سوځي. د افغانستان په شمال ختيځ او شمال كې هم بې امنيتي ډېره شوې او په ځينو سيمو لكه كندزاو بغلان كې خو جبهه يي جنګونه كېږي. د شبرغان او سرپل په ځينو سيمو كې هم د دولت مخالفين فعال شوي دي، بادغيس خو د طالبانو ستر مركز بلل كېږي او په هرات كې بې امنيتي د خلكو له پاره لوى تشويش پيدا كړى دى. شك نشته چې په ځينو سيمو كې به طالبان په بهرنيو ځواكونو ډزې كوي; خو د بهرنيو ځواب بيا د الوتكو د بمونو، توپونو او ټانګونو په سويه وي چې وچ او لامده يو ځاى سېځي .داسې مثالونه شته چې له طالبانو سره جګړه نن مازيګر پېښه شوې; خو بهرني وسله وال د شپې په درې بجو كلي ته ورغلي او خپل كسات يې له عادي خلكو څخه اخيستى! او يا يې په داسې بې بنسټه او حتى قصدي راپورونه اتكا كړې چې په لسګونو ملكي وګړي يې وژلي دي لكه په شين ډنډ، فراه، كندز، كونړ او نورو سيمو غملړلې بمباري چې خاطره به يې دوه درې نسله افغانان وځوروي او زړونه به يې دا ونه مني چې دا بهرني پوځونه د دوى مرستې ته راغلي وو! ما حقير د بنده ګانو څلور كاله مخكې د اريانا ټلويزيون له پاره په يوه سياسي تبصره كې ليكلي و چې يو ستر توپان د راولاړېدو په درشل كې دى. كه اوس يې مخه ونه نيسو، سبا به ډېر ناوخته او اوبه تر ورخه تېرې وي. په هغه وخت كې هېچا دغه خبرو ته غوږ ونه نيوه او هغه ترخه واقعيتونه يې په پام كې ونه نيول چې په افغاستان كې يې عملاً جريان درلود اوهره روځ ډېرېدل. په هغه وختونو كې چې دا خاطره ورپورې اړه لري د قدرت لېونيان د فيل په غوږونو كې داسې ارام ويده وو چې تا ويل ټوله دنيا د دوى په امر چليږي او د بختونو لمر به يې تل ترتله په هسك كې لوړ ځليږي. دغه كسانو د افغانستان له تېر دېرش كلن تاريخ څخه هېڅ پند نه و اخيستى او غوښتل يې چې هر څه په ځان تجربه كړي او د نورو بدې تجربې په پام كې ونه نېسي .همدا دليل و چې د دولتي ادارې كمزورتيا، اداري فساد، مافيا يې سوداګرۍ، قوم پالنې، تنظيم پالنې، د عواېدو او امكاناتو غيرعادلانه وېش او ډېرو نورو ستونزو خلك له دولت څخه دومره جلا كړل چې طالبان پياوړي شول اود دولت، ناتو، ايساف او امريكا په ضد يې وسله واله جګړه پيل كړه. امريكا او ناټو د دې جګړې د ګټلو له پاره دومره درندې وسلې په كار واچولې چې ملكي وګړو ته يې ډېر زيانونه واړول او خلك يې روځ په روځ له دولت څخه نور هم جلا كړل او داسې اټكل كېږي چې د دې جګړې لمن په نوره هم پراخه شي او له كنټروله به ووځي. اوس راګرځم بېرته همغه لومړنۍ خبرې ته چې موږ ريښتيا هم په دې سم نه پوهېږو چې دا رنګ- رنګ پوځونه د نړيوال سوله ساتي لښكر په چوكاټ كې افغانستان ته راغلي او كه خپلې _خپلې اجنداوې لري؟ د مثال په توګه انګلستان دلته د افغانستان د دولت له تګلارې سره جوخت كار كوي او كه د ميوند د ماتې كسات اخلي؟ اوس چې جمهور رييس هم تر پزې راغلى او په اصطلاح د نړيوالو دوستانو له خوا د عامو وګړو د بې مسووليته وژنو برداشت نور نه شي كولى، ښه ده چې له نوموړى ښاغلي څخه پوښتنه وكړو چې دى د افغانستان د راتلونكي په هكله څه فكر كوي؟ ايا دا رنګ – رنګ بهرني پوځونه ( امريكا يې، انګليسي، ناټو، ځانګړې ټولګې او ايساف ) به د جمهور رييس خبره ومني او د افغانستان د ملي وسله والو پوځونو مرسته او لارښونه به وكړي كه نه؟ او كه هر څوك خپلې- خپلې اجنداوې لري او د كور د خاوند په خوله پياز هم نه پوستوي. زه خو فكر كوم چې اوس هم ډېرناوخته نه دى چې د جوش په ځاى له هوش څخه كار واخلو او د هېواد د تېر تاريخ پرېكړو ته د درناوي سرونه ټيټ كړو. دا ولس هېڅكله بهرني ځواكونه نه شي زغملى، په هېواد كې ريښتانى يووالى راولو، ټول مطرح ځواكونه واك ته راوبولو، انحصار پرېږدو، سياسي فراست خپل كړو، له هېواد څخه د لويو او سيمه ييزو استخبارتي كړيو لاسونه لنډ كړو او هغه چا ته چې دلته د تېر كسات له پاره راغلي دا موقع ورنه كړو چې زموږ ريښې غوڅې كړې، زموږ كورونه او كروندې تباه كړي، زموږ هډونه مات كړي او په خپلو دغه افراطي اعمالو نورو ته بهانې په لاس وركړي چې په افغاستان كې په بل شوي اور نور باندې تيل وپاشي او دغه لرغونى هېواد او باتور خلك يې خداى مكړه د نيستۍ كندې ته ټېل وهي . * اوس چې دا زړه كيسه پاى ته ورسېده غواړم يو ځل بيا ښاغلي ولسمشر وګورم او ورته ووايم چې تا خو پنځه كاله مخكې داسې فكر نه كاوه چې د هلمند او لوى كندهار خاوره به په سره تبۍ اوړي، اوس خو تر نيمايي ډېر افغانستان په اور كې سوځي او د دې اور لمن هره روځ نوره هم پراخېږې. او څه فكر كوې چې راتلونكى به څنګه وي؟ اوس چې ښاغلى ولسمشر د افغاستان د ستونزې په ژورو رېښو پوه شوى ښايې چې لكه تېر ځلې داسې لنډ ځواب رانكړې چې (زه داسې فكر نه كوم ) او راته ووايي چې كه بل چا ته نه وايې; نو راځه چې د زړه غوټه درته پرانېزم او ښه ډېر درته وژاړم !!
|